غذا های بومی : چشیدن فرهنگ نیاکانی

محمد چقلوند

نظام غذایی بومی در بر گیرنده مواد و منابع غذایی به دست آمده از منابع محلی موجود در محیط است که به جهت فرهنگی دارای پذیرش و اقبال ساکنان یک منطقه یا افراد عضو یک فرهنگ هستند(کوهنلاین و رورس[1]، 1996). این منابع از آن­جا که از نظر استفاده، روش­ های گرداوری و مصرف ریشه در فرهنگ­های محلی و افراد عضو آن فرهنگ دارند به شدت دارای بار معنایی فرهنگی و هویتی برای مصرف کنندگان آن­ها هستند. این منابع در ابعاد مختلف تولید یا گرداوری، تهیه، تدارک و مصرف بر پایه دانش قومی و محلی قرار دارند، که این دانش مسیری برای تداعی ویژگی ­های قومی و محلی است. در واقع با دقیق شدن در این منابع و روابط اجتماعی- فرهنگی پیرامون آن ها، می توان خصیصه­های فرهنگی و قومی بسیاری را در مراحل ذکر شده در مورد مصرف کنندگان این غذا برشمرد.

گیاهان خودرو بخشی از نظام غذایی بومی و محلی هستند که با فرهنگ و محیط جوامعی که به استفاده از آن­ها می­پردازند در رابطه قرار دارد. در رابطه با محیط، شرایط اقلیمی و جغرافیایی تأثیرات عمده­ای بر دسترسی و مصرف این گیاهان دارد. به نحوی که محدودیت محیطی دسترسی به این گیاهان موجب استفاده از آن توسط گروه یا اقوام خاص و عدم استفاده از آن توسط گروه ­های دیگر شده است. به علاوه این محدودیت­ها امکان روابط اجتماعی دیگر از قبیل مبادله میان اقوام و جوامع را نیز ایجاد نموده است.

نظام غذایی بومی، غذاهایی را که مردمان بومی به صورت محلی به آن ها دسترسی دارند، بدون اینکه آن ها را بخرند، و به مدد دانش سنتی، محیط زیست طبیعی و کشاورزی یا روشهای خاص گردآوری آن ها از طبیعت تهیه می شوند را شامل میشود(کهنلاین و همکاران، 2003). نظام غذایی ابعاد مختلفی از غذا و تغذیه یک جامعه یا اجتماع از جمله معانی غذا، الگوها و زنجیره غذایی، خرد تغذیه ای و شیوه های غذایی، مواد غذایی و ابزارهای مادی تهیه و فرآوری غذا، نظام گردآوری و تولید، توزیع و مصرف غذا، تنوع منابع محیطی غذا، روابط اجتماعی پیرامون مراحل مختلف گردآوری، تولید، توزیع و مصرف غذا، رابطه جنسیت و غذا، تصویر غذا، معانی نمادین مواد غذایی، طعم و ذائقه و ترجیحات و انتخاب های غذایی، مصرف فصلی غذاها و مواردی جز اینها را در بر می گیرد(ودادهیر و دیگرا، 1393: 73). نظام غذایی بومی هر قوم یا اجتماعی آن ها را با گذشته، نیاکان، محیط و شیوه های قومی طبخ و تهیه غذا پیوند می زند. می توان گفت که پرداختن به نظام غذایی بومی به عنوان یکی از شیوه های تداوم و یادآوری الگوهای فرهنگی اقوام در روابط اجتماعی، تعامل با محیط و گذشته تاریخی است.

در این گفتار کوتاه تلاش شده است برخی از ویژگی های فرهنگی که از طریق خرید، گردآوری و مصرف فصلی گیاهان خودروی خوراکی که معمولاً در فصل بهار قرار دارد، در میان مردم لرستان در سه شیوه زندگی شهرنشینی، روستانشینی و عشایری با نسبت­های مختلف از نظر فراوانی که در ابعاد فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای پیوندهای وثیقی با یکدیگر هستند مورد بررسی قرار گیرند. . این شیوه­ های متفاوت زندگی در فرایند نضج به نسبت ­های متفاوت تحت تأثیر یکدیگر قرار داشته اند. روابط معیشتی یکی از مهمترین ابعاد این رابطه است که امروزه نیز همچنان باقی است. همانطور که در قبل آمد این نوشتار تنها به بررسی نظام غذایی بومی که یکی از انواع مهم رابطه معیشتی و فرهنگی جوامع شهری، روستایی و عشایری با هم است خواهد پرداخت.

در این جا گیاهان بومی به عنوان بخشی از نظام غذایی بومی مورد توجه هستند که عمدتاً توسط جوامع روستایی و عشایری گردآوری شده و جامعه شهری نیز یکی از مصرف کننده عمده این غذاها است. گردآوری منابع غذایی یکی از  شیوه های تأمین غذا در جامعه سنتی لرستان است. عشایر معولاً گردآوری گیاهان خوراکی را به قصد مصرف انجام می دهند. این در حالی است که برخی از گیاهان خاص که ممکن است در بازار با قیمت بالاتری به فروش برسند نیز، توسط عشایر به قصد فروش گردآوری شوند. جامعه عشایر با توجه به اشتغال به دامداری و بالاتر بودن حجم کار در فصل بهار( فصل زاد و ولد دام) که فصل رویش گیاهان خوراکی نیز  است، زمان و نیروی خود را صرف پرورش دام ها کرده و کار گردآوری گیاهان را عمدتاً به صورت ضمنی در کنار فعالیت دامداری انجام می دهند.. این کار معمولاً توسط چوپانان هنگام چرای گله و یا زنان هنگام آوردن آب از چشمه صورت می گیرد. این در حالی است که در روستاها به علت فراغت بیشتر و نیز نگهداری دام کمتر معمولاً در فصل بهار گردآوری گیاهان را به عنوان یک فعالیت اقتصادی که می تواند برای آن ها درآمد قابل توجهی به دنبال داشته باشد در نظر می گیرند. برای برخی شهرنشیان نیز گردآوری گیاهان بومی به عنوان فعالیتی تفریحی، ورزشی و ندرتاً اقتصادی در هنگام کوهنوردی در روزهای تعطیل که در بسیاری از موارد در مناطقی که جغرافیای قومی و طایفه ای آنان محسوب می گردد صورت می گیرد. زرشک، انشک، بن سور، ریواس گیاهانی هستند که رویش­گاه آنان در کوهستان و ارتفاعات و گیاهانی مانند شنگ، پاقزون، پونه، کلشک، کنگر و توله در کنار چشمه­سارها و دشت­ها می­رویند.

اما چیزی که در این مبحث برای انسان شناسان اهمیت بیشتری دارد، ظرفیت نظام غذایی بومی و بخصوص گرداوری، فرآوری و مصرف گیاهان بومی خوراکی در بیان و انتقال معانی و الگوهای فرهنگی مطرح در جوامع مختلف است. نسبت انسان و محیط، روابط بین جنسیتی، روابط اجتماعی و اقتصادی از جمله این موارد هستند که در رابطه با گرداوری گیاهان می توان مورد توجه قرار داد.

در جامعه عشایری گرداوری گیاهان بر اساس دانش بومی که در خلال زندگی روزمره و آموزش ضمنی از نسلی به نسل دیگر انتقال می ­یابد صورت می گیرد. این دانش به صورت بین نسلی و از طریق آموزش های ضمنی منتقل می ­گردد. اعضاء جامعه عشایری بر اساس موقعیت و نقش خود در این شیوه معیشت نسبت ­های متفاوتی با این دانش دارند. چوپان ­ها به جهت حضور مداوم در طبیعت و لزوم شناخت گیاهان و بهره­ برداری از آنها از دانش بالاتری نسبت به دیگران در این زمینه برخوردار هستند. زنان به واسطه اشتغال به خانه ­داری، مراقبت از دیگران و تهیه خوراک در زمینه خواص مختلف منابع غذایی، ضرورت مصرف فصلی آن ­ها، خواص درمانی و شیوه تهیه و تدارک و کاربرد آنها در درمان دانش و تجربه بالاتری نسبت به سایر اعضاء خانوار دارند. کهن­ سالان به واسطه سالهای بیشتر تجربه زندگی در این شرایط و مواجهه ­های بیشتر با حوادث در زندگی دانش تجربه و شناخت بیشتری نسبت به منابع خوراکی موجود در طبیعت و شرایط دسترسی به آنها دارند. این دانش در بر دارنده شناخت نسبت به محیط و منابع قابل استفاده آن است. این دانش رابطه انسان با طبیعت و حدود دخل و تصرف در آن را نیز در خود دارد.  تداوم زندگی عشایری  در رابطه ای نزدیک با شناخت و استفاده از منابع موجود در طبیعت پیرامون بوده است. در رابطه با این منابع، عشایر با استفاده از منابع غذایی متنوع موجود در طبیعت توانسته اند گروه های غذایی مورد نیاز برای بقا را تأمین و به کار گیرند. ابعاد مختلف طبیعت و فرهنگ که در نظام غذایی بومی یک فرهنگ لحاظ شده است، به ترسیم تصویر کلی سلامت فرد و جامعه نه تنها از بعد جسمی که در ابعاد روانی و عواطفی کمک می­کند(کهنلاین[2]، ارسموس[3] و اسپیگلسکی[4]، 2009: 3). همچنین باورها و نگرش­ها در رابطه با غذا و رفتارهای تغذیه­ای نیز در این رابطه باید مورد توجه قرار گیرند (کهنلاین، پلتو[5] و پلتو[6]، 1997: 36). نظام غذایی بومی ما را با طبیعت و دانش ارتباط با آن که از نیکان برای ما به ارث رسیده است پیوند می زند. غذا و تغذیه در ابعاد مختلف تولید، تهیه و مصرف نهایی تحت تأثیر محیط هستند. در واقع حوزه  تغذیه به طور نا محدودی ابعاد مختلف تغذیه و محیطی را به هم مرتبط می­کند(لوکاس[7]، پالزکیل[8]، رون[9]، و لیدتک[10]، 2013: 3). به این ترتیب در نظام عشایری غذاهای بومی علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای، موجب تداوم الگوهای فرهنگی رابطه با محیط و دانش قومی است.

غذاهای بومی و بخصوص گیاهان برای شهرنشینان پیوندی با خاطرات قومی در ترجیح طمع ها، عادات و معانی غذا دارد. گیاهان بومی خوراکی در شهر عرضه می شوند. خرید و مصرف این غذاها پلی برای متصل شدن با گذشته سنتی و فرهنگ قومی است. گرداوری این گیاهان توسط شهرنشینان طی کوهنوردی در روزهای تعطیل فصل بهار و یا در رفت و امد به روستا و قلمروهای طایفه ای صورت می گیرد. در این فعالیت کودکان و نوجوانان در همراهی با بزرگترها شناخت نیاکان خود به طبیعت و نحوه استفاده از آن را باز می موزند.به علاوه در این سفرها خاطرات و وقایع رخ داده در محل تداعی شده و به نوعی موجب بازتولید روحیات و دلبستگی هایی که با هویت های قومی و طایفه ای مرتبط هستند می شوند. این میراث موجب تداوم رابطه مردمی که دارای پیشینه عشایری هستند و امروزه در شهرها ساکن شده­اند با فرهنگ و خاطرات گذشته عشایری است . در لرستان در فصل بهار بسیاری از شهرنشینان در فصل رویش گیاهان خوراکی به کوهستان­ها رفته و ضمن استفاده از آن­ها به نوعی تعلق خود به هویت عشایری و پیوند با آن سبک زندگی و شناخت پیرامون آن را تداوم می­ بخشد. در این بین بستری برای زنده شدن خاطرات و انتقال دانش بومی به نسل­های بعدی و تداوم آن در جامعه ایجاد می­گردد. علاوه بر این معمولا در این کار آنها فرزندان خود را نیز به همراه دارند، که این وضعیت موجب تداوم و انتقال فرهنگ عشایری در بهره­گیری از منابع غذایی موجود در طبیعت شده است. از این جهت است که امروزه در شهرهایی مانند خرم­ آباد که اکثر ساکنان آن پیشینه عشایری دارند، بازار فروش گیاهان خودروی منطقه بسیار پر رونق است. غذاهای بومی ذائقه و ترجیات غذایی را که ریشه های قومی و محلی دارند بازتولید کرده و تداوم می بخشند.

منابع

Kuhnlein, H. V., Erasmus, B., Spigelski, D., burlingame B. (2009).  (Eds). Indigenous Peoples food Systems and Well-being Interventions and Policies for Healthy Communities. McGill. CINE.

Kuhnlein, Harriet V., Pelto, Pertti J. Pelto Gretel H and Members of the IUNS Committee II/6. (1997). Theory and Process: the Methods. In Harriet V. Kuhnlein and Gretel H. Pelto (eds). Culture, Environment, and Food to Prevent Vitamin A Deficiency. International Nutrition Foundation for Developing Countries. Boston.

Kuhnlein, H.V., and Receveur, O. (1996). Dietary change and traditional food systems of indigenous peoples. Annual Review ofNutrition 16: 417–442.

Lukas, M., Palzkill, A., Rohn, H., Liedtke, C. (2013). The nutritional footprint – an innovative management approach for the food sector. In: Brebbia, C.A. & Popov, V : Food and Environment II: the Quest for a sustainable future. WIT Press.

http://anthropology.ir/node/27597

 

[1] .Receveur.

[2]. Kuhnlein, H.V.

[3]. Erasmus B.

[4]. Spigelski, B.

[5] . Pelto P J.

[6] . Pelto G H.

[7] . Lukas M.

[8] . Palzkill A.

[9]. Rohn H.

[10]. Liedtke C.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی