انسانشناسی موجودات بیگانه (انسانشناسی داستان های علمی – تخیلی)

جبار رحمانی

یکی از موضوعاتی که در نظام های فرهنگی از دوران کهن تا فرهنگ های مدرن، همیشه ذهن بشری را مشغول خودش کرده، موجودات بیگانه است. موجودات بیگانه بیانگر مقوله ای از موجودات است که در طبقه بندی های موجودات جهان طبیعی (انسان، حیوان، گیاه، جماد) که ذهن ما با آنها آشناست، قرار نمی گیرند.در جهان مدرن مهمترین نمونه آنها، موجودات فضایی هستند که البته ریشه در نمونه های سنتی موجودات غیرانسانی/ناانسانی دارند.این موجودات در جهان سنتی، عموما در طبقه بندی موجودات ماورایی، از جمله جن و پری ترسیم شده اند که ذخیره عظیم داستان و افسانه های ملل جهان، سرشار از حضور این موجودات فراانسانی در زندگی انسان هاست. آنها عموما در دو مقوله خیر و شر طبقه بندی شده و در نهایت در یک طبقه بندی کیهان شناختی، در رابطه با خدایان ترسیم می شوند. گویی واسطه هایی هستد میان جهان خدایان و جهان انسانها،‌ زیرا همان قدر که از جنس خدایان نیستند، از جنس انسانها و سایر موجودات طبیعی هم نیستند. خصوصیاتی از خدایان دارند و خصوصیاتی از انسان ها؛ هماطور که اشاره شد در سنت ایرانی و اسلامی نمونه مشابه این موجودات، اجنه و پریان هستند. در عین اینکه مانند انسان، موجودی مخلوق هستند، اما از انسان برتر بوده و برخی قدرت های خدایان را دارند. در دوره مدرن هم این موجودات حضور جدی ای دارند. اما اینبار از جهان قدسی و ماورایی،‌ به جهان طبیعی و کیهان آمده اند. به همین سبب جایشان را از بهشت و مکان های اساطیری،‌ به سیاره های دیگر در جهان ستارگان منتقل کرده اند. فیلمهای زیادی در دروه مدرن حول این موجودات بیگانه تولید شده است. در جهان سنت این بیگانگان، در منطق اساطیر معنا می یافتند ‌و در جهان مدرن، در منطق علمی معنادار میشوند و به همین سبب هم آنها را داستان های علمی – تخیلی نام نهاده اند. در جهان سنت، هستی شناسی اسطوره ای و دینی ‌مبین خلقت آنها بود و در جهان مدرن،‌کیهان شناسی علمی مبین خلقت و حضور آنهاست.

هرچند موجودات غیرانسانی و فراانسانی جهان سنت، امروزه ذیل خرافات و فولکلور به حاشیه رانده شده اند، اما داستان علمی تخیلی،‌ عملا بازگشت آنها را در قالبی جدید نشان می دهد. فیلم های آواتار، جنگ ستارگان و ...، هرکدام به نوبه خود نمونه هایی از این بیگانه های جدید است. می توان گفت که موجودات بیگانه غیرانسانی در جهان مدرن، اشکال سکولار شده نمونه های سنتی هستند. منطق کاملا مشابهی هم در انها هست. در جهان سنت، این موجودات بیگانه را معمولا با عنوان "از ما بهترون"توصیف می کردند که بیانگر نوعی برتری ضمنی آنها در قدرت و هستی نسبت به انسانها بود، قدرتی که عملا شکلی جادویی داشت و می توانست جهان ما را مطابق میل آنها تغییر دهد، هرچند در عمل آنها حق دستکاری در جهان انسانی را ندارد. در جهان مدرن هم همین الگوی برتری تداوم یافته،‌ اما در شکل علمی آن. نمونه های جدید این از ما بهترون همانهایی هستند که در داستان ها و مباحث اشیای پرنده ناشناخته  (UFO) مطرح است. اینها از لحاظ قدرت و تکنولوژی بسیار برتر از انسان های زمینی هستند. اما آنها موجوداتی فضایی هستند، یعنی به عرصه ای از فضای هستی تعلق دارند که در قلمرو زمینی نیست.

اما نکته اصلی آنست که این موجودات از ما بهترون به چه دلیلی همیشه همراه و همزاد آدمی بوده اند و در تمام تاریخ بشر، او را همراهی می کرده اند. فارغ از مباحث هستی شناختی (هم در جهان سنت و هم در جهان علم مدرن)‌،‌چه ضرورتی و کارکردی برای وجود این موجودات بیگانه هست. در کتاب "انسانشناسی موجودات بیگانه"، جورج اسلاسر و اریک ربکین تلاش کرده اند پاسخی انسانشناختی به این مساله بدهد.

اصطلاح انسانشناسی موجودات بیگانه،“anthropology of the alien,‌ به نظر می رسد یک اصطلاح متناقض باشد. واژه آنتروپوس به معنای انسان است، و انسانشناسی نیز علم مطالعه انسان است. موجود بیگانه، به معنای موجودی غیر انسانی است. اما نکته اصلی اینست که بیگانگی این موجود نسبت به چه چیزی مطرح است: نسبت به انسان. به همین دلیل موجود بیگانه، مخلوق یک نیاز است، ‌نیاز انسان به طراحی و ترسیم چیزی که عمیقا و ذاتا متمایز از انسان باشد. این موجود بیگانه،‌عمیقا یک امر غیرانسانی / ناانسانی است. اما در عین اینکه هستی غیر انسانی دارد،‌عملا مخلوق ذهن انسانی است، به همین دلیل در کنه خودش انسانی است و بازنمای خصایص انسانی است.

برخی بر آن هستند که وقتی انسان به فراسوی خودش می نگرد، در برابر آنها به ظاهر نامعقول و احمقانه به نظر می رسد، اما همیشه در داستانهای افسانه ای ای علمی – تخیلی،‌در پایان این روند احقمانه مواجهه انسان با جهان برین خودش،‌این انسان است که بر روی زمین پیروز می ماند. در عمل این موجودات بیگانه در آسمان ها قرار داده شده اند  تا به ما کمک کنند در مورد خودمان فکر کنیم. به عبارت دیگر، آنها نوعی آینه هستند. رابطه میان انسان ها و این موجودات بیگانه ناانسان، دو نوع است: یا آنها با انسان ها تماس برقرار میکنند،‌یا انسان ها با آنها  تماس برقرار می کنند. بیگانگانی که وارد جهان انسانی می شوند،‌ عموما موجودات تجاوزگری ترسیم می شوند. در جهان سنت، مکانیسم اصلی این تجاوزگری،‌در قالب فرآیندهای جادوگری معنا پیدا می کرد،‌ و این بیگانگان (ارواح و جن ها و ...) به کمک واسطه گری یک انسان وارد جهان انسانی شده و در آن فساد ایجاد می کردند. اما در جهان مدرن آنها سوار بر سفینه های فضایی آمده اند که زمین یا زمینینان را نابود کنند. در جهان جادویی آنها هدفشان فردی و در بدترین حالت یک گروه از انسان ها بود، اما در جهان مدرن و روایت مدرن از این موجودات فضایی،‌ آنها آمده اند که کل زمینیان را نابود کنند، گویی نوع بشر هدف تخریب آنهاست. نکته کلیدی آنست که علی رغم برتری ظاهری آنها، در بلند مدت آنها نسبت به انسان در موقعیت فرودست تری قرار میگیرند، و به عبارت دیگر در آخر کار آنها مقهور انسان هستند و نیروی انسانی (بویژه در ترکیبی از عشق،‌عقل و مهارت و فداکاری)‌ پیروز می شود. از سوی دیگر در تمام داستان های سنتی و مدرن این موجودات بیگانه یا از ما بهترون، به نوعی موجوداتی غیرعادی و نامتعادل هستد، موجود متعادل و میانه و مناسب ، انسان است. به همین دلیل در ترسیم آنها، معمولا ترکیب های "زشتی" از مولفه های انسانی هستند چشم و گوش و دهن ودست دارند،‌اما بسیار زشت ومهیب و ترسناک هستند. این بار ترسناکی انها بیانگر بایرنمایی نامتعادل بودگی انها در جسم آنهاست. البته گونه های خوب و مثبت این موجودات فرا/ناانسانی، در مقابل این گونه های بد و شر آنها، بسیار زیبا ترسیم می شوند. نگاهی به چهره های فرشتگان بیانگر آنست که آنها مولفه های انسانی را در بهترین حالت و در کمال زیبایی دارند. در مجموع هم در حالت بیگانگان زیبا و هم در بیگانگان زشت، انها دو سر طیف خروج از موقعیت انسانی به سمت زشتی نهایی و زیبایی نهایی، هستند. گاهی این موجودات از ما بهترون، موجوداتی برتر اما در عین حال فروتنی هستند و انسانها هم در این رابطه، نقش خوشامدگویی و متواضعانه ای دارند.

نکته اصلی آنست که آیا این موجودات فراانسانی/ناانسان واقعا موضوعاتی انسانشناختی هستند؟ این موجودات یک کار اصلی را برای انسان انجام می دهند، اینکه انسان در نهایت به خودش برگردد و خودش را بشناسند. این شناخت خویشتن انسانی، از دو وجه توسط این موجودات بیگانه پیگیری می شود: گروه اول، موجودات انسان دوست هستند و گروه دوم موجوات انسان هراس. برخی از این موجودات به راحتی وارد جهان انسانی و این دنیا می شوند و برخی در دنیای دور دستی قرار دارند که دسترسی بسیار محدودی به ما انسان ها دارند. اما همین موجوداتی که در موقعیت عدم دسترسی هستند، گویی تاییدی هستند بر مدعای انسان به اینکه او در مرکز هستی است. اما همین موجودات فاقد دسترسی به انسان، تهدیدی بر این حس مرکز بودگی انسان ها هستند، حضور آنها (در صورت امکان) تهدیدی است برای حیات انسانی،‌به همین دلیل در تمام داستان ها در نهایت آنها باید به سرزمین اساطیری یا سیاره خودشان برگردند.

گونه شناسی موجودات در جهان هستی، بیانگر زنجیره ای از جهان های هستی شناختی است که هر موجودی جایگاهی خاص خود در این زنجیره دارد. هرکدام از انها در یک رابطه درونی و متقابل قرار دارند، اما هیچکدام با دیگری تداخل ندارد و نباید داشته باشد. شاید خلقت این موجودات بیبگانه ،‌بیانگر حس انسان از بیگانه بودگی نسبت به طبیعت باشد. گویی انها آینه ای برای بیگانگی انسان نسبت به جهان اطراف خودش هستند.

البته خود این موجودات در یک منطق فضایی- هستی شناختی خاصی قرار می گیرند که هر کدام به نوبه خود الگوی ارتباطی خاصی با جهان انسانی دارند. در سنت ایرانی اسلامی، برخی از این موجودات، مانند جن، همانند انسان مخلوقاتی این جهانی هستند،‌از جنس آتش. در کنار این گونه از بیگانگان،‌ما فرشتگان را داریم که متعلق به جهان برین بوده و جز در موارد خاص وارد زمین نمی شوند. البته در عمل این رنجیره تقسیم بندی فضایی موجودات، به دلیل ترکیب سنت های مختلف کهان شناسی و هستی شناسی اساطیری و الهیاتی، در هم شده و ما در جهان زمینی هم فرشتگانی داریم .

نکته اصلی در رویکرد انسانشناختی به این موجودات غیرانسانی اینست که وجود انها، چه نیازی را برای انسان رفع میکند، و مطالعه آنها چه نقشی برای شناخت انسان وجهان انسانی دارد. این موجودات غیر انسانی، بیانگر هستی هایی هستند که برای معنادار کردن هستی انسانی ضرورت دارند. ضمن اینکه این موجودات چرخه هستی شناسی، از موجودات مادی بی جان تا خدای برین را تکمیل میکنند،‌ تکمیل بودن این زنجیره نقش مهمی در معنادار شدن موقعیت انسانی در جهان هستی است.

مطالعه موجودات می تواند از وجوه شناختی و ذهنی تا وجوه تجلی فرهنگی و اجتماعی آنها انجام شود. یا اینکه آنها را در جهان سنتی و در عوالم دینی جستجو کنیم و یا در جهان مدرن و اشکال عرفی شده و سکولار آنها را بررسی کنیم. در هر صورت این موجودات بیانگر هستی شناسی قدسی/عرفی،‌و خیر/شر هستند که هردوی انها در نهایت آیینه ای هستند که انسان را نشان می دهند. لذا مطالعه انسانشناختی این بیگانگان، راهی است برای شناخت انسان و نظام فرهنگی و اجتماعی او. زیرا ترسیم این موجودات،‌نحوه عمل آنها و حوزه های نفوذ آنها و منطق رابطه شان با انسانها،‌همه اینها توسط نظام فرهنگی و اجتماعی برساخته می شود. موجودات ناانسانی را می توان از منظر انسانشناختی مطالعه کرد، چون محصولاتی فرهنگی هستند.

 

Slusser, George E. and Rabkin, Eric S. (1987) Aliens: The Anthropology of Science Fiction; Southern Illinois University Press.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده