مقالات قدیمی: مقدمه‌ای بر جامعه شناسی شهری (1338)

نویسنده: جمشید بهنام- شاپور راسخ / تایپ: رویا زنگنه

دموگرافی شهری

آگاهی بر ترکیب جمعیت شهر نشینی و تحولاتی که در زمان و مکان برآن عارض می شود ما را در شناخت احوال درونی شهرها مدد بسیاری تواند کرد.

از لحاظ دموگرافی شهر اجتماعی است از انسانها در نقطه ای از مکان با این شرط که تراکم و انبوهی جمعیت از حدی پائین تر نباشد.در بیشتر کشورهای صنعتی این حد2500 نفر است ولی این  رقم  با شرایط طبیعی،اجتماعی و اقتصادی تغییر بسیار می کند چنانکه در دانمارک هر محلی را که بیش از 250 نفرسکنه داشته  باشد شهر می خوانند در حالیکه شهر در کشور کره نباید از چهل هزار نفر کمتر جمعیت داشته باشد.

ما در جای دیگر از خصوصیات روحی واجتماعی لازم برای به وجود آمدن شهر نشینی و تفکیک آن از روستا نشینی یاد کرده ایم و رقم جمعیت تنها یکی از این خصوصیات تواند بود. در ایران از لحاظ دموگرافی تعریف روشنی از شهر وجود ندارد. در سرشماری 1335معمولاً آمار نقاطی که بیش از 5000 سکنه دارند ننقاطی که جمعیت شان کمتر از این رقم است جداگانه صبت شده است و چون این آمار فعلاً در دسترس ماست شاید بتوانیم این رقم را ملاک کار خود قرار دهیم:

بالای 200.000 هزار نفر: 6    از 200 تا 100 هزار نفر: 5    از 100 تا 50 هزار نفر: 8    از 50 تا 20 هزار نفر: 23    کمتر از 20 هزار نفر: بقیه شهرها

مهاجرت روستائیان به شهر در ایجاد شهرهای بزرگ ایران سهم مؤثری دارد و مطالعۀ"زادگاه" ساکنین شهرهائی که  رو به صنعتی شدن می روند نشان می دهد که گاهی نزدیک به نصف جمعیت درجای دیگری پا به جهان گذاشته اند و پس از چندی با کسان خود و یا شخصاً در پی کار و پیشه ای روانة شهرهای بزرگ شده اند.بطورمثال می گوئیم فقط47 درصد مردم آبادان و 53درصد مردم تهران دراین شهرهامتولد شده اند و بقیه ساکنین آنها از کسانی تشکیل شده اند که از مناطق دیگر به این دوشهر کوچ کرده اند در حالی که جمعیت شهر هایی مانند قزوین(94درصد)،کرمان(3/95) اراک(4/98)که نمونه ای از شهرهای ایران توانند بود متولد همان شهر ها هستند.اگر میزان تراکم جمعیت را درکیلومترمربع بنگریم بازهم جدائی زیاد میان شهر ها می بیم.این میزان تراکم در شهر تهران2/253 نفر درکیلومتر مربع در آبادن5/170 نفر در تبریز6/51 درکاشان7/9نفر و عاقبت در کرمان فقط2/4 نفراست.1

* * *

ساختمان جمعیت شهر نشینی از لحاظ توطیع برحسب سن وجنس هرچند مه از ترکیب کلی جمعیت در کشور پیروی می کند نفاوت هائی با  روستا دارد واین دگرگونی از لحاظ تأثیری که شرایط اقتصادی و اجتماعی دارد بسیار قابل توجه است

یکی از خصوصیات جمعیت سرزمین های توسعه نیافته جوانی جمعیت آنها است و مراد آنست که بیش از40 درصد جمعیت کمتر از 20سال دارند.بنا بر آمار گیری های نمونه ای گروههای سنی کمتر از 15 سال در شهرهای ایران41تا43 درصد و درمناطق روستائی47تا49 درصد جمعیت را تشکیل می دهند.این جوانی جمعیت ثمرۀ باروری زیاد ومرگ ومیر زیاد وکوتاهی عمرمتوسط است. تعداد کسانی که در گروه سنی میانه قرار دارند وجمعیت فعال به شمار می روند ناچیز است:9/51 تا54 درصد و گروه های سنی بالاتر از 60 سال فقط4/2 درصد شهرنشین و8/1 درصد جمعیت روستا نشین را به وجود آورده اند اگر هرم سنی چند شهر را از روی نتایج سرشماری اخیر بنگریم همانطوری که انتظار می رود بر آمدگی هائی در بعضی گروه های سنی بر بدنۀ هرم دیده می شود واین نشانۀ هجوم روستائیان به شهرها است که چون معمولاً شهر در سن کارآنها را به خود جذب می کند لذا بر گروه های سنی جوان شهری خصوصاً گروه مردها افزوده می شود.

این جوانی جمعیت در یک کشور بجای آنکه نشانه ای از بهداشت وپیشرفت زندگی سالم باشد نماینده باروری زیاد ومرگ ومیر بسیار است و از سوی دیگر این عدم تناسب میان گروه تولید کنندگان(جمعیت فعال میان19تا59)وگروه مصرف کنندگان(تمام جمعیت) دشواریهای بزرگ پدید می آورد.ازجانب دیگرشهرها دسته عظیمی از این جمعیت فعال را به خود می کشند و چون همانگونه که اشارت رفت صنایع نوزاد شهری قابلیت جذب همۀ این کارگران را ندارند نتیجۀ این جا بجا شدن.انتقال بیکاری پنهان از روستا به شهر می شود.

وضع زناشوئی وباروری و ولادت نه تنها در کشورهای توسعه نیافته وکشورهای صنعتی یکسان نیست بلکه این تفاوت میان شهروروستای کشورهای توسعه نیافته نیز به چشم می خورد«عمومیت ازدواج» از خصوصیات کشورهای صنعتی است.از دیر باز عدم آزادی زنان،قیودخانه پدری،آداب و رسوم ومذهب وعللی مانند آنها دختران را به از دواج تشویق می کرده است.از سوی دیگر مردانی که درخانواده های وسیع«پدر سالاری» می زیستند و تأمین خودرا درآن می جستند به آسانی زن خود را نیز وارد خانوده می کردند بدون آنکه مسؤولیت بزرگی را شخصاً به عهده بگیرند و یقین داشتند که خانواده زن و فرزند ایشان را نیز پشتیبان خواهد بود. بیگمان توسعه شهر نشینی و تحولاتی که در طرز معیشت روی داده مسؤولیت مرد را در برابر «خانوده زن وشوهری» زیاد کرده است و دیگر این خود اوست که باید به تنهایی را ه آینده را بجوید و فرزندان را بزرگ کند. آمارنشان می دهد که عمومیت ازدواج در ایران هنوز اصلی کلی بشمار می رود منتهی در جوامع دهاتی و ایلی کشورما این رسم شدت بشتری دارد. بنا برآمارگیریهای نمونه ای در ایران90 درصد زنها تا 20 سالگی5/97 درصد تا 50 سالگی ازدواج کرده اند.نتایج سرشماری اخیر ضمن تأیید این پدیده نشان می دهد که عمومیت ازدوج در روستاها بیش از شهرها و میان زنان بیش ازمردهاست.

 

وضعیت ازدواج برای جمعیت 15 ساله به بالا

«ازدواج در سنین پائین» نیز از خصوصیات کشورهائی نظیر ایران است.اصولاًزنها زودتر از مردان شوهر اختیار می کنند و سن ازدواج در روستا ها پائین تر از شهرهاست.در شهر مشهد2/25 درصد مردهاتا24سالگی و85درصد زنهاتا24 سالگی ازدواج کرده بودند این نسبت در روستاهای مشهد32 درصد برای مردها و2/90 درصد برای زنها است.درتهران7/21 درصدمردها و5/80 درصد زنها تا24 سالگی ازدواج کرده اند و این میزان زناشوئی در روستاهای تهران به3/30 درصد(برای مردها)و88 درصد(برای زنها)می رسد.در حوزه های دیگر سر شماری نیز وضع چنین است.«همخونی درازادواج» و نا بسامانی هائی که از آن پدید می آید مسأله مهمی است.ازدواج همخون دلایل متعددی می تواند داشته باشد:علل مذهبی،آداب وسنن(ازدواج میان پسرعمو ودخنرعمو که عقدشان در آسمانها بسته اند!)ویا علل جغرافیائی واقتصادی.محدودیت منطقه ای که شخص می تواند در آن همسری برای خود انتخاب کند درکشورهای توسعه نیافته علت اساسی تواند بود.

مردمانی که دردیه های دور افتاده به سر می برند پس از چندنسل با یکدیگر همخونی پیدا می کنند زیرا بعلت پراکندگی دهات،نبودن وسایل ارتباطی واهمیت خانوادۀ پدرسالاری چاره ای جز انتخاب همسر درجامعۀ دهاتی خود ویا چند ده آنسوی ترندارند.بیگمان زندگی جدید شهرنشینی رابطۀ بیشتری بین زن ومرد دردانشگاه،اداره و کارخانه به وجود آورده است و همچنین وجود تفریحات مشترک امکان انتخاب همسر را از خانواده های دیگر وحتی از قشرهای اجتماعی دیگر بیشتر کرده است. ازدواج ایرانی ها با خارجی هامرحله پیشرفتۀ آن است.سطح باروری و دلالت در اثر عواملی که از آنان یاد شد در کشورهای غیر صنعتی بالااست.ولی میان شهرو روستا باز هم اختلافاتی موجود است و آمار نشان می دهد که زنانی که درسن باروری هستند در شهر ها بسیار کمتر از روستاهافرزند می آورند.این باروری زیاد انگیزه های متعدد دارد.عقاید مذهبی وآداب و سنن ملی ودهاتی وایلی پایبندی به خانواده و علاقه به بقاء آن را تشویق می کند در این کشورها هیچ نوع مقرراتی برای جلوگیری از تکثیر نسل وجود ندارد و اعتقاد به اصول اخلاقی و مذهبی هرنوع وسوسه ای را برای استفاده از وسایل جلوگیری از تکثر نسل مهار می کند.

شهر نشینی امکانات بیشتری برای کم کردن باروری به وجود می آورد.برای زنانی که کار می کنند و آزادی اقتصادی وفکری خود را بدست آورده اند داشتن اولاد زیاد برای استوار کردن بنیان زناشوئی ضرور بنظر نمی رسد و گذشته از آن تربیت فرزند و خرج آن خانواده ها را به تفکر بیشتر در این مسأله وا می دارد.دشواری های ناشی از نداشتن مسکن و جای کافی،کمی درآمد،تفریحات و سرگرمی های فکری وهنری که یک شهر بزرگ دردسترس ساکنینش می گذارد و همچنین احتیاجات جدیدی که بهره وری از آنها ممکنست درمقام مقایسه با تولید فرزند جدید قرار بگیرد (خرید اتومبیل،خریدخانه،مسافرت....)مسائلی هستند که باید به آنها توجه شود.به زبان دیگر هنگامی که در شهرها طرز تفکر منطقی جانشین رسوم وآداب کهن و اعتقاد به سرنوشت گردید و انسانها دانستند که حتی در امرولادت نیز می توانند تا اندازه ای ارادۀ خود را دخالت دهند کوشش خواهند کرد که بیش از یک یا دوفرزند نداشته  باشند تا بتوانند ایشان راخوب بپرورانند .برای خود نیز یک زندگی مرفه وفراخور حال انسانی فراهم آورند.این میل رابطه مستقیم با درآمد،تحصیلات و نیروی تحرک اجتماعی خانوادها دارد و ازادین رواست که حتی در شهرها نیز میزان باروری میان کارگران و طبقات کم درآمد بیشتر است.

* * *

در مطالعه حرکات جمعیت وقتی چگونگی امر ازدواج وباروری و ولادت بیان شد از مرگ و میزان آن سخن می رود.مسأله مرگ ومیردرشهروروستا یکسان مطرح نمی شود.در شهرها خصوصیات شهر نشینی و زندگی صنعتی و عواقب آن است که انسانها را به سوی مرگ می راند درحالی که در روستا مشکل اساسی نبودن وسایل مبارزه با مرض است.هوا وفضای شهر ناسالمتر از روستا است و این بر اثر کثرت و تراکم جمعیت،وجودکارخانه ها وزندگی دسته جمعی است.علاوه بر آن فرسودگی وخستگی ناشی از کار شدیدوصدای دائم اعصاب شهریان را می فرساید.گذشته از آن ناملایمات روحی،عجله وشتاب،تکرار شب زنده داری ها وخصوصاً دقت وسواس آمیز به وقت و آگاهی به گذشت زمان نیز باعث بروز بیماریهائی می شود که قبل از مرحله صنعتی در بسیاری از کشورها شناخته نبوده اند.میزان مرگ ومیر علیرغم تنزلی که درسی سال اخیر نموده هنوز بالاست:15تا21 درهزار.امروز جدال با مرگ درهمه جای دنیا آنقدر درخشان وپرثمر است که اثرات آن حتی به دورترین روستاها نیز راه یافته است(مبارزه با مالاریا،با آبله و...)ولی بیگمان شهرها وخصوصاً برخی از طبقات اجتماعی بیشتر بهره مند شده اند.اکثریت شهر نشینان به دستگاه های بهداشتی نسبةً کامل دسترسی دارند درحالیکه ده نشینان و ایل نشینان از بهداشت و درمان محرومند وهنوز نزد ایشان طب جای جادو را نتوانسته است بگیرد.البته خرافات در شهرها هم هنوز بطور کلی از بین نرفته و بسیارند کسانی که روش قدیمی معالجه را به طب جدید ترجیح می دهند.تنها رقم نسبتاً درستی که در باره مرگ ومیر نوزادان داریم(مرگ ومیر نوزادان تا12ماهگی)نتیجه آمارگیری نمونه ای روستاهای جنوب تهرانست یعنی 216هزار.چند آمارگیری محدود نیز که برای اطلاع از این مرگ ومیر در محلات مختلف تهران انجام گرفته اعدادی را در همین حدود برای محلات جنوب نشان می دهد. میزان مرگ ومیر در شمال شهر کمتر است.

* * *

میزان ولادت در ایران درحدود45 در هزار و میزان مرگ و میر20 درهزار است.بدینسان جمعیت به نسبت25 درهزار و یا به عبارت دیگر5/2 درصد درسال روبه افزایش می رود.روستا ها که گنجایش تازه واردین را ندارند لبریز می شوند و گروه های عظیم انسانی به  سوی شهر ها کوچ می کنند. شهر ها باید از هم اکنون خود را آماده کنند و نه تنها کارو وسایل زندگی برای روستائیان مهاجر و اضافه جمعیت شهر نشینی فراهم آورند بلکه نقش «قطب های توسعه» را در عمران و آبادنی مناطق اطراف داشته باشند.

پی نوشت:

1- این ارقام مربوط به حوزۀ شهرستان است و برای شهرمرکزی آمار جداگانه وجود دارد.

 

اطلاعات مقاله:

ماهنامه ادبی - هنری سخن - دوره دهم - شماره 4- تیرماه 1338 - صفحات 863 تا 869

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی