نگاهی به سفرنامه سوزوکی شین جوء

جبار رحمانی

سفرنامه ها یکی از منابع اصلی شناخت فرهنگی هستند. این منابع از یکسو داده هایی از جامعه توصیف شده به ما میدهند و از سوی دیگر بیانگر وضعیت فرد و فرهنگ مشاهده کننده و رابطه آنها با جامعه مورد نظر هستند. به همین دلیل سفرنامه ها را همیشه باید در یک بستر تعاملی وارتباطی مورد بررسی قرار داد، زیرا محتوای سفرنامه ها در رابطه ای پویا میان سفرنامه نویس و جامعه مورد مشاهده قرار میگیرد. در این رابطه است که یک نظام معنایی و یک روایت از مواجهه ای فرهنگی شکل میگیرد. عموم سفرنامه های مرتبط به ایران توسط غربی ها نوشته شده است، به همین سبب نیز ما همیشه خودمان را از چشم غربی ها دیده ایم، و غرب آینه ای برای بازنمایی ایرانیان بوده است. این سفرنامه ها که در دوره مدرن و بعد از عصر روشنگری افزایش چشمگیری هم داشته اند، بیانگر موقعیتی از رابطه میان فرهنگی هستند که در یک طرف، جوامع غربی مدرن و قدرتمند و استعمارگر قرار دارند و از سوی دیگر جامعه های شرقی و آفریقایی ضعیف و نحیف و به عبارت دقیق تر، مستعمره ها قرار دارند. به همین دلیل همیشه در یک رابطه قدرت و و سلطه محتوای سفرنامه های غربی شکل گرفته است.

با توجه به این وضعیت،‌می توان اهمیت سفرنامه هایی که توسط ناظرانی از دیگر فرهنگ های غیر غربی،‌مانند شرق و آفریقا و ... نوشته شده را فهمید. نگاه غیر غربی به ایران لزوما مشابه نگاه غربی نیست، در نتیجه رابطه ای متفاوت و متنی متفاوت نیز تولید می شود. در این میان،‌سفرنامه های ژاپنی ها می تواند اهمیت خاصی داشته باشد، کشوری از شرق دور،‌با کمترین پیوند با ایران،‌که بیشترین حجم رابطه را در دوره مدرن با ایران پیدا کرده اند، جایگاه خاصی دارد. در این مواجهه میان فرهنگی  است که میتوان الگوی ارتباطی ای را دید که کاملا متفاوت از رابطه استعمار – مستعمره غرب با ایران است. این نکته را به خوبی می توان در نگاه یوءسی کیوء که در سال 1909 در مورد مشورطیت در ایران نوشته دید "ایران خواه آباد باشد  و خواه ویران، مانند ژاپن جزیی از پیکر آسیاست. از این رو با اینکه رویدادهای خطیر[1] در ایران می گذرد،‌ پنداری که ما را زجر کش میکنند؛ دیروز پایش را شکسته اند،‌امروز دستش را می برند،‌و  فردا گردنش را می پیچانند. بیم آن دارم که اگر روز به روز اینچنین آسیب ببیند، به زودی از ممکلکتی که 2500 سال پاییده است، جز ویرانه ای بازنخواهد ماند" 125). این نوع نگاه همدلانه به جامعه ایرانی و رویکرد انتقادی به عملکرد کشورهای غربی و مدرن در ایران بیانگر رابطه و هویتی متفاوت (اعضای پیکر آسیا) است. سفرنامه نویس ژاپنی، از یکسو با ایرانیان در یک طبقه بندی "ما" قرار میگیرد و خودش را به همراه سایر آسیایی ها، در مقابل غرب و جهان توسعه یافته آن زمان قرار می دهد، از سوی دیگر در داخل همین مای آسیایی، او خود را پرچم دار توسعه و پیشرفت آسیا می داند. نوعی تمایل به رهبری آسیا و پیشگامی در توسعه در کلام این مردژاپنی دیده می شود. نکته مهم آنست که هرچند در موقعیت دوم این مرد ژاپنی خودش را همانند سفرنامه نویسان غرب،‌در موضعی بالاتر از ایرانی ها قرار میدهد، اما در حالت اول، یعنی خانواده آسیا، خودش را در یک موقعیت همدلانه با ایرانیان قرار می دهد. این نکته وجه تمایز مهمی در موقعیت و رابطه سفرنامه نویس ژاپنی و غربی ایجاد میکند. همانطور که اشاره شد، در شرایطی که الگوی ارتباطی متفاوتی میان کنشگر سفرنامه نویس و سوژه مورد مشاهده برقرار است،‌ لاجرم باید انتظار نتایج متفاوتی را داشت. البته این تفاوت داشتن به معنای تفاوت مطلق نیست،‌به هرحال می توان اشتراکات و تشابهاتی میان مشاهده همه سفرنامه نویسان شرقی و غربی در ایران دید، که پیدا  کردن این قدر مشترک آنها می تواند آگاهی بخش و اموزنده باشد. که در ادامه متن اندکی بدان اشاره خواهیم کرد.

موقعیت هرمنوتیکی سفرنامه نویس،‌ برای فهم معنای روایت او از جامعه ایرانی اهمیت خاصی دارد. سفرنامه سوزوکی شین جو که در 1905-1906 میلادی یا 1323 هجری-قمری در ایران بوده، توسط راهب بودایی از کشور ژاپن نوشته شده است. اینکه او از ادیان الهی نیست، از روس و انگلیسی و اروپایی ها هم نیست، اهمیت بسیاری برای او دارد. در شرایطی که به  تعبیر شین جو "ایرانی ها عادت دارند که چون به خارجی ها برمیخورند،‌ پیش از هرچیز از او بپرسند که دینش چیست وسپس از ملیتش می پرسند، اما هیچگاه اسمش را جویا نمی شوند" (114)، هویت دینی او نقش مهمی در تجربه او از ارتباطش با مردم عادی داشته است. این تجربه بواسطه کافر بودش برای او بسیار سخت بود، زیرا ظرف آبی که به او داده میشد را جدا می شتند تا از نجاست پاک شود،‌یا اینکه او را به خانه و کاروانسرا راه نمی دادند و شبها مجبور می شد زیر آسمان بخوابد و سرما و گرما را با سختی بسیار تحمل کند. وقتی هم به سمنان می رسد می نویسد‌"خودم را آماده کرده بودم که امشب را در اصطبل بگذرانم". او در سفرنامه اش بارها از نگاه تحقیر آمیز دیگران به خودش صحبت کرده "مراکه مسلمان نیستم،‌به چشم حقارت می دیدند" و گاه قصدجانش را هم می کردند (48).در سفرمشهد که با درشکه می رود،‌ در راه همسفرنش که "مسلمانان پر شور و شوق بودند و ازمن هیچ خوششان نمی آمد. پس با یانکه می خواستم اندکی استراحت کنم  به من اجازه نمی دادند توی چاپارخانه یا کاروانسرا بروم و ناچار می شدم که میان برف و سرما وروی بارهای درشکه دراز بکشم و خیلی سردم می شد" (55).  موقعیت بودایی بون و انیکه از دینی کاملامتفاوت بوده، سبب شده این فرد ژاپنی تجربه ای خاص از امکان های رابطه نزدیک در ایران داشته باشد. در فضای  اینچنینی، برای مسافر شرقی، اقلیت های دینی و غریبه ها، یعنی روس ها و انگلیس ها، و انهایی که موقعیت متمایزی دارند،‌ تنها امکان ارتباط نزدیک با بدنه جامعه ایران است. به عبارت دیگر مرد ژاپنی که در یک طبقه بندی کافر و طرد شده برای عموم جامعه ایرانی قرار میگیرد،‌تنها گروه های خاص هستند که به او اجازه همنشنی می دهند. در نتیجه باید دقت کرد که همیشه این موقعیت خاص بودگی و عدم دسترسی به تمام بخش های جامعه ایرانی اهمیت زیادی در فهم منطق مواجهه ژاپنی ها با جامعه ایرانی دارد. نگاه و تحلیل او از جامعه ایرانی مبتنی است بر همین موقعیت حاشیه بودگی و طرد شدگی اقلیت هایی مثل خودش، آنها که در طبقه بندی ناپاک و کافر قرار گرفته اند. انی موقعیت برای او دشواری های بسیاری را هم در پی داشته است. البته او به دلیل شرایط سختی که در مسافرت پیاده در ایران داشت، این دشواری ها را زیاد هم سخت نمی دید و تحمل میکرد. بسیاری از راه ها را پیاده رفت و گاه آنقدر پیاده می رفت که پایش دچار مشکل میشد وقتی از منجیل به سمت قزوین می آمده " نزدیک قزوین رسیدم که ناگاه پای چپم درد گرفت و نمی توانستم قدم از قدم بردارم  و میان برف افتادم. به ناچار سوار الاغ شدم و به قزوین رسیدم" (37).

توصیفاتی که شین جوء از رابطه اش با ایرانیان بیان میکند،‌نشان میدهد که او بهندرت توانسته وارد خانه ایرانیان شود، جز چندباری که وارد خانه یک ارمنی یا نماینده روس و انگلیس یا در برخی مواقع وارد خانه حاکم می شد، او توصیفی از ورود به خانه مردم عادی ارائه نمی دهد،‌لذا او بیشتر یک نظاره گر صامت بوده و تجربه ای یکسویه و بدون گفتگو از ایرانیان داشته است. بیشتر اطلاعاتی که سفرنامه او میدهد، مبتنی بر مشاهدهات بصری، مطالعات او،‌توصیفات وتوضیحات کسانی که مهمانشان میشده و در مواردی هم ناشی از حداقل تعاملی که برای تهیه مایحتاج اولیه زندگی با ایرانیان داشته بوده است. البته زبان فارسی را نیز بسیار کم و در حد تعداد محدودی کلمه می دانسته است. به همین دلیل صدای ایرانیان در این سفرنامه ها، تقریبا حذف شده و متن مانند بسیاری از سفرنامه نویسان غربی که زبان ایرانی را بلد نبوده اند، تک صدایی و مونولوگی است. اما با این همه، همان داده های محدود می تواند مبنایی برای شناخت برخی از وجوه فرهنگی آن زمان در ایران باشد، ضمنا دقت بالای شین جوء در توصیف طبیعیات و رخدادها و فاصله شهرها و برخی امور بصری،‌ اطلاعات جالبی از برخی امور آن دوره در اختیار ما میگذارد.

شین جوء در دوره ای بحرانی وارد ایران می شود،‌ انقلاب مشروطه در جریان است، نزاع بین مشروطه خواهان، سلطنت طلبان و دستکاری های استعمارگران روس و انگلیس در میان است و بازار آشفته ای را را رقم زده. در فضایی که به طبق نوشته همان منتقد آن زمان ،‌یوء سی کیوء، ایران هنوز آمادگی این بخش از سوغات تمدن و تجدد (مجلس مشروطه) را نداشته، اما این نزاع بیانگر وضعیت بغرنج ایران است. در این شرایط نگاه یک انسان شرقی ژاپنی می تواند پرتو متمایزی بر تجربه تجدد ایرانیان بیافکند.

در میان توصیفات او از ایران چند نکته حائز اهمیت است، یکی درک بسیار ناقص و نامناسب ایرانیان از شرق است. هرچند در آن دوره به واسطه جنگ روسیه و ژاپن و شکست های جنگی روسیه از آنها،‌اخبار اندکی از ژاپن به مردم ایران می رسید. شین جوء درباره عملکرد سفارت انگلیس برای پخشش اخبار شکست روسیه مفصلا توضیح می دهد، به گونه ای که هر آدمی در کوی و برزن ایران (بویژه در شهر مشهد)‌ از این ماجرا خبردار بوده، در نتیجه می توان فهمید که اندک آگاهی مردم ایران از شرق، ناشی از دسیسه های سیاسی غرب بوده است. به عبارت دیگر مواجهه شین جوء با جامعه ایران در آغاز دوره مدرنیته بیانگر یک شکاف و گسست معنادار در رابطه ایران و شرق است. تحولی عمیق در نقطه ثقل نگاه فرهنگی ایران در دوره مدرن رخ داده،‌ که بواسطه آن ایران و فرهنگ ایرانی به جای نگاه به همسایگان و هم خانواده های تمدنی، به افق های دور دست تمدن غربی خیره شده،‌و البته استعمار روس و انگلیس هم در چند قرن اخیر این وضعیت را تشدید کرده اند. این موقعیت بیانگر یک زمینه ضعف و بحران برای تمدن ایرانی است که از ریشه های خودش در آسیا غفلت کرده است.

 

چند نکته قابل توجه در  توصیفات شین جوء درباره فرهنگ و تمدن ایرانیان وجود دارد. یکی از مهمترین تجارب سفرنامه نویسام خارجی در ایران در چهار قرن اخیر، مواجهه با شخصیت دوگانه و متناقض ایرانیان است. این دوگانگی بیانگر آنست که ایرانیان در حوزه عمومی به سمت نوعی انفعال و خودمداری تمایل دارند و در حیطه خصوصی به گونه دیگری عمل می کنند. او در جایی این دوگانگی را اینگونه توضیح می دهد: "نافهمی و بلاهت مردم محل در اینجا بیرون از حد توصیف بود،‌اما همین مردم آنجا که پای نفعشان در میان باشد، و به انگیزه آزمندی چنان زیرک و حسابگرند که انسان متحیر می ماند" (71-71). یا در جای دیگری در باب ایل ها نیز اینگونه توضیح می دهد که "آنها نسبت به ایلهای دیگر هرگونه که باشند، میان طوایف خود با صداقت و فرمانبرداری تمام رفتار میکنند. این مردم دو خصلت یکسره متناقض دارند: از یکسو روح ساده و سلوک مهرامیزشان سزاوار بسی تحسین است... اما کار به اینجا نمی کشد، از سوی دیگر پروا ندارند که تا سرحد نابود ساختن ایلهای دیگر خشونت نشان بدهند. از این رو است که غربی ها در قضاوت درباره انها اختلاف نظر داشته و مخاطبان اینان سردرگم مانده اند که رای و داوری کدام یک از آنها درست است" (98-99). او توصیفاتی از بخش های مختلف جامعه ایرانی، اقوام و ایلات آن، شهرها و راه ها می دهد، وتوضیح مفصلی نیز از ساختار به شدت فاسد سیاست در ایران که در آن شاه نیز "کاسبی" است که دائما بر مردم ظلم میکند، و به دلیل انکه آب از سرچشمه گل آلود است، فساد شاه به تمام بخش های اداری و سیاسی و تمام عرصه های قدرت در ایران تسری پیدا کرده است. در این شرایط که آدم انتظار فروپاشی جامعه را دارد، نوعی سازگاری ایرانی وجود دارد طوری که "مردم این احوال را عجیب نمی دانند،‌و برایم شگفتی انگیز بود که انها آرام و بی تفاوت نظاره گر این وضع اند" (103).

در مجموع توصیفات این سیاح ژاپنی بیانگر رویکردی خاص به جامعه ایرانی است که تفاوت ها و تشابهاتی با سفرنامه های غربیان دارد. لذا می توان آن را به عنوان درکی متفاوت از جامعه ایرانی دانست که لزوم بررسی های بیشتری را می طلبد تا بتوان فهمید که شرقی ها چگونه ایران را فهمیده اند و شاید ایرانیان که عموما خود را در آینه غربی ها دیده و تعریف کرده اند، بتوانند با نگاه به شرق تصویر و فهم دیگری از خودشان بدست آورند و از موقعیت حیرت به توسعه تمدنی غرب بیرون بیایند. از این منظر سفرنامه های شرقی اهمیت خاصی دارد. این سفرنامه که ذیل مجموعه دیگر از سفرنامه های ژاپنی ها به ایران منتشر شده است، حاصل زحمت دکتر هاشم رجب زاده و کینجی ائه اورا در ترجمه و انتشار آن است. انتشارات طهوری نیز به عنوان یکی از مهمترین مراکز نشر فرهنگ و تاریخ ایران اقدام به انتشار این کتاب کرده است که گامی است برای توسعه آگاهی تاریخی و فرهنگی در جامعه ایرانی.

 

 

[1] - اشاره به ماجرای به توپ بستن مجلس و مداخله های انگلیس و آلمان و روسیه در ایران دارد.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده