چیدمان «حکایت آب و تابه» از منظر جامعه شناسی هنر

بنیامین انصاری نسب

چیدمان هنری «حکایت آب و تابه»در مراداد ماه امسال در فرهنگسرای طوبی بندرعباس در معرض دید عموم قرار گرفت.تا بیانی هنری از بحران کم آبی حاضر و خشکسالی که در پیش رو قرار دارد برابر چشم مخاطب خود قرار دهد.بنا به گسترش بحران کم آبی در سراسر کشور قصد دارم تا از منظر جامعه شناسی هنر با رویکرد بازتاب و با استفاده از روش نشانه شناسی ساختاری(منظور از ساختار در اینجا صرفا به عنوان روش تحقیق است و نه به معنای ساختار سوسوری) به این چیدمان نگاهی بی­اندازم.

رویکرد بازتاب در جامعه شناسی هنر شامل تحقیقات متنوع و گسترده ای است که فصل مشترک تمامی آنها این باور است که هنر آینه جامعه است یا توسط جامعه مشروط یا تعیین می شود.در این رویکرد،تحقیق بر آثار هنری متمرکز می شود تا دانش و فهم ما را از جامعه ارتقا دهد.رویکرد بازتاب پیشینه ای طولانی و قابل احترام در جامعه شناسی دارد این امر نباید موجب شگفتی شود چرا که تمرکز اصلی این رویکرد جامعه شناختی است،به عبارتی معطوف به فهم جامعه است.

محققانی که به مطالعه بازتابی دست می زنند،می توانند از مفروضات نظری متفاوتی شروع کنند و فنون تحقیقی متنوعی را بکار برند،این انتخاب ها برای نتایجی که محققان بدان دست می یابند دلالتهایی در بر دارد.الکساندر(1390)معتقد است که پنج راهبرد تحقیقاتی متفاوت در این رویکرد وجود دارد از جمله:تحلیل تفسیری،تحلیل محتوا،نشانه شناسی ساختاری،فهم مناسک و آیین ها،ترکیب روش­ها .

اثر هنری در اینجا به عنوان متن نشانه­ای در نظر گرفته شده که این متن از همنشینی رمزگان و لایه های نشانه­ای درون متن بوجود می آید. سجودی(1393) معتقد است متن صرفاً کلامی یا نوشتاري نیست و ممکن است بسته به مورد، مثلاً در متون چند رسانه اي، ازلایه هاي دیگر شامل لایه هاي شنیداري، موسیقی و صداهاي محیطی، حتی بویایی و غیره تشکیل شده باشد.در واقع، هر آن چه دلالتگر باشد و وارد فرایند تولید و دریافت معنا بشود، لایه اي از متن تلقی می شود. در اینجاست که می گوییم ، متن حاصل همنشینی لایه هاي متفاوت است که بر اساس انتخاب از رمزگان هاي متفاوت و در فضاهاي متفاوت گفتمانی در کنش ارتباطی تحقق عینی یافته اند. متن پیدایشی است و در نتیجه باز است و قطعی وتحقق یافته و بسته نیست.

اولین چیزی که در این چیدمان به عنوان یک متن نشانه ای به چشم مخاطب می آید عنوان اثر (حکایت آب و تابه)است که بیان کننده لایه نشانه ای آب به مثابه منشاء حیات و لایه نشانه ای تابه ،محلی برای برشته شدن که در اینجا به معنی تبخیر شدن و از بین رفتن است که به نحو مفهومی خشکسالی اشاره دارد.مخاطب در مواجه با اثر هنری اثری از آب نمی بیند بلکه با مجموعه ای از آفتابه های گِلی مواجه می شود که بطور منظم و نحوۀ خاصی برروی کاشی های سفید رنگی چیده شده اند.

کاشی های سفید ابتدای اثر بصورت خطی است که مخاطب را به سمت اثر اصلی هدایت می کند و به مجموعه ای از کاشی های سفید می رسد که آفتابه های گِلی بر روی آن قرار دارد. لایه نشانه ای کاشی مربع شکل،دلالت بر زمین است که در برابر آسمان (دایره) و در سطحی دیگر نمادی است از جهان مخلوق(زمین و آسمان)و آنتی تزی از عالم متعالی است،همچنین مربع شکلی است ایستا و ثبات گرا که اضلاع و زوایای برابرش احساسی از سکون،استحکام،حصار،منزل،کمال و استقرار می باشد.چهار ضلع مساوی مربع می تواند دلالت بر چهار عنصر باد،آب،خاک وآتش و یا چهار جهت اصلی شمال،جنوب،شرق و غرب یا چهار فصل و یا چهار مرحله زندگی از کودکی ،جوانی،میانسالی و پیری و چهار طبع سردی،گرمی ،خشکی و رطوبت باشد. که تمامی اینها خواص و خاصیت زمین را حکایت می کند.لایه نشانه ای رنگ سفید دلالت بر خوبی ها،پاکی و بی آلایشی و بکر بودن زمین است که خود را درخدمت انسان قرار داده است.

لایه نشانه­ای بعدی آفتابه های گِلی هستند که اصلی ترین لایه نشانه ای متن هنری را تشکیل می دهند.آفتابه های گلی از گلهای خشکیده و ترک خورده ای پوشیده شده اند که هیچ نشانه ای از حیات در آن دیده نمی شود.ایده هنرمند اثر(موسی عامری پور[i]) در انتخاب آفتابه بسیار هوشمندانه است،چرا که علاوه بر اینکه درخوانش زبانی بسیار نزدیک به عنوان اثر یعنی آب و تابه است از طرف آفتابه با توجه به ویژگی دسته های آن که رو به بالا قرار دارند،به عنوان یک لایه نشانه ای محسوب می گردد که در ادامه به آن می پردازم.

آفتابه های گِلی به صورتی چیدمان شده اند که هر ردیف به یک سمت قرار دارد.این لایه نشانه ای که دلالت بر وجود بخشی از یک سرزمین است که بروی کره زمین (کاشی های سفید)قرار دارد. دسته آفتابه ها در این اثر به عنوان یک لایه نشانه ای دلالتگر به دست هایی است که به نشانه اعتراض و یا به تعبیری دیگر برای دعا از شر خشکسالی از این سرزمین ها بیرون آمده اند. چیدمان دستۀ آفتابه ها به صورتی است که اگر از روبرو به این صحنه بنگریم این دسته ها یا در واقع دست ها در هم ضربدر می شوند و نشان دهنده زنجیره و اتصال هریک از سرزمین ها به یکدیگر در اعتراض یا دعا برای رهایی از خشکسالی است.اما اینکه چرا می تواند علاوه بر اعتراض،بیان کننده اعتراض نیز باشد به لایه نشانه ای بعدی یعنی اعداد باز می گردد.

یکصد آفتابه گِلی در این اثر وجود دارد،این عدد در میان ایرانیان از اهمیت فرهنگی،مذهبی و اعتقادی خاصی برخوردار است و معمولا برای بر آورده شدن حاجات و یا نذورات به تعداد این عدد صلوات،دعا،ذکر،استغفار،آیه،سوره و.....خوانده می شود.استفاده از یکصد عدد آفتابه می تواند دلالت بر استمداد هنرمندی که از کمکهای انسان های زمینی نا امید گشته و دست دعا به سوی نیروهای ماورایی و غیر زمینی دراز کرده است باشد.

اگر از بالا به این آفتابه ها نگاه کنیم می بینیم که همه با گِل پر شده اند! گِلهایی که خشک شده و ترک برداشته است. گِل خشک و ترک برداشته ،لایه نشانه ای دیگری است که دلالت بر سرزمین های است که خشکسالی در آن رو به پیشروی است و هنرمند می خواهد با ارائه یک متن نشانه ای به گفتمان خشکسالی که در بین شهر های مختلف شکل گرفته است اشاره کرده و به سهم خود بحران کم آبی و آینده ای خشک  ترک خورده ای را که دیر یا زود با این رویه به آن تبدیل خواهیم شد. با چیدمان یک اثر هنری پیش چشم مخاطب قرار دهد و این گونه است که هنر ارتباط خود را با جامعه به خوبی نشان داده و اثر هنری به عنوان یک متن با استفاده لایه ها ورمزگان متعدد نشانه ای در یک بافت و موقعیت اجتماعی تولید می شود.

 

منابع

الکساندر ،ویکتوریا(1390)جامعه شناسی هنرها،ترجمه اعظم راودراد،فرهنگستان هنر

سجودی فرزان(1393)نشانه شناسی کاربردی،نشر علم

 

[i] کارشناسی ارتباطات تصویری است او از سال 1369 برگزاری چندین نمایشگاه و چیدمان را در کارنامه هنری خود دارد.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

انصاری نسب، بنیامین

مطالب نویسنده