نقش صرف در بین النهرین : شواهدی برای تبادل و تجارت عمان و دره سند

توماس گنشِیمِر برگردان فرانک اسماعیلی

چکیده:دست افزارهای صدفی از سایت های اصلی بین النهرنی از 4 تا 3 تا هزار سال قبل از میلاد به طور منتقدانه از نظر نقش آنها در بافت بین النهرین و ارزش آنها به عنوان شاخص ارتباطات تجارت خارجی، دوباره امتحان شده اند. گونه های مختلف صدف که در ساخت اشیاء خاص استفاده می شدند به وسیله ی مناطق منبع دردسترس یا احتمالی آنها یا شناسایی می شدند. خلیج عمان و ساحل رود سند می تواند به عنوان مناطق منبع بر اساس گونه های شاخص معرفی شوند یا شناخته شوند.اهمیت صدف ها به عنوان کالاهای تجاری در تجارت دریایی بین النهرینی ها با عمان و تمدن دره سند مطرح است.

 

معرفی:

در پیش از تاریخ، بیشتر در دوره های اخیر، نرم تنان یک منبع مهم بهره برداری در سراسر جهان بودند.پوسته آنها به خصوص گونه های دریائیشان، برای ساختن اشیاء سودمندواشیاء زیستی استفاده می شده اند، بسیاری از آنها همچنین ممکن است در نقش های اجتماعی و مراسم خاص به خدمت گرفته شده باشند. فن آوری ها برای پردازش های موثر این مواد خام، همراه تکنیک های متفاوت برای پردازش کردن گونه های متفاوت به خاطر ریخت شناسی آنها، توسعه یافته بودند.بعضی از گونه ها برای تولید انواع خاصی از اشیاء بهتر ومناسب تر هستند. در حالی که بقیه آنها برای رنگ های خاص و یگانه شان یا به خاطر شکل شان ظاهر شده و جمع آوری شده اند.

تقاضا برای گونه های خاص صدف در مناطق دور از منبع، به ناچار منجر به گسترش شبکه های توزیع بین مناطق منبع و مصرف کنندگان در سرزمین های دوردست شده بود. ردیابی حرکت این گونه ها از مکان منبع شان به وقوع خود در سایت ها می تواند به اتصالات بین فرهنگی و روشن شدن مکانیسم هایی که با این تغییر نقش تبادلی در طول زمان است،کمک بکند.

با یک توضیح با جزئیات تر و مفصل تر از نقش صدف و هنر و آیین های بین النهرین و با مطالعه مناطق خاص منبع، ممکن است در آینده، درک جدید از اهمیت تبادل و تجارت شان در طول هزاره چهار و سه قبل از میلاد ممکن شود و به دست آید.

گونه های مهم صدف:

یکی از اولین مشکلات در شناخت گونه های صدف در زمینه باستان شناسی این واقعیت است که بسیاری از مصنوعات صدف از صدف های بزرگتر بریده شده اند و غالباً فاقد ویژگی های تشخیصی لازم برای شناسایی اند. یکی از گونه های صدف شناسایی شده است، اگر چه مشکلی برای شناسایی مکان و منطقه منبع کنونی اش و بعد از آن بازسازی بالقوه مناطق منبع باستانی آن مشکلاتی وجوددارد.

با توجه به عدم بررسی راه حل های مشکل در خلیج فارس، اظهارات قطعی در مورد وجود یا عدم وجود برخی از گونه های مهم در طول هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد سخت و دشوار است. اما بر اساس مدارک منفی ما می توانیم بعضی از الگوهای توزیع اولیه را دوباره بازسازی کنیم. می توان آن را به عهده گرفت که بسیاری از گاستروپودها و دوکفه ای ها که اکنون در خلیج سلیتی سالتی بسیار رایج است ، و همچنین در زمان های باستانی در این مناطق در دسترس بوده است. مثل Cardidoe, Spondulidae, Arcidoa, Olivideo, Nextidao, Conidao و...

دیگر دست افزارهای صدفی می تواند به عنوان، ساخته شده از گونه هایی که دارای توزیع محدود در خلیج شرقی اند، در خلیج عمان یا حتی بیشتر در امتداد سواحل شبه قاره هند، شناخته و معرفی شوند.مهم ترین این گونه ها در زیر توضیح داده شده اند.

 انجین مندیکاریا* ,گاستروپود کوچک و متحدی است که در هر دو طرف خلیج پراکنده پیدا شده است، اما در درجه اول در دور لبه شرقی آن،در خلیج عمان و در امتداد ساحل مارکان شایع تر بوده اند.این گونه ها به حدود 25mm در طول می رسند و آنها معمولاً سوراخ شده اند که به عنوان مهره و یا آویز پوشیده شده واستفاده میشوند.

فسیولاریاتِرَپزیوم *به طورقطع یک گاستروپودنسبتا بزرگ است (20mm تا 150) با مجموعه ای از برامدگی کوتاه بر روی شانه بدنه پیچی اش، (fig 2.1a) و گلوملای مرکزی 2 یا 3 پشته متمایز یا برابردارد.

اگرچه به طور کلی این گونه ها در مناطق صخره ای یا در سر تا سر صخره های مرجانی زندگی می کنند، اما می توانند در کف اقیانوس های شنی هم پیدا شوند.

اف.ترپزیوم *ها یک توزیع گسترده در دریای عرب دارند، در خلیج کوچک و در خلیج عمان رایج اند، اما در ساحل ماکران چندان رایج و متداول نیستند.

اگرچه ممکن است که این گونه ها در خود خلیج وجود داشته باشند، امااحتمالاً از دوره ای که بسیار نادر بوده است یا احتمالاً منقرض شده باشد متداول نبوده است.

لمبیس ترونکاتا سبائه *کمی بزرگتر است. (حدود 300mm) و گاستروپودهای بسیار بزرگ بیشتر از 6 یا 7 ویژگی انگشتی که از لب بیرونی اب گسترش پیداکرده اند.

*Engine mendicardia         

* Fasciolaria TrapeziumL

* F.Trapezium                        *  Lambis truncate sebae

 

به جز برای تجمع ضخیم بر روی لبه های بیرونی، باقی مانده این صدف کاملاً نازک است، با بقیه نسبتاً ضعیف و کلوملای نازک، این نوع گونه ها بر کف شنی یا قلوه سنگ زندگی می کنند. از منطقه تاجرز 10 متر، ترغیب اطراف به سوی دریا از صخره.

توزیع این گونه ها در منطقه ما، به سواحل عمان محدود می شود، جایی که کاملاً رایج است و نمونه های گاه به گاه بهبود داده شده اند. از ساحل کاراچی و خلیج کوچ *هیچ مقدارزیادی ازداخل خود خلیج گزارش شده است، هر چند اقای اسمیت* پیشنهاد می کند که آنها ممکن است در امتداد ساحل ایران رخ داده باشد که احتمالاً هنوز باقی نمانده اند.

چیکورئوس راموسوس* یک گاستروپود بزرگ دیگر است که با بدن پیچی شکل متورم و پوشش داده شده با مجموعه ای از کرنش های برآمده وبرامدگی های متعدد شناسایی و قابل تشخیص اند. این گونه ها در مناطق صخره ای یا صخره های مرجانی زندگی می کنند و در سواحل جنوبی خلیج کوچ رایج و متداول است(در هند) در غرب در امتداد سند و سواحل مارکان*کمتر رایج است. اگرچه در سواحل عمان، نزدیک مسقط کاملاً رایج است. اما در خود خلیج یا بسیارنادر است و یا کاملاً منقرض شده اند.

توربینلا پیروم*این موضوع یکی از مهم ترین گاستروپودها است و اگرچه به طور متداول به عنوان ماده خام در دره سند به کار برده می شده، در بین النهرین کاملاً نادر و کمیاب بوده است. این گونه ها با گونه هایی که در فسیولاریاترپزیوم*است هم سایز هستند. اما شکل تخم مرغی دارند. و به شدت بدنه ظریف ونازک پیچی شکل دارند که اطراف آن پیچی است.

 

*Kutch Gulf          *Smyth

*Chicoreus ramosus

*Turbinella pyrum

* Fascelaria trapezium

این گلوملا دارای پشته متمایز کامل هستندکه ازگونه های اف.ترپزیوم کاملامتفاوتند. تی.پیروم بر روی کف های شنی که از گونه های اف.ترپزیوم کاملاً متفاوت اند زندگی می کنند و توزیع آن محدود به آب های شبه قاره سند است. این کاملاً در خلیج کوچ و در امتداد ساحل، تنها غرب کاروچی ولی در ساحل مارکان فقط تا پسنی یافت شده.

مطالعه های تغییرات جغرافیایی در امتداد مناطق ساحلی سند و پاکستان نشان می دهد که مناطق عمده زیستگاه ها برای این گونه های مهم و پر اهمیت از 3 تا4 میلیون سال قبل از میلاد به طور قابل توجهی تغییر نکرده اند.اگرچه در خلیج فقدان مطالعات مشابه وجوددارد. ما می توانیم فرض کنیم که محتوای شوری و گل و لای بالای آب در خلیج یک حقیقت مهم به سمت محرومیت جمعیت های بزرگتر گاسترپودها بوده است. به علاوه، احتمال وجود هر جمعیت جدا شده ای ممکن است ازنظردسترسی به منابع مناطق دیگردرخلیج عمان,برای بهره برداری تبلیغاتی یا تجاری کاملاً ناچیز بوده باشدengina mendicaria fasciolaria trapezium,lambis truncata sebae,chicoreus ramosuss از خلیج عمان و احتمالاً در انتهای شرقی خلیج در نظر گرفت که جمع آوری شده اند. توربینلا پیروم راازسوی دیگر می توان فقط از مناطق ساحلی تمدن سند می توان به دست آورد.

نقش صدف درمیان دورود (بین النهرین)

در بین النهرین، کاربرد صدف های مشخص به عنوان زیورآلات می تواند برگردد به دوره های نوسنگی و مس و سنگ جدید. به طور خاص، مهره های صدفی دیسکی بر روی زمین هستند که یک ویژگی متداول در مجموع صدف ها در بسیاری از سایت های تدفینی در بین النهرین جنوبی هستندو آنها همچنین در سایت هایی در سراسر فلات ایران و حتماً تا شرق مانگارادر پاکستان. این پراکندگی و توزیع نشان دهنده تداخل متعدد حضور تجارت با هم است/ شبکه های تجارتی که به ساحل خلیج متصل شده اند، به همراه سایت های دور داخلی، از هزاره هفت قبل از میلاد آغاز شده اند.

در اواخر هزاره چهار و اوایل هزاره سه ما استفاده گسترده ای از صدف در بین النهرین را در هر دو اشکال طبیعی و کار شده می توانیم پیدا کنیم. نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد صدف ها ممکن است در مراسم مذهبی خاص که برگزار می شده استفاده می شده اند و یا اهمیت آیینی آنها که در پایه ها و ریشه های معابد پیدا شده اند و در متون جادویی اشاره شده اند به عنوان داشتن قدرت پیشگیری وحفاظتی. کشیش چهارم درماری، وقوع یا یافت صدف آویز (گردنبند)، دستبندهای صدفی کارشده یا النگوها و سفالگری با صدف خاتم کاری ممکن است به عنوان شواهد بیشتر برای ارزش آیینی که به اشیاء صدفی پیوند خورده اند گرفته شده باشد.

صدف های دریایی همچنین به طور متداول به عنوان محصولات تدفینی استفاده می شده است، یا بدنشان از ثروت یا به عنوان طلسم.آویزها (گردنبند) و مهره هاازانجینامندیکاریاساخته شده است. Cowries Conus ebroaues های مختلف، و گاسترپودهای کوچک دیگر در تلوهای تدفینی کاملاً متداول بوده اند. درخفاجه و در بیشتر سایت ها در سر تاسر بین النهرین در طول این دوره در قبور و تدفین های قبرستان رویال در اور زنان بالا ربته کمربندهایی از حلقه های صاف بر روی لباس های تشریفاتی خود می پوشیده اند و این رسوم در گورهای سلسله های اولیه در خفاجه دیده شده است. بیشتر این حلقه های صدفی از منار مخروطی از صدف های مخروطی ساخته شده، دیده شده اند. صدف های چروک دار اغلب با رنگ های دارویی پر می شدند و در بسیاری از قبرهای خانم ها قرارداده می شد.

تقلید از اشیاء صدفی در فلزات گرانبها و سنگ بیشتر به اهمیت مراسم های آیینی – اجتماعی گواهی می دهد که صدف ها ممکن است استفاده شوند. قبر یا تدفین ملکه پوابی- شامل دو جفت از صدف های چروک تقلیدی است، یکی در طلا و د یگری در نقره و قبر مسکالومدوگ شامل لامپ طلا که شبیه لامپ های صدفی ساخته شده از lambis truncate هستند.

قبرستان رویال در اور، بسیاری از مثال های خوبی از حدی که صنعتگران بین النهرین توسعه داده اند شالوده هنر صدف هایی که کار می کردند در طول قبل و اوایل دوره های سلسله را فراهم می کند. خاتم  کاری پیچیده صدف ها در مجسمه سازی و صحنه های سلطنتی در استانداردهای اور، پلاک صدف های حک شده، کنده کاری شده، در تزئینات آلات موسیقی استفاده می شده و تعداد زیادی از آویزهای حک شده همگی، این بار را به دوش می کشند (تحمل می کنند). باید به این نکته اشاره شود که اگرچه، همه این اشیاء به زمینه های بزرگان ونخبگان درمعبدها یا در امتداد دیگر اشیاء آیتم های لوکس در ارائه های قبرها محدود می شود.

دست افزارهای صدفی به عنوان شاخص های تجاری (تجارت)

این واقعیت است که صدف هایی به کار می آیند و اشیاء صدفی نقش مهمی در هنر و آیین های بین النهرین بازی می کند، مهم این است که به گونه های خاص مورد استفاده برای ساخت اشیاء مختلف توجه داشته باشید. یکی از گونه ها که بدن را حتی شناسایی شده است. Engina Mendicaria است که از زمانی که به طور کلی سوراخ شد به عنوان مهره یا آویز در گردنبند استفاده شد. اهمیت این گونه ها در این است که به نظر می رسد که به خلیج شرقی، ساحل مارکان و خلیج عمان محدود شده اند. از این مناطق منبعی دور، این ها تجارت می شده اند در محوطه های داخلی سایت ماری در صحرا (کویر) سوریه جایی که در گردنبندها استفاده می شده گاستروپودهای کوچک مشابه در گردنبندها از تدفین ها در سایت های دیگر به کار برده می شده اند از جمله تپه گارا و همچنین بعضی از آنها قطعاً درکنوس و بقیه Engina mendicara یافت شده اند. اگرچه بازنگری در این گردنبد کاوش شده قبلی، به سختی امکان پذیر است. این نکته مهم است که قابل توجه قرار گرفته شود. اهمیت این گونه ها به عنوان شاخص های مهم تجارت و داد و ستد است.

سایت F. trapezium یکی دیگر از گونه های قابل توجه استفاده شده به عنوان ماده خام در بین النهرین است.بخش بیرونی این صدف هاشایدبرای تولیدوساخت گونه های مختلف خاتم کاری استفاده میشده.

اگرچه ، بر اساس تصاویر منتشر شده، اغلب تشخیص تفاوت های این گونه ها از دیگر گونه ها سخت است ممکن است از طریق بررسی های دقیق تر از ساختارهای قطعات صدف های خاص منبت کاری شده صورت بگیرد. گلوملای جامد پیچ در پیچ یا فزاینده از این گونه ها در زمین و سوراخ شده برای ساختن مهره های طولانی استوانه ای و پشته های متمایز گلوملا اغلب حتی پس از کار هم قابل مشاهده هستند. نمونه های زیاد مهره ها در وارکا ، کیش و یکی در قبر سارگن پیشین ازتلو یافته شده اند و یکی دیگر از مثال هایی که گزارش شده است از قبرها و تدفین حمدت نصر در اور هست، جایی که دو مهره صدفی استوانه ای بر روی گردنبندی یافت شده است.

یکی از مهره ها به طور واضح پشته های گلوملارا نشان مید هد، اما دیگری مدور وپوشیده است. پس آنها در تصاویر منتشر شده غیر قابل تشخیص اند. گفته می شود یا نشان داده می شود که بیشتر مهره های صدفی لوله ای یا استوانه ای از قبور این دوره ها که احتمالاً از گلوملاوf.trapeziumاست گزارش شده . به علاوه مهره ها، گلوملا برای مهر و موم کردن استوانه ها استفاده می شده. با توجه به قطر نسبتاً کوچک گلوملا، مهر و موم های استوانه ای که از این گونه ها ساخته می شدند، مشخصاً بلند و باریک (با ضخامت کم) هستند، به طور کلی کمتر از 25میلیمتر قطرد ارند.

یکی دیگر از گونه های مهم صدف لمبیس ترونکاتای بزرگ و عظیم است که در قالب ظروف و همچنین برای ساخت قطعات منبت مورد استفاده قرار گرفته است. از دوره پیش از تسلسل قبور در اور ما بسیاری از مثال هایی از این صدف ها می یابیم که توخالی و پوک شده اند و با خاتم کاری تزئین شده یا حکاکی شده اند. یکی از مکان هایی که استادانه درست شده اند حکاکی شده مدل داده شده اند که سر یک اردک به رأس آن متصل شده و صدف هایی با شکل های پوک و توخالی به صورت بدن اردک شکل گرفته اند.

باید به این نکته توجه شود که اگرچه این اشیاء معمولاً به عنوان لامپ اشاره شده اند، هیچ نشانه ای از استفاده از ظرفیت آنها نشده است. فقدان وجود حرارت و سوزندگی در لبه و قسمت های پایینی که مدور اند در گذشته اشاره شده اند. اما متأسفانه برچسب های نامناسب تداوم داشته اند.

جستجوی دقیق برای این صدف ها کاملاً مشهود است که برای ریختن به جای یک فتیله مناسب تر است، از زمانی که نفت به عنوان غرق شدن توسط فتیله بود. پیشنهاد اصلی وولی (woolley) این بود که برای نوشیدن شراب یاریختن استفاده می شده ومک کی(mackay )یک پیشنهاد مشابه استفاده برای ظروف صدفی تقریباً یکسان در فرهنگ شهری سندپیداکرده.

همه این ظروف قسمتهای حذف شده دارند، اما وولی گزارش داده است که لامپ البستر حک شده یا ظرفی که هنوز انشعاب متمایز را حفظ می کند. او به اشتباه بیان می کند که این قطعه به عنوان تقلید از صدف  ترونکاتا ازمانی که در حقیقت هفت شاخص انشعابی به همراه شکل پایه نشان می دهد که این یک تقلید از صدف لمبیس بوده است. همانطوری که به همراه برچسب لامپ بوده است. واژه tridaca در ادبیات تکرار شده است هنگامی که واقعاً هیچ مدرکی برای استفاده از تریانکاهای دوکفه ای برای تولید ظرف وجود ندارد.بیشترظروف انشعاب های نازکی ندارند.

(طرح انگشت مانند) و دلیلی برای اینکه ممکن است این ها بریده شده باشند برای ساختن پیکره های کوچک یا پلاک های منبت.

دو مثال برای صورت های کوچک حکاکی شده در اتاق کشیشان در ماری و بررسی دقیق از افزایش و رشد ساختارهای صدفی نشان می دهد که آنها ازانشعاب صدف لمبیس نازک حکاکی شده اند.

ساختار کنگره ای به لبه بیرونی بسیار مشخص است که همچنین ممکن است که این گونه ها حتی از گونه های خاتم کاری شده کوچک شناخته شود. اگرچه فقدان بیشتر جزئیات لازم در تصاویر،پلاک های صدفی حکاکی شده در تل العبید به طور واضح رشد خطاهای پرچین را نشان مید هد. این غیر منطقی نیست که پیشنهاد کرد که بیشتر پلاک های بزرگتر صدف های حکاکی شده در بین النهرین استفاده می شده ممکن است از این گونه ها ساخته شده باشد.

اگرچه Chicorues ramosus یک صدف متداول در بین النهرین نبوده است، مجموعه دو مثال گزارش شده است، یک صدف بزرگ باکتیبه ی  لوگال کیسی*ثبت شد و یک ملاقه بزرگ اوتلو که از میان این گونه ها این از مد افتاده (از رده خارج) است.

همانگونه که پیشتر اشاره شد این گونه های عظیم یا نادرو کمیابند و یا کاملاً غایب اند ووجود ندارند که در خود خلیج و نزدیک ترین مناطق منبع اصلی می بایست در خلیج عمان بوده باشد. وقوع یا وجود این گونه ها در سایت های بین النهرین در طول پروتو و دوره های سلسله های اولیه همراه با توسعه شبکه های تجاری در منطقه خلیج همزمان بوده است. و این صدف ها بدون شک یک کالای تجاری است.

صدف های خام ممکن است مراکز شهری بین النهرین داد و ستد می شده در شکل طبیعی آنها با آنها می توانستند در سایت های تولیدی ساحلی پردازش شود، اما هنوز بیشتر تحقیقات با این سوالات که در ذهن است انجام شده است برای به دست آوردن هر نتیجه ای سخت است. با این وجود، یک نگاه جزئی، و مختصر بر روی استفاده صدف و تمدن سندو ارتباط های آن با منطقه خلیج ممکن است به سر درآوردن از بعضی از سوالات مهم کمک کند.

کاربرد و استفاده از صدف و تجارت در تمدن سند

در حدود هزاره سوم قبل از میلاد یک شبکه مهم تجاری در دره پایینی سند گسترش پیدا کرد که به وسیله آن همه صدف ها به سایت های داخلی دور توزیع می شده اند، گرچه بیشتر تجارت به سایت های جدیدسندمحدود می شد.

* Rimus Lugal Kisi

 بعضی از صدف ها به مناطق مجاور توزیع می شدند حتی تا نزدیکی دوره شهر سوخته در سیستان حدود 2500 سال قبل از میلاد یا کمی بعد تر شبکه های تجاری هاراپان به بالاتر از دره سندگسترش پیدا کرد و ساخت صدف در سایت های شمالی از جمله هاراپا و حتی کالیبانگان انجام می شده، در طول دوره های بلوغ هاراپا، کار صدف ها بسیار تخصصی شده، هم در دوره فن آوری و در انواع دست افزارهایی که تولید می شد.

زیورآلات متمایز شخصی از جمله، النگو، حلقه ها، آویزها و زیور آلات حلقه ای تولید می شدند، به همراه یک گستره بزرگ از منبت کاری ها، قطعات بازی، پیکرک های حیوانات و حتی گاری های اسباب بازی، به خصوص گونه هایی از سطل ها از Chiroresu romasus ساخته شده است و حکاکی های کاملاً پیچیده و اشیاء حکاکی شده برای نوشیدن شراب از توربینلا تولید شده است.

گستردگی و پراکندگی استفاده از صدف در همه سایت های سندنشان دهنده فراوانی محلی منابع صدف و شبکه های تجارت تأثیر گذار است، هم داخلی و هم خارجی، که عرضه تولیدات مراکزشهری را به همراه مواد خام نشان می دهد.

تکنولوژی ای که در مراکز تولیدی مختلف استفاده می شده کاملاً یکسان هستند و مطالعات دست افزارهای صدفی که هنوز کامل نشده اند و تولید دورریزها یک بهره برداری از گونه های خاص صدف را نشان مید هد.

اگرچه بیشتر مواد خام از Turbinella pyrum و Chircoreus romosus بوده است، هاراپان ها همچنین ازlambis truncataو Fasciolaria استفاده می کرده اند، به ویژه برای تولید خاتم کاری ها، قطعات بریده شده از لمبیس*از موهنجودارو* شاید کاملاً مشابه با آن چیزی که در سایت کارگاه های صفحه در بین النهرین بوده باشد اگرچه  هنوز هیچ یک گزارش نشده اند.

   *Lambis

*Mohenjo Daro

کانویِر*پیشنهاد می کند یا نظر میدهد که این دو گونه صدفی اخیر برای کارگاه های سندتولید می شده اند ازمناطق منبع دور در خلیج عمان و آنها فقط در شاخه هایی از مراکز شهری استفاده می شده اند. این تفسیر بر پایه حقیقتی است که این گونه ها در ابتدا درساحل های محلی کوچ و سندرایج نبوده اند و هیچ یک از سایت های ساحلی هاراپان این گونه ها را درکارگاه هایشان استفاده نمی کردند.

استفاده منحصر به فرد این صدف ها در مراکز شهری بزرگ مثل هاراپان وموهنجو نشان می دهد که آنها ارتباطات تجاری مستقیم داشته اند. با مراکز منبع دوردست. حضور سایت های راپان در سراسر ساحل ماکران و سنگ یک سایت هاراپان در رأس الجنیز در عمان همه تولید مدارک مهم برای وجود تجارت دریایی با منطقه خلیج در طول هزاره سوم قبل از میلاد

مصنوعات صدفی موجود  سند در بین النهرین

اگر توضیحی کوتاه و مختصر در مورد مدارک تجارت صدف بین عمان و دو شاخه تمدن و فرهنگ شهر به شرق و غرب داشته باشیم، اجازه دهید ما نگاه کنیم، اگر نشانه و گواهی از تجارت مستقیم بین بین النهرین و سندوجود داشته است.

در گذشته، شواهد و نشانه های توربینلا پیروم *در بین النهرین به عنوان مدرک ارتباط استفاده می شد یا تجارت با تمدن سنداما اطلاعات موجود گاهی به هم ریخته قاطی است و اغلب گمراه کننده.

 

*Kanoyer

* Turbinella pyrum

 

هورنل*اولین کسی بود که به ارتباطات اشاره کرد، هنگامی که او به پدیده چانک هندی اشاره کرد. (Turbinella pyrum) در سایت های اور، لاگاش و کیش و در مرور سایت مربوط گزارش شده است که شناخت این گونه ها از هر یک از تصاویر منتشر شده از این گونه ها غیر ممکن بوده و اگر کسی از یکی متعجب شود (آن را دریابید) دیگری آان را گیج می کند، راحت ترین آنها گاستروپودهای در دسترس با این صدف های سندمهم هستند.هورنل همچنین به جایگاه آویزها اشاره می کندکه از سایت تلو و از جنس T.pyrum به دست آمده اند، اما دوباره بدون تصاویر یا منابع، و شناخت یا شناسایی او از طرف سایت منتشر کننده گزارش ها پشتیبانی نشده است.

در دیگر موارد، اگرچه، این ممکن است که شناخت دست افزارهای خاص چک و بازنگری شود و بسیاری از آنها واضح و مشخص اند از جنس پیروم هستند. یک مثال از دو لامپ صدفی ازتلو، که اصلاً به عنوان تی پیروم  ساخته شد آن ها را نشان مید هد که ممکن است لمبیس ترونکاتا*باشند.

رتناگار*همچنین بر می گردد به لامپ های صدفی مشابه که از جنس t.pyrum در قبور در او بدست آمده اند. و ادعا می کند که اینها مشخصاً از هند وارد می شده اند. دیگر دست افزارهای صدفی در قبرهای قبرستان Y کیش پیدا شده اند که همچنین به عنوان تی.پیروم شناخته شده اند. ماه همه این منبع های مثال نامشخص اند و مشخصاً از صدف لمبیس ساخته شده اند.

اگرچه چندین نمونه از اشیاء صدفی وجود دارد که به عنوان توربینلاپیروم*شناخته می شود یا در کارگاه های سندتولید می شده. ظاهر شده اند. یک النگوی بزرگ پهن از شوش کشف شد که به عنوان فسیولاریا ترپزیوم*شناخته شده.

*Hornell

* Lambis trucata sebae

* Ratnagar                   * Turbinella pyrum    * Fasciolaria trapezium

 

اگرچه ایالت و محلی برای این دست افزارها شناخته نشده است، با یک “V” یا دستکش تزئینی کنده کاری شده اند که شاخصه و مشخصه بلوغ سند بوده است و اما برخلاف شناسایی بقاودوام به نظر می آید که از گونه های سند ساخته شداند.النگوهای مثل تی.پیروم مجموعه ای از دیسک های سوراخ کننده، همچنین یک النگوی بزرگ پهن از شوش گزارش شده اند و مشابهت آنها به دیسک های صدفی ساخته از تی.پیروم در سایت های سند مثل هاراپان کاملاً برجسته است.

 

گردنبند صدفی4500-4300.B.C. (تصویر)

نشانه این گونه ازدست افزارها در سایت های میانه در عمان یا خلیج فارس نشان می دهد که اشکالی از تجارت مستقیم بین شوش و دره سند در طول هزاره سوم وجود داشته است. مدارک برای استفاده از تی.پیروم می تواند همچنین یافت شود.

 در اواخردرجه ی تسلسل دراور، جایی که ماتعداد زیادی از مثال های از صدف های بزرگ استوانه ای پیدا می کنیم در قبر مسکالامدی *یک مهر بوده است که آن مهر حدود mm49 در طول و 3mm در قطر ارزیابی شده است و در انتهایشان باسنگ لاجورد حکاکی شده است. چندین مثال دیگر از این صدف های استوانه ای مهره بزرگ از گروه قبور نظامی آمده اند که کاوش شده اند در pit x در اور. این مهره های اخیر همگی با صحنه ای که یک شکارچی و یک شیر که بر یک بز کوهی و یا یک گاو نر چیره و مسلط شده و به وسیله وولی*تفسیر شده است که به عنوان اشکالی از مدال ها و نشان های جنگی و نشانی از این سربازها هستند. همانطور یکه در بالا اشاره شد گلوملای  f.trapeziumبلندو باریک است، و حتی بزرگترین نمونه آن نمی تواند یک حجم استوانه ای با قطر 30 را تولید کند.

اگرچه تی.پیروم گلوله های بیشتری دارد و متوسط است نسبت به صدف های بزرگتر راحت می تواند استوانه هایی با قطر 30 تا 50mm در طول را تولید کنند. مطالعات مقدماتی مهره های استوانه ای بزرگ از قبور اور می گویند که (نشان مید هند که) آنها فقط می توانستند از تی.پیروم ساخته شوند. دیگر مثال های مجزا و تک از مهر های استوانه ای صدفی بزرگ از شوش و تپه گارا گزارش شده اند و آنها نشان می دهند که کارگاه های بین النهرین شامل گلوملای تی.پیروم یا استوانه های صخره ای می شده اند. از میان ارتباطات تجاری با دره سندپیش از این قابلیت ها و  در دسترس بودن استوانه های صدفی بزرگ، ظاهراً با متصل کردن قطعه های صدف به هم ساخته می شدند. همانطوریکه در مهرهای استوانه ای در قبرستان رویان دیده شده است.

 

 

* Meskalamdy

Woolly*

 

 

دیگر شواهد از تجارت صدف بین دره سند و بین النهرین در رویداد سازه های ملاقه ای از جنس chicoreus ramosus در تلو می تواند دیده شود. تولید این نوع از ملاقه ها در سایت های تمدن سند فقط در مدراکش دیده شده است، جایی که خصوصی سازی تکنیک گسترش پیدا کرد.

برای حذف مارپیچ های ظاهری و بیرونی و یک یاد و ملاقه از هر صدف دیده شده است. دست افزارها از محوطه تلو با  آنهایی که از سایت های سندبه دست آمده یکسان و همانندند و استفاده از تکنیک های تولیدی یکسان نشان می دهد. گرچه این گونه ها همچنین در خلیج عمان هم رایج هستند. شواهدی بر تولید اینها در منطقه خلیج وجود ندارد، پس ماباید فرض کنیم که مثال تلو از دره سندآورده شده.

نتیجه گیری

هیچ گونه سوالی در مورد حضور ارتباطات تجاری بین دره سندو بین النهرین در طول نیمه دوم هزاره سوم قبل از میلاد وجود ندارد. اما ما هنوز در فقدان برای تعریف دقیق ذات این معامله هستیم. شواهد متنی از بین النهرین بر می گردد به تجارت های دریانوردی که اشیاء و وسایل را از دیلمون ماگان، ملوها، می آورده اند، مورد آخر به وسیله ای منقطه ای سندشناخته شده است. دیگر شواهد باستان شناسی برای دست افزارهای هاراپان در سایت های بین النهرینی به وسیله تعداد زیادی از دانش پژوهان و محققان به طور خلاصه بیان شده است و حتی تعداد کمی اتفاقات پیشنهادی از دست افزارهای بین النهرین در سایت های هاراپان وجود دارد.

بر اساس دست افزارهای صدفی، ممکن است مقداری اطلاعات اضافی به وجود آید به عنوان ساختار این تجارت ها. این نشان مید هد که بیشتر منابع صدف که در بین النهرین استفاده می شده اند خلیج عمان بوده است. حضور نوعی از سفال جمدت نصر در بیشتر سایت های عمان و شواهد متنی برای گسترش ارتباطات قوی تجاری بین این دو منطقه از آغاز هزاره سوم قبل از میلاد وجود دارند.

اگرچه، تفسیر پیش آمد تی.پیروم و تمام شدن ملاقه های Chicorues romesus نشان مید هد که در نیمه هزاره یا کمی دیرتر، تعدادی صدف های تمام شده و یا تمم نشده از سواحل سندوارد می شده اند.

به همین نحو، بیشتر سایت های شهری در دره سند صدف های معینی را از خلیج عمان وارد می کرده اند، شاید در اتصال با قالب های مسی . تغییر مکامن صدف های سند و دیگر اشیاء به بین النهرین شاید از میان مشترکان این دو شبکه بزرگ در عمان بوده باشد. فشار این تجارت توانسته است در ارتباطات خلیج بزرگتر باشد نسبت به بین النهرین یا دره سند و حتی این ممکن است که برای فلورانس اخر معتبرتر از فرهنگ ام النار باشد(B.C2500-2000). این واقعیت که بازرگانان عمانی صدف های خود را صادر می کردند، می تواند آنها را در شرایط خوبی قرار دهد تا آن زمان که دوباره توزیع کننده و یا صدف ها را از وسیله نقلیه یا به وسیله دیگرازدره ی سند انتقال دهند. فقدان هر گونه شواهدی برای استفاده از تی.پیروم درسایت های خلیج می تواند به اخیرتر اشاره کند.

تعداد زیادی سوال درباره نقش صدف در بین النهرین بدون جواب باقی ماند و مقدار یکی در مورد آنها مید انیم و گاهی در مورد وجود کارگاه های واقعی صدف در مراکز بزرگ شهری هیچ گونه اطلاعاتی نداریم.

آیا دست افزارهای صدفی که در بین النهرین استفاده می شده اند در این سایت های شهری ساخته می شده اند یا ممکن است در خلیج تولید شده باشند، بیشتر، راه یکسان دارندکه رگه های کلوریت در ایران به خوبی ساخته می شده اند. برای جواب کافی و مناسب به این سوال ما نیاز بیشتر به مطالعات سایت ها در جهان داریم، برای تعیین محل جمع آوری صدف ها و شاید این می تواند تنها به وسیله گسترش اهمیت مطالعه مورد توجه قرار گریرد. حدود یک چهارم صنعتگران و مناطق تولید سایت های بزرگتر.

 

نویسنده:توماس گنشیمر

مترجم:فرانک اسماعیلی-دانشجوی کارشناسی باستانشناسی-دانشگاه نیشابور

Faranakesmaeily1375@gmail.com

استادراهنما:دکترمحمدحسین رضایی-استادیارگروه باستانشناسی دانشگاه نیشابور

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی