درک گوشتخواری از گذشته تا حال برگرفته از کتاب انسان شناسی زیستی، استانفورد و دیگران

برگردان علی مهدوی پور

در دهه‌های 1970 و 1980 میلادی، باستان‌شناسی تجربی و خلاق به نام گلین ایزاک اعتقاد داشت درک گذشته از طریق شبیه‌سازی‌های مستقیم آن با زمان حال بهتر صورت می گیرد. او و دانشجویانش برای فهم اینکه هومونین‌های اولیه چگونه از منابع غذایی حیوانی استفاده می‌کرده‌اند به مطالعه رفتار و اکولوژی گوشتخواران امروزی روی آورده بودند...در بسیاری از اکوسیستم‌ها حتی بعد از این‌که تغذیه حیوان شکار شده تمام می‌شود، لاشه شکار منبعی غنی از چربی و پروتئین در قالب مغز استخوان و مغز را فراهم می‌کند که تامین کننده غذای گروهی از حیوانات لاشه خوار است که شاید زمانی هومونین‌های اولیه را نیز شامل می شده است.

رابرت بلومن شاین در سال 1987 مطالعات میدانی درباره شیرها، کفتارها و دیگر گوشتخواران آفریقا را در پارک ملی سرنگتی در تانزانیا بر عهده گرفت. او دریافت که هومونین‌های اولیه ذخایر فراوانی ازمنابع غذایی به صورت لاشه‌های باقیمانده از شکار توسط شیرها و پلنگ‌ها به خصوص در بیشه زارهای نزدیک به نهرهای آب که حیوانات مردار خواری مانند کفتار به سرعت نمی‌توانند آنها را پیدا کنند را در اختیار داشته اند. بلومن شاین همچنین در سال 1986 به این نتیجه رسید که حیوانات شکارچی و حیوانات مردارخوار یک توالی معمول و همیشگی را دنبال می‌کنند به طوری‌که آن‌ها به سرعت ابتدا نیم تنه عقبی چهارپایان، سپس دنده ها، دست‌ها و به دنبال آن مغز استخوان و در آخر محتوای داخل سر حیوان را می‌خورند. از این توالی می‌توان در مشخص نمودن شکار ومردارخواری در شواهد فسیلی بهره جست. از آنجا که حیوانات مردارخوار آنچه حیوانات شکارچی باقی گذاشته‌اند را مصرف می‌کنند باید از مقدار نه چندان زیاد بخش‌های به جا مانده که دارای گوشت قابل خوردن هستند تغذیه کنند. بلومن شاین و شاگردانش این مطالعات مبتنی بر واقعیت را به منظور درک چگونگی دسترسی هومونین‌ها به شکار و توضیح این‌که بر اساس جای دندان باقیمانده روی استخوانها کدام یک از حیوانات شکارچی در این قضیه سهیم بوده‌اند را بسط و گسترش دادند. باستان شناسی تانزانیایی به نام جکسون انیاوو کروکودیل‌ها را به عنوان شکارچی‌های مهم در این زمینه شناسایی کرد (انیاوو و بلومن شاین،2006) و برایانا پابینر  برای تشخیص بین گوشتخواران با اندازه‌های مختلف به مطالعه روی جای دندانها مشغول است. یکی دیگر از شاگردان ایزاک یعنی باستان شناسی به نام کرتیس مارین (سال 1989) بر این عقیده است که هوموهای اولیه می‌توانستند موقعیت مناسبی را صرفا با مصرف شکار باقیمانده از گربه‌های دندان خنجری برای خود فراهم کنند. دو میلیون سال پیش  این حیوانات در بسیاری از زیست گاه های شرق آفریقا در زمره شکارچیان برتر قرار داشتند. برخی از آن‌ها شکارچیانی پر قدرت بودند که به صورت انفرادی شکار می‌کرده و می‌توانستند حیواناتی را شکار کنند که بسیار بیش از ظرفیت و نیازشان گوشت داشته‌اند و بدین ترتیب موقعیتی مناسب در اختیار هومونین‌های مردارخوار فراهم می‌شده است.

دانشجویان دیگر ایزاک به نام های نیکلاس تات و کتی شیک  از مطالعات مبتنی بر واقعیت بهره جسته تا از چگونگی شکل‌گیری محل هایی در مناطق باستان شناختی  چون کوبی فورا در کنیا پرده بر دارند (شیک و تات, 1993).  نیکلاس تات نحوه ساخت ابزار سنگی را فرا گرفت و گروهی از باستان شناسان با استفاده از این نسخه های بدلی از ابزار سنگی لاشه یک فیل که به صورت طبیعی در یک باغ وحش مرده بود و به عنوان سوژه تحقیقاتی به آنها اهدا شده بود را قصابی نمودند. آنها نشان دادند که با استفاده از تنها سگ مادر و تراشه های صنعت الدوان انسان‌های اولیه قادر بودند گوشت‌های ضخیم حیوانات بزرگ را بریده و تکه تکه کنند.

مطالعات آنها به طور کلی تائید کننده این امکان است که انسان‌های اولیه مانند هوموهابیلیس صرفا با کمک ابزار و با مصرف لاشه حیواناتی که تازه مرده‌اند قادر بودند غذای خوبی را برای خود فراهم آورند. البته احتمال شکار کردن مخصوصا حیوانات کوچک را نباید از نظر دور داشت و شاید مهمترین مسئله به یاد داشتن این نکته است که قصابی هر نوع شکار بزرگ و بردن قسمت‌هایی از لاشه به مکان دیگری به منظور مصرف چه انفرادی و چه در قالب یک گروه پیامدهای مهمی را در رابطه با اجتماعی بودن هومونین‌ها به همراه داشته است. 

 

منبع:

*Craig Standford et al, 2013 (third edition), Biological Anthropology; the natural history of human kind, Pearson Education.

 

ایمیل نویسنده:

alimahdavee@yahoo.com

صفحه نویسنده در انسان شناسی و فرهنگ:

http://anthropology.ir/node/9770

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی