مقالات قدیمی: مینیاتورهای ایرانی (1353)

برگردان : بهنام جعفری / تایپ: سمانه زارع

چون مینیاتور دارای رنگی درخشان است آنرا دوست داشتنی می یابند، و چون هنری کتابی است آنرا با هنر تزئینی اشتباه می کنند، چون قطعش کوچک است آنرا هنری کوچک می انگارند. ولی رامبراند بقدری آنها را تحسین می کرد که از مینیاتورهای مغولی هند مسلمان که الهام بخش وی بودند نسخه برداری می کرد و ماتیس آنقدر آنها را دوست داشت که حتی رنگهای خود را از آنها می گرفت.

از نظر ایران که زادگاه این هنر بشمار می رود، مینیاتور هنری است بزرگ که شاهزادگان شاهکارهای آنرا به یکدیگر هدیه می کردند. در تمام کشورهای شرقی مسلمان که تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار دارند – از گولکوند در هند تا استانبول در کرانه بفر – مینیاتور هنری خواستنی تر از سایر هنرها بود؛ هنری که سلاطین به قیمت خلعتهای شگفت، خالقان آنرا از دربارهای دور دست ایران به بارگاه خود می خواندند و این هنر، گنجینه ای به شمار می رفت که در شهرهای اشغالی قبل از هر چیز به آن دست می انداختند.

پانزده هزار دست نوشته همراه با نقاشی که در کاخ توپکاپی قرار دارد شاهد علاقه ای است که سلاطین ترک به این هنر داشته اند و نمایشگر جهدی است که طی دوبار برای خالی کردن کتابخانه سلطنتی تبریز – که به مرز نزدیک بود – خرج دادند ...

از بین تمام هنرهای شرقی، مینیاتور بیشتر از همه پراکنده شده است. این هنری است که موزه های اروپا و امریکا، قطعاتی از آنرا جمع آوری کرده اند. ولی هیچگاه هنری این چنین خواستنی تا باین حد ناشناخته نبوده است.

مینیاتور روی نوعی کاغذ خاص – که ایران از دیر زمان آنرا مورد استفاده قرار می داده – کشیده می شده است و به همین دلیل برگها طاقت دستکاری را ندارند، و رنگها نمی توانند مدت زیادی بی آسیب در نور باقی بمانند. و چه در موزه ها و چه در مجموعه های خصوصی، بزرگترین کوشش محافظان آن است که تا حد امکان کمتر آنها را از تاریکی محافظ خارج کنند، و کسانی که واقعا تصاویر معروفی را که روی این صفحات کشیده شده است دیده اند بسیار نیستند.

در شرق، زادگاه مینیاتور، آنها هرگز به نمایش گذاشته نشده اند. حتی در چین نیز این نقاشی هیچگاه برای تزئین خانه مورد استفاده قرار نگرفته است. تصاویر، وسایل تفکری هستند که همراه با ادبیات عرفانی – که موضوع را تفهیم می کند – مورد ستایش قرار گرفته اند. و هنگامی که در دوره های بسیار دیر شروع به جمع آوری باقیمانده دست نوشته های بسیار قدیمی و دست نخورده شد بزرگترین فکر عاملان این کار این بود که آنها را در آلبومهائی بنام «مرقع» یعنی قطعات به یکدیگر متصل شده، جمع آوری کنند.

وجه اشتراک این تصاویر کتابی با مینیاتورهای غربی تنها از نظر قطع است. نقاش اروپائی صحنه هائی را تصویر می کرده که بنابر تخیل خود او تغییر می پذیرفته ولی مینیاتوریست ایرانی موضوعهای همیشگی را طبق قواعدی که تمثیل باو دیکته می کرده می کشیده است، هنر او هنری بوده که توسط قوانین شرعی هدایت می شده، خاصه در مورد نمایش چهره انسانی که بیان تصویری همان چیزی است که «هانری کربن» فیلسوف مشهور به آن نام «ترکیب اعضاء معنوی» داده است رخسارها همگی شبیه سه یا چهار تصویر ایده آل بودند. زن جوان با «چهره قرص قمر»، مرد جهاندیده با ریش سفید، شاهزاده با گونه هائی که ریش سیاهی آنرا زینت داده است. چون در این جا مسئله بر سر قلمزنی چهره های شخصی نیست، بلکه غرض عرضه مظاهری از چهره های دائمی است.

روش ها هم از قواعدی پیروی می کرده اند که بدشواری قواعد یک باله تشریفاتی بوده و در فضائی جریان می یافته که از آنِ ما نیست. کوهها، درختان و گلها تنها نمایشگر تأثیر عینی که به چشم می آید نبوده اند، بلکه نماینده انگاره ای از کوه یا گل بوده اند، آنها به عوامل طبیعی شباهت نداشته اند، بلکه نظیر عبارات ادبی بوده اند که برای تصویر این عوامل بکار می رفته اند و خود به عنوان یک مظهر در نظر گرفته می شده اند. این بیان تصویری شناختی عرفانی از دنیا بود و باین عنوان هر کدام از تصاویرش در چند سطح مختلف سمبولیسم عرضه می شود. سمبولیسم متن شاعرانه که خود دارای یک مفهوم خارجی و یک مفهوم باطنی است که مینیاتور یک لحظه از آنرا تصویر می کند، سمبولیسم قراردادهای سبک نقاشی شرقی که بیانگر مفهومی است که در متن وارد نشده است.

اگر در این جا چهره ها فاقد سایه هستند، بدین جهت است که در تمامی علم تکوین عالم عرفانی ایران، از مزدائی تا اسلام روی یک چهره نورانی نمی تواند تاریکی بنشیند. بدینگونه از تمثیل تصویر ترکیبی موزون حادث می شود که ما هنوز تمام اصول آنرا نمی دانیم. شواهدی که ادبیات شرقی بجای گذاشته اند وجود دارند، ولی این شواهد در کتابهائی پرانده اند که اغلب هنوز چاپ نشده اند.

حتی در مورد تاریخ خارجی این هنر نیز اطمینان وجود ندارد شاید ما هرگز راز تولد آن را ندانیم. برای این مقصود باید نقاشی ایرانی را از دوران با عظمت اسلام تا فتوحات چنگیز خان در سال 1221 میلادی شناخت. نوعی هنر نقاشی دیواری وجود دارد که هنوز آثار کوچک قابل تحسین از آن در اینجا و آنجا وجود دارد. درست مثل این است که برای درک تاریخ رنسانس ایتالیا، آثار نخستین نقاشان این دوره بخصوص گروهی را که اصولاً در زمینه فرسک (نقش برجسته روی گچ) کار کرده اند بطور کامل در اختیار نداشته باشیم.

این هنر که گویا روی ابنیه بوده است چگونه مرحله انتقال به شکل مینیاتور کنونی را پشت سر گذاشته است؟ دست یابی باین راز غیر ممکن است و تنها چیزی که در مورد آن اطمینان داریم عصری است که در آن این هنر دچار تحول اساسی شده است یعنی آغاز قرن چهاردهم میلادی.

مکتب بزرگ این هنر در تبریز واقع در شمال علائم داشت و خطاطی تا به آن حد اهمیت یافت که غربی ایران پدید آمد، و بعد شکوفائی کلاسیک آن در شیراز، نزدیک تخت جمشید در آستانه قرن 15 بوقوع پیوست، و سپس در هرات در قسمت شرقی ایران و افغانستان امروز. و بدینگونه تمامی شرق به جستجوی این هنر رفت در حالیکه هنرمندان شیرازی دسته دسته سوار کشتی می شدند تا ذوق و قریحه خود را به داخل قسمت جنوبی هندوستان ببرند، و در آنجا این هنر با عرفان و خطاطی تطبیق پیدا کرد.

این هنر در سیر تکاملی خود گرایشی به بزرگداشت شاهزادگان می خواستند خطاطان بزرگی هم باشند. ادبیات والاترین توصیف هنر بود و خطاطان اشعار عرفانی را روی اوراق کتابها می نگاشتند.

از آن پس هنر کتابی رهنمون هنر ایران شد و هنگامی که در زمان شاه عباس دوم (لوئی سیزدهم) به حضیض خود رسید. به طور اسرارآمیزی به فاصله یک نسل نابود شد. نقاشان شروع به ترکیب تصاویر بی معنی کردند و ایران دیگر تنها به آنچه اروپائی بود توجه داشت.

 

اطلاعات مقاله:

ماهنامه فرهنگی - هنری رودکی، شماره 36، مهرماه 1353

مجموعه لاله تقیان و جلال ستاری

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی