گفت و گو با یک زن عراقی : فقدان آرامش در سرزمین داعش

فرزانه سجادپور

زنی سفید روی با چشمانی مهربان اما بر آشفته پیش رویم می نشیند . قرار مصاحبه با شرط و شروط های فراوان گذاشته شده است :عکس نگیر ، صدایم را ضبط نکن ، اسم واقعی ام را ننویس ، به نکاتی که می تواند برایم دردسرساز شود اشاره نکن و.... . همه شرایطش را پذیرفته ام زیرا می توان حدس زد این همه اضطراب از کجا سرچشمه گرفته است. روی میز روبرو می نشیند و مختصری در مورد خود می گوید:

سی ساله ام  ساکن بغداد ، سال گذشته برای همراهی با همسرم جهت ادامه تحصیل  در مقطع دکترا به مالزی آمدم. در عراق معلم دبیرستان هستم و دو دختر دارم . والدینم تحصیلکرده نبودند اما بسیار محترم و معتقد به اخلاق اسلامی هستند من چهارمین و فرزند خانواده و بزرگترین دختر خانواده ام یک خواهر و برادر دیگر نیز بعد من هنوز مجرد هستند.

 

برای مطلب کامل فایل همراه را بخوانید

پیوستاندازه
فایل 27661.docx16.98 KB

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

سجادپور، فرزانه

مطالب نویسنده