اقتدار پلیسی بدون حکومت کرانه باختری، شبح انتفاضه ای دیگر(لوموند دیپلماتیک: اکتبر 2014)

اولیویه پرانت برگردان شهباز نخعی

اسراییلی ها با بمباران غزه به مدت پنجاه روز، خساراتی بی  سابقه ازسال ١٩٦٧ به بارآوردند که تلفات آن بیش از دوهزار کشته ازجمله پانصد کودک بود.  درهمان مدت، مقامات فلسطینی در کرانه باختری رود اردن، به رغم نداشتن پیشرفت در ساختن یک حکومت واقعی، به همکاری امنیتی خود با ارتش اشغالگر ادامه دادند...

با رسیدن به نابلس، درشمال کرانه باختری، بوی تند لاستیک سوخته مشام را می آزارمی دهد.  ستون های مارپیچ دود سیاه لاستیک مشتعل و سنگ هایی که برسر راه برزمین افتاده، راننده را به کاستن از سرعت وامی دارد.  دهها فلسطینی، بیشتر «شباب» (جوانان) برای اعتراض به قتل دوروز پیش علا عواد، بازرگان ٣٠ ساله گرد آمده اند.  این مرد که پدر دو کودک بود، درحالی که پیاده از برابر پاسگاه زعتره – یکی از برج وباروهای مستقرشده توسط اسراییل در حاشیه نابلس برای «حفاظت از شهرک نشینان یهودی» که گرد شهر را فراگرفته اند (١) – می گذشت، از پادرآمده بود.  اوبرای تحویل یک محموله تلفن همراه به آنجا رفته بود.  راننده که توسط همراهان به ما توصیه شده می گوید: «آنها می گویند او به رویشان تیراندازی کرده و ایشان پاسخ داده اند، ولی این نادرست است.  آنها چیزی را می گویند که کارشان را توجیه می کند.  همیشه همین طور است».

سربازان اسراییلی که درچندصدمتری درجیپ های زرهی خود از سنگ اندازی ها درامان هستند، درعین آماده باش با نگاهی ریشخندآمیز تظاهرکنندگان را زیرنظر دارند.  تظاهرکنندگان پس از شلیک چندین گلوله گاز اشک آور پراکنده می شوند.

آزار مداوم توسط ارتش و شهرک های یهودی

درمیان جوانانی که برای ابراز خشم خود به خیابان آمده اند، برخی از اردوگاه پناهندگان بالعطا هستند.  ما در آنجا با آقای فایز عرفات یکی از مسئولان این اردوگاه دیدار می کنیم.  این مرد حدود پنجاه ساله که پدر ٩ فرزند است، مرکز فرهنگی یافا را اداره می کند که به «حمایت اجتماعی، آموزشی و روانی جوانان اردوگاه می پردازد و می کوشد حساسیت آنان را نسبت به مساله حق بازگشت پناهندگان فلسطینی برانگیزد».  اردوگاه بالعطا که درسال ١٩٥٠ برای پذیرش روستاییان رانده شده از منطقه جافا، نزدیک تل آویو، ساخته شده در منطقهA قرار دارد که محلی اداری است که بخش های کرانه باختری را به رغم  توافق اسلو (مطلب داخل کادر زیر را بخوانید) دربرمی گیرد که توسط مقامات فلسطینی «اداره» می شود و ارتش اسراییل آزادانه درآن عمل می کند.  اردوگاه با انبوهی از مشکلات دست به گریبان است که بر زندگی پناهندگان اثر می گذارد.  در اینجا فقر (٥٥ درصد ساکنان)، بیکاری (٥٣ درصد که نزدیک به دوسوم آنها جوانان دیپلمه هستند)، همسایگان ناباب و عوامل مضر برای سلامت مسایلی است که تقریبا هیچ خانه ای از آنها درامان نیست.  نزدیک به ٢٨ هزار تن در یک کیلومتر مربع درهم می لولند که ازنظر تراکم جمعیت این یک رکورد در کرانه باختری است.  آنها با تنگدستی در مسکن های بتونی تنگ و کوچکی که درطول کوچه هایی غبارآلود ساخته شده به سرمی برند که برخی چنان باریک است – گاه فقط چند ده سانتیمتر – که نور آفتاب به زحمت به آنها راه می یابد.

این اردوگاه که به خاطر فعالیت علیه اشغالگری از سال ١٩٧٦ شناخته شده و اسراییلی ها آن را «پایگاه تروریستی» توصیف می کنند، به شدت تحت مراقبت است و درسال های اخیر خسارات سنگینی پرداخته است.  آقای عرفات که خود نیز بارها زندانی شده می گوید: «اززمان آغاز انتفاضه دوم (٢٠٠٠ – ٢٠٠٥) تقریبا چهارصد کشته و هزاران مجروح داشته ایم.  درحال حاضر نزدیک به ٣٠٠ تن از ساکنان اردوگاه در اسراییل زندانی هستند».  ارتش اسراییل به طور منظم بالعطا را برای «بازداشت کسانی که در تظاهرات شرکت کرده یا به خاطر فعالیت سیاسی تحت تعقیب اند و یا برای امن سازی محله» به خاطر نزدیکی به «مزار یوسف» - مقبره ای که مورد احترام یهودیان و مسلمانان است – تسخیر می کند.

آقای عرفات می گوید که ساکنان اردوگاه که مورد آزار ارتش اشغالگر و شهرک های یهودی هستند«جان به لبشان» رسیده است: «ما تنها می توانیم روی خودمان حساب کنیم.  وقتی اسراییلی ها برای تفتیش یا دستگیری فعالان سیاسی هجوم می آورند، سعی می کنیم درکار آنها مانع ایجاد کنیم ولی ناتوان هستیم.  در اینجا هنوز سلاح وجود دارد  ولی مردم از آن استفاده نمی کنند.  پلیس فلسطینی می باید ازما دربرابر شهرک نشینان یهودی – که در اطراف نابلس خیلی پرشمار و درزمره پرخشونت ترین ها هستند – محافظت نماید اما هیچ کاری نمی کند».  بنابر توافق های امنیتی اسراییلی - فلسطینی که درسال ١٩٩٣ انجام شده، درصورت حمله پلیس فلسطین حق کاربرد زور علیه شهرک نشینان را ندارد و می باید به مقامات اسراییلی رجوع کند.  همچنین، پلیس فلسطین می باید برای شناسایی و دستگیری فعالان فلسطینی که برای اسراییل «خطر بالقوه» به حساب می آیند – عمدتا اعضای حماس، تشکل اسلامی، جهاد اسلامی و جبهه مردمی برای آزادی فلسطین (FPLP، چپ افراطی)، و نیز مخالفان فتح - حزب رئیس حکومت خودگردان آقای محمود عباس – همکاری کند.  آقای عرفات در ادامه می گوید: «ارتش اشغالگر، شهرک ها و نیز نیروهای امنیتی فلسطینی فشاری مداوم وارد می کنند.  درک این نکته دشوار نیست که چرا مردم خشمگین اند.  ما مثل آتش فشان آماده فوران هستیم.  مسئولان «سلطه» ( «مقامات» به زبان عربی) که ازنظر ما هیچ اعتباری ندارند، نیز می توانند برایمان هزینه ساز باشند».

در اردوگاه پناهندگان عیده در بیت اللحم که درکنار دیوار جداسازی ساخته شده توسط اسراییل قراردارد و بخشی ازشهر را در خود گرفته و دربعضی از نقاط ارتفاع آن به هشت متر می رسد، نیز وضع به همین منوال است.  درآنجا نیز ٦ هزارتن سکونت دارند که بیش از نیمی از آنان کمتر از ٢٥ سال دارند.  آقای نظال الازرق، هماهنگ کننده مرکز پناهندگان در عیده که برادر یک مبارز فلسطینی است که درسال ٢٠١٣ پس از ٢٣ سال از زندان آزاد شده، می گوید: «صدوپنجاه تن از جوانان ما، ازجمله یک پسربچه ١٣ ساله، درحال حاضر در زندان های اسراییل هستند.  دراین شمار، زندانیانی که دهها سال است در زندان ها می پوسند به حساب نیامده اند.  درطول مدت انتفاضه دوم شماری از نیروهای سیاسی و مبارزان مقاومت هم بازداشت شده اند».  ارتش اسراییل که یکی از برج های نگهبانی اش سال گذشته توسط جوانان به آتش کشیده شد «تقریبا همیشه در آنجا دست به عملیات شبانه می زند».  آقای صلاح الدین عجرمه مدیر مرکز می گوید: «چندماه پیش، به رغم توافق اسلو مقامات اشغالگر تصمیم گرفتند که عیده را نه در منطقه A بلکه در منطقه C یعنی تحت کنترل انحصاری خویش قرار دهند و بعد حریم آن را "منطقه بسته نظامی" اعلام کردند».  پلیس فلسطینی نه حق دارد به آنجا وارد شود و نه دراطراف آن گشت بزند.  به گفته آقای عجرمه، با این کار ممکن است با عداوت پناهندگان، که رابطه شان با پلیس به دلیل شمار زیاد بازداشت مخالفان، که درسال های اخیر «گاه مستقیما به دستور اسراییلی ها» انجام شده به وخامت گراییده روبروشود.  به نظر آقای عجرمه، که ازسن ١٤ سالگی با زندان آشنا شده: «چگونه می توان به این پلیس اعتماد کرد درحالی که تسلیم خواست اشغالگر است و خودش تهدیدی برای ما  به حساب می آید؟».  درآغاز سال ٢٠١٣، ساکنان اردوگاه پاسگاه پلیس را تخریب و افراد آن را بیرون کردند.  او با قاطعیت می گوید: «احساس ما این است که تنها تفاوت آنها با سربازان اسراییلی پرچم (فلسطین) است که زیرآن خدمت می کنند».

این انتقادها دربخش بزرگی از جامعه فلسطین و حزب های اصلی سیاسی، حتی درمیان فتح وجود دارد.  با این حال، چنان که آقای محمود عباس در ٢٨ ماه مه گذشته درجمعی از روزنامه نگاران، هواداران صلح جو و بازرگانان اسراییلی که در رام الله گردآمده بودند گفت، تعلیق همکاری امنیتی بین پلیس حکومت خودگردان و ارتش اسراییل دردستور کار نیست: «هماهنگی امنیتی مقدس است، مقدس.  و اعم ازاین که ما با اسراییلی ها توافق داشته باشیم یا نه، ادامه خواهد یافت (٢)».  اظهاراتی که بخشی از مسئولان فتح را ناراحت کرد.

حدود ٣٠ هزار نیروی انتظامی

این همکاری دوجانبه که در توافق های اسلو در سال ١٩٩٣ درج شده، پس از امضای توافق در قاهره درماه مه ١٩٩٤ (اسلو ١) به مرحله اجرا گذاشته شد.  بنابر مفاد آن نیروهای انتظامی فلسطینی می باید «به طور نظام مند علیه هرگونه تحریک به تروریسم و خشونت» نسبت به اسراییل اقدام کنند، «مانع هرگونه اقدام خصمانه» علیه شهرک نشینان شوند و «فعالیت های خود را» با ارتش اسراییل، به ویژه ازراه تبادل اطلاعات و عملیات مشترک «هماهنگ» سازند (٣).  این سیاست که در دوره انتفاضه دوم تعلیق شده بود، پس از انتخاب محمود عباس به ریاست حکومت خودگردان در ٩ ژانویه ٢٠٠٥، ازسرگرفته شد و با اصلاحی که نخست وزیر پیشین، سلام فیاض (٢٠١٣ – ٢٠٠٧) در سرویس های امنیتی به عمل آورد جهش تازه ای یافت (٤).  شمار نیروهای پلیس و ژاندارمری بسیار زیاد است و به حدود ٣٠ هزار تن می رسد – یعنی یک مامور برای هشتاد تن شهروند در کرانه باختری -  یکی از بالاترین رقم ها دردنیا ( در فرانسه یک مامور برای ٣٥٦ شهروند وجود دارد).  این نیروها عمیقا زیرنظر امریکایی ها ترمیم و بازآموزی شده اند و واحدهای ویژه آنها مجهز به خودروهای مدرن، تجهیزات روزآمد و سلاح های پیشرفته هستند.  نیروهای امنیتی، که بخشی از نیازهای مالی آنها توسط واشنگتن و اروپایی ها تامین شده (٥)، بیش از ٣٠ درصد بودجه سالانه حکومت خودگردان – درسال ٢٠١٤، ٢.٣ میلیارد دلار – را صرف می کنند که این مقدار از مجموع هزینه های پرداخت شده برای آموزش، سلامت و کشاورزی بیشتر است (٦).  صبیح صبیح، جامعه شناس فلسطینی توضیح می دهد که: «آنها کارگزاران حکومت خودگردان فلسطین هستند.  توافق های اسلو این حکومت را به پیمانکار اشغالگران اسراییلی تبدیل کرده است».  درسال ١٩٩٣، اسحاق رابین نخست وزیر اسراییل اعلام می کرد که واگذاری برخی از وظایف امنیتی به فلسطینی ها می بایست امکان دهد که «ارتش اسراییل از انجام آن کارها معاف شود و این خیلی مهم است (٧)».

احتکار ثروت ها توسط خانواده های بزرگ

سعید ابوعلی، وزیر کشور پیشین حکومت خودگردان که ازسال ٢٠٠٩ تا ٢٠١٤ سکان همکاری های امنیتی را دردست داشته، دیدگاهی کاملا متفاوت دارد.  او همراه با دو تن از مشاورانش ما را در دفتری بزرگ در کاخ وزارتی در رام الله می پذیرد و با سلیم النفسی زیاد تایید می کند که: «سیاست هماهنگ کردن برای هردو طرف یک موفقیت بوده است.  تلاش هایی که ما درسال های اخیر برای برقراری نظم کردیم، امکان تضمین نوعی ثبات در کرانه باختری را فراهم کرد و جلوی رشد تروریسم و افراط گرایی را گرفت.  برخی تعاون نیروهای ما با اسراییل را محکوم نموده و ما را به «همکاری» متهم می کنند ولی ابدا چنین نیست.  هدف ما ساختن یک حکومت است و امنیت یکی از پایه های اساسی آن است».  ثبات و امنیتی نسبی: درسال ٢٠١٣، بیش از چهارهزار و ششصد غیرنظامی فلسطینی در کرانه باختری، طی حدود چهارهزار عملیات توسط ارتش اسراییل بازداشت و حدود ٣٠ تن کشته شده اند.  درهمان سال، خشونت های اعمال شده توسط شهرک نشینان یهودی (٣٩٩ مورد) نسبت به سال قبل ٨ درصد افزایش داشته و موجب مجروح شدن حدود صد تن، عمدتا روستاییان فلسطینی، شده است (٨).  پلیس حکومت خودگردان، به نوبه خود متهم به اخاذی و تداوم بازداشت خودسرانه مخالفان سیاسی (کاملا مانند همتایش در غزه که توسط حماس اداره می شود) است.

ازسوی دیگر، اسراییل هرسال صدها عملیات با هماهنگی نیروهای فلسطینی اجرا می کند (٩).  اباهر السکه، استاد جامعه شناسی دانشگاه بیرزیت (رام الله) می گوید: «این سیاست امنیتی که رهبران ما به نام حکومت آینده آن را توجیه می کنند، درواقع برای دادن تضمین به "جامعه بین المللی" است که حکومت خودگردان ازنظرمالی به آن وابسته است و برای این است که جلوی اغتشاش در قلمرو حکومت خودگردان را بگیرد.  اما، این سیاست موجب سرخوردگی شمار رشدیابنده ای از فلسطینی ها شده است».

وضعیت اجتماعی کشور کمکی به برقراری آرامش نمی کند.  مردم درسال های ٢٠١١ و ٢٠١٢ با قوت برای رد سیاست اقتصادی دولت بسیج شدند.  اصلاحات لیبرال انجام شده توسط آقای فیاض از سال ٢٠٠٧، که با حمایت صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و کشورهای کمک کننده بود، پایه های اصلی اقتصاد این سرزمین کوچک را برعهده بخش خصوصی گذاشت.  به نام رشد و برای جذب سرمایه گذاران، نخست وزیر پیشین دست به یک «شوک درمانی» زد: حذف ٤٠ هزارکارمند (که امروز شمار آنان ١٥٠ هزارتن برآورد می شود)، کاهش بودجه های اجتماعی، کاستن از حقوق ها، بازنگری در برنامه های حمایت اجتماعی، اصلاح نظام بانکی و غیره.  این تدابیر موجب وخیم تر شدن نابرابری ها شد، شغل ها را ازبین برد و باعث افزایش شدید هزینه زندگی گردید.

جهش سال های پایانی دهه ٢٠٠٠ (٧ درصد رشد اقتصادی درسال ٢٠٠٨، دربرابر ٥.١ درصد در ٢٠١٣) – که منحصرا به خاطر کمک خارجی، که نیمی از بودجه حکومت خودگردان را تامین می کند بود – چیزی جز یک پدیده اشتباه برانگیز نبود.  «رونق اقتصادی» «ببر فلسطینی» که کارشناسان غربی لاف آن را می زدند، به محض آن که کمک های خارجی درسال ٢٠١٠ ته کشید به یک بحران مالی بی سابقه منجرشد.  نرخ بیکاری بی اندازه بالا رفت (بنابر منابع مختلف بین ٢٠ و ٣٠ درصد در کرانه باختری و بیش از ٤٠ درصد در غزه)، فقر دامن نزدیک به یک چهارم جمعیت را گرفت (٢٠ درصد فلسطینی های کرانه باختری با کمتر از روزی ٥.١ یورو زندگی می کنند)، درحالی که درآمد ثروتمند ترین ها بین سال های ٢٠٠٧ و ٢٠١٠ حدود ١٠ درصد رشد یافت (١٠).  آقای السکه توضیح می دهد که: «بخش اعظم اقتصاد کشور در دست های خانواده های بزرگ و تازه به دوران رسیده ها، که غالبا با قدرت پیوند دارند و از شبکه های آن بهره می برند، متمرکز است.  آنها در راس موسسه هایی قراردارند که بخش های تلفن، ساختمان، سوخت، موادغذایی وغیره را کنترل می کنند.  برخی از آنان در بازار اسراییل و مجتمع های صنعتی آن سرمایه گذاری می کنند و از امتیازاتی که اسراییل به آنها می دهد، مانند اولویت در عبور از موانع نظامی، همانند کارکنان حکومت خودگردان، بهره می برند (١١)».  به ویژه در رام الله این «اشخاص خیلی مهم»، که می توان دید پشت فرمان خودروهای درخشان خود درمرکزشهر درمحله های مرفهی جولان می دهند که هزار فرسنگ با دنیای اردوگاه های پناهندگان تفاوت دارد.

در ورای همه اینها، توسعه اقتصادی کرانه باختری با مانع اشغالگری، دیوار جداکننده و نظام ایست های بازرسی که منطقه را دربرگرفته روبرو است.  در چهارچوب توافق پاریس (١٩٩٤)، که جنبه اقتصادی و مالی توافق های اسلو است، اسراییلی ها بر فعالیت های بازرگانی فلسطینی ها نیز چیرگی دارند.  اینها ٧٠ درصد از کالاهای خود را از اسراییل وارد می کنند و ٨٥ درصد از صادراتشان به این کشور است.  همچنین، مقامات تل آویو حقوق و عوارض گمرکی متعلق به حکومت خودگردان را وصول می کنند.  آنها می توانند این پول ها را به دلخواه خود برای ارعاب یا به عنوان انتقام جویی ضبط کنند.  صبیح با ناراحتی می گوید: «ما گرفتار اشغالگری دوگانه نظامی و اقتصادی هستیم.  سیاست امنیتی و سرکوب اقتصادی دو جنبه منطقی است که از زمان توافق های اسلو حاکم است».

آقای نبا العصی در اردوگاه پناهندگان ضحیشه (بیت اللحم) زندگی می کند.  این مرد حدود ٣٠ ساله، شاهد مرگ یکی از دوستانش در بازوان خود درجریان یک تظاهرات بوده که توسط سربازان اسراییلی کشته شده است.  او با خشم نسبت به «حکومت خودگردان و حامیان آن» می گوید: «نخبگان و سرمایه داران رام الله که در خودروهای مرسدس و 4X4 خود جولان می دهند نمایندگان ما نیستند.  آنها ما را «تروریست» و «افراطی» می نامند درحالی که تنها کاری که ما می کنیم مقاومت دربرابر اشغالگری است!  ما باید حکومت خودگردان را ازبین ببریم.  این حکومت به هیچ دردی جز  پرداختن به گفتگوهای بیهوده که تنها دلیل وجودی و کسب و کارش است نمی خورد!».

از بیست سال پیش نشست ها، کنفرانس ها، میزگردها و دوره های دیپلوماتیک تنها حاصلشان اظهارات کلی، قطعنامه های بین المللی و وعده های توخالی بوده اما همه اینها به صورت حروف بیجان بر روی کاغذ باقی مانده است.  آقای عجرمه می پرسد: «پیگیری گفتگو با دشمنان، گرفتن عکس های خندان درکنار ایشان که مخاطب آنها "جامعه بین المللی" است و فشردن دستشان درحالی که آنان برسرزمین ما سلطه دارند، به چه کار می آید؟  این گفتگوهای سترون برای چه کسی جز اسراییلی ها سود دارد؟».  آقای عبدالفتاح ابوسرور، مدیر مرکز فرهنگی – اجتماعی الروعد در عیده نیز می افزاید: «ما باید هربار به خرده نان هایی که روی میز انداخته می شود قناعت کرده و ابراز تشکر کنیم.  دردستور آخرین مذاکرات حتی مساله حکومت مستقل مطرح هم نشد، گویی اشغالگری یک تقدیر محتوم است».

آخرین گفتگو بین اسراییل و حکومت خودگردان فلسطین (ژوییه ٢٠١٣ – آوریل ٢٠١٤) که با میانجیگری جان کری، وزیر امورخارجه امریکا برگزار شد این قاعده را تغییر نداد (١٢).  اما، با خودداری اسراییل از توقف  شهرک سازی ها درمناطق اشغالی و امتناع واشنگتن از وارد کردن فشار بر تل آویو، آیا این مذاکرات محکوم به شکست نبود؟  تحلیل آقای نبیل شعث، یک مسئول بلندپایه فتح و سرپرست پیشین مذاکرات، که یکی از تدوین کنندگان توافق های صلح و به ویژه جنبه امنیتی آن بود، این است که: «پس از اسلو، ایالات متحده تنوانسته هیچ توافقی را به اجرا برساند.  ازاسراییل به عنوان دولتی که به شهرک سازی ها دلبستگی دارد نمی توان توقعی داشت».  آقای حسن یوسف، یکی از رهبران اصلی حماس در کرانه باختری، چندروز پیش از بازداشتش در ١٦ ژوئن توسط اسراییلی ها، در دیدار با ما می گوید: «حتی پیش از آن که گفتگوها آغاز شود، من بدگمانی خود را با محمود عباس درمیان گذاشتم و از او پرسیدم دراین شرایط چرا می پذیرد به میز مذاکره برگردد و او پاسخ داد: "چاره ای ندارم"».

ما در این سرزمینی که به دنیا آمده ایم خواهیم ماند.

ادامه شهرک سازی ها، تداوم اشغالگری نظامی، شکست مذاکرات و بی اعتباری شدید حکومت خودگردان، خبر از یک انتفاضه سوم می دهد.  با این حال، پروفسور السکه براین نظر است که این امر «درکوتاه مدت احتمال کمی دارد».  به سه دلیل: نیروهای امنیتی فلسطینی، با آن که امکان برگزاری تظاهرات محدود و کم زمان را می دهند، برای جلوگیری از قیام عمومی به هرکاری دست می زنند.  تفرقه های داخلی که به رغم تشکیل دولت وحدت در ژوئن ٢٠١٤، برپایه «آشتی» بین فتح و حماس، همچنان وجود دارد.  نبود برنامه و راهبرد سیاسی قادر به بسیج جامعه فلسطین.  به نظر این جامعه شناس: «درحال حاضر تنها امیدهای ما به کارزار جهانی تحریم علیه اسراییل (١٣) و احتمال امکان به مراجع قضایی کشاندن و محاکمه مسئولان نظامی و سیاسی در مرجعی مانند دادگاه جزایی بین المللی است.  اما، تنها یک جرقه، یا یک عامل تحریک کننده برای به راه افتادن یک انتفاضه جدید کافی است».

آقای ایمن ابوزولف هوادار پیشین FPLP (جبهه مردمی برای آزادی فلسطین)، که بین سال های ١٩٨٩ و ١٩٩٣ شش بار زندانی شده و امروز راهنما و مترجم است، تاکید می کند که: «ما ملزم به انتفاضه هستیم».  خانه او که در بیت صحور، یک روستای مسیحی نشین نزدیک به بیت اللحم واقع شده روبروی شهرک اسراییلی حارحما است که برروی زمین های منطقه شهری او بناشده است.  این بنای بتونی مستحکم دربالای تپه ای قراردارد که در سابق پوشیده از جنگلی بوده که او درکودکی دوست داشته در آن بازی کند.  اسراییلی ها درسال ١٩٩٧، پس از الحاق آن به قلمرو خود، درخت های جنگل  را بریدند.

بیت اللحم، شهر زادگاه مسیح، به طور سنتی، احاطه شده از حدود ٢٠ شهرک است که به سرعت گسترش می یابند.  آقای ابوزولف با تماشای دره پوشیده از درختان زیتون می گوید: «آنها می سازند اما ما هم می سازیم و به ساختن ادامه می دهیم.  ما در اینجا، این سرزمینی که خود و نیاکانمان درآن به دنیا آمده ایم خواهیم ماند.  ما در اینجا دربرابر و علیه همه چیز ایستادگی خواهیم کرد.  این روش ما برای مبارزه با روزمره گی است».

 

١- پانصد پاسگاه کنترل و سه هزار شهرک در کرانه  باختری وجود دارند که مساحت آنها معادل منطقه سن مرن در فرانسه است.

٢-Et non de sept cents mètres carrés comme indiqué par erreur dans une première version de l’article.

٣-« Abbas in firing line over security cooperation with Israel », Middle East Eye, 10 juillet 2014.

٤-Cf. Julien Salingue, « Oslo, vingt ans après », 14 septembre 2013.

٥-Cf. le rapport de l’International Crisis Group, « Squaring the circle : Palestinian security reform under occupation » (PDF), 7 septembre 2010.

٦-En 2013, les Etats-Unis et l’Union européenne ont respectivement alloué 330 millions et 468 millions d’euros à l’Autorité palestinienne dans le cadre du programme d’assistance sécuritaire et économique. Cf. Human Rights Watch, « World Report 2014 ».

٧-Cf. Tariq Dana, « The beginning of the end of Palestinian security coordination with Israel ? », Jadaliyya, 4 juillet 2014.

٨-Yediot Aharonot, Tel-Aviv, 7 septembre 1993.

٩-« Fragmented lives. Humanitarian overview, 2013 » (PDF), rapport du Bureau des Nations unies pour la coordination des affaires humanitaires, mars 2014.

١٠-Cf. Tariq Dana, op. cit.

١١-Adam Hanieh, « The Oslo illusion », Jacobin Magazine, New York, n° 10, avril 2013.

١٢-Sur le traitement de faveur réservé aux VIP palestiniens, cf. notamment Roger Heacock, La Palestine. Un kaléidoscope disciplinaire, CNRS Editions, Paris, 2011, p. 17-19.

١٣- مقاله «چرا مذاکرات خاورمیانه همواره با شکست مواجه می شود؟» لوموند دیپلماتیک ژوئن ٢٠١٤

http://ir.mondediplo.com/article2165.html

١٤- مقاله «هراس های اسرائیلی» لوموند دیپلماتیک ژوئن ٢٠١٤

http://ir.mondediplo.com/article2160.html

داخل کادر صفحه ٥

خودمختاری محدود

توافق های موقت اسراییل – فلسطین در ٢٨ سپتامبر ١٩٩٥، موسوم به اسلو ٢، کرانه باختری را به سه منطقه تقسیم می کند که امروز به صورت زیر است:

-          منطقه  A (١٨ درصد از سرزمین که درآن «خودمختاری» فلسطینی ها اعمال می شود.

-         منطقه B  (٢١ درصد) که مسئولیت غیرنظامی به عهده فلسطینی ها است و امنیت را اسراییلی ها بر عهده دارند.

-         منطقه C (٦١ درصد) که انحصارا توسط اسراییلی ها کنترل می شود.

شهرک های یهودی نشین – خارج از بیت المقدس شرقی – عملا همه در منطقه C قراردارند.

اکثریت بزرگی از فلسطینی ها در منطقه های B  و  A زندگی می کنند.

مطلب داخل کادر صفحه ٦

«خاری در پای» اسراییلی ها

وضعیت سیاسی در اسراییل دربردارنده هیچ امیدی برای فلسطینی ها نیست.  دولت ائتلافی بنیامین نتانیاهو، که حزب لیکود (راست محافظه کار) مهار آن را در دست دارد و درآن، ازجمله، دو حزب راست افراطی نیز شرکت دارند، در زمره آشتی ناپذیرترین دولت هایی است که اسراییل تاکنون به خود دیده است.  چپ دچار پسروی است، صدای چپ افراطی به گوش ها نمی رسد و اردوگاه صلح تکه پاره شده است.  یک ناظر اسراییلی که ترجیح می دهد ناشناس بماند، می گوید: «کار تمام شده و راست ها و شهرک نشینان برنده شده اند.  حتی اگر فردا براثر "رحمت الهی" نتانیاهو تصمیم به ایجاد یک حکومت فلسطینی بگیرد، نمی تواند این کار را انجام دهد.  درسال های اخیر جامعه اسراییل رادیکال و درون گرا شده است.  صهیونیسم مذهبی و جریان فوق ملیت گرایی در دستگاه های تصمیم گیری کشور رسوخ کرده اند.  هدف آنها در کرانه باختری چیزی جز اشغال سرزمین نیست.  مساله پیش از هرچیز قراردادن طرف در برابر عمل انجام شده است».  یاکو بن افرات تحلیلگر نشریه الکترونیکی «چلنج» یهودی – عربی تاکید می کند: «این دولت اعتنایی به انتقادهایی که از آن درمورد شکست روند صلح می شود ندارد و به تنهایی برخلاف جهت باد و امواج پیش می راند و می داند که هنوز، برای مدتی طولانی، می تواند روی حمایت ایالات متحده حساب کند».

افکار عمومی اسراییل  نیز به نوبه خود به حفظ وضعیت موجود رضایت داده است.  افکار عمومی نسبت به تنش در مرزهایش (مصر، لبنان، سوریه) حساسیت بیشتری نشان می دهد و نگران سلامت اقتصادی کشور است که به طور نسبی از بحران مالی جهانی در امان مانده اما بسیار نابرابر است (١) تا نسبت به مساله فلسطینی ها.  باید اخیرا عملیات انجام شده در کرانه باختری پس از ربودن و قتل ٣ جوان شهرک نشین درماه ژوئن گذشته و پیامد آن، جنگ غزه در تابستان ٢٠١٤ پیش می آمد تا توجه سراسر کشور را به خود جلب کند.  در زمان عادی، اکثریت بزرگی از مردم نسبت به درگیری با فلسطینی ها بی تفاوت می مانند.  به نظرمی آید که از دید اسراییلی ها، چنان که وزیر اقتصاد آقای نفتالی بنت آن را توصیف کرده چیزی بیش از «خاری در پا» نباشد (٢).  میشل وارشاوسکی، روزنامه نویس و هوادار صلح مستقر در بیت المقدس توضیح می دهد که: «برای آنان وضعیت در سرزمین های اشغالی مانند یک اگزما است: گاه می خارد، این امر آدم را کمی ناراحت و عصبی می کند.  اما این امر همچنان مساله حفظ نظم و سیاست داخلی باقی می ماند».  برای اسراییلی ها، فلسطین با آن که در چند کیلومتری شان است یک مساله دوردست است که حاضر نیست چنان که اسحاق رابین درمورد غزه درسال ١٩٩٢ آرزو کرد «در دریا غرق شود» (٣).

١-Lire Yaël Lerer, « Indignation (sélective) dans les rues d’Israël », Le Monde diplomatique, septembre 2011.

٢-Shimon Shiffer, « Netanyahu versus Bennett : It’s a matter of time until the next coalition crisis », Ynet, 30 janvier 2014.

٣-« Rabin expresses his frustration with Palestinian stance in talks », Jewish Telegraphic Agency (JTA), 4 septembre 1992.

 

نویسنده:        Olivier Pironet فرستاده ویژه «لوموند دیپلوماتیک» است.

 

پرونده «آپارتاید اسرائیل» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/24048

پرونده ی «تحولات خاور میانه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/10253

پرونده ی لوموند دیپلماتیک:

http://anthropology.ir/node/15007

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

نخعی، شهباز

مطالب نویسنده