راه رفتن

علیرضا امیری

لریمر چهارچوب بندیهای سفت و سخت و طبقه بندیهای انتزاعی در مطالعات راه رفتن را نمی پذیرد .بلکه راه رفتن را فرآیندی از جریان مداوم حرکتهای بدنی می داند که نگاه به آن از منظرهای مختلف تنها پرسشهای متفاوتی را برمی سازد و از طرف دیگر روش تحقیق در مورد آن را تسهیل می کند .از نظر عده ای از محققان ، راه رفتن می تواند بعنوان کنشی فرهنگی فهم شود که بوسیله شکل فیزیکی و بافت مادی مکان متمایز می شود و معنا پیدا می کند . برای مثال می توان به شیوه های راه رفتن در مناسک و آیینهای مذهبی اشاره کرد که از طریق گونه ای از رفتارهای جمعی و هنجارهای اعتقادی شکل می گیرند که با موقعیت و محل زمین در ارتباط است ...

مطالعات در مورد راه رفتن در دهه گذشته در میان محققانی که عموما جغرافیدانان فرهنگی و انشانسناسان اجتماعی بوده اند ، گسترش یافته است . مطالعات جدید راه رفتن توجه خود را بر پایه ومولفه های مهم آن در جوامع انسانی معطوف داشته اند . در این میان راه رفتن بعنوان یک رویداد[1] و بعنوان یک عمل بدنمند و راه رونده[2] بعنوان یک سوژه انسانی نقطه شروع تحلیلهایی بوده اند که سعی در ایجاد یک چهارچوب تفسیری فرهنگی برای این کنش در جوامع داشته اند . در این میان پیاده روی  در شهرشکل عام این کنش درنظر گرفته می شود .

درگذشته راه رفتن بعنوان یک شیوه کارکردی ابتدایی حمل و نقل در نظر گرفته می شد که بر مبنای انتخابها و محدودیتهای اقتصادی شکل می گرفت .در این میان راه رفتن وسیله ای بود که محقق را قادر می ساخت مدلها و نقشه های رفتاری انسان  و ترجیحات محیطی در ارتباط با آن را پیش گویی کند .اما در مطالعات امروز این امر تفاسیر فرهنگی گسترده تر و متنوع تری یافته است که با مطالعات فرهنگی پیاده روی گذشته در علوم انسانی که عمدتا بر پایه نگاه ادبی و هنری برای بازنمایی زندگی در مسافرتهای کوتاه و بلند شهری و میان شهری بر روی پاها بوده اند ، متفاوت است .(شیوه های راه رفتنی که بر مبنای کارهای شاعران رمانتیک ، سنت زیباسازی نقاشان منظر ،و نویسندگانی که تجاربشان از کلانشهرها را در اواخر قرن نوزدهم بیان می کردند ،بازنمایی می شد ). از نظر لریمر[3]اما امروزه برای کشف و تبیین فرهنگهای راه رفتن به جزییات بیشتری نیاز است تا مطالعات این کنش پایه ای انسان ،نظام مندتر شود . کشف انواع مولفه های فرهنگی که در کنش راه رفتن وجود دارند و نگرشهایی که در تحقیق ، این کنش اجتماعی را یک سوژه قابل شناسایی برای محقق می کندموضوعاتی هستند که از نظر وی مهم می باشند .لریمر برای این منظور به کنش راه رفتن از چهار منظر مختلف می نگرد .   

1-راه رفتن بعنوان محصول مکانها

2- راه رفتن بعنوان سیمایی از زندگی روزمره

3- راه رفتن بعنوان راهی برای استنطاق رابطه میان خود و منظر یا خود و جهان

4-راه رفتن بعنوان کنشی هنرمندانه

البته لریمر چهارچوب بندیهای سفت و سخت و طبقه بندیهای انتزاعی در مطالعات راه رفتن را نمی پذیرد .بلکه راه رفتن را فرآیندی از جریان مداوم حرکتهای بدنی می داند که نگاه به آن از منظرهای مختلف تنها پرسشهای متفاوتی را برمی سازد و از طرف دیگر روش تحقیق در مورد آن را تسهیل می کند .از نظر عده ای از محققان ، راه رفتن می تواند بعنوان کنشی فرهنگی فهم شود که بوسیله شکل فیزیکی و بافت مادی مکان متمایز می شود و معنا پیدا می کند . برای مثال می توان به شیوه های راه رفتن در مناسک و آیینهای مذهبی اشاره کرد که از طریق گونه ای از رفتارهای جمعی و هنجارهای اعتقادی شکل می گیرند که با موقعیت و محل زمین در ارتباط است . در اینجا راه رفتن بر طبق اشکال منظر و ویژگیهای مکان سمت و سو و نظم پیدا می کند .معابر ویژه ای در روزهای مشخصی از سال دنبال می شوند و ساختمانها و بناهای مشخص با فضا و مکانی که ایجاد می کنند .، شیوه های راه رفتن را تعیین می کنند . از طرف دیگر در حالیکه راه رفتن می تواند بعنوان کنشی مذهبی ،مناسکی و یا بزمی دنبال شود و بدین وسیله اهمیت بیشتری بوسیله هنجارهایی که آن را احاطه می کند ، پیدا کند ، راه رفتن بعنوان کنشی عادی و روزانه هم قابل بررسی است . اغلب این شیوه های راه رفتن در فواصل کوتاه صورت می گیرند که برای رسیدن به مقصدی یا انجام کاری است  .روزمره گی این شیوه های راه رفتن است که مورد توجه  محققان بعنوان صحنه ای ازمشاهدات تجربی برای تحلیل اصول و آهنگ راه رفتن قرار می گیرد . چنین تحلیلهایی بر مبنای روابط اجتماعی و وابستگیهای بدنمند در جریان حرکت است که صورت می گیرند .

برای بعضی از کنشگران و محققان ، راه رفتن برانگیزاننده پیدا کردن شیوه مناسبتری برای سازگاری خود و جهان است .در واقع گاهی این طور به نظر می رسد که ریتمها و احساساتی که در راه رفتن بوجود می آید حسی از رضایت و کلیت را القا می کنند (شاید تمدید سنت پیاده روی در مسافتهای طولانی زوار) که با جستجوی هماهنگی عظیم تر و نیازهای فلسفی عمیق تر ملازم است . در اینجا تحلیل فرهنگی به درون می چرخد و به جای جستجوی معانی بیرونی کنش راه رفتن ،درجستجوی دسترسی به خصیصه های خود راه روندگان است .

منبع:

Lorimer,H(2011).Walking:New forms and spaces for studies of pedestrianism. In, Cresswell,T  and Merriman,P(eds), Geoghraphies of mobilities:   practices,spaces, subjects .Farnham :Ashgate publishing

 

 

 

 

 

 

[1] event

[2] walker

[3] lorimer

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی