پوشاک زنان در دوران صفوی

پروین بابایی

عصر صفوی نقطه­ عطفی از لحاظ فرهنگ و تمدن میان دوره­ قبل و بعد از آن به شمار می ­آید و مظاهر این تمدن و فرهنگ که یکی از آنها تن پوش است از همین دوره به تدریج تحول می ­یابد زیرا  ارتباط اقتصادی و تجاری با ملل اروپایی از این دوره آغاز می شود و  به تدریج در دوره­ قاجاریه و آغاز سلطنت پهلوی به اوج خود می ­رسد و در نتیجه تحول تن­پوش مردان و  بویژه زنان را در قرون اخیر باید در روابط اقتصادی و تجاری حکومت صفویه با اروپاییان جستجو کرد. گرچه جامعه عهد صفوی جامعه ­ای سنتی بود، ولی در نتیجه این ارتباط تضادهایی ایجاد شده بود که مظاهر این تضاد را به ویژه در تن­پوش زنان مشاهده می­ کنیم (غیبی، 1386: 418). تن پوش زنان مرفه و درباری در دوره­ صفوی بستگی به مقام و ثروت همسرانشان داشت. در ظاهر در یک عنصر اصلی تن پوش، با هم تفاوتی نداشتند و آن چادر بود که سرتاپای آنان را می­ پوشاند. البته جنس چادرهای آنان نیز متفاوت بود و بستگی به منصب همسرانشان داشت و چون زیر فشار مقامات عالی رتبه و  متنفذ بودند آزادی ­های نسبی که در عهد مغول به دست آورده بودند از دست دادند. ولی اجزای اصلی پوشاک زنان عادی از هر طبقه ای که بودند تقریباً یکی بود با اختلاف جزئی در جنس پارچه و تزییناتی که برای آن قائل بودند (همان، 1386: 456). شاردن[1] در سفرنامه خود می ­نویسد: «پیراهن زنان قمیص نام دارد و شاید کلمه chemise به معنی پیراهن یا پوشه از آن آمده باشد و از جلو تا ناف باز است». لباس زنان نازک­تر از مردان و مانند آنها گشاد است و  به تن نمی ­چسبد. بلندی پیراهن زنان تا زیر زانو و بلندی آستینهای آن تا مچ دست می­ رسد. قبا را روی پیراهن یا قمیص می ­پوشیدند  و بلندی آن تا مچ پا می ­رسید. استاد ذکاء در نگار زن می­ نویسد: «پوشاک رویین آنها مانند مردان و اغلب یک تکه بود. یعنی بالاتنه آن از دامن جدا دوخته نمی ­شد. روی هم رفته جز در چند مورد چندان تفاوتی با تن پوش مردان نداشت» (همان 458-457). در برخی از مینیاتورها مشاهده می ­نماییم که زنان همانند مردان بر روی قباهاشان مانتو بر تن کرده ­اند؛ این مانتوها اغلب جلوباز  با آستین کوتاه بوده است و بدون کمربند مورد استفاده قرار می­ گرفت. زنان دوره صفویه زیر قبای خود جلیقه ­ای جلوباز می پوشیدند که کاملاً زیر قبا قرار می گرفت و آنچه که سیاحان در ظاهر مشاهده می ­کردند شرح داده ­اند و به ندرت بعضی از آنها در سفرنامه ­هایشان به آن اشاره کرده ­اند : «لباس ایرانی ها با ترکها اختلاف دارد یعنی ساده ­تر و یقه­ آن گشوده ­تر است. جلیقه که فقط در زمستان آن را بر روی پیراهن می ­پوشند و چون کوتاه است معمولاً دیده نمی ­شود، از نخ پشمی بافته شده و غالباً رنگی و دارای نقش و نگار مختلف است و از داخل هم مختصری آن را پنبه دوزی می­ کنند». پیترو[2]  قبلاً  به این نکته اشاره کرده است که در تابستان زیر قبا جلیقه نمی ­پوشیدند. نیم تنه زنان از کلیجه­ مردان بلندتر است و تقریباً تا مچ پایشان می ­رسد. باید توجه داشت که این نیم تنه با جلیقه تفاوت دارد. گرچه هر دو زیر قبا پوشیده می ­شد ولی آنچه که در اسناد و مدارک باقی مانده از آن دوره مشاهده می­ کنیم و یا سیاحان در سفرنامه هایشان شرح داده­ اند جلیقه را تنها در زمستان زیر قبا می­ پوشیدند، ولی کلیجه نیم تنه چسبانی بود که با دامن بلندی که داشت زیر قبا پوشیده می ­شد. گاهی بلندی دامن این کلیجه­ها به اندازه دامن قباها بود. یک کلیجه کوتاه نیز در موزه رضا عباسی از این دوره به جا مانده ­است که تصویر آن در هیچ یک از سفرنامه ­ها وجود ندارد و احتمالاً روی قبا یا پیراهن می­پوشیدند (همان: 460- 462). زنان نیز مانند مردان بر روی قبا شال کمر می بستند. کمر بند زنان از کمربند مردان باریک تر می باشد و پهنای آن از یک شست در نمی گذرد.

دن گارسیا وسیلو فیگوئرا[3] (1550-1624 ) سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا که در سال 1031 هجری قمری به دربار شاه عباس آمد، توصیف جالب توجهی در زمینه­ لباس ایرانی ­ها کرده است:

« لباس ایرانی­ ها اگرچه بسیار شبیه لباس ترکها است در بسیاری موارد با آنها متفاوت است. بالاپوش ایرانیان بر خلاف ترکها بلند نیست و بالاپوشهای آستین گشادشان نیز که به جای لباده به کار می ­برند با آنچه ترکها می پوشند تفاوت دارد. عمامه ­های ایرانیان رنگارنگ است با حاشیه­ طلایی،... شکاف بالاپوش ایرانیان در طرف چپ است و آن را با بند قلاب­دار می ­بندند... ایرانیان شلوار نازک بسیار بلندی می ­پوشند که تا روی پایشان می­ رسد. گیوه و جوراب یک تکه است به طوری که به جای جوراب شلواری به کار می ­رود... زنان نیز شلوار و بالاپوش مشابه مردان می ­پوشند. کفش های مرد و زن چرمی و به رنگهای مختلف است با جنس بسیار سخت و سفت و رویه­ های کوتاه. به طوری که هم چون کفش سرپایی داخل منزل، پوشیدن و درآوردن آنها بسیار آسان است. با اینکه کفشها نوک باریک اند و قسمت جلوی آنها از عقب بلندتر است میخهای ریز بسیاری به تخت آنها زده شده­است. زنها خود را با لباس گشاد از پارچه ­های سفید رنگ می ­پوشانند و چنان در این جامه فرو می ­روند که چشمهایشان به زحمت دیده می ­شود. این لباس شباهت تامی به پوشش زنان مسلمان اسپانیا در دوران شاهان غرناطه دارد (شریعت پناهی، 1372: 36).

جملی کاری[4] جهانگرد ایتالیایی می ­نویسد: « ایرانیان غالباً خوش لباس ­اند و هر سال مبلغ زیادی صرف لباس و پوشاک خود می­ کنند». وی در ادامه می­ افزاید:

« لباس زنان فرق زیادی با لباس مردان ندارد، جلوی پیراهن باز است و با کمربندی بسته می­ شود، زنهای ایرانی کلاهکی روی سر می­ گذارند. دور کلاهک زنان ثروتمند سکه ­های طلا و  نقره و سنگهای قیمتی دوخته می ­شود. دختران و زنان جوان نواری پارچه ­ای را پشت سر آویزان می ­کنند که به کیسه ­ای مخملی منتهی می ­شود و گیسوان خود را توی آن کیسه جای می ­دهند و روی دوش می اندازند.[5] کفشهای زنان شبیه کفشهای مردان است منتهی با رنگهای گوناگون» (همان: 43).

 شاردن در این زمینه می ­نویسد: البسه­ ایرانیان خیلی پاک و خوش طرز است. زنها در مجموع زیبا هستند، چادر و روبند بر سر دارند، به طوری که آفتاب هیچ وقت بر صورت آنها نمی ­تابد. زنها هم مانند مردها شلوار و جوراب­ های مخمل گلی می ­پوشند (دهباشی، 1378: 65). به گفته کاتف[6] زنان دوره­ صفوی جوراب ­های ساق بلند ماهوتی رنگ و کفش بر پا دارند ولی برخی از زنان جوراب­ های ساق بلند مخملی می ­پوشند. تمام زنان و دختران شلوار به پا می ­کنند. لباس عده ­ای از زنها از کافتن تنگ و  پیراهن بدون گلدوزی است (دانش پژوه، 1380: 190). تاورنیه[7] (1668-1632) لباس زنان ایرانی را چنین توصیف می ­کند:

« زنان ایرانی لباسهای خیلی فاخر می پوشند، لباسشان از بالاتنه و پایین تنه مجزا نیست. روی هم و یکسره است و با لباس مردها هیچ تفاوتی ندارد. از جلو باز و از ماهیچه پا به پایین تجاوز نمی ­کند. کمرشان را تنگ نمی ­بندند. آستین شان به دست و  بازو چسبیده تا پشت دست می ­رسد. کلاه کوچکی به شکل برج به سر می­ گذارند و هر کس به اندازه بضاعت و شأنش کلاه خود را به جواهرات زینت می­ دهد و بعضی از زیر کلاه مقنعه ­ای ابریشمی به طرف پشت آویخته دارند که بر حسن و زیبایی آنها می ­افزاید. گیسوانشان بافته و روی شانه می­ ریزد. زیرشلواری هم چون مردان می ­پوشند که به پاشنه پا می ­رسد. کفش آنها با کفش مردانه فرقی ندارد. زنهای هرمز به واسطه­ شدت حرارت هوا، فقط یک زیر شلواری و روی آن یک پیراهن بلند می­ پوشند. زنان ارامنه مخصوصاً نیم تنه چسبان بی آستین شبیه نیم تنه مردان در بر می­ نمایند و سرشان در یک پارچه نازک پیچیده و دو سر آن را روی زنخدان گره می­ زنند. گیسو را بافته و داخل کیسه ­ای از مخمل یا اطلس یا قلابدوزی کرده به پشت سر می ­آویزند که تا زیر کمر می ­رسد. ثروتمندان خود را با جواهر زیاد زینت می ­دهند. زنان خود را در ایران به احدی غیر از شوهر خود نشان نمی­دهند. وقتی به حمام عمومی می­روند در چادری سر تا پای خود را مستور می ­نمایند که فقط در محاذات چشم دو سوراخ دارد که پیش پای خود را بتوانند دید (شریعت پناهی، 1372: 45).

 

منابع:

دانش پژوه، منوچهر، 1380. سفرنامه (تا پخته شود خامی). تهران: نشر ثالث

دهباشی، علی. 1378. سفرنامه برادران شرلی. ترجمه آوانس. تهران: نشر به دید

شریعت ­پناهی، سید حسام ­الدین. 1372. اروپای ­ها و لباس ایرانیان. تهران: نشر قومس

غیبی، مهرآسا. 1385. هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی. تهران: انتشارات هیرمند

 

[1] Sir John Chardin  (۱۶۴۳- 1713 )

[2] Pietro Della Valle (1586- 1652 م )

[3]  Garcias  de Silva  Figueroa

[4] Giovanni Francesco Gemelli Careri (1651- 1725 م )

[5] گیسو پوش زنانه است که سرآغج نامیده می ­شود و کیسه ­ای بوده دراز و بر یک سر آن کلاهی جای داشته که گیسو را در آن می ­گذاشته و بر سر دیگرش مثلثی بوده که از زیر بغل راست بر کتف چپ می ­انداخته ­اند.

[6] Fedot Afanas Yevic Katof (سده 17 میلادی )

[7] Jean-Baptiste Tavernier  (1605 – 1689 )

 

 

آدرس صفحه: http://www.anthropology.ir/node/24792

ایمیل: babaei.p.59@gmail.com

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

بابایی، پروین

مطالب نویسنده