مرگ، سوگوار و خاک‌سپاری؛ مطالعه‌ای میان فرهنگی (مرگ و انسجام بخشی مجدد گروه2)

مالینوفسکی، برگردان هاجر قربانی

   يك گونۀ افراطی و مورد توجه كه در آن اين ديدگاه دولبه به روشی هراسناك و پرهيزدهنده در sarco-cannibalism[گروه ادم خوارها] به تصویر کشیده می‌شود: سنّت خوردن تقدیس‌گرایانه از گور متوفّی. اين عمل با اشمئزاز و هراس شديد انجام مي‌شود و  معمولاً استفراغ شديدی را بدنبال دارد.  درعین حال، نمادي والا  از احترام گذاري، عشق و تعلق خاطر شديد  دانسته  مي‌شود. در واقع چنان وظيفه مقدّسي محسوب مي‌شود كه بين مالنزيايي‌هاي ساكن گينه نو –جايي كه من اين سنّت را مطالعه كردم و شاهد بودم-  همچنان با اينكه مجازات سختي از سوي دولت سفيدپوست دارد، در خفي انجام مي‌شود. آغشتن بدن به  چربي مرده،  كه در استراليا و پاپسيا (Papuasia) احتمالاً  جز  گونه‌اي از اين سنت نيست.

   در  تمام اين گونه آيين‌ها، ميلي براي حفظ پيوند و گرايشي موازات آن، براي نيست و نابود كردن عامل علاقه و وابستگی است. بنابراين آيين‌هاي تدفين ناپاك دانسته مي‌شوند و آغشتن(soiling)- تماس با  مرده- ،خطرناك و  آلوده‌ساز؛ و مجريان بايد  خود را بشويند، بدنشان  را پاك سازند، تمام اثرات تماس را از بين ببرند و پاك‌سازي هاي سنتي را  انجام دهند. با اين حال،  آيين تدفين فرد را مجبور مي‌كند بر ترس و اشمئزاز شديدش غلبه كند، تا مذهبي بودن و دلبستگي را غاالب سازد، و همراه با آن، به زندگي آينده،  به بازماندن روح باور و اعتقاد داشته باشد.

   و در اينجا،  ما به يكي  از مهم ترين كاركردهاي فرقه مذهبي اشاره‌ای میکنیم. در تحليلي كه ذكر شد، بر قواي  عاطفي مستقيم كه مدلول تماس با  مرگ و با جسدند، تاکید بسیاری کردم، زيرا  كه آنها بيش و پيش از هر چيز رفتار بازماندگان را تعيين مي‌كنند. اما  در ارتباط با اين عواطف و برآمده از آنها،  ايده روح، عقيده به زندگي جديدي كه متوفي بدان وارد شده است وجود دارد . و در اينجا به مسئله روح باوري كه با آن بازخواني حقايق مذهبي اوليه را آغاز كرديم. مادّه مشكّله  روح چيست؟  و  سرمنشأ روانشناسانه اين عقيده چيست؟

  انسانِ بدوی شديداً از مرگ هراسان است، احتمالاً در نتيجه برخي  اميال دروني  كه بين انسان  و حيوان مشترك  است، عمیق گردیده. او نميخواهد اين امر را بعنوان یک پايان بپذيرد، او نميتواند  با ايده  وقفۀ كامل،  با ايده ويراني كامل، مواجه شود. ايده روح و وجود روحاني بسیار در دسترستند،؛ ايده هايي كه از تجربه‌هايي كه تايلور كشف و توصيف  كرده است، تغذيه مي‌شوند.با فهميدن آن،  فرد به عقيده تسكين بخش مانايي  روحاني  و زندگي پس از مرگ ميرسد. با این حال اين عقيده  در بازي پيچيده و دولبه ترس و امید  كه همواره در مواجهه با مرگ آغاز  مي‌شود، بدون چالش باقي نمي‌ماند. براي نداي تسكين بخش اميد، براي ميل شديد  به جاودانگي هميشگي، براي سختي، در مورد خود، تقریبا عدم امكان، مواجهه با نابودي كامل، مخالفت های قدرتمند  و وحشتناكي وجود دارد. تصدیق حواس، به تجزیه هراسناک و پرهیزدهنده  جسد، محو  شدن مشهود  شخصیت- برخی نشانه های ظاهرا فطری ترس و  وحشت  بنظرمیرسند که فرد را در تمامی مراحل فرهنگ با ایده هایی   از نابودی کامل، با ترسها و وحشت های ناآشکار،  تهدید کنند. و در اینجا  در این بازی نیروهای احساسی،  در این دوراهی بزرگ زندگی و مرگ پایانی،  مذهب وارد می‌شود و عقیده مثبت، دیدگاه تسکین  بخش، باور ارزشی به جاودانگی ، به روح مستقل از بدن،  به ادامه زندگی پس از مرگ را، برمیگزیند. در مراسم گوناگون  مختص مرگ، در مجالس یادبود و هم صحبتی در مورد متوفی، و ستایش ارواح نیاکان، مذهب به بدن و  فرم باورهای  حمایتی ارائه می دهد.

   بنابراین باور، جاودانگی همیشگی نتیجه  یک ادراک عمیق عاطفی است که توسط مذهب، به جای یک تعلیم فلسفی دست اول استانداردسازی شده است. اعتقاد راسخ آدمی در مورد  زندگی ابدی يكي از برترین هداياي مذهب است، كه بهترين را از بين دو بخشی دیگر كه بوسيله  قوه حفظ ذات - اميد به زندگي ابدي و ترس از نابودي كامل برانگيخته ميگردد. عقيده به روح نتيجه عقيده به جاودانگي است.  جوهره‌اي كه روح  از آن ساخته شده است شور و عشق سرشار به زندگي است،  به جاي يك جوهره ظلماني كه رؤياها و توهماتش  را مشوش  ميسازد. مذهب فرد را از تسليم در  برابر مرگ و  نابودي حفظ ميكند و با اين كار تنها از مشاهدات رؤياها،  تاریکیها و چشم اندازها بهره مي‌گيرد. هستهواقعیاعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان درعمیق ترینواقعیتاحساسیاز طبیعت انسان،میل بهزندگی نهفته است.

     لذا آيين عزاداري، رفتار سنتي بلافصل پس از مرگ، ميتواند الگوييي از عمل مذهبي در نظر گرفته شود، در حالي كه  باور به فناناپذيري،  به ابديت زندگي و  در دنياي مردگان، ميتواند نمونه اي از كار عقيده فرض گردد. در اينجا،  مانند مراسم مذهبي  آمده در  بالا، ما اعمال مستقلي مي يابيم كه هدفشان در  طريقه اجرايشان حاصل ميشود. افسردگي آييني، مراسم ترحيم، اعمال سوگواري، عواطف داغ‌ديده و  از دست رفتن تمامي اعضا را تجلي ميدهند. اين كارها احساسات طبيعي بازماندگان را  تأييد و تكرار ميكنند؛ اين كارها رويدادي اجتماعي را از دل حقيقتي طبيعي پديد مي آورند. اما با اينكه  در  اعمال  عزاداري، در افسردگي تقليدگرايانه شان، در  رفتار با جسد و در  دفع آن، هيچ چيز  ماورايي  اي به دست نمي آيد، اين اعمال  كاركردي  مهم و  ارزشي  قابل توجه براي فرهنگ بدوي دارند.

    اين كاركرد چيست؟ مراسم مقدماتي ايكه يافته ايم كاركردشان را در تقديس سنت بر آورده  ميسازند؛ سيستمهاي غذايي، آيينهاي مقدس و قرباني فرد را به ارتباط با نگاهدارنده، با نيروهاي سودبخش فراوان، داخل مي سازد؛ توتم پرستي نگرش عملي و مفيد علاقه گزينشي فرد  در قبال اشياي اطرافش است. اگر نگاه مفروض در اينجا در مورد  كاركرد بيولوژيكي مذهب صحيح باشد،  كلّ  آيين تدفين نيز بايد نقشهايي مشابه را ايفا كنند.

    مرگ يك مرد يا يك زن در  يك  گروه بدوي،  متشكل از تعداد محدودي از افراد، رويدادي کم‌اهميت نیست.  نزدیکترین بستگان  و دوستان به ژرفای زندگی عاطفیشان بهم ميريزند. جامعه ای کوچک  که از یک عضو  محروم شده  است، خاصه اگر مهم بوده باشد،  شدیدا فلج میشود. کل  واقعه، جریان عادی زندگی را   تحت‌الشعاع قرار میدهد و پایه‌های اخلاقی جامعه را می لرزاند. گرایشی شدید به آنچه در تصويرسازي  بالا تأكيد کردیم:  راه دادن به ترس و وحشت، رهاسازي جسد، فرار از دهكده، ويران‌سازي  متعلقان متوفي-  تمام اين تكانه ها وجود دارند، و اگر راه نه آنها داده شود بسيار خطرناك خواهند بود،  گروه را متلاشي ميكنند، شالوده مادي فرهنگ بدوي را ويران ميكنند.  بنابراين مرگ در  يك اجتماع بدوي  بسيار بيش از حذف شدن يك عضو است. با به  حركت درآوردن يك بخش  از  قواي دروني ژرفمند[=داراي ژرف] حفظ ذات، مرگ، پيوستگي و خلوت گروه را تهديد مي كند، و سازمان آن اجتماع، سنتش، و نهايتا كل فرهنگ  به اين امر بستگي دارد. زيرا اگر انسان بدوي همواره تسليم  تكانه‌هاي متلاشي كننده  واكنشش در قبال مرگ ميشد، ادامه يافتن سنت  و وجود تمدن مجسَّم  غير  ممكن بود.

  پيشتر ديده‌ايم  كه چگونه مذهب، با تقديس  و بنابراين استانداردسازي مجموعه ديگر تكانه‌ها، هديه انسجام ذهني را به انسان ميبخشد. دقيقا همان كاركردي را كه در قبال تمام گروه نيز دارد. مراسم مرگ كه بازماندگان را به بدن پيوند مي دهد و  آنها را به محل مرگ، به عقيده به  وجود روح،   به عقيده تاثيرات سودبخش يا  نيات  خبيث‌اش،  به عقيده به  کارکرد دنباله اي از مراسم يادبود يا قرباني،  التصاق میدهد- مذهب در همه اینها با نیروهای  واگرای ترس، بهت، ویرانی اخلاق، مقابله می کند، و قدرتمند ترین وسایل  را برای انسجام بخشی مجدد به پایه های به لررزش افتاده خلوت اعضا  و برای تثبیت  مجدد روحیه‌اش فراهم می‌سازد. بطور خلاصه، در اینجا مذهب پیروزی سنت و فرهنگ را بر پاسخ صرفا منفی غریزه سرکوب شده، تضمین می‌کند.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

قربانی، هاجر

مطالب نویسنده