گفتگو با کیارا ریکارند؛ نویسنده کتاب آشپزی ایرانی

مرضیه ابراهیمی

چرخ روزگار چرخید تا در سفری روی صندلی کناری خانمی بنشینم که اصلا چهره‌اش شبیه ایرانی‌ها نبود اما با اعتماد به نفس کامل با من سلام و احوال پرسی کرد! کمی که گذشت و حرف زدیم، پرسیدم ابرانی هستید؟ که جواب داد ایتالیایی‌ام. صحبت که می‌کردیم، شعری از سهراب خواند و درباره آشپزی حرف زد و وقتی در سفر جایی کنار درختان انگور بودیم، بلند گفت این برگ‌‌موها آماده دلمه‌اند! راه طولانی بود و فضا جان می‌داد برای یک مصاحبه؛ ‌او یک نویسنده است و کتاب آشپزی ایرانی‌اش به زبان ایتالیایی در اروپا شهرت خاصی دارد.

کیارا ریکارند برای یک سفر قرار است یک هفته در ایران باشد و در راه یزد به شیراز کنار من نشسته تا برایم تعریف کند.

ـ چگونه به ایران علاقمند شدید؟

علاقه من به خاورمیانه از سال‌‌های جوانی‌ام شروع شد. کلاس سوم دبیرستان بودم و علاقه خاصی نسبت به دنیای عرب و زبان‌های خارجی داشتم. این آشنایی باعث شد تا 20 سال پیش با فرهنگ ایرانی از نزدیک آشنا شوم و از این فرهنگ خوشم آمد؛ زبان و ادبیات شرقی و عربی را در دانشگاه ونیز خواندم.در این دانشگاه، فارسی و عربی را با هم پیگیری می‌کردم و زود فهمیدم که فرهنگ ایرانی با فرهنگ عربی بسیار فرق دارد و اصلا ارتباطی با هم ندارند. تمام تمرکز خود را بر زبان فارسی گذاشتم. بعد از پایان امتحانات دوره لیسانس به ایران آمدم. آن زمان 25 ساله بودم و نزد خانواده‌ای که پدر و مادر یکی از همکلاسی‌های من به نام «آرزو» در ایتالیا بودند، حدود 3 تا 4 ماهی ماندم. آنها در این مدت از من مانند یک فرزند نگهداری کردند و حس سپاسگزاری از آنها تا همیشه در وجودم باقی است.

وقتی به ایتالیا برگشتم با «نیکول»، شوهرم آشنا شدم. من اهل شمال ایتالیا بودم و در ونیز زندگی می‌کردم. کم کم زبان فارسی‌ام بهتر شد و در یک اداره با فضای ایرانی مشغول به کار شدم. اولین سال های ازدواج مان که هنوز فرزند نداشتیم، سفر زیاد رفتیم: آمریکا، برزیل، کنیا، مصر، ترکیه و... اما سفر به ایران فرصت نشد... بعد از سه سال پسر اولم به دنیا آمد که حالا 13 ساله است و 6 سال بعد پسر دوم‌ام متولد شد.

اعضای خانواده هم با زبان فارسی آشنایی دارند؟

کیارا همچنان نگاهش را به بیرون اتوبوس در حال حرکت متمرکز کرده بود و فارغ از تماشای جاده روزهای جوانی اش که در ایران سپری شده بود را در ذهن مرور می‌کرد و می گوید: ایران و زبان فارسی در خانه‌ ما عنصری جاری است و گرچه فرزندان من اصلا زبان فارسی را بلد نیستند اما حداقل این است که اگر کسی فارسی صحبت کند، سریع تشخیص می‌دهند که این زبان فارسی است و به گوش‌شان نا آشنا نیست. همانطور که ما در خانه شبکه «جام جم» را نگاه می‌کنیم و اگر آهنگ فارسی پخش شود، می‌توانند آن را معرفی کنند.

غذای ایرانی را هم؟

غذای ایرانی هم که همیشه در خانه‌ی ما هست و همیشه به بچه‌ها غذاهای ایرانی داده‌ام و می‌دهم و می‌دانند که این غذاها مزه جدیدی است که باید به آن عادت کنند. به‌علاوه کارم را در یکی از اداره های ایرانی در روم که یک فضای کاملا ایرانی است سپری می‌کنم و نمی‌توانم هیچ چیز از این فرهنگ را به خانه نبرم و طبیعی است که هر روز بخش‌های مختلفی از فرهنگ ایرانی با من به خانه می‌آید.

شعر ایرانی چطور؟

شوهرم وکیل است و علاقه خاصی به شعر ایتالیا دارد و شعر هم می‌نویسد. ما با هم اشعار تعدادی از شاعران ایرانی را ترجمه کردیم و در مجلات به چاپ رساندیم که تا به حال اشعار شاعرانی مانند فروغ فرخ‌زاد، احمد شاملو، سهراب سپهری،‌ بیژن جلالی، نادر نادرپور و... را ترجمه کرده‌ایم.

دوست دارم از کیارا درباره موسیقی ایرانی بپرسم، جون او ادبیات فارسی را بسیار دوست دارد و موسیقی و ترانه ایرانی پیوندهای بسیاری باهم دارند که او می‌گوید: متاسفانه با موسیقی ایرانی آشنایی کمی دارم، ولی آنچه می‌دانم آن است که آن روابط بین شعر و موسیقی که در موسیقی ایرانی وجود دارد و رایج است، در موسیقی ایتالیا وجود ندارد. البته موسیقی ایرانی از آن نوع موسیقی‌هایی است که گوش باید به آن عادت کند.دوستانی که در ایران دارم از آلبوم‌های موسیقی ایرانی برایم با پست به ایتالیا می‌فرستند موسیقی عربی در ایتالیا هست و در فروشگاه‌ها پیدا می‌شود، اما آلبوم‌های موسیقی ایرانی در ایتالیا به ندرت پیدا می‌شود.موسیقی در نگاه من بخشی از فرهنگ و هویت است و یک زبان است که می‌توان از طریق آن ارتباط برقرار کرد و از پس موسیقی ایرانی می‌توان ایرانی‌‌ها را بهتر شناخت.

دربرنامهسفرمانبازدیدازیکزورخانهگنجاندهشدهاست،واردزورخانهمیشویمجاییکهصدایبلندگوهابرایفضایدرنظرگرفتهشدهبسیارزیاداستوکمکمهمهاحساسخستگیوآزردگیمی‌کنند. کیارادرفضاییمتفاوتبادیگراناستوکاملامحواینورزششدهاستوتماممدتاجرایبرنامهراکهبرایمابهصورتویژهدرنظرگرفتهشدهبودرابادقتگوشمی‌کند. ازسالنکهبیرونمی‌آییمکیاراهیجانزدهاستومی‌گویدبایدرویاینورزشوشیعهپژوهشکنم. اینورزشباآموزه‌هایشیعهگرهخوردهاست. باورمنمی‌شودکهکیارااینقدربافرهنگایرانیواسلامیآمیختهاست. فرداصبحبازدراتوبوسکنارهمنشستهایموازاطلاعاتشدربارهمذهبایرانیانمی‌پرسم.

نگرش به دین در ایتالیا چگونه است؟

گرجه در ایتالیا واتیکان و پاپ داریم اما در کشور ما دین و مذهب چیزی در ابعاد شخصی است و درون انسان، از زندگی سیاسی و اجتماعی جداست و دین تنها یک موضوع معنوی و شخصی به شمار می‌رود.

سال‌هایی که در دانشگاه‌ بودم درباره تاریخ مذهبی ایران،‌صوفیسم معنوی، تاریخ نهادهای کشور و... درس‌هایی داشتیم و باید برای امتحان‌ها تمام این درس‌ها را می‌خواندیم و مجبور بودیم که ایران را عمیق بشناسیم.

 درباره ایران اگر امام حسین (ع) یا امام رضا (ع) را نشناسی و داستان زندگی آنها را ندانی و بر آنها ارزش و احنرام نگذاری، اصلا نمی‌توان ایران را بشناسی و باید درباره ایران  این را دانست که ایرانی اصلا عرب نیست و کاملا متفاوت است و حتما باید این موضوع را در ذهن داشت که عاشورا و تاسوعا بخشی از هویت این کشور است و اگر این را ندانی، نمی‌توانی بخشی از رفتارها و فرهنگ احتمالی ایرانیان را درک کنی. مثلا من وقتی ورزش‌های زورخانه‌ای را می‌بینم، این فروتنی را نشئت گرفته از شیعه می‌دانم که مخصوص ایرانی‌هاست.

کدام شهر ایران را بیشتر دوست دارید؟

نمی توانم بگویم کدام شهر ایران را بیشتر دوست دارم چون من فقط چهار شهر تهران، اصفهان، شیراز و یزد را دیده ام و آنقدر درباره ایران اطلاعات دارم که بدانم که شهرهای بسیار زیاد زیبایی برای دیدن در این هست. هر کدام از این چهار شهری که به آنها سفر کردم جای ویژه ای در قلب من دارد. تهران را دوست دارم چون عاشق شهرهای بزرگ هستم و هرچه که بخواهی را می توانی در آن پیدا کنی، من عاشق خیابان های تهران و بازارهایش هستم چون شهری پر از تضاد و زندگی است.تهران شهری است که هیچ وقت به خواب نمی رود و هیچ وقت استراخت نمی کند. به علاوه تمام دوستان ایرانی من در تهران زندگی می کنند و شهری است که همیشه شانس داشتم در سفرهایم بیشتر در آن اقامت کنم و آن را بیشتر از هر شهر دیگری در ایران می شناسم. تهران با دیگر شهرهای شرقی جهان متفاوت است البته مدرن بودن آن با مدرن بودن شهرهای غربی متفاوت است و خیلی ها می گویند ایران یعنی تهران که گرچه ایران تنها تهران نیست. من عاشق اصفهان هستم چون معماری بسیار خوبی دارد و حس ایرانی بودن را عمیق و صادقانه در وجود من ایجاد می کند رنگ های آبی و سبزی که در این شهر بیابانی موج می زند، بسیار زیباست. و چگونه می توانم شیراز را دوست نداشته باشم؟ شهر شاعرها. شهری که می توانم در خیابان هایش قدم بزنم و با مردم گرم و مهربانش صحبت کنم. در این شهر بیشتر از هرجای دیگری آدم حس می کند که شعر یکی از مهمترین شاخصه های هویتی ایران زمین است. یزد برای من یک کشف بسیار جذاب و عمیق بود چون در سفر قبلی ام یزد را ندیده بودم و واقعا من را تحت تاثیر قرار داد. انگار در باستان قدم می زدم و قرن های تاریخی می رسیدم. شهری که برای من خاطره کوچه های باریکش در ذهن ماند.

جاذبه های گردشگری ایران بیشتر است یا ایتالیا و در ایتالیا کدام را بیشتر دوست داری؟

دو کشور ایران و ایتالیا به لحاظ فرهنگی بسیار به یکدیگر نزدیک و اما از نظر جغرافیایی بسیار دور هستند. هر دو کشور تمدن و تاریخ باستانی دارند و به لحاظ هنر، ادبیات و منابع طبیعی غنی هستند.یک ایرانی و ایتالیایی بسیار شبیه هم رفتار می کنند و ارزش های اخلاقی ما مشترک است و روابط و تبادلاتی که میان این دو کشور در قرن های پیش بوده است، فرهنگ دو کشور ایران و ایتالیا را عمیقا به یکدیگر نزدیک کرده است. نمی توان گفت که جاذبه گردشگری کدام یک از این دو کشور بیشتر است چون هر دو مکان های بسیاری برای دیدن دارند. به هر حال درایتالیا من ونیز و روم را از همه بیشتر دوست دارم. البته فارغ از دلایل شخصی ام، این دو شهر بسیار رومانتیک هستند. اما باید این راز را بگویم که جاذبه های بسیار دیدنی ایتالیا در هیچ نقشه گردشگری پیدا نمی شود. مکان های بسیار خلوت و زیبا با رنگ آمیزی طبیعت در میان مردم مهمان نواز و گرم ایتالیا. دقیقا همین برنامه بعدی من برای سفر به ایران است!

و کتاب؟

از همیشه علاقه خاصی به هنر آشپزی داشتم و دارم البته نه فقط آشپزی ایتالیایی بلکه آشپزی کشورهای دیگر. در ایتالیا هم مانند ایران آشپزی یک هنر است. یک هنر قدیمی، سنتی، بخشی از فرهنگ و تاریخ ما. از طریق آشپزیو غذای دیگران، آدم ها همدیگر را می شناسند و می توانند به دیکدیگر نزدیک شوند.

علاوه بر این آشنایی من با زبان فارسی و علاقه ام به فرهنگ و تمدن ایران باعث شد که در مرور زمان درباره غذاهای سنتی ایران، آشپزی ایرانی، فرهنگ غذا، تاریخ آن و آداب و رسومی که در ایران نسبت به تهیه و میل کردن غذا وجود دارد را اطلاعاتی را فراهم و مطالعه کنم. در ایتتالیا هیچ وقت یک کتاب آشپزی ایرانی منتشر نکرده بودند و از کتاب من استقبال بسیار خوبی شد.هر کسی که به ایران و ایتالیا علاقه داشته باشد باید سهم خود را هر چند کوچک برای نزدیک کردن این دو کشور که از لحاظ فرهنگی به هم نزدیک اند انجام دهد.

کتاب من شامل چند فصل است: دیباچه مفصل، آشپزی در ایران باستان و میان سالها، آشپزی در ایران امروز،  مرغ و ماهی، انواع کباب، شور و ترشی، شیرینی، فهرست ادویه جات و مواد غذایی ایرانی و طرح استفاده از آنها در آشپزی.

 

صفحه مرضیه ابراهیمی در انسان‌شناسی و فرهنگ

 

پرونده ی «غذا» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/10379

پیوستاندازه
Binary Data 27927.104.9 KB

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی