مقالات قدیمی: یک قرن آفیش (1351)

نویسنده: ژان دالووز / تایپ: سهیلا کمالی

 سالیان درازی است که «آفیش» به عنوان جزئی از تزئینات زندگی ما به شمار می­آید. در خیابان، در اماکن عمومی چون مترو و بالاخره این­جا و آن­جا حضور دارد. رنگ و فرم آفیش­ها خواه و ناخواه در حافظه­مان نقش می­بندد و در اصل، نقش اساسی آفیش آن­ است که هر چه سریع­تر چیزی را که وظیفه­ی عرضه­­اش را بر عهده دارد به ما بشناساند.

ببیننده هرگز آن­چنان که به سراغ یک تابلوی نقاشی می­رود به یک آفیش نزدیک نمی­شود. به عبارت دیگر «آفیش» نقش «فعال»تری دارد و در وهله­ی اول، اوست که توجه ما را جلب می­کند. برخورد با آفیش معمولاً در زمانی بسیار کوتاه یعنی در یک «نگاه» انجام می­شود. اما در همین زمان کوتاه باید آن­چنان تأثیری داشته باشد که در میان تصاویری که از راه چشم در ذهن نقش می­بندد، جایی برتر بیابد.

آفیش باید خالی از زیاده­گویی و اطناب باشد و باید هدفی را که در آن مستتر است، در سریع­ترین شکل ممکن القا کند. هنر آفیش هنر «سادگی» است و نمی­تواند و نباید در ذهن اثری دراز مدت داشته باشد. اما باید به محض این­که به چشم آمد، در ذهن نقش ببندد و وظیفه­ی خود را دنبال کند، یعنی تمایلی را در ما ارضا نماید و بر اساس تداعی معانی، ما را به انجام عملی که در اندیشه­ی آن هستیم، وادار نماید.

یک مورد بسیار ساده، مورد آفیش­هایی است که بین دو جنگ بر در سربازخانه­ها، (در فرانسه) نصب شده بود و نقش آن تشویق جوانان به خدمت در گروه­های اعزامی به مستعمرات بود. این آفیش­ها، در کمال ایجاز و تلخیص، در یک تصویر، سرزمین­های دوردست پر آفتاب را نشان می­داد و خوشی­های سفری رویایی را به ذهن نظامیان القا می­کرد و نیز آفیش­هایی را می­توان مثال آورد که «ساوینیاک» (Savaignac) طرح می­کرد. او با نشان دادن شخصی در حال تحمل رنج و دردی عظیم، محصول دارویی را تبلیغ می­کرد و تأثیر بسیاری بر جای می­گذارد.

در نمایشگاه بسیار خوب آفیش که در کتابخانه­ی ملی در حال حاضر دایر است، سادگی، سرعت، تأثیربخشی و جلب نظر و نیز تأثیرات ذهنی را طی تاریخ «صد ساله»ی آفیش می­توان مشاهده نمود. «صد سال آفیش در جهان» عنوان این نمایشگاه است، که خود ادعایی است بزرگ، چه جهان بسیار وسیع است. نمونه­هایی از آفیش­های آمریکایی و اروپایی طی صد سال اخیر به نمایش گذارده شده که در عین حال نشان دهنده­ی گردش قدرت نیز هست.

زندگی آفیش با طرحی که «مانه» (Manet) برای کتابی از «شان فلوری» به نام «گربه­ها» تهیه کرده بود، آغاز می­شود. در اصل این آفیش را برای نصب روی دیوارها، و در خیابان در نظر گرفته نشده، بلکه برای نمایش در کتاب­فروشی­ها پیش­بینی شده بود. از آن سال تا سال 1900 دوره­ای بزرگ برای زمدگی آفیش در فرانسه است. دوره­ای که طی آن نقاشان و طراحانی چون «بونار» (Bonard) - با آفیش مشهورش به نام «شامپانی فرانسه» - و نیز «دومیه» (Doumier)، «اشتاینبن» (Steinben)، «موریس دنی» (Maurice Denis)، بالاخره «کاریر» (Cariére) شکوفا می­شوند. البته باید در نظر داشت که «شره» (Cheret) اولین کسی بود که با درک اهمیت حرکت و بازی «آرابسک»ها به منظور جلب بینایی، در تکامل آفیش نقشی اساسی ایفا کرد و نیز «تولوز لوترک» (Toulouse Lautrec). وی نیز در این کار استاد توانایی بود و خیلی زود به تأثیر عمیق آفیش پی برد.

نقاشانی چون «دادلی هاردی» (Dudly Hardly)، در انگلیس، باعث شکوفایی آفیش شده­اند، وی مدیون فرانسه است زیرا بسیار تحت تأثیر «اوبری برد» (Aubery Beard) بود که در سن 26 سالگی بدرود زندگی گفت، «بن نیکولسون» (Ben Nicolson) نیز اصالت کارش را مدیون اوست.

در این دوره، آفیش­های آلمانی، به دلیل تأثیر زیاد بر بیننده، توجه ما را به سوی خود معطوف می­دارد. کم کم تقاضای آفیش افزایش یافت و یک گروه هنرمند متخصص در این زمینه به­وجود آمد. بین دو جنگ هنرمندانی چون «لوپو» (Loupot)، «کاساندر» (Cassandre)، «ژان کارلو» (Jean Carlu)، و «پل کولن» (Paul Colin) در آفیش­سازی تخصص یافته و به این کار پرداخته­اند، اما در کنار این گروه متخصص، نقاشانی مانند «اوتریلو» (Utrillo)، «والادون» (Valadaon)، «وان دونگن» (Van Dongen) نیز برای تبلیغات کار کرده­اند و یا حتی پس از جنگ دوم افرادی چون: شاگال، میرو، براک، پیکاسو، ماتیس، دالی و ماتیو، در کنار آفیش سازان حرفه­ای چون «ویلمو» و «ساوینیاک» به این کار پرداخته­اند.

*

در حال حاضر تکنیک در حال تغییرات دایمی است و عکاسی و مونتاژ به مبارزه با «گرافیسم» برخاسته­اند.

در نمایشگاه فعلی (در پاریس) دید ما محدود است، اما در مورد تاریخ تکامل آفیش اطلاعاتی گسترده به دست می­آوریم. حضور کشورهایی چون آمریکا، انگلستان، بلژیک، چکسلواکی، آلمان، اتحاد جماهیر شوروی، و هر کدام با رنگ و بوی خاص و خصوصیات فردی مستقل، به ما اجازه­ی مقایسه می­دهد. هدف در همه جا یکی است و پاسخ­ها مختلف.

نقاشی پس از پیدایش موج هنر تجریدی و «مد»هایی که به محض تولد کمال و پختکی می­یابند، در همه جا یک­سان شده است. اما در عین حال شاید در همین­جاست که نبوغ خاص هر ملت جلوه­گری می­کند.

 

اطلاعات مقاله:

ماهنامه فرهنگی - هنری رودکی - شماره هفتم - فروردین ماه 1351 - صفحه 11

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی