مارکسیسم و انسان شناسی اقتصادی (2)

کیت هارت برگردان لیلا حسین‌زاده

تصویر: انگلس
چشمگیرترین دستاورد ترکیب مارکسیسم با انسان شناسی اواخر قرن بیستم اروپا،  اروپا و مردمان بدون تاریخ، اثر اریک ولف است(1982).  ولف بر ضد هنجار غالبی که تولید قوم نگاری های کاملا محدود ومشخص را به عنوان شرح هایی مستقل تصدیق می کرد، دانش وسیعی از انسان شناسی را درون تاریخ گسترده ای از توسعه ی سرمایه داری غربی و واکنش های محلی جای داد. همچنین به جای اتخاذ واژگان مفهومی مستعمل برای وضعیت های پیشاسرمایه داری...

 

انسان شناسی جامعه ی نابرابر

چشمگیرترین دستاورد ترکیب مارکسیسم با انسان شناسی اواخر قرن بیستم اروپا،  اروپا و مردمان بدون تاریخ، اثر اریک ولف است(1982).  ولف بر ضد هنجار غالبی که تولید قوم نگاری های کاملا محدود ومشخص را به عنوان شرح هایی مستقل تصدیق می کرد، دانش وسیعی از انسان شناسی را درون تاریخ گسترده ای از توسعه ی سرمایه داری غربی و واکنش های محلی جای داد. همچنین به جای اتخاذ واژگان مفهومی مستعمل برای وضعیت های پیشاسرمایه داری (آسیایی، فئودال و غیره)، اصطلاح جدیدی را برای جوامعی ابداع کرد که از طریق شیوه ی تولید «خراجگزارانه(tributary)» سازماندهی می شدند.

جک گودی نیز مجموعه کتاب هایی با موضوع مقایسه افریقا و اوراسیا نوشت و در آنها بر این ادعا اصرار ورزید که استثناگرایی غربی در مورد آسیا نادرست است. نظر گودی درمورد تاریخ جهان از تالیف(سنتز) ماتریالیستی دو نقطه عطف بزرگ- «انقلاب نوسنگی یا کشاورزی» 10000 سال پیش (افریقا در آن مشارکت داشت) و «انقلاب شهری» 5000 سال پیش (در افریقا رخ نداد)- تاثیر پذیرفت که گوردون چایلد (پیشاتاریخ نگار مارکسیست) طرح کرده بود. انقلاب صنعتی سومین مرحله ی قطعی در تاریخ تولید و جامعه ی بشری را مشخص کرد. چایلد چارچوب اساسی خود را از جامعه ی باستان لوییس هنری مورگان اخذ کرده بود (1877) که برخی این کتاب را خاستگاه انسان شناسی مدرن دانسته اند. دستاورد مورگان این بود که درمورد گروه هایی مثل ایروکوایی ها به قوم نگاری معاصر نزدیک شد و از این راه تلاش کرد خاستگاه های مدیترانه ای باستانی تمدن غرب را روشن سازد. در همان زمان او ترتیبی را مشخص کرد که هنوز هم مراحل اساسی تکامل جامعه در نظر گرفته می شوند (دسته ها، قبایل و دولت ها). فردریش انگلس با منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت(1884)، موجب شد اثر او بسیار وسیع تر در دسترس قرار گیرد؛ درواقع کتاب انگلس برگرفته از یادداشت های گسترده ی مارکس بر کتاب مورگان بود. با این حال همه ی آنها چارچوب اساسی خود را از گفتار درباره ی منشا نابرابری در میان انسان ها (1754) اثر روسو اخذ کردند.

شایسته است این رساله ی روسو را نخستین کار بزرگ انسان شناسی مدرن بدانیم. او در این کتاب تفاوت های فردی در استعدادهایی طبیعی را مدنظر نداشت ، بلکه  نابرابری هایی مصنوعی در ثروت، احترام و صلاحیت فرمان دادن به تمکین را مد نظر داشت که از عرف اجتماعی بر می خاستند. روسو به منظور ساخت مدلی از برابری انسانی، وضعیت پیشا اجتماعی طبیعی را تصور کرد، مرحله ای از تکامل بشری که در آن انسان ها تنها، اما سالم، خوشحال و مهم تر از همه آزاد بودند. این آزادی، متافیزیکی، مبتنی بر هرج و مرج و شخصی بود: انسان های اولیه خواست آزادی را داشتند، آنها مقید به احکام هیچ کس نبودند و هیچ مافوقی نداشتند. لکن در نقطه ای انسانیت به آنچیزی منتقل شد که روسو «جامعه ی درحال پیدایش[1] » می نامد، دوره ای طولانی که مبنای اقتصادی آن می تواند به شکار و جمع آوری خوراک در اطراف کلبه خلاصه شود. ولی اصلا چرا ترک وضعیت طبیعی؟ به عقیده ی او بلایای طبیعی و کمبودهای اقتصادی می بایست به عنوان پاسخ مد نظر قرار گیرند.

اما فساد با اختراع کشاورزی یا آنگونه که روسو می گوید با اختراع گندم و آهن آغاز شد. کشاورزی بر زمین به نهادهای مالکیت اولیه انجامید؛ البته به اوج رسیدن این نهادها مستلزم توسعه جامعه ی سیاسی بود. پیش از شکل گیری یک نظم مدنی (دولت)، شرایط هابزی یعنی جنگ همه علیه همه با غیاب قانون مسلط بود. روسو اعتقاد داشت که شکل گیری قرارداد اجتماعی جدید برای پیروی از قانون احتمالا از طریق اجماع رخ داده است، اما در هر صورت امری جعلی است که در نتیجه ی آن ثروتمند ضمانت اجرایی قانونی برای انتقال حقوق مالکیت نابرابر را برای همیشه به دست می آورد. بدین ترتیب جامعه ی سیاسی با این آغاز نامبارک و عموما از طریق دنباله ی انقلاب ها، از سه مرحله گذر کرد:

استقرار قانون و حق مالکیت نخستین مرحله بود، نهاد مربوط به قانون و حاکم دومین مرحله و تبدیل قدرت قانونی به قدرت استبدادی سومین و آخرین مرحله بود. بنابراین در دوره ی اول وضعیت فقیر و و غنی، در دوره ی دوم وضعیت قوی و ضعیف و در دوره ی سوم وضعیت ارباب و بنده مجاز شد،که این سومی آخرین درجه ی نابرابری و مرحله ای است که همه مراحل دیگر بدان منجر می شوند، تا آن که انقلاب های جدید تماما دولت را منحل کنند و آن را به مشروعیت برگرداند (ص 131).

فرمانروایی یک نفره حوزه ای را شکل می دهد که در آن همه ی افراد دوباره با هم برابر می شوند؛ چرا که اکنون تحت انقیاد هیج قانونی نیستند بلکه همگی منقاد خواست ارباب اند. برای روسو، رشد نابرابری صرفا یک جنبه از بیگانگی انسانی در جامعه ی مدنی بود. از نظر او ما نیاز داریم که از تقسیم کار و وابستگی به نظرات دیگران به سمت خودکفایی سوبژکتیو بازگردیم. تمثیل ویرانگر او با محکوم سازی شدید نابرابری اقتصادی پایان می یابد که می تواند به عنوان هشداری برای جهان ما به کار آید:

این مسلما متضاد با قانون طبیعت است، در عین حال مشخص می کند ... که تعداد اندکی از مردم باید شکم های خود را با نعمت بیش از حد بتپانند در حالی که جمعیت عظیمی از گرسنگان به دنبال نیازهای اولیه ی خود  سرگردانند. (ص 137).

مارکس و انگلس در نقد خود نسبت به دولت و سرمایه داری از این روند پیشینی استفاده ای پرثمر کردند؛ بعلاوه میراث مورگان به عنوان خلف اصلی روسو در انسان شناسی مدرن در قرن بیستم امتداد یافت. در دوره ی پساجنگ ، گروه هایی در میشیگان و کلمبیا شامل وایت، ولف، سالینز، سرویس، و هریس، مبناهای اقتصادی و سیاسی در توسعه ی جامعه ی طبقاتی را کانون اصلی تمرکز خود قراردادند . اما کلود لوی استروس تلاش کرد تا دوباره کار مورگان را در کتاب منحصر به فرد خویش، ساختارهای ابتدایی خویشاوندی (1949) انجام دهد.

هدف از ساختارهای ابتدایی، بازبینی دوباره ی تئوری سه مرحله ای مورگان درمورد تکامل اجتماعی بود که این بار در بستری جدید و تاثیر گذار طرح می شد: «محور سیبری –آسام» و همه ی نقاط جنوب شرقی تا صحرای استرالیا. لوی استروس، فرم های مبادلات ازدواجی و منطق برون همسری را به عنوان موتور توسعه در نظر گرفت. «رابطه ی تبادل انحصاریِ» گروه های برابرگرا راهی را به سمت سلسه مراتب متزلزلِ « رابطه ی تبادل عمومی» نشان می دهد که در قبایل برمه ای رایج است. ایالات طبقاتی شده ی این منطقه، از طریق درون همسری و نفی رابطه ی متقابل اجتماعی ،تفاوت های طبقاتی را بازتولید می کردند . بحث استروس  جسورانه است، اما حوزه ی آن منطقه ای و نه جهانی است. در هر صورت، نویسنده ی آن بعدا این پروژه را به نفع رویکردی «ساختارگرا» برای مطالعه ی ذهن انسانی از طریق داستان ها، رها کرد.

ادامه دارد

منبع:

http://thememorybank.co.uk/2009/01/08/marxism-and-economic-anthropology/

 

 

 

[1] nascent

 

قسمت اول
 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

حسین زاده، لیلا

مطالب نویسنده