اینترنت، کنکاش گاهی جدید؟ بخش دوم عرصه ی همگانی و آرای عمومی: از نشریات تا اینترنت

ژان کلود - برگردان: عاطفه اولیایی
 بسیاری از تحلیلگران در این فکرند که با توجه به آن که سیتم رسانه ای مقامی مرکزی در نظام اجتماعی اشغال می کند،  آیا بحث سیاسی در خارج و یا در  حاشیه ی  نظام ممکن است یا نه؟ برخی معتقدند که چنین امری امکان ندارد و تأکید می کنند که عرصه ی بحث در رسانه ها بازسازی می شوند.  چراباید به  تجدید نشریات کتبی  که دیگر نقشی در شکل گیری عقیده و آراء  نداشته بلکه فقط به ارائه ی  دیدگاه ها می پردازد، ادامه داد؟ و یا  امید به درگیراندن مباحثی مستدل در رسانه های دیداری شنیداری داشته باشیم که خود بر اساس فناوری و منطق هستی ش

بسیاری از تحلیلگران در این فکرند که با توجه به آن که سیستم رسانه ای مقامی مرکزی در نظام اجتماعی اشغال می کند،  آیا بحث سیاسی در خارج و یا در  حاشیه ی  نظام ممکن است یا نه؟ برخی معتقدند که چنین امری امکان ندارد و تأکید می کنند که عرصه ی بحث در رسانه ها بازسازی می شوند.  چراباید به  تجدید نشریات کتبی  که دیگر نقشی در شکل گیری عقیده و آراء  نداشته بلکه فقط به ارائه ی  دیدگاه ها می پردازد، ادامه داد؟ و یا  امید به درگیراندن مباحثی مستدل در رسانه های دیداری شنیداری داشته باشیم که خود بر اساس فناوری و منطق هستی شناسانه ی دیگری شکل گرفته اند؟   در این شرایط،  برآورد  توانایی  رسانه ای مانند اینترنت در  ایجاد مباحثات عقیدتی بین  کنشگران الویت دارد. این محمل پرسش های بسیاری در مورد  ساخت و پردازش عقاید و آرای همگانی  بر می انگیزد.  مانند سایر رسانه ها، اینترنت نیر بیشتر به سرگرمی و بازی می پردازد تا به برخورد عقاید.  بنا براین عرصه ای همگانی به معنای سنتی آن در اینترنت پا نمی گیرید. آیا این شبکه ی شبکه ها می تواند لااقل پاسخگوی  اعتراض های  ژ.م.فری  باشد که معتقد بود مباحثات و شکل گیری عقاید تنها می تواند از طریق متن نوشته  صورت گیرد؟ بدون شک چنین است  زیرا که صفحه ی اینترنت عمل نوشتن را، اگر چه به شکل پیچیده تری،  بازگردانده است.  با این که سیستم نگاره ها بیش از بیش به عنوان روش ارجح بازنمایی و درک واقعیت مورد استفاده است.  در واقع، تضاد تصویر و متن نوشته چندان روشن نیست.  نوآوری اینترنت در به پرسش کشیدن حرفه ی خبرنگاری امری جدی است و البته رابطه با منابع خبر نیز که از موارد مهم این حرفه است، دوباره  مورد بحث قرار می گیرد.   منابع بیشمار و کمتر مورد اعتمادند. به علاوه همگی به مانند خبرنگاران حرفه ای به منابع دست رسی دارند و دبدین ترتیب، در بطن جامعه ی اطلاعاتی، اینان  دیگر « ارباب منابع » نیستند.  برای برخی  رسانه های مکتوب و  دسترسی به منابع راهی برای بازگشت به کار نشرمباحثان عثیدتی است؛ و برای برخی دیگر، استفاده از اینترنت، تارنما های متعدد و منابع خارجی،  محلی از اعراب  برای نشریات مکتوب نگذاشته است.  با استفاده از  بازخورد های دائم مانند نامه به سردبیر و ارزیابی مقالات به یمن سیستم های سنجشی روی خط،  اینترنت  تعاملی بسیار متنوع تر ارايه می دهد؛  لیکن  این مشارکت و تعامل اغلب توهمی بیش نیست و  به دریافت کنندگان اطلاعات، تنها  احساس مشارکت در تولید اطلاعات را القا می کند.   مشارکتی که در بطن تبادلات کثیر و چند قطبی  رنگ می بازند.

 با مشاهده ی عملکرد خبرنگاران  تازه کار چند رسانه ای  می توان چنین نتیجه گرفت که ارايه دهندگان اطلاعات  منحصر به فرد نبوده و در رابطه با مخاطبینشان شکل می گیرند و از فرط تکثر، هویت خاص خود را از کف می دهد. مراجعه ی دايم از یک تارنما به دیگری، باعث محو شدن هویت نگارنده ی آن است و بدین طریق نمی توان ادعا کرد که  اینترنت می تواند به تنهایی عرصه ی دمکراتیک جدید ی ارايه کند.

تلویزیون حرف آخر را می زند.

برونو مازور که به مدت  زیادی در آنتن دوی فرانسه کار می کرد، در کتابش «تلویزیون دیوانه می کند» می نویسد: « ۱۴۰۰ واژه  از دهان مجریان برنامه های تلویزیونی، که به سختی معادل یک ستون نشریات مکتوب  است».   او اضاففه می کند که این تعدلد  مختصر واژه باید  به زبانی ساده شامل همه چیز بوده  و قابل فهم عوام نیز باشد.   «کوچکترین مضرب مشترک» فرانسویان عام، برنامه ی اخبار تلویزیون است. این برنامه ها باید طوری نتظیم شوند که بیشترین مخاطبین را برای هر کانالی جذب کنند و بدین ترتیب محلی برای ابراز دمکراسی سیاسی شوند. این بیان در واقع باور داشت و بهانه ی مشروعیت این خبرنگاران است.  سیاستمداران و مراکز قدرت نیز که از تلویزیون برای ایراد اعلامیه های مهم سیاسی استفاده می کنند بر همین عقیده اند.

خبرنگاری تلویریونی با توانایی دسترسی به بیشترین مخاطب، قدرت مهمی در  نظان های دمکرتیک  به شمار می روند؛ لیکن اگر تنها انگشت شمار خبرنکارانی قدرت  تصمیم گیری در باره ی ظهور سیاستمداران  و یا سازمان های اجتماعی را بر صفحه ی تلویریون دارند، خود این سیاستمداران و سازمان ها هستند که « برنامه ی کار» را مشخص می کنند.  خبرنگاران نشریات و تلویزیون مطیع سازمان های دولتی و ناشر  افکار و عقاید آنان بوده و ازنقش منقد  افکار که ویژه ی  خبرنگاران نشریات مکتوب بوده است فرسنگ ها فاصله گرفته اند.

*********
این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

********

 صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/oliaiatefe

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294

کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

شماره حساب بانک ملی:
0108366716007

 شماره شبا:
‪IR37 0170 0000 0010 8366 7160 07

 شماره کارت:
6037991442341222

به نام خانم زهرا غزنویان

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده