صخره را توصیف کنیم اما ......

برونو لتور - برگردان : عاطفه اولیایی

 اغلب اوقات وقتی از قدرت صحبت می شود، لزوما منظور نه  امکانات، نه دانش و نه مهارت است. مثلا بالارفتن از صخره با دست خالی،  مطالعه  دو سه روزه  بدون انقطاع برای امتحان،  پختن  کیک سیب با بدیهه نوازی  را با مفهوم قدرت بیان نمی کنیم؛ بلکه به این اکتفا می کنیم که این کار ها را بلدیم. همین! به نظر می رسد زمانی از قدرت صحبت می شود که  ممانعتی مطرح شده است . اگر شهرداری بالارفتن از صخره را منع کند، یا  استاد توقعی بالاتر از توان دانشجویان داشته باشد، از ورود تان به آشپرخانه  جلوگیری شود و یا همسایه هایتان از صدای بلند موسیقی شما شکایت کند، مفهوم قدرت به میان می آید.  

  همیشه زمانی  از قدرت صحبت می شود که نیرویی جهت حرکتی را تغییر داده و نوعی ظلم رخ داده باشد. به زبان دیگر، قدرت هم آن است که همیشه محکوم است،  در مقابلش واکنش نشان می دهیم، و در نهایت خود را با آن وفق می دهیم.  لیکن این نیرو همیشه انسانی است یعنی می توانست و می بایست نوع دیگری برخورد کند؛ مثلا با صخره  به مثابه شخصی که قدرتش را به نادرستی بر ما اعمال می کند  برخورد نکرده و آن را محکوم نمی کنیم. 

اما فراموش نکنیم که قدرت همه جا پراکنده است، گاهی قابل ردیابی است و گاهی نه:  مثلا زمانی که دولت برای ممانعت از ورود پناهندگان مرز کشور را با سیم  خاردار می بندد،  دست قدرت در میان است؛ یافتن رد پای قدرت  گاهی با تأخیر رخ می دهد مثلا  پس از آن که  متخصصین آی تی، راضی به جعل مدارک  مصرف انرژی ماشین های دیزیل  شدند، و یا وقتی که  تلفن دستی   مسیر حرکتمان روی کره ی زمین  را با  خطای یک متری نشان می دهد، حضورش به راحتی قابل تشخیص نیست.   و آن زمان هم  که به جای واژه ی “پناهندگان” از “مهاجرین”  استفاده می شود حضورش را اصلا نمی بینیم.  هر قدر قدرت موذیانه تر عمل کند، شک بیشتری دامن می زند.   تغییری ساده در واژه ها می تواند  به اعمال قدرت زیادی بینجامد.  فرانتز لونتز اصطلاح «تغییرات اقلیمی»  را با « گرمایش زمین» در  گفتمان راست آمریکا جایگزین کرد:  در حالیکه «گرمایش زمین» دعوتی به کنش است، «تغییرات اقلیمی»  فراخوانی به  بی عملی است. 

احساس ضعف 

  در حالیکه  برملا کردن قدرت در زور روشن کاری سهل است، برای ردیابی آن در تاریکی های تو در توی روابط اجتماعی احتیاج به پژوهشی دقیق است. 

  این جاست که مسائل پیچیده می شوند: شک  بسیار سریع تر و آسان تر از اثبات بی گناهی پذیرفته می شود، نهایت چنین وضعیتی توهم و  پارانویا ست و نظریه ی توطئه دور از ذهن به نظر نمی آید؛  اما در وضعیت معکوس،  یعنی عدم وجود اثبات، آبی است بر آتش بی اعتمادی و منتهی به  طبیعی انگاشتن اوضاع  می شود: « طبیعت پدیده ها چنین است»؛ و به این شیوه،‌  رضایت ودر پی آن بی حرکتی مسلط می شود.  در حالت اول دچار احتیاط بیش از انداره و در حالت دوم،  بی احتیاطی هستم. 

   اما امکان دیگری نیز هست:  با توجه به آنکه قدرت همه جا گسترده است،‌ قابلیت برملا کردن قدرت می تواند به احساس ضعف دامن زند.  حتی  با یک واژگونی غیر قابل  پیش بینی  در تفسیر،  آنچه به عنوان  قدرتی ظالم شناخته شده بود،  می تواندد رنگ الزامی  اجتناب ناپذیر  به  خود بگیرد.  نیرو ها به قدری  نامتفارنند که به راحتی می توان میان چرخ و دنده ی آن نابود شد.  چه نیرویی توانایی رودرویی با عظمت فاجعه ای  را دارد که دول بزرگ  در کنفرانس پاریس در دسامبر  امسال مورد بررسی قرار خواهند داد؟  صخره ای  دیگر که توانایی تسخیرش نیست!     به منظور جلوگیری از احساس نا امیدی در مقابل قدرت باید عامل دیگری را نیز در نظر گرفت:  پس از بر ملا کردن قدرت باید قادر به مقابله با آن نیز شد و لازمه ی آن  برخورداری از توانایی حمله، مقاومت، تغییر، مدیریت و تسلیم است و به معنای دیگر، توانمند ساختن. پژوهش و شک کافی نیست و این جاست که  سیاست  باید دست پیش گیرد. 

راه های جدید واکنش 

باید به  محدوده ی توانایی سیاست نیز توجه داشت.  نتیجه ی  بسندگی به افشای قدرت بدون ارايه ی  طرحی برای  مبارزه جز استیصال نیست. هیچ چیز دلسرد کننده تر از انفعال در مبارزه  با فاجعه ای عظیم  که توانایی رودر روییش نباشد، نیست، و این روند تبدیل کنشگر به تماشاگری خشمگین، سپس همدستی منفعل است! همراه بررسی آنچه ناعادلانه است باید راه های جدید مقاومت را نیز ارایه داد. به کسانی که عادت دارند از دید قدرت  تحلیل کنند،  می خواهم توصیه کنم فقط در صورتی به محکومیت قدرت یپردازند که چنین کردن به  توانمندی مخاطبانشان  بینجامد.  محکوم نمودن و  درس انفعال دادن بی نتیجه است.    

  به طور خلاصه به دو معنا باید مراقب قدرت بود:  مترصد عملکرد آن  بود و در عین حال  از محکومیت آن بدون ارایه ی راه مبارزه  علیه آن حذر کرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

*********
این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع 

درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده