فضای مجازی و اخلاق اجتماعی: پیرامون پسر پرحاشیه تلگرام

جبار رحمانی

چندی قبل با اخباری مواجه شدیم که در آن ها پسری تصاویر خود با دختران متعدد را در فضا تلگرام بازنشر کرده بود و البته مردم نیز پس از آن بارها آن تصاویر را برای یک دیگر ارسال کردند. گستردگی این اتفاق به اندازه ای بود که آن پسر دستگیر شد و افرادی مانند سخنگوی قوه قضاییه درباره آن اظهار نظر کردند و گفتند در قانون حتی برای چنین اعمالی مفسد فی الارض نیز در نظر گرفته شده است. اما پس از این اتفاق باز هم اتفاقات مشابهی افتاد: تصویر پسران دیگر با دختران متعدد یا حتی یک دختر با پسران متعدد. به نظر می رسد برای بحث در مورد این موضوع، لازم است که بفهمیم چرا چنین موضوعی در فضای مجازی ایران تا این حد مورد توجه کاربران قرار گرفت. ماجرای این پسر پرحاشیه، چندان هم پیچیده نبود: پسری عکسهای متعددش با دختران را نشر داد، سپس فیلم کوتاهی از خودش منتشر کرد تا مانع نشر بیشتر این عکسها شود. و قضیه کاملا معکوس شد، فیلم کوتاه او سبب نشر بیشتر و شکل گیری یک جریان گسترده تر شد. در وهله اول نشر صرف عکسها چندان هم برای مردم جالب نیست تا مرم مشتاقانه خواستار انتشار عکس های سریالی یک پسر یا دختر باشند. به همین دلیل نمی توان این واقعه را صرفا به تعدد عکسهای آن پسر ارجاع داد. به نظر میرسد با توجه به شرایط فرهنگی جامعه در اقشار خاصی، این نوع عکسها چندان امور غریب و عجیبی نباشند. ضمن اینکه همه این عکسها دال بر یک رابطه همه جانبه نیستند. برخی از آنها صرفا مبتنی  بر یک رابطه در حد همان عکس بوده اند و بس و لزوما به فضاهای خصوصی منتهی نشده اند.

واکنش های مردم به فیلم و عکس ها خصوصی افراد هموطن طی سالهای اخیر نشان دهنده اینست که تمایل فرهنگی خاصی برای دیدن تصاویر خصوصی مردم وجود دارد. نوعی تمایل به کنکاش در اندرونی زندگی مردم  و دیدن زوایای پنهان زندگی دیگران دیده میشود. اما این مساله بواسطه گسترش این نوع داده ها از زندگی مردم، ولع برای دیدن عکسهای خصوصی مردم را کمتر و کمتر کرد. اما در این میان این تمایل و ولع برای دیدن عکسهای خصوصی مردم منوط به شرایط یا موارد خاص شد. به همین دلیل طی سالهای اخیر زمانی شاهد چنین پدیده ای بودیم که مورد خاصی بوده است. در این میان پسر پرحاشیه تلگرام یک مورد خاص بود، موردی که او را از دیگران متمایز میکرد. انی خاص بودگی ناشی از نوع عکس ها نیست،‌بلکه بیشتر ناشی از فضای اجتماعی و فرهنگی حول سوژه او بوده است. به نظر می رسد که ترکیبی از سه اتفاق در باب او، سبب شد او به یک سوژه بسیار جذاب برای فضاهای مجازی تبدیل شود،‌این اتفاقات فی نفسه و به تنهایی کفایت لازم برای تبدیل یک سوژه به مقوله محوری و جنجالی را ندارد، بلکه ترکیب هرسه آنها با هم این ویژگی را می سازد: اتفاق اول این بود که اوعکسهای متعددی با دختران مختلف داشت. این موضوع فی نفسه چندان جالب نیست. اطلاع از اینکه بخشی از مردم در اقشار مختلف چنین الگوی رفتاری و ارتباطی ای دارند، چندان سخت وعجیب نیست. اما دو اتفاق بعدی او را به یک ستاره تلگرامی تبدیل کرد: اتفاق دوم، انتشار فیملی توسط خود او، و سپس اتفاق سوم نیز واکنش قوه قضاییه درباره او بود.

 در فیلم یک و نیم دقیقه ای که او منتشر کرده، به بهترین نحو خصیصه های مورد نیاز برای جلب توجه مردم وجو دارد: از یکسو او مدعی نوعی سلامت اخلاقی است و مدعی است که عکسها متعلق به خانواده او (خواهر، زن داداش فدختر دایی و دختر عمه ) او هستند، گویی در این سطح از روابط خانوادگی امکان گرفتن چنین عکسهایی هست و مجاز و مشروع است. از سوی دیگر او یک تنناقض رفتاری دیگر را هم نشان میدهد: در عین اینکه مدعی است که "خیلی خیلی خیلی خیلی سخت" پیگیر پیدا کردن باعث وبانی این مساله است و نوعی اقتدار تهدید امیز را برای یافتن و مجازات عاملان این مساله نشان می دهد، در همان حال "عاجزانه" از مردم تقاضا می کند که از نشر مجدد این عکس ها جلوگیری کنند تا با آبروی دیگران بازی نکنند. تناقض سوم در ادعای او برای این است که این خانه و فضاهایی که در عکس ها هست و نشان دهنده یک موقعیت بسیار مرفه (مرفه بی درد  و عیاش) است، در عین حال او مدعی است که یک کارگر ساده و مستاجر است. و مهمترین نکته نهایی که خمیر مایه اصلی جک ها و طنز ها شد، جمله پایانی او بود: پلیس فتا حواسش به همه چیز هست. این جمله سلسله جنبان جریانی از طنز اجتماعی و فرهنگی شد. این ویژگی های فیلم کوتاه او، خمیر مایه لازم را برای یک جریان طنز در شبکه های مجازی ایجاد کرده است.

واکنش قوه قضاییه و طرح اینکه اون مفسد فی الارض است و پخش این شایعه که او محکوم به اعدام شده است نیز به این بحث ها دامن زد. حتی بحث هایی حقوقی ای هم در گرفت که آیا او واقعا مفسد فی الارض هست یا نه. به هر حال این ترکیب سه گانه از محتوای عکسها، فیلم پراز سوژه او و در نهایت واکنش قوه قضاییه،  او را به یک ستار . سوژه داغ تلگرامی تبدیل کرد. اهمیت این ترکیب در شکل گیری سوژه او به حدی است که به خوبی می توان با سایر افراد مقایسه اش کرد. جوانان دیگری نیز سعی کردند با انتشار عکسهایشان کار او را تکرار بکنند، اما دیگر هیچکدام به موقعیت و جذابیت سوژه او نرسیدند.

در یک سطح دیگر می توان گفت این پسر به دلیل تجمع تناقضهای فرهنگی در خودش به یک سوژه بسیار جذاب رسانه ای تبدیل شد: او چیزهایی را آشکار کرد که همه میدانستند، برخی انجام می دادند، ولی کسی هم به روی خودش نمی اورد. او زیرپوست شهر را رو کرد. او تغییرات سبک زندگی و اخلاقی را در قشرها و تیپ های خاصی به نمایش گذاشت. نشان داد که الگوهای سنتی رفتاری در یک قالب تنوع طلبی لذتجویانه تخریب شده و تضعیف شده اند. نشان داده که تعارضهای اخلاقی جامعه، به سست شدن هنجارهای سنتی و شکل گیری نظام هنجاری جدیدی منجر شده است. حتی در مصاحبه هایی که در تلوزیون هم پخش شد ما اثری از اینکه نفس این نوع پوشش در مقابل یک مرد غریبه درست نیست، نمی بینیم. مساله اصلی و زشتی کار در یک چیز است: انتشار این عکسها و بازی با آبروی مردم. همین و بس. نظام هنجاری جامعه ما حتی در فرمالیستی ترین شکل خودش یعنی در تلوزیون به نفس این عمل واکنشی نشان نمی دهد، بلکه به پخش ان در شبکه مجازی متمرکز است. گفتارهای این پسر در اعترافات تلوزیونی و اینکه پشیمان است، به خوبی نشان میدهد این پشیمانی نه از سر یک ارزیابی اخلاقی، بلکه از سر موقعیت دستگیر شدگی و طرح مساله زندان است. او قطعا قربانی خوبی برای نمایش قدرت اخلاقی فرمالیستی جامعه خواهد بود. نهادهای فرهنگی و اخلاقی و قضایی جامعه با تنبیه واقعی یا نمادین او، تلاش خواهند کرد قدرت انضباطی و تنبیهی خودشان را به نمایش بگذارند، قدرتی که مدتهاست همه بطور ناگفته می دانند فرو ریخته است. اما همین نمایش تو خالی نشان خواهند داد که مکانیسم های تنبیهی برای کنترل اخلاقی جامعه نه تنها کارگر نیست بلکه منجر به ناکارامدی بیشتر هنجارهای قبلی خواهند خواهند شد.

اما اینکه انتشار این عکسها را باید نوعی سقوط ا خلاقی دانست یا نه، به نظر می رسد مساله را نباید به چیزی کلان و مبهم ارجاع داد. مساله اصلی آنستکه نهادهای متولی فرهنگ واخلاق در تربیت از یکسو و فراهم کردن زمینه های زندگی اخلاقی از سوی دیگر ناکارامد شده اند. قطعا این نهادها به جای پذیرفتن مسئولیت خودشان، قربانیان را مجازات میکنند. یا در یک مکانیسم رایج، این مساله را به یک امر بیرونی ارجاع خواهند داد. این نوع پدیده ها، که در اشکال مختلف در گذشته هم وجود داشته اند، امروزه بواسطه قدرت رسانه ای آشکار شده اند. اما بیش از همه بیانگر گسترش تحولی جدی در نظام اخلاقی جامعه و مردم هستند. نظام اخلاقی و هنجارهای مردم عمیقا تغییر کرده اند، شاید بتوان در مواضعی از نوعی انومی اخلاقی صحبت کرد،‌شرایطی که در‌آن هنجارها و ارزشهای اخلاقی به تعلیق در آمده اند و ناکارامد شده اند. در این وضعیت تعلیق هنجاری، آنچه که اهمیت پیدا میکند نه تعهد اجتماعی متقابل، بلکه لذت فردی و مقطعی است. به همین دلیل الگوها و منشهای فرهنگی و اخلاقی نیز در این موقعیت های معلق ناکارامد می شوند. در چنین وضعیتی ما با موقعیتی مشابه هستیم که می توان ان را شرایط سیطره شهوت ولذت طلبی در اشکال مختلفش دانست. وقتی هم که نظام های نظارتی و تنبیهی متخلفان، ناکارآمدتر بشوند، این شرایط سیطره شهوت گسترش بیشتری پیدا می کنند. به نظرم می رسد انچه که فساد اخلاقی یا سقوط اخلاقی در نسل جدید نامیده می شود، محصول عملکرد غلط نسل قبلی است، عملکردی که در بهترین حالت منجر به بی اعتباری نظام هیا اخلاقی سنتی شده است، چون در حداقل ترین سطح نسل جدید دیده اند آنچه که ادعا میشود،‌توسط خود مدعیان زیرپا گذاشته می شود. آنچه که نظام هنجاری را بی اعتبار کرده و این وضعیت آنومیک را شکل داده، نه اراده نسل جدید بلکه عملکرد نسل قبلی است. نگاهی به فسادهای سیاسی و اقتصادی نسل قبل در سطوح خرد و کلان نشان میدهد اخلاق پیش از آنکه در عملکرد چند جوان کارگر مستاجر فروبپاشد، توسط برخی از مسئولان که امروز با پولهای بیت المال کاخ های بزرگی در داخل و خارج برافراشته اند، فروپاشیده بود. این جوانان از جمله پسر پرحاشیه تلگرامی در نهایت در ویرانه های حاصل عملکرد بزرگان قبلی، تنها به خاک بازی مشغول شده اند.

به همین دلیل این پدیده ها، به خوبی نشان میدهند آنچه ویرانی فرهنگ و اخلاق یا سقوط آنها نامیده می شود، شاید اگر هم رخ داده باشد، منشا آن جای دیگری است. این پسرکهای دلخوش به موقعیت مرفهان، قربانیان دیگری هستند از کنشگران و ساختارهایی که منابع را در اختیار دارند، پیش از این جوانان، بنای اخلاق را متلاشی کرده اند.

به نظر می رسد که در شرایط فعلی بیش از انکه بتوان گفت کنشگران و انسانها دچار سقوط اخلاقی شده اند و جرم این وضع را به گردن آنها انداخت، بهتر بگوییم جامعه امکان زندگی اخلاقی را نه تنها دشوار، بلکه در موقعیت هایی محال کرده است. مدیران و مسئولان جامعه بواسطه عملکردشان این شرایط را پدید اورده اند. لذا اینکه دخترانی قربانی پسرانی از این دست می شوند، فارغ از سهم خودشان در این ماجرا بیشتر قربانی ساختارهایی شده اند که خارج از کنترل انهاست.

در مجموعه گفتگوها و طنزهایی که حول این پسر در فضاهای مجازی شکل گرفت، به خوبی می توان دید که چگونه سیستم فرهنگ رسمی و مدعیات اخلاقی آن نه تنها ناکارامد، بلکه دچار کژکارکرد هم شده اند. تمسخر ناشی از جوکها نسبت به نظام هنجاری و نهادی رسمی در حیطه اخلاقیات بیانگر آنست که این نظام ها و عملکردشان، مشروعیت و مقبولیت خاصی در بدنه جامعه ندارند. روح تلخ خنده نشان از عقب افتادن نهادهای رسمی متولی اخلاق از واقعیت زندگی و عدم کارامدی آن برای تامین زندگی مبتنی بر سلامت اخلاقی است.

به نظر میرسد متولیان و کارشناسان قبل از آنکه در یک نمایش قدرت، این پسرک را تبنیه کنند (مجازات او سرجای خودش)، باید به سهم خودشان و بازاندیشی در نحوه عملکرد و سیاستگذاری فرهنگی واخلاقی خودشان بپردازند. این پسر بیش از آنکه سقوط اخلاقی را در قشرهای خاصی نشان داده باشد، ناکارامدی نهادهای فرهنگی و اخلاقی رسمی را نشان داده است. نهادهایی که مدعی و متولی تامین زندگی اخلاقی برای مردم هستند. به همین  دلیل ماجرای این پسرک تلگرامی را باید در چند سطح دید: آنچه که او به عنوان یک تخلف و بواسطه شکایت برخی از دختران انجام داده، و انچه که او به عنوان یک قربانی ساختارهای فرهنگی و نهادهای فرهنگی و اخلاقی بازنمایی کرده است. البته این اشکال افراطی لذت گرایی همانطور که پیشتر گفته شد، بیانگر وضعیت تعلیق و آنومی اخلاقی و هنجاری جامعه است. لذا این نوع سوژه ها بیانگر یک تحول فرهنگی و تغییر نظام هنجاری و اخلاقی جامعه هستند. باید قبل از آنکه نظم جدید به شیوه ای رها و بی سر و سامان مستقر شود، برای آن برنامه ریزی کرد، آن را مطالعه کرد، شناخت و در نهایت سیاستگذاری فرهنگی لازم را انجام داد. البته که این امر در وضعیت فعلی از عهده نهادهای فرهنگی و اخلاقی جامعه بر نمی آید، چون این نهادها حتی از شناخت وضع موجود هم عاجزند، چه برسد بر شناخت وضع آینده و برنامه ریزی و سیاستگذاری برای آن.

 

این مطلب در چارچوب همکاری انسانشناسی و فرهنگ و فرارو منتشر شده است.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده