ضرباهنگ شهر

علیرضا امیری

راه رفتن شیوه ای از درگیر شدن و تجربه مکانهاست . از طریق راه رفتن و پرسه زنی یک نفر تنها از میان فضای فیزیکی حرکت نمی کند ، بلکه به طور فعال در پویایی اجتماعی و فرهنگی  یک مکان سهیم است و مشارکت می جوید . بر روی پا ، بدن در الگوهای زمانی فعالیت یک مکان  مشارکت می کند و این خود در فرآیندهای تغییرات تکراری در مکانهای شهری یک عاملیت است . ضربآهنگ بدن و شهر از خلال تجربه راه رفتن ادغام می شوند . راه رفتن در خودش یک ضرباهنگ اجتماعی - فضایی است و از طریق راه رفتن فرد مکانهای شهری را بعنوان منظومه ای از ضرباهنگهای فضایی ، اجتماعی ، فرهنگی ، طبیعی و دیگر ضرباهنگهای حسی درک وتجربه می کند . ضرباهنگهای شهری در فعالیت و زندگی انسان در مکانهای شهری همه جا هستند . آنها شکلهای ملموسی به خود می گیرند ، بر یکدیگر اثر متقابل دارند ،  با یکدیگرترکیب می شوند و محیط اجتماعی – فضایی  روزمره را تشخص می بخشند .  هر کدام ازاین ضرب آهنگها در مکانهای شهری که در واقع میدانهایی چندضرباهنگی [1]هستند و مردم بخشی از آن به حساب می آیند،  با فرد میانکنش دارند.

ضرباهنگهای شهری زمان را بدنمند می کندد  و خاص مکانند.  متعاقبا ، آنها حسهای زمان را پرورش می دهند ،  مشخص کننده زمانمندی مکانهای شهریند  . حسهای مکان را نیز پرورش می دهند ، بخشی از بازنمایی / نمایش  هر روزه مکان اند  و بر روی احساسات در و درباره مکانهای شهری. تاثیرگذارند ..ادراک ضرباهنگ هر روزه مکانها از خلال تجربه راه رفتن در رشد احساسات آشنایی ،تعلق و هویت در این مکانها سهیمند و بدین شیوه فرایندهای افزایش درگیری شخصی با شهر بوجود میآید . شاخصه ضرباهنگی  بعنوان مولفه کلیدی مکانهای شهری واسطه ای برای حس مکان  است. راه رفتن یک شیوه زمانی حس کردن و تجربه ضرباهنگ مکان شهری است  که کیفیت ضرباهنگی[2]  شهر را برجسته می سازد . ضرباهنگ بدن و شهر ازخلال تجربه راه رفتن درهم ادغام می شوند و راه رفتن را شرط ویژه ای می کنند که از خلال آن ضرباهنگهای شهر درک و تجربه می شود .

در 1986 لفبور و همسرش کاترین رگولیه[3] مطالعه ای بر مینای تحلیل ضرباهنگی از شهرهای مدیترانه ای منتشر کردند .مشخصه این شهرها حس آهسته تر و چرخه ای تر از زمانمندی ، جغرافیاهای متنوع مکان و اشکال کمتر انتزاعی تر روابط اجتماعی و قدرت است . در اینجا لفبور طرح کلی روشی را برای فهم روابط متقابل فضا و زمان و نزاعهای بیشمار مابین اشکال مختلف آنها در زندگی روزمره مطرح می کند . او همچنین افکار جدیدی را در نقش مرکزی موسیقی و رسانه در تحلیل ضرباهنگ شهر معرفی می کند .  مفهوم تحلیل ضرباهنگی می تواند امکانات روش شناختی گسترده ای را در مطالعات شهری برجسته سازد . دراین میان می توان به شناخت رابطه ای که بوسیله گامهای[4] زندگی روزمره و ساختار نظم دهنده بدنهای انسان میانجی می شود .، جایگاه و ساختار بدن انسان درون فضا و تحصیص بدن بعنوان کنشی فضایی نیز اشاره کرد .

لقبور پیشنهاد می کند که تحلیل ضرباهنگی می تواند چهارچوبی مردم نگارانه برای تحلیل گروههای اجتماعی مختلف در ارتباط با زندگی روزمره فراهم کند . هرگروه گام (تمپو) مخصوص به خودش را داردکه مابین کار و زندگی روزمره بیرون از کار گسترده است . بنا بر نظر وی ،اگرچه فضای انتزاعی و زمان خطی در جامعه مدرن غالبند ،اما آنها هرگز نقاط مقابل انضمامی و چرخه ای خود را به طورکامل محو نمی کنند .  وی تحلیل ضرباهنگی را درون یک روش شناسی قرار داد که می توانست تنوع وسیع کنشهای فضایی-زمانی  را نشان دهد . از نظر لفبور تکرار خطی هرچه قدر بیشتر شود ،شاخصه ضرباهنگی اش را از دست می دهد . لفبور مابین تکرار و ضرباهنگ تمایزقائل می شود . ضرباهنگها تفاوت را حفظ می کنند و درون الگوهای بازگشتی اشان تغییر می کنند . لفبور بیان می دارد که اگرچه آنها تکراری هستند اما ضرباهنگها همیشه یک ظاهر نو دارند . ضرباهنگها از امید و اشتیاق کشف جلوگیری نمی کند  . زمان خطی اما این تفاوتها را درفرآیند تسلیم همه لحظات به یکسانی ،قابل تعویض بودن و مبادله از بین می برد .

تحلیل ضرباهنگی لقبور روش وی برای فهم رابطه متقابل میان ابعاد فضایی و زمانی زندگی روزمره بود . این وسیله روش شناسی قدرتمندی ارائه می دهد که می تواند دیالکتیکهای قدرت و مقاومت را که در صحنه های شهری انتشار می یابند ، روشن سازد . تحلیل ضرباهنگی در رابطه با دیگر مفاهیم لفبور همچون زندگی روزمره ، بیگانه سازی ،لحظات و جشنواره قرار دارد .

 درکل منظومه های منحصربه فرد انواع مختلف ضرباهنگهای شهری شاخصه های زمانی فضاهای شهری می شوند و و خصیصه اجتماعی – فضایی مکانها را تعیین می کنند . در این حالت ، ضرباهنگهای شهری تنها روشهای درگیر شدن با فضای شهری زمانمند نیستند ، بلکه نقش مهمی در اینکه چگونه آن مکان به خاطراورده شود بازی می کنند .

ضرباهنگها در فضای شهری تنها به طور کامل و مانوس ، درحال راه رفتن از میان شهر است که درک می شود . راه رفتن خودش ضرباهنگ غالب شهر است . هم راه رفتن بعنوان شرط ویژه ادراک و هم ضرباهنگ بعنوان مشخصه کلیدی مکانهای شهری که خود به راه رفتن منوط است ،نفش مهمی در اینکه چگونه به طور شخصی و اجتماهی با مکانها ارتباط داشته بشیم و انها را به خاطر بیاوریم، بازی می کنند .

 

 

منابع :

                                                                                                                                -Moor,R (2013). The beat of the city : Lefebvre and Rhythmanalysis .Situatons,V(1).pp 61 -  77  

-Matos,F(2005,September 22-23).Walking & Rhythmicity. Paper presented at  Walk21-VI “Everyday walking culture “,The 6th  International Conference on  Walking in the 21st Century,zurich  

 

 

[1] Polyrhythmic fields

[2] rhythmicity

[3] Catherin Regulier

[4] tempo

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی