پیرامون موانع شکل گیری اجتماع علمی در ایران

جبار رحمانی

مطالعات اجتماعی علم بیانگر آنست که علم یک پدیده انتزاعی و فردی نیست، بلکه علم و معارف علمی در کنه خود، اموری به شدت اجتماعی هستند. اجتماعی بودن علم بیانگر آنست که معارف علمی در فرآیندی اجتماعی برساخته شده و به کارگرفته و متحول می شوند. تولید ایده ها و یافته های علمی ریشه در شرایط اجتماعی دارد که علم ورزی عالمان در آن رخ می دهد.از این منظر، صحبت از یک علم انتزاعی، بیش از آنکه بیانگر واقعیت باشد، ریشه در توهم دارد. اجتماعی بودن علم از دو منظر قابل بررسی است: در وهله اول می توان گفت که علم به مثابه یک محصول جامعه شناختی با سایر بخش های جامعه مرتبط بوده و سایر بخش‌های جامعه کلان (اعم از اقتصاد، فرهنگ، سیاست و مذهب) نقشی پویا و تعاملی بر تولید علمی دارد. در وهله دوم، رویکرد اجتماعی به معنای آنست که اجتماع پژوهشگران و محققان و سایر کارگزاران علمی، خودشان به مثابه یک جامعه و اجتماع هستند و تمام مختصات امر اجتماعی، بر امر علمی و کنش های علمی و عالمان نیز مصداق دارد. به همین دلیل سرنوشت علم در یک جامعه قابلیت تبیین جامعه شناختی و انسانشناختی دارد، زیرا که علم در نهایت خودش نیز یک امر اجتماعی و فرهنگی است. این رویکرد می تواند فهم عمیقی از وضعیت علم در ایران امروز به ما بدهد. علم و کنشهای علم ورزی در ایران امروز در وضعیت مبهمی قرار دارند، از یکسو ادعای پیشرفت علمی به گونه‌ای است که نگرانی از وضعیت عقب ماندگی سایر نقاط جهان را مطرح می کنیم و از سوی دیگر در مبادی اولیه قواعد علمی درمانده ایم، ماجرای بورسیه های غیر قانونی  چندصد نفری و به تعبیری چند هزار نفری بیانگر فسادی عمیق و فراگیر در نهاد علم ودانشگاه ایرانی است. این دو روی سکه، بیانگر موقعیت مبهمی هستند که هرکس به ظن خود می تواند منافع شخصی و سیاسی اش را از نهاد علم تامین کند و درنهایت آنچه که از اصل و ماهیت خودش دور می شود جهان علم است که با یک آمار دهی مبهم، نمایشی از اقتدار علمی در عرصه جهانی را برای تحمیل سکوت و سرکوب گفتمانی منتقدان وضعیت نهاد علم در ایران امروز فراهم می کند.

اما آنچه در تمام مطالعات اجتماعی علم در سنت جامعه شناسی و انسانشناسی و مطالعات فرهنگی وجود دارد، تاکیدی است که محققان این رشته ها بر مقوله اجتماع علمی به مثابه یک مفهوم کلیدی برای فهم علم داشته اند. در این منظر اجتماع علمی، نهاد علم را به مثابه یک خرده فرهنگ و گروه اجتماعی مشخص در نظر میگیرد که قواعد تبیین جامعه شناختی را می توان بر آن اعمال کرد و از این طریق فهم بهتری را بدست آورد. جهان اجتماعی علم در قالب ارتباطات و تعاملات بین کارگزاران علمی مانند اساتید و دانشجویان است که آن را می توان با دو مفهوم سازمان علمی و اجتماع علمی بررسی کرد. سازمان علمی معمولا بر اساس انجام عقلانی وظایف و کارکردهای شغلی و سازمانی تعریف می شود و این تصور وجود دارد که بهبود مدیریت، فرهنگ و مناسبات سازمانی به افزایش تولید دانشو بهره وری اعضای هیات علی از یکسو و توانایی تربیت دانش آموختگان دارای دانش نظری و مهارتهای عملی از سوی دیگر می انجامد. مفهوم اجتماع علمی، نهاد علم را در پرتو مناسبات اجتماعی عمیق تر، اعتماد، هویت، ارزشها و کنشهای روزمره و همبستگی و انسجام گروهی مورد بررسی قرار می دهد. مفهوم اجتماع علمی فراتر از انتخاب عقلانی و عناصر اندیشیده و سازمانی، تکوین علم و فعالیتهای پژوهشی و آموزشی را مورد بررسی قرار می دهد (ر.ک. قانعی راد، 1385:27).  اجتماع علمی بیانگر سنت‌هایی است که در جامعه محققان علمی، زمینه های لازم برای تولید معرفت علمی، تعیین حقانیت آن و توزیع آن در جامعه کلان را تعیین می کند. وقتی علم را به مثابه یک اجتماع در نظر می گیریم، می توان آن را به عنوان یک جامعه کوچک یا یک قبیله در نظر گرفت که دارای فرهنگ و سنت ها و آداب و رسوم خودش است و در صورتی که نظام اجتماعی و فرهنگی آن به درستی عمل کنند، می توان از یک نهاد علمی و نظام ارزشها و فرهنگ علمی پویا صحبت کرد.

شاید مهمترین دلیل جامعه شناختی بر نقصان بنیادین نهاد علم در ایران، عدم وجود اجتماع علمی است، این در حالی است که برخی محققان، کل ماجرای علم در ایران را یک سوء تفاهم عمیق نسبت به ماهیت علم می دانند. این مساله در رشته های علوم انسانی، علوم فنی و پایه، و رشته های هنری، شرایط مختص به خودش را دارد. شاید در فضای رشته های فنی و علوم پایه به دلیل غیر سیاسی بودن آنها (به تعبیری دیگر قابلیت خدمتگذاری زیاد آنها برای قدرت سیاسی) حدی از اجتماع علمی وجود دارد، اما در رشته‌های علوم انسانی به دلیل ماهیت انتقادی آنها نسبت به قدرت و تمایل گسترده قدرت برای دستکاری و مداخله و حضور همه جانبه در آن (در نتیجه تبدیل این علوم به عرصه منازعه میان گفتمان های علمی و سیاسی) و شکل گیری شبکه ای از مبادلات رانتی در این فضا (بواسطه تبدیل دانشگاه به یکی از عرصه های رانت سیاسی- نمادین)، این مساله به شدت مورد چالش است. اجتماع علمی بیانگر یک جامعه خرد منسجم از محققان در یک رشته خاص است که به تولید علم مشغول هستند و در طی مناسبات و تعاملاتشان با یکدیگر نه تنها ایده های علمی خام را ابداع کرده و پرورش می دهند، بلکه این ایده ها را به بار نشانده و در جهان اجتماعی سایر محققان توزیع می کنند. شاید مهمترین شاخص اجتماع علمی، میزان تعاملات محققان دانشگاهی در مبادله ایده، در روابط غیر رسمی و حلقه های صمیمانه محفلی علم باشد. در ایران این حلقه های محفلی علم بیش از آنکه در فضای دانشگاهی شکل گرفته باشد، در فضای بیرون دانشگاهی وجود دارد، به همین دلیل امروزه بحث پاراآکادمی به یک مقوله مهم در تحولات علمی تبدیل شده است، پاراآکادمی بیانگر حلقه های فکری علمی ای است که در دانشگاه به رسمیت شناخته نمی شوند ولی از طرف مخاطبان آن علم و دانشجویان به عنوان منبعی جدی شناخته می شوند. مساله اصلی آنست که چه مانع یا موانعی وجود دارد در رشته های علوم انسانی این اجتماعات علمی (اجتماع قبایل رشته های علمی) نتوانسته به خوبی شکل بگیرد. نبود اجتماع علمی یا ضعف عمیق آن را بیش از همه می توان در این دید که جامعه دانشگاهی به مجموعه ای از مونولوگ‌های تک نفره تبدیل شده است که افراد خودشان تحقیق می کنند،منتشر می کنند و به ندرت بازخوردی از ایده ها و نتایج تحقیقاتشات بدست می اورند.

می توان برای عدم شکل گیری اجتماع علمی در رشته های علوم انسانی (یا به تعبیری ناکارامدی اجتماعات علمی و تقلیل یافتن آنها به محفل های محدود و حلقه های نسبتا بسته از محققان) دلایلی را برشمرد. این دلایل را می توان هم در اجتماع کلان بیرون دانشگاهی دید و هم در داخل اجتماعات دانشگاهی. دلایل بیرونی را بیش از همه می توان در دخالت نهاد قدرت در محتوای علم و تبدیل نهاد علم به یک نهاد مبتنی بر معیارهای غیر علمی و عدم رعایت مقتضیات فرهنگ علمی برشمرد و دلایل درونی که به نظر می رسد تا حدی مهمتر هم هستند، در نوعی استبداد و خودرای بودن محققان از یکسو و عدم وجود زمینه های لازم برای شکل گیری اجتماع علمی از سوی دیگر برشمرد. خصیصه استبداد علمی که خودش محصول جامعه پذیری علمی است، ناشی از وضعیتی است که دیالوگ در میان محققان شکل نمی گیرد و معمولا نیز در مجموعه‌ای از تک گویی های تک نفره و بی توجه به مخاطب، علم بطور فردی تولید می شود. این در حالی است که طبق قواعد اجتماع علمی، این جمع محققان است که میزان صدق و اعتبار و حتی حقانیت یک ادعای علمی را تعیین می کند. در این علل درونی، باید نقش جامعه پذیری علمی ناکارآمد و ناقص در سیستم های دانشگاهی را مورد تاکید قرار داد. خصلت مونولوگی فرهنگ علم در ایران را می توان در عدم تعامل خلاق میان محققان، میان دانشجو و استاد و میان محققان و مخاطبان بیرون علم دید.  این خصلت تعاملی را باید از همان آغاز ورود به دانشگاه، به دانشجویان یاد داد. این در حالی است که نهاد علم در جامعه ما، هویت جمعی منسجمی را تولید نمی کند، ارزشهای مشترکی را که قابلیت اجماع میان محققان داشته باشد را ندارد، مکانیسم های ضمنی تولید علم که درنوعی صمیمیت و مبادله روحی و درونی میان اعضای نهاد علم دیده میشود، نیز عمل نمی کنند.

شرایط امروز ما بگونه ای است که محققان دانشگاهی در رشته‌های علوم انسانی خودشان اجماعی ضمنی دارند که اجتماع علمی در دانشگاه‌ها وجود ندارد، لذا نیازمند تحولی بنیادین در سیاست های علمی کشور هستیم، سیاست‌هایی که قبل از هر چیز باید فرهنگ علم را بازسازی کنند، و علم را بر قواعد فرهنگی و اجتماعی خودش، نه قواعد سیاسی یا اقتصادی (دانشگاه به مثابه بنگاه اقتصادی تولید مدرک یا دانشگاه به مثابه بنگاه سیاسی) بسازند. در صورتی که زیر ساخت‌های نهاد علم اصلاح شوند، و فرآیندهای جامعه پذیری علمی مبتنی بر قواعد فرهنگ علمی باشند، می‌توان در آینده از یک اجتماع علمی کارآمد صحبت کرد، در غیر اینصورت نهاد مونولوگی علم در ایران باید به همین مسیر کج راهه اش ادامه دهد و جور آن را محافل پاراآکادمی به دوش بکشند.

در میان سیاست های علمی کشور، مهمترین موضوع و هدف باید ایجاد بسترهای شکل گیری اجتماع علمی در درون دانشگاه‌هاست. این اجتماع را نمی توان بصورت دستوری و رسمی ایجاد کرد، بلکه باید مکانیسم های لازم برای جامعه پذیری دانشجویان و همچنین اساتید فراهم کرد، تا از این طریق فرهنگ غیر رسمی علم، و مناسبات و تعاملات صمیمانه دانشگاهی که بستر خلاقیت و توسعه ایده ها هستند، شکل بگیرند.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده