آنچه انسانشناسان انجام می‌دهند (4) فرهنگ و حقوق بشر

ورونیکا استرنج، برگردان کوثر خلردی

حقوق بشر

انسان شناسان مدت ها به عنوان محققان و طرفداران در بسیاری از مناطق فعال بوده اند که نگران حقوق بشر بودند از جمله اساسی ترین حقوق نسبت به ایمنی، غذای کافی و آب (نگاه کنید به ناگنداز و ولز ایبندر 2004). بنابراین جام ون ویلیگن و وی سی چانا درباره خشونت علیه زنان در هند تحقیق کرده اند، به ویژه هنگامی که آن به عمل مذهبی و فرهنگی نیاز خانواده عروس برای تهیه جهیزیه مربوط می شود که یک منبع درگیری قابل توجه است. تلاش ها برای جرم و قانون وضع کردن علیه این عمل موثر بوده است و آنها استدلال کرده اند که نیاز است سیاست های هدایت شده علیه این شر اجتماعی که از نظر علت زمینه ای به جای خود مشکل ساخته شود (ون ویلیگن و چانا 1991: 117). بنابراین عمق کار قوم نگاری آنها به دنبال این است تا عوامل سببی را به امید کمک کردن به توسعه اقدامات موثرتر روشن نماید، تا از ایمنی زنان هندو مطمئن شوند. امنیت زنان و کودکان نیز تمرکز کار پنی ون استرلیک به عنوان یک ]فرد[ فعال در موسسه هایی که شیر خشک را به عنوان جایگزین برای شیر مادر در کشور های جهان سوم می فروشند (در اروین 2005:151). این بحث در دهه 1970 و 1980 ، زمانی که نستل سهم بازار خود را در تقلیل ملت های غربی یافت، بالا گرفت. زمانی که آن تلاش می کند تا بازارهای جدیدی را در کشورهایی باز کند که فاقد آب تمیز و امکانات برای آب جوش به اندازه کافی و همچنین فقدان بودجه هستند، تظاهرات بزرگی وجود داشت، ]که[ خطر اجتماعی قابل توجهی را ایجاد می کند (جدا از این واقعیت که همه این قاعده ها در کشورهای ثروتمند به دلیل افزایش ادراک درباره تاثیرات ایمنی بهتر شیر مادر، مطرود شده بودند). پنی ون استریک مدافع پرشوری در برابر استعمار جوامع فقیرتر شد، و او استدلال می کند که دلایل قانع کننده ای برای مشارکت در علل حمایت وجود دارد. مباحثه "پستان یا بطری[2]" که او با آن سرو کار دارد خطرهای زیادی داشت: سلامت کودکان و سطح مرگ و میر نوزادان; روابط میان مادر و کودک; فرایندهای تغییر اجتماعی; ظرفیت مردم برای انطباق; و یک مسئله بحرانی که مربوط به قدرت دولت ها و شرکت های بین المللی می شود: دانش علمی، همانطور که برای انسان شناسان و دیگران فراهم می شد که برای این جدال ها ارزشمند است. مجموعه ای از گواهی های متخصص، گاهی برای پرونده های دادگاه، گاهی به عنوان بخشی از مبارزات انتخاباتی روابط عمومی از طریق رسانه یا به عنوان آماده سازی برای بحث های عمومی، می تواند فراهم شود (اروین 2005: 153). اختلافات در مورد فروش کالاهای نامناسب یا عام در کشورهای فقیر از زمان موضوع نستل رشد کرده است چنانکه نگرانی هایی در مورد استعمار تجاری گروه های کمتر قدرتمند دارد. در دهه گذشته، رشد ناآرامی در مورد هزینه های اجتماعی و زیست محیطی جهانی شدن وجود داشته است و انسان شناسان به هر دو اینها به عنوان تحلیل گران جنبش های اجتماعی و به عنوان حامیانی برای امنیت اقتصادی و فرهنگی علاقه مند هستند که توسط تغییراتی که در یک سطح جهانی ساخته می شود، تهدید می شوند. بسیاری از کارها در عرصه حقوقی شکاف بین ایده های عمومی و فرهنگی نظم به طور خاص و قانون اخلاقی ، پل می زند، و چارچوب های قانونی ملی و بین المللی که اغلب اینها را پایمال می کنند. جنبش های ضد توسعه، همانند مردمی که در برابر تخصیص منابع خود مقاومت می کنند و تظاهرات مستقیم علیه جهانی شدن در تمام سرار جهان بر پا می دارند، ظهور می یابد. همچنین تبدیل کردن مرکز انسان شناسانه به شرکت های چند ملیتی، ژوئن نش (1979) ظهور این جنبش های مقاومت را مورد مطالعه قرار داده است، که به ویژه بیشتر در مکان هایی رخ می دهد که در سازماندهی مجدد سرمایه جهانی سازماندهی شده است.

اینها مناطقی هستند که در حال تبدیل شدن به مرکز مخالفت در اعتراضات هرروزه علیه جا به جا شدگی و آلودگی های زیست محیطی ناشی از شرکت های جهانی می باشد. در همان زمان که جمعیت ها برای جست و جوی کار مجبور به مهاجرت شدند، سرمایه گذاری های جهانی به سمت زیرزمینی شدن می روند، مدفون شدن در زیردنیای  تبهکاری شرکت های اینترنتی و از بین بردن ردپایشان با چندین هویت مختلط...مردم شناسان دارای تمایل و مهارتی هستند که مستعد مطالعه پدیده جانبی زندگی هر روز در هر جای دنیا به ویژه در نواحی حاشیه ای و مرزی است. تعصب پنهان ما برای دیدگاه های جهان سوم در حال صریح تر شدن است هممان طور که شکست پروژه های مدرن سازی صریح و آشکار می شود. با عریض شدن شکاف میان ثروتمند و فقیر-کشورها، مناطق و مردم . . . بسیاری از این مناطقی که قبلا به حاشیه رانده شده بودند مرزهای آخرین پیشرفت های سرمایه داری شدند، که ما افراد بومی که درگیر یک مبارزه برای سرزمین و شیوه زندگی شان می شوند را می یابیم (نش 2005: 177).

 نش روی مردمی تمرکز کرد "که خاطرات تاریخی و زندگی روزمره را ترویج کردند که آنها را قادر می ساخت تا روشهای زندگی[3] که جایگزنی برای سرمایه داری هستند را، گواهی دهند."

بسیاری ادامه می دهند تا روش های زندگی جمعی را تمرین کنند و قدرت هایی که در عالم هستی می باشد را با راه های تجسم شده توسط اجدادشان مرتبط سازند. اینها عادت های اصولی می باشند که نتیجه انفعال نمی باشند اما تا اندازه ای محصول مقاومت تمرین شده توسط کسانی هستند که آسیب تسخیر و استعمار را تجربه کرده اند (نش 2005: 178).

 

حقوق زمین[4]

جهانی شدن، البته، صرفا آخرین توسعه از یک روند طولانی گسترش توسط جوامع صنعتی می باشد، که منجر به استعمار بسیاری از نقاط جهان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی گردید. تصاحب گسترده ای از زمین های متعلق به گروه های بومی یا کمتر قدرتمند وجود داشت، و این تصاحب در جهان معاصر با آنچه که بسیاری به عنوان "استعمار اقتصادی" ]به آن[ می نگریستند، ادامه یافت. بنابراین، همچنین جنگیدن برای اینکه حقوق خود نسبت به آب و منابع دیگر را حفظ کنند، بسیاری از گروه ها در حال حاظر در حال مبارزه برای بازپس گیری زمین خود هستند. امید آنها این است که حقوق خودشان را به دست بیاورند تا ]آن را[ در مدیریت و استفاده خود به اشتراک بگذارند، یا حداقل ضررهایش جبران شود. نتیجه این است که تعدادی درگیری تلخ بر سر حقوق آب و زمین است که در آن، یک بار دیگر، دیدگاه های مختلف فرهنگی یک فاکتور انتقادی (قطعی) است (ترفیث و تریگر 2003، توسینت 2004را ببینید). بنابراین تعجب آور است که این، تبدیل به یک منطقه مهم برای فعالیت انسان شناسی شده است. بنابراین منابع در بیشتر مناطق دور افتاده جهان جست و جو می شوند که زمین و معیشت بیشتر و بیشتر منابع را تهدید می کند، این احتمال وجود دارد که یک نیاز رو به رشدی برای مترجمان فرهنگی که می توانند بین گروه های در تضاد میانجی گری کنند، و برای طرفدارانی که می توانند گروه های کمتر قدرتمند را در تعریف و دفاع از حقوق خودشان یاری کنند، وجود خواهد داشت.

فرهنگ، کلیدی برای بقای فرهنگی و اغلب حتی زیستی مردم بومی است، اگر سرزمین های آنها تصرف شود، جوامع قبیله ای از نظر فیزیکی می توانند نابود گردند. آنها در یک سردرگمی قالبی احساسی با هیچ راهی برای دور کردن خودشان با یک جامعه بیگانه هستند – یک روند معمول در امریکا مانند سازمان های مختلفی که به دنبال این می باشند که بدهی های بین المللی فزاینده توسط استثمار بی رحمانه مناطق داخلی کشورشان را بی اثر کنند. شرایط جمعیت های بومی به دلیل عدم توانایی درحفظ دارایی های زمینشان در مواجهه باجمعیت مهاجر قدرتمندتر در معرض خط سریع است که درست است که ادعای مردم محلی نسبت به زمین به عنوان غیر قاطع بودن در بهترین حالت ملاحظه گردد (میبری- لوئیس 1985: 137-40).

در کانادا زمانی که یک طرح برق آبی بزرگ در خلیج جیمز پیشنهاد شد:

انسان شناسان نقش های متعددی در کمک کردن به کری بازی می کنند مانند آموزش دادن به مردم ترای اینکه تحیقاتشان را نسبت به استفاده از زمین، برداشت کردن نتایج، اثرات احتمالی در خطوط دام و غیره انجام دهند.

این، نوعی از شواهد بود که حمایت قاطعی برای ادعای کری بود که پیشنهاد برق آبی به سد رودخانه شمال که عواقب وخیم و جبران ناپذیری برای راه امرار معاش زندگی خواهد داشت . . . برنامه توسعه انسان شناسی در دانشگاه مگ گیل طیف گسترده ای از مطالعات تاثیر اجتماعی بر عواقب پروژه آبی را فراهم می کند. اینها به کری اجازه می دهد که وضعیت خود را آماده کند . . . (و) منجر به اقداماتی از قبیل جیمز بای و قرارداد کبک شمالی می شود، که سرزمین های خاص  برای استفاده انحصاری کری را کنار بگذارد، برخی از بیست و دو گونه ماهی و بازی را برا ی استفاده انحصاری مردم کری محفوظ کرد و یک برنامه برای متصدی بازی بومی بنیان نهاد که کری را قادر می ساخت تا اثرات تهاجم بشر سفید را بر سرزمین های شکاری به طور موثرتری نظارت کند (هدیکن 1995: 6-155).

همچنین در کانادا، الیزابت مک کین (2005) نگاهی انداخت به اینکه چگونه گروه های غیر بومی در برابر باز پس گیری زمین های جوامع بومی[5] مقاومت می کنند و با مسائل دشواری توسط جوامع خوش نشین معاصر مواجه می شوند که چندین تولید سرمایه گذاری را با ادعاهای اخیر در سرزمین که به چالش کشیده شده است، می یابند. همانطور که دیوید تریگر و گرت گریفیث نشان می دهند، موضوعات مشابهی که زمینداران استرالیا با آن مواجه هستند، به ویژه پس ازعمل برنامه بومی که (بعد از ۲۰۰سال توافق اروپاییان) مالکیت قبلی سرزمین بومی راتصدیق کردند، درنیوزلند هم چنین، اگرچه پیمان اصلی یتنگی، ادامه دارد تا حمایت هایی را نسبت به سرزمین و منابع ارائه دهد و کنترل زمین و منابع بحث برانگیز باقی ماند، با احساس وحشت و نگرانی خاصی که در سالهای اخیر درمورد موجشکن وبستردریا و مالکیت رودخانه ها پدیدار گردید

در بسیاری از نقاط جهان، آرمان هایی که مناطق مسکونی کلیدی را برای مقاصد حفاظتی حمایت می کنند، در حال ایجاد فشار بیشتر بر مالکیت بومی و استفاده از زمین هستند. انسان شناسان مرکز تلاشهایی شده اند که سازمان های حفاظتی را متقاعد سازد که آنچه که آنها از روی علاقه به عنوان "بیابان غیرمسکونی" یا " مناطق دست نخورده[6]" تصور کردند، در حقیقت، توسط مردمان بومی برای هزاران سال مسکونی شده است، و اینکه آنها نیاز دارند که نیازهای فرهنگی و اقتصادی[7] این جوامع را بپذیرد. یک نمونه توسط کار مارکوس کولچستر تهیه شد. او از آموزش انسان شناسانه در هدایت شدن برنامه مردمان جنگل از جنبش جنگل جهانی و یک دستیار ویرایشگر مجله اکولوجیست، استفاده کرد.

 

[1] Human rights

[2] The breast-or-bottle

[3] Ways of life

[4] Land rights

[5] Reclaiming of land

[6] Pristine areas

[7] Cultural and economic needs

 

صفحه شخصی مترجم در انسانشناسی و فرهنگ

http://anthropology.ir/node/25534

 

این نوشتارها ترجمه ای است از کتاب زیر

Strang, Weronica (2009) What Anthropologists do; Osford: Berg Publisher

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی