پدیده چراغ گاز: خشونت روانی پنهان (بخش دوم)

لادن رهبری

در بخش اول این نوشتار پدیده چراغ گاز را که نوعی از خشونت روانی پنهان است معرفی کردم. به طور خلاصه، چراغ گاز نوعی از سوء استفاده روانی است که در آن اطلاعات مخدوش و یا پاک می شود، تا به نفع فرد سوء استفاده کننده تغییر شکل بیابد. اطلاعات تغییر شکل یافته به نوعی ارائه می گردد که باعث شود فرد قربانی به ادراک و حافظه خود شک کند و نسخه ی مخدوش شده از واقعیت را بپذیرد. این نوع سوء استفاده می تواند از ترفندهایی مانند پاک کردن و نفی کردن وقوع اتفاقات گرفته تا هدایت کردن قربانی به سمت موضوعات نامربوط استفاده کند.

چراغ گاز نوعی از خشونت روانی است که در روابط زناشویی و همزیستی های دو جنس مخالف، که توزیع قدرت به شکل نابرابرانه در آن ها رخ داده است، احتمال وقوع آن وجود دارد. در چنین شرایطی، فردی که در بالای هرم قدرت قرار گرفته است، می توانند ادراک های دیگران را «احساس زده» و «کم دقت» تصویر کند و به آن ها بقبولاند که نسخه ی او از واقعیت را به مثابه ی واقعیت قطعی بپذیرند.

چگونه می توانیم پی ببریم که تحت تاثیر این نوع از خشونت قرار داریم یا نه؟ در ادامه برخی از پرسش هایی را مطرح می کنم که با پرسیدن آن ها از خودتان می توانید پی ببرید که آیا قربانی چراغ گاز هستید یا خیر.

1- پرسش اول: آیا شما اعتبار حافظه و تجربیات خود را به طور مداوم به پرسش می کشید؟

چراغ گاز افراد را در وضعیتی قرار می دهد که دیگر نمی توانند به حافظه ی خود یا تجربیات خود اعتماد کنند. برای نمونه، تصور کنید که با همسرتان از خانه بیرون می روید و در را می بندید. کمی بعد همسرتان از شما می پرسد در را بسته اید؟ و شما پاسخ مثبت می دهید. او دوباره می پرسد مطمئنید؛ و شما مجددا پاسخ مثبت می دهید. او مکث می کند و به شما با تردید نگاه می کند و می پرسد یادتان هست که قفل را چرخانده اید یا نه و شما که تا آن لحظه مطمئن بودید که در را بسته و قفل کرده اید، حالا با به پرسش کشیده شدن حافظه و اعتبار عمل تان، به خودتان تردید می کنید. در صورتی که پیش از این مطمئن بودید که حتا اگر ناخودآگاه، در را قفل کرده اید (همیشه این کار را کرده اید).

اگر شما به شکل مداوم با به پرسش کشیده شدن حافظه تان توسط دیگران، خودتان هم فعالانه خود را به پرسش بکشید، تحت تاثیر این پدیده قرار دارید. مثالی که در بالا گفته شد، یک نمونه ی ساده است که برای همه اتفاق می افتد. اما فرض کنید که این نوع تجربه ها به شکل مداوم برای شما اتفاق بیفتد؛ به خصوص زمانی که بحث از یک تجربه ی ناراحت کننده یا یک درگیری یا دعوا باشد. برای نمونه، زنی را تصور کنید که شریک زندگی اش به او به شکل فیزیکی و کلامی بی محلی و بی اعتنایی می کند. زن تلاش می کند که با مرد در این باره حرف بزند و مرد به جای بحث کردن در مورد این اتفاق، به کلی ادراک زن را به پرسش می کشد و می گوید که هرگز به او بی محلی نکرده است و برداشت زن ناشی از عدم درک موقعیت ها، عدم توجه به مسائل او و ناتوانی در تحلیل وضعیت موجود است. اگر زن در چنین شرایطی به احساسات و برداشت خود شک کند، پدیده چراغ گاز به شکل موفق اتفاق افتاده است.

2- آیا افرادی در زندگی شما هستند که به شکل فعالانه حافظه و تجربیات شما را بدون اعتبار تلقی می کنند؟

اگر افرادی در زندگی شما هستند که به شکل مداوم حافظه و تجربیات شما را به پرسش می کشند، شما ممکن است قربانی چراغ گاز شده باشید. این افراد ممکن است از عباراتی مانند نمونه های زیر به شکل مداوم در برخورد با تجربیات شما استفاده کنند:

«تو بیش از حد حساسی»، «تو که هیچ وقت چیزها را یادت نمی آید»، «تو از کجا فهمیدی؟ تو که حواست به این چیزها نیست»، «تا حالا یک بار نشده درست یاد بیاید»، «دفعه پیش هم که همین را گفتی، اشتباه گفته بودی»، «کی گفته؟ انتظار نداری که چون تو می گویی باور کنم؟» و ...

3- آیا افرادی که تجربیات شما را به پرسش می کشند، ادراک شما را معکوس کرده و خود  را قربانی تلقی می کنند؟

افرادی که تجربیات و ادراک شما از وقایع را به پرسش می کشند، به خصوص در شرایط بحران (مانند دعواهای خانوادگی، قهرها و ناراحتی های بین فردی و ...) از پدیده ی چراغ گاز استفاده می کنند. آن ها به خصوص سعی می کنند شرایط را برعکس آن چه ادراک کرده اید جلوه داده و خود را به عنوان قربانی اصلی معرفی کنند. مثلا اگر شما در مورد این که احساسات تان جریحه دار شده است صحبت کنید، آن ها خواهند گفت که در واقع شما در حق شان ظلم کرده اید. به شما خواهند گفت: «اول خودت کاری می کنی که من عصبانی و ناراحت شوم و بعد که من واکنش نشان دادم، آدم بدی می شوم» یا «تو خودت همیشه شروع  می کنی و بعد تقصیرش را می اندازی گردن من»، «این منم که مورد توهین قرار گرفته ام نه تو!».

بدیهی است عبارت ها و جملات ذکر شده به عنوان مثال می تواند در شرایط مختلف معانی دیگری داشته باشد. اما این نوع از برخورد و استفاده از عبارات، در شرایط خاصی که مشابه توضیحات داده شده در این دو نوشتار در مورد چراغ گاز است، می تواند نشان دهنده ی این باشد که فردی (آگاهانه یا ناآگاهانه) دارد از پدیده چراغ گاز استفاده می کند.

 

نکته:

اعمال پدیده چراغ گاز می تواند کاملا به صورت ناخودآگاه رخ بدهد. بنابراین لزوما فردی که آن را بر دیگری اعمال می کند از کار خود آگاه نیست. این فرد لزوما فردی نیست که قصد آزار یا اعمال خشونت دارد. بنابراین اعمال شدن آن دلیل بر این نیست که فرد اعمال کننده قربانی را دوست ندارد و یا می خواهد او را تحقیر کند و یا عمدا مورد خشونت قرار دارد. این پدیده می تواند از جانب نزدیک ترین افراد به شما اعمال شود. به همین جهت است که این پدیده را تحت عنوان خشونت روانی پنهان معرفی کردم. آن چه اهمیت دارد این است که فرایند به پرسش کشیده شدن تجربیات، ادراک و حافظه در فردی که قربانی است، پایان یابد و اعتماد به خود جایگزین اتکا کردن بر ادراکات و برداشت های دیگران شود.

 

برای مطالعه بیشتر در مورد پدیده چراغ گاز به لینک های زیر مراجعه کنید:

http://everydayfeminism.com/2015/08/things-wish-known-gaslighting/

https://en.wikipedia.org/wiki/Gaslighting

http://everydayfeminism.com/2015/06/gaslighting-is-an-abuse-tactic/

http://faculty.mccneb.edu/ccogar/VACA_2120/Course%20Documents/GASLIGHT%20Screenplay.pdf

تصویر: اینگرید برگمن و چارلز بویر در فیلم چراغ گاز 1944

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رهبری، لادن

مطالب نویسنده