توافقی نامحتمل یا فرجامی اجتناب ناپذیر؟ (لوموند دیپلماتیک: مه 2015)

شروین احمدی

مستقل از محتوای آن، نهائی شدن تفاهم نامه لوزان در مورد برنامه هسته ای یک پیروزی برای دیپلماسی ایران  است. بی شک بعضی از خطوطی که پیش از این غیر قابل مذاکره اعلام شده بود،  مانند تعداد سانتریفوژها و یا سطح غنی سازی اورانیوم مورد بحث قرار گرفته اند .اما درعوض دیگر سخنی از «محور شرارت» نیست  و اینک ایران از سوی غرب و بویژه ایالات متحده همچون یک  طرف مذاکره جدی شناخته شده است. جمهوری اسلامی ایران بدین ترتیب خود را در جایگاهی نوین می بیند که در آن احتمال همکاری با قدرت های متخاصم دیروز در کوتاه مدت  در حوزه اقتصادی و کسی چه می داند شاید یک روز در حوزه های نظامی و سیاسی نیز ممکن می شود.هرچند هنوز هیچ چیز نهائی نشده است و برداشت های متفاوت ازنتیجه مذاکرات لوزان بویژه در مورد روند و شتاب لغو تحریم ها وجود دارد.

 

برخلاف آنچه متصور بود، امضای این تفاهم موجی از وجد و شادی  در میان دولتمردان ایران ایجاد نکرد و آنها با خودداری اما البته بدون مخفی کردن  رضایت شان با این مسئله برخورد کردند. ازفرمانده سپاه پاسداران تا رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با گذر از رئیس مجلس آقای علی لاریجانی، تمام مسئولین درجه اول  دولتی  از تیم مذاکرات هسته ای قدردانی کردند. آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب، دیرتر از همه موضع گیری کردند و اعلام داشتند « آنچه تا کنون انجام شده نه اصل توافق و نه محتوای آن را تضمین می‌کند، نه حتی [تضمین می کند] که مذاکرات تا به آخر برسد» و « اینکه حالا به بنده و دیگران تبریک می‌گویند، بی معنی است». این موضعگیری بیش از هرچیز هشداری در مورد تحولات آینده بود  اما نباید از نظر دور داشت که بنا به گفته رئیس جمهور اوباما ، رهبری بوده است که به تیم مذاکره کننده ایرانی اجازه  داد  که درباره امتیازات دو طرفه بحث کنند. در نهایت تنها جریان های بسیار افراطی در نظام که به رئیس جمهور سابق آقای احمدی نژاد نزدیکند و حول جریان « دلواپسان» گرد آمده اند،  با این توافق مخالفت کردند و آنرا به اندازه کافی مدافع منافع ملی ایران ندانستند.

 

در طی ماههای گذشته، رئیس جمهور روحانی و دولت وی سعی کردند، با کم و بیش موفقیت، حول این مذاکرات یک روحیه اتحاد ملی بوجود آورند. در نوامبر سال ۲۰۱۴، شش سینماگر سرشناس ایرانی از جمله عباس کیارستمی، اصغر فرهادی و  رخشان بنی اعتماد کارزاری حول شعار « هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» به راه انداختند. در طی سی سال گذشته این اولین بار بود که روشنفکران شناخته شده بصورتی مثبت در مسائل جمهوری اسلامی ایران دخالت می کردند. از سوی دیگر عملکردهای عربستان سعودی و اسرائیل برای بهم پاشیدن مذاکرات لوزان به نوبه خود نوعی احساسات ملی اگر نگوئیم ملی گرا را موجب شدند.

 

اما با این همه نباید به اشتباه افتاد. نهائی شدن این توافق به هیچ وجه از آتش انتطاری که برکشور مسلط است نخواهد کاست. ایرانی ها توافق را بی شور فراوان اما با خوشبینی و تکیه به تقدیر پذیرا شدند.شرائط اقتصادی بسیار سخت شده است و علی رغم اعلام مهار تورم از سوی دولت، مردم در زندگی روزمره با افزایش مدام قیمت ها مواجهند.نارضایتی افزایش می یابد و و کشور شاهد بروز اعتراضات از جمله در میان معلمین و کارگران صنایع از جمله صنعت اتوموبیل است. 

 

تنش حول مسائل جامعه ای

 

از سوی دیگر عادی سازی روابط  با غرب  داوهای ژئوپلتیکی نوینی را به میان می آورد. مذاکرات نشانگرذکاوت سیاست خارجی تهران بود.برعکس بسیاری از همسایگانش، تهران در سال های گذشته موفق به تدوین یک استراتژی منسجم منطقه ای و بین المللی شده است . منطقه نفوذ ایران امروز از همسایگی چین در شمال افغانستان آغاز شده و تا دریای مدیترانه در لبنان گسترش می یابد(۱). اما چگونه تهران خواهد توانست در سالهای آینده حوزه نفوذی بدین وسعت را بدون اصطکاک با طرف های غربی اش اداره کند ؟ آنچه روشن است آنکه تهران بدون به خطر انداختن توافق لوزان،اساس سیاست اش را نه در لبنان، نه در عراق ، نه در سوریه و نه حتی در یمن نغییر نخواهد داد. دیپلمات های ایرانی موفق شدند که مذاکرات حول برنامه هسته ای را از دیگر مسائل مطرح شده در طی مذاکرات مانند بازشناختن اسرائیل و یا محدودیت برنامه موشکی جدا سازند.

 

سوال اساسی آنست که آیا عادی شدن روابط با غرب به تحول رژیم در داخل کمک خواهد کرد؟  ضعف مدیریتی که در تمام حوزه ها در داخل ایران هویداست   با تاریخ، نوع  شکل گیری و طبیعت قدرت پس از انقلاب ارتباط دارد. قدرتی که یکی از ویژگی هایش وجود جریانهای مختلف در بطن آنست و اینکه هیچ یک از جریانها نتوانسته اند دیگران را حذف کرده  و آنرا به انحصار خود درآورند(۲).این امر که بی شک در سالهای طوفانی رژیم یک نقطه قوت  برای آن به حساب می آمد امروز سدی برای تحول آن شده است چرا که لازمه هر تغییر بنیادین وجود توافق وسیع مابین جریانهای مختلف است.از سوی دیگر تحولات جهشی جامعه ایران در سی سال گذشته نوعی تنش دائمی  بین مردم و حکومت حول مسائل سوسیتال(شیوه زندگی خصوصی) بوجود می آورند. تناقض مابین برخی از ضوابط دولتی با گسترش جامعه ای مدرن و به شدت شهر نشین  شده هر چه شدید تر می شود(۳).

 

آقای روحانی علی رغم پیروزی درخشانش درهمان دور اول انتخابات  ریاست جمهوری ، بنظر نمی رسد که در پی تغییر جدی در شکل غالب باشد. غیر از به راه اندازی دستگاه دولتی که در طی هشت سال حکومت آقای احمدی نژاد به شدت شکننده شده بود، تمام تلاش او حول عادی سازی روابط با غرب و پایان دادن به انزوای کشور متمرکز شده است.

 

حتی با فرض اینکه در افق پایان یافتن رودروئی با ایالات متحده و اروپا، رهبران ایران به صرافت تغییراتی در نظام خواهند افتاد، مسئله الگوی راهبردی برای اینکار همچنان باز می ماند. بنظر می رسد با شکست پروژه گشایش سیاسی از بالا از نوع « گورباچفی»، این مدل چینی است( بسته از لحاظ سیاسی و نئولیبرال در حوزه اقتصاد)که شانس بیشتری برای دنبال شدن نزد رهبران نظام دارد.اما این گذار نیر چندان آسان نیست. چرا که رشد یک سرمایه داری صنعتی قدرتمند  که چنین تحولی می باید به آن تکیه کند در افق کنونی اقتصاد ایران چندان محتمل بنظر نمی آید.اقتصاد ایران همچنان محدود و بطور مستقیم و غیر مستقیم به درآمد نفتی وابسته است.

 

از سوی دیگر گشایش وسیع بازارهای ایران به سوی غرب آنچنان که پس از توافق نهائی انتظار آن می رود، ضرورتا به تقویت سرمایه داری صنعتی منجر نمی شود و خطر به وجود آوردن وضعیتی مشابه بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت را به همراه دارد: جهش سرمایه داری رانت خوار که نقش آنتن محلی شرکت های بزرگ بین المللی را به عهده خواهد گرفت و سرمایه داری صنعتی محلی را به حاشیه می راند.

 

اینچنین است  که مسیر تحولات در ایران هنوز بسیار طولانی بنظر می رسد.

 

۱- مقاله « جهان از دیدگاه تهران»، لوموند دیپلماتیک ژانویه ۲۰۱۴

http://ir.mondediplo.com/article2087.html

 

۲-

Lire Sharareh Omidvar, « Fraktionen und Koalitionen », Le Monde diplomatique, édition allemande, juillet 2009.

 

۳- مقاله « طعم تلخ فضای رسانه ای در ایران»، لوموند دیپلماتیک ژوئیه ۲۰۱۱

http://ir.mondediplo.com/article1709.html

 

پرونده ی لوموند دیپلماتیک
http://anthropology.ir/node/15007

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی