لباس هایی مطابق با موقعیت: لباس خدمه

جین اشلفورد برگردان پروین بابایی

اصطلاح livery (لباس خدمتکاری) از کلمه فرانسوی livrer می آید که به معنای تحویل دادن غذا و لباس به خدمتکاران و مستخدمین است. یک تصنیف مربوط به قرن هفدهم درباره پوشیدن لباس خدمتکاری چنین می سراید:

اشراف سرزمین ما

خیلی خشنود اند

که در فرمان داشته باشند

تعدادی مردان قوی بنیه

که توسط کت هایشان شناخته می شوند

زرد، سرخ و آبی

با طرّه هایی که بر آستینشان می درخشد

وقتی که این کلاه کهنه نو بود…

از دوران میانه در خانه های اشراف انگلستان رنگ لباس خدمتکاران، انتخابی از دو رنگ اصلی نشان خانوادگی بود و ممکن بود توسط هر کسی که به هر نحوی در حال خدمت بود پوشیده شود و تنها به آنهایی که وظیفه یا پستی ویژه در خانواده داشتند محدود نمی شد. در این دوران یک فرد اشرافی و همراهان شخصی اش که مردانی جوان بودند تا رده پایه ترین خدمتکاران آراسته بودند.

خدمتکاران مردان بلندپایه می پوشیدند رنگ مخصوص خدمتکاری را در کلاه، روپوش یا ردای خود به کار می بردند و سایر خدمتکاران لباس هایی را که توسط صاحب کارشان آماده شده بود می پوشیدند؛ به طوری که وقتی با ارباب خود بیرون می رفتند یا نزد مهمانان او ظاهر می شدند، لباسی به رنگ یکدست خدمتکاران با نشان خانوادگیِ گلدوزی شده بر سینه، پشت یا آستین می پوشیدند. در دوران ریچاد دوم و هنری چهارم قوانین هزینه ای به منظور کنترل لباس خدمتکاری وضع شد که در این قانون لباس خدمتکاری تنها به خدمتکاران رده پایین تعلق می گرفت و تعداد گروه های شخصی مستخدمین کاهش می یافت. اما این تلاشها موثر نیفتاد و به همین دلیل قانون هزینه توسط الیزابت اول در سالهای بین 1559 تا 1597 در ده بیانیه صادر شد. این قانون تلاش کرد که تعریف کند به طور دقیق چه پارچه ها، خزها و پیرایه هایی می تواند توسط هر طبقه از جامعه پوشیده شود. به موجب این قانون به خدمه اجازه پوشیدن لباس ابریشمی داده نمی شد.

اگرچه یک اصلاحیه در 1597 به خدمه ملکه و اشراف و نجیب زادگان اجازه داد که نشان یا سایر تزیینات مخملی و ابریشمی را به کت و ردای خدمتکارانشان الحاق کنند. محاسبات خانواده ارل ششم روتلند نشان می دهد که کت آبی خدمتکارانش با نقش طاووس سوزن دوزی شده بود. نشان خدمتکاران بالاتر یک زمینه مخملی به قیمت 6 سنت داشتند، درحالی که خدمتکاران پایین تر، طاووسشان روی زمینه ساتن به قیمت 5 سنت گلدوزی شده بود. در موقعیت های ویژه همچون ملاقات های سلطنتی لباس های جدیدی سفارش داده می شدند. لرد راتلند برای ملاقات با جیمز اول در قلعه بلوپر در 1612برای خدمه خود لباس هایی با نشان طاووس سفارش داد. هنگامی که الیزابت اول در 1578 به خانه لرد نورث در کرتلینگ نزدیک کمبریج رفت، نورث لباس هایی به رنگ زرد برای خدمتکارانش سفارش داد که مزین به زنجیرهای طلا در گردن و نشان خانوادگی بر آستین چپ بود.

از آنجایی که لباس های تابستانی و زمستانی بخشی از دستمزد خدمتکاران را تشکیل می دادند، این تدارک شش ماهه نشان دهنده یک هزینه مالی قابل توجه بود. به همین دلیل فردی به نام راولند در سال 1597 هنگامی که خرید لباس بر عهده اش گذاشته شد لازم دید که برای اربابش سر رابرت سیدنی هزینه های لباس را روشن ساخته و از وی کسب تکلیف کند. خدمتکاران به کار گرفته شده در خانواده های کوچکتر لباس را به عنوان بخشی از دستمزد خود دریافت می کردند. جان دی ریاضیدان و منجم، در خاطرات روزانه خود در 29 سپتامبر 1595 چنین یادداشت می کند: «مارگری استابل، پرستار ما، سرویس خود را در روز میشلماس آغاز کرد و دستمزد سالانه او سه لیره و یک روپوش حنایی است».

بازگشت چارلز دوم در 1660 به عبارتی شناخته شده است ارل پنجم بدفورد در 1660 مبالغ هنگفتی برای خرید پارچه ماهوت پشمی و ابریشم، دوختن کلاه، بافتن جوراب، خیاط مردانه و فروشنده لباس مردانه هزینه کرد. این هزینه ها به منظور تهیه «لباس های خارق العاده خدمتکاری» برای خدمتکاران مرد بود که در انظار عمومی بودند، شامل: کالسکه چی، سه مهتر، چاپار، و شش جلودار. چاپار درشکه چی را هنگام راندن چهار یا شش اسب همراهی می کرد؛ در حالی که جلوداران در این زمان برای این استخدام می شدند که در کنار ارباب یا بانوی خود هنگام سوارکاری یا سوار شدن در درشکه پیاده راه بروند.

با وجود اینکه در قرن 17 بسیاری از خدمتکاران همچنان برای همراهی با خانواده های اشرافی به کار گرفته می شدند، شمار زیادی از ملازمان نجیب زادگان ناپدید شدند. در این زمان خدمتکاران بالاتر هدف های دیگری همچون پیشکار، خوانسالار، نوکر، مهتر خوابگاه و منشی آشپزخانه داشتند، و صاحبخانه نیز شبیه تر به خدمتکارانش لباس می پوشید. دست کشیدن از لباس پیشخدمتی به عنوان ترقی در موقعیت و پیشرفت اجتماعی تلقی می شد. اما خدمتکاران رده پایین تر مانند درشکه چی و جلوداران، و همچنین شکاربانان و  باغبانان در املاک بزرگ پوشیدن لباس خدمتکاری خانوادگی را ادامه دادند. در خانواده های کوچک تدارک  لباس نو پیشخدمتی برای کارکنان املاک متغیر بود، چون آنان به ندرت داخل خانه یا در انظار عمومی بودند. این وضعیت، آشکارا در یک نامه نوشته شده توسط سر جان ورنی از کلایدون در 1698 اظهار شده است  که اعطای لباس به نگهبان خود را رد می کند و می گوید: «من پارسال یک لباس به او دادم، دلیلی وجود ندارد که من به کسی لباس بدهم که ده بار در سال برای من و همسرم پیشخدمتی نکرده است».

حتی خانواده های متوسط نیز در صورتی که توانایی و استطاعت داشتند برای خدمه خود لباس تدارک می دیدند. وقتی به ساموئل پپیس نخستین پست مهمش داده شد، وی بلافاصله تعدادی لباس برای خدمتکاران پراکنده و معدودش سفارش داد و این مسأله را در گزارش روزانه اش در 23 مارس 1662 چنین ضبط نمود: «امروز صبح برایم لباس زیبای افرادم را آوردند که خیلی خوش فرم است و من فکر می کنم که یراق سیاه و طلایی روی خاکستری را به عنوان رنگ افرادم برای همیشه نگه دارم».

برای کامل کردن لباس کالسکه چی و چاپار، تزیینات اسب و حتی چرخ درشکه به رنگ خانوادگی تزیین و به نشان خانوادگی آراسته می شد. وقتی سر جان ورنی برای دومین بار در 1692 ازدواج کرد، تصمیم گرفت نشان خانوادگی اش را دهد برای تطبیق دادن آن با همسر جدیدش تغییر دهد. او چنین نوشت: «من برای درشکه ام شیشه های پهلویی گذاشتم، و آویزهای قرمز را از افسار اسب هایم به سفید تغییر دادم و همچنین تزیینات سفید به لباس عروس افزودم و برای پیش خدمتها لباس جدید تهیه کردم، و نشانی را که مال اوست برای خودم برمی گزینم».

رالف دوم ورنی که کالسکه و شش قراول او را اسکورت می کردند در اطراف املاک خویش توسط یه حلقه از خدمتکاران سیاه پوست بلندقامت با شیپورهای نقره ای فرانسوی همراهی می شد. در این زمان داشتن خدمتکار سیاه نمادی از وضعیت خانواده بود و به همین دلیل است که در پرتره های خانوادگی خدمتکاران سیاه اینقدر دیده می شوند.

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

بابایی، پروین

مطالب نویسنده