هومو نالدی؛ حلقه‌ی دیگری از فرایند تطور

گزینش و برگردانی: یوسف سرافراز
homo naledi

مقدمه مترجم: گویی کشف‌ها و فهم‌هایی که در پی آن می‌آیند، به جای پاسخ به سوالات و ابهامات، سوالات و ابهامات فراوان دیگری می‌آفرینند و از درپی هم آمدن این کشف‌ها و ابهامات، جریانی از تلاش و ابتکار و خلاقیت و هیجان شکل می‌گیرد که هرچند چشم‌انداز پرابهامی دارد لیک مغتنم‌ و ستودنی است. کشف هومو نالدی، که فعلاً در سرده‌ی انسان قرار گرفته است، از جمله‌ی حلقه‌ای از این کشف‌هاست که سوال و پرسش می‌آفرینند. هومو نالدی، به طریق اولی و نه تنها به عنوان یک کشف بلکه به عنوان حلقه‌ای تازه شناخته شده از تطور انسان، پرسش‌آفرین و ابهام برانگیز است. چنین موقعیتی، پرسش‌آفرینی و ابهام برانگیزی، ناشی از ویژگی‌های خاص و عجیب این هومو‌ ست. ویژگی‌هایی که قابلیت این را دارند که در چرخش انسان‌شدن به او اهمیتی اساسی بدهد. با این حال، باید محتاط بود؛ این را تجربه به ما می‌گوید.

 این یادداشت گزیده‌ای است از سه مرجع: دو مقاله از تیم کاشف هومو نالدی به نام‌های: «هومو نالدی، گونه‌ای جدید از سرده‌ی انسان از دانال دینالدی، آفریقای جنوبی» و «بافت زمین‌شناختی و تفونومیک هومو نالدی گونه‌ی جدید هومنین از دانال دینالدی، آفریقای جنوبی» و همچنین یادداشتی از جیمی شریو که در شماره‌ی اکتبر نشنال جئوگرافیک (شماره 36 گیتانما) منتشر شده است. نشنال جئوگرافیک همچنین تأمین‌کننده‌ی مالی این پروژه بوده است.

*

«برگر گفت: «ما یک موجود فوق‌العاده پیدا کرده‌ایم.» نیشش تقریباً تا بناگوشش باز شد» (شریو، 1394: 42 و 43).

غار «رایزینگ استار» (Rising Star)، محل کشف فسیل‌های هومو نالدی، در آفریقای جنوبی در ایالت گائوتنگ در ناحیه مادرشهر ژوهانسبورگ و در نزدیکی شهر معدنی کراگرس‌دورپ (Krugersdorp)  قرار دارد (تصویر شماره یک). «دالان دینالدی» که فسیل‌ها در آن کشف شده است بر اثر یک «احتیاط» کشف شد. این غار زیر‌زمینی برای چند دهه شناخته شده بود و راه‌ها و دالان‌های آن نقشه‌برداری شده بودند. با این حال، بودند مسیرها و دالان‌هایی که همچنان ناشناخته باقی مانده بودند و رازهای سر به مهر بسیاری را در خود جای داده بودند. از جمله‌ی این دالان‌ها، دالانی است که بقایای فسیلی پانزده تن از «اجساد» هومو نالدی‌ را در خود حفظ کرده بود: دالانی در سی متری عمق زمین که بعدها دینالدی نام گرفت. نالدی در زبان محلی سوتو، معنی ستاره می‌دهد.  

استیون تاکر و ریک هانتر دو غارنوردی بودند که در سیزدهم سپتامبر 2013 به امید «کشف» وارد غار رایزینگ استار شدند. «وارد دالان کوچک زیبایی شدند که با چکنده‌ها تزیین شده بود. هانتر دوربین فیلم‌برداری‌اش را درآورد، و تاکر برای این‌که در فیلم نیفتد، لای شکافی کف غار نشست. وقتی در شکاف بود، پایش را روی لبه‌ای سنگی قرار داد، بعد روی لبه‌ای پایین‌تر، و بعد، متوجه شد که زیر آن فضایی خالی وجود دارد» (همان، 36).  آن‌ها پس از عبور از چند گذرگاه و دالان وارد دالان دینالدی شدند، دالانی که تقریباً نه متر طول و یک متر عرض داشت. در کف این دالان بود که فسیل‌های استخوانی پیدا شدند.

«لی راجرز برگر»، سرپرست تیم اکتشاف، در بیست و دوم دسامبر 1965 در ایالت کانزاس ایالات متحده به دنیا آمد. با این حال، در سیلوانیا، ایالت جورجیا، بزرگ شد. در سال 1989 در انسان‌شناسی/‌ باستان‌شناسی از دانشگاه جورجیای جنوبی فارغ‌التحصیل شد. مطالعات دکتری‌اش را در دیرین‌انسان‌شناسی در «دانشگاه ویتواترزرند» در آفریقای جنوبی پی گرفت. این مطالعات تحت نظر پروفسور فیلیپ توبیاس و با تمرکز بر کمربند شانه‌ای هومونیدهای اولیه صورت گرفتند. در سال 1993، یک‌سال پیش از کسب مدرک دکتری، به عنوان مدیر واحد تحقیقات دیرین‌انسان‌شناسی دانشگاه ویتز منصوب شد.

برگر پیش از کشف هومو نالدی سابقه‌ی کشف دیگری هم دارد: «استرالوپیتکوس سدیبا». در سال 2008 در شانزده کیلیومتری غار رایزینگ استار بقایای فسیلی دو میلیون ساله‌‌ای یافت شدند که مربوط به دو انسان‌تبار بودند. با وجود چنین کشفی، همچنان آفریقای جنوبی، علارغم تلاش‌ها و اصرارهای برگر، بااهمیت قلمداد نمی‌شد. درواقع، تمرکز دیرین انسان‌شناسان بر دره‌ی بزرگ آفریقا در شرق قاره بود و آفریقای جنوبی را برای فهم تطور انسان بااهمیت نمی‌دانستند.

*

«یک جریان درهم‌تنیده...رودخانه‌ای که به چندین کانال تقسیم شده، که پایین رود دوباره به هم می‌پیوندند» (همان، 53) [لی راجرز برگر در توصیف تطور انسان].

پس از کشف اولیه‌ی فسیل‌ها در سپتامبر 2013، یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی راجرز برگر به استخراج و کار بر روی فسیل‌ها پرداخت. فسیل‌ها طی دو اعزام میدانی در نوامبر 2013 و مارس 2014 استخراج شدند. از میان 1550 نمونه فسیل یافت‌شده، 1413 نمونه‌ متعلق به نمونه‌های استخوانی است و 137 نمونه متعلق به نمونه‌های دندانی تک‌افتاده. علاوه بر این، 53 دندان نیز همراه با نمونه‌های استخوانی فک بالا و پایین یافت شده است. در مجموع فسیل‌های یافت شده متعلق به پانزده نفر از افراد این گونه است. حجم فسیل‌های یافت‌شده بزرگ‌ترین مجموعه‌ای است که تا به حال از یک گونه‌ی هومونین در آفریقا کشف شده است. دانال دینالدی بر اساس خصایص زمین‌شناختی به سه واحد (واحد یک، دو و سه) تقسیم شده است (تصویر شماره دو) که نمونه‌های فسیلی کشف‌شده از واحد دو و سه بوده‌اند.

چکیده‌ی مطالعات این گروه را می‌توان این‌گونه بیان کرد: هومو نالدی گونه‌ای از هومونین‌های منقرض‌شده است که تا پیش از این ناشناخته بود. این گونه، از یک طرف، بر اساس حجم بدن و قد به جمعیت‌های انسانی اولیه می‌ماند و از طرف دیگر، حجم کوچک جمجهْ او را به استرالوپیتکوس شبیه ساخته است. ریخت‌شناسی جمجمه‌ی هومو نالدی منحصر به فرد است؛ با این حال، این ویژگی او بیشتر به هوموهای اولیه‌ای چون هومو ارکتوس، هومو هابیلیس  یا هومو رودولفنسیس شبیه است (تصویر شماره سه). ساختمان دندان در حالت کلی کوچک است و ریخت‌شناسی اکلوزال  [1]آن ساده است (تصویر شماره چهار). سازگاری دست و مچ دست هومو نالدی انسان‌وار است (تصویر شماره پنج). همچنان که پا و اندام تحتانی او چنین است. این وجوه انسان‌وار هومو نالدی با خصایص دیگر او، همچون قسمت پسینی جمجمه، تنه، شانه، لگن و استخوان ران در تضاد قرار دارد. این خصایص هومو نالدی ابتدایی‌تر‌اند و بیشتر به استرالوپیتکوس می‌مانند. (برگر و دیگران، 2015)

*

«وقتی غیرممکن‌ها را حذف می‌کنی، هرچه باقی بماند، هرقدر غیرمحتمل، بی شک حقیقت است» (شریو، 1394: 49).

هومو نالدی، در عمق سی متری زمین چه می‌کرده است؟! فرضیاتی که برای توجیه حضور او در دانال دینالدی مطرح شده‌اند درنهایت این فرض را مطرح می‌کنند که افراد این گونه، اجساد مردگان را دفن می‌کرده‌اند! چرا که به گفته‌ی برگر حضور استخوان‌ها در آن‌جا را نمی‌توان جور دیگری تعبیر کرد. چنین فرضی موقعی عجیب می‌شود که بدانیم هومو ساپینس‌ها بودند که آیین تدفین را برگزار می‌کردند. در این‌جا و در مورد هومو نالدی هرچند نمی‌توان از یک آیین صحبت کرد اما حضور برهم‌انباشته‌ شده‌ی آن‌ها، درکنار ناشناخته ماندن قدمت و سن فسیل‌ها، و همچنین ضعف دیگر فرضیات، به این فرضیه میدان می‌دهد. فرضیه‌ای که بسیار عجیب و درعین حال در صورت تأیید شدنش تاریخی خواهد بود.

این یادداشت، توصیف‌گر کلیاتی از فرایند کشف هومو نالدی و پاره‌ای از ویژگی‌های او بود. پرداختن به جزئیات این ویژگی‌ها را در آینده پی خواهیم گرفت.

 

[1] occlusal morphology : سطح اکلوزال همان سطحی از دندان‌هاست که با آن غذا را می‌جویم. زمانی که دندان‌های فک بالا و پایین را روی هم می‌گذارید، در واقع سطح اکلوزال دندان‌های بالا و پایین بر روی یکدیگر قرار می‌گیرند (http://www.lab1979.com).

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

سرافراز، یوسف

مطالب نویسنده