خانه؛ تجربه آتمسفر (4)

پُل جی جی پنارتز برگردان الهام نظری

سومین موضوع، "آرامش بعد از تمام شدن کار" با توجه به قسمت بعدی، حتی ممکن است موضوع دوم را رد کند. برای سوال "دلپذیرترین زمان در خانه چه وقتی است؟" به طرز کاملا شگفت آوری، پاسخی که در ادامه آمده، توسط یک مادر داده شده است: "من فکر می کنم زمانی که من کاملا به خودم تعلق دارم، دلپذیرترین است، بله... وقتی که بچه ها در رختخواب هستند و شوهرم بیرون است، که اغلب اوقات است... من لذت می برم که... خوش و آرام بر روی مبل، یک فنجان قهوه، تماشای تلویزیون...بنابراین من می تونم کاملا آرام شوم...هیچ گریه ای، بچه ها در رابطه با مکانی فریاد نمی کشند." " وقتی که من کاملا به خودم تعلق دارم." قضیه ی باهم بودن و در کنار هم خوش بودن را رد می کند. با این حال، "به خودم متعلق بودن" در مفهومی خاص ابراز شده است: " من لذت می برم که... خوش و آرام... بنابراین من می تونم کاملا آرام شوم..." از طریق این پاسخ به آرام شدن اولویت بالایی داده شده است، و به عنوان یک موضوع، به نظر می رسد کاملا با موضوعاتی که قبلا بحث شده متفاوت باشد.     

آرام شدن و خسته بودن اغلب در دیگر قسمت ها نیز رخ داده است. مادری به ما گفت: " غالبا پنج شنبه شب ها فضا به سمت از هم گسیختگی می رود... تاحدی ناخوشایند می شود، زیرا همه ی آنها کمی خسته هستند و جمعه شب با تعطیلات آخر هفته پیش رو است... وقتی آنها به خانه می آیند، شروع می کنند به ولو شدن... اما حدود هفت جمعه شب، وقتی آنها شام شان را خوردند، روحشان شروع به مراجعت می کند." آرام شدن نیز به احساسی از تمام شدن کار مرتبط است.    

کار و دلپذیری پدیده های متضادی به نظر می آیند. وقتی پرسیده شد، "دلپذیرترین زمان چه وقتی است؟" خانمی پاسخ داد: " خب، وقتی کار خانه شد... همه چیز خوب و تمیز است. مثل امروز صبح، همه ی صندلی ها را گردگیری کردم، جاروبرقی کشیدم... همه چیز را به بیرون از اتاق بردم. سپس آشپزخانه را تمیز کردم و همه ی چیزهای کوچک را منتقل کردم... وقتی تمام شد، من فکر کردم، حالا زندگی دوباره دلپذیر است." تمام شدن کار اغلب دلیل آورده شده به طورخاص توسط مادران است برای یکشنبه صبح که دلپذیرترین زمان در طول هفته در خانه است، چرا که همه مشغول نیستند و نشسته اند تا آرام شوند.   

رهایی از تکالیف و"قادر بودن به انجام آنچه که شخص دوست دارد" به نظر می آید چهارمین موضوع مستقل را شکل می دهد. برای برخی از افراد، یکشنبه روزی است که آنها به وسیله ی زمان یا برنامه ی کاری سخت محدود نشده اند. مادری توضیح داد: "البته این مزیت یکشنبه است... در روز یکشنبه من همیشه تلاش می کنم تا جایی که ممکن است زمان را نادیده بگیرم... در طول هفته شما باید زمان رو در نظر داشته باشید، اما نه در یکشنبه... برای من این، یکشنبه ی واقعی است... بعضی اوقات من به آنها می گویم ]خانواده ام[ در یکشنبه به ساعت نگاه نخواهم کرد... این نیست که من آشپزی نکنم... اما ممکن است که وعده های غذایی نیم ساعت بعد از زمان معمول صرف شوند. این مزیت یکشنبه است، حداقل برای من."

با این حال، برای دیگران، یکشنبه روز وظایف است و بنابراین نمی تواند با دیگر روزهای هفته به لحاظ لذت بخش بودن مقایسه شود. ظاهرا، این روز یا ساعتی از روز نیست که به این ترتیب تعیین می کند آیا تجربه ای دلپذیر است یا خیر، آنچه در طول بازه ی زمانی اتفاق می افتد تعیین کننده است. مادری به ما گفت: "در یکشنبه، ما دیرتر بیدار می شویم... ما کاتولیک هستیم و به کلیسا می رویم، کودکان نیز همین طور... از قبل همه برای قهوه آماده هستند... تقریبا ساعت دوازده است. دخترم در گروه کر جوانان می خواند، که ساعت دوازده شروع می شود... و من هنوزم والدینی دارم تا به دیدنشان بروم..  من اغلب به آن ها سر می زنم."              

برای برخی از مردم یکشنبه کمتر خوشایند است زیرا آنها وظایف مشخصی دارند. جمعه شب اغلب اوقات به عنوان دلپذیرترین زمان هفته مطرح می شود، شاید به خاطر نبود وظایف. به عنوان مثال پدری گفت: "به گمانم، جمعه شب نسبتا دلپذیر است... من همیشه این احساس رو دارم که جمعه شب برای مدت زمان طولانی ادامه دارد... بله، این قضیه از این فکر می آید که در این روز خیلی چیزها می تواند انجام شود." در صحبت های پسری: "خب، وقتی از مدرسه به خونه می آیم... یک تعطیلات خوب در انتظار من است... خوابیدن، من واقعا لذت می برم که... هیچ مشقی برای انجام دادن ندارم. تو به خانه می آیی و فکر می کنی که هیچ کاری برای انجام دادن نداری... اما من می تونم تکالیفم را در آخر هفته انجام بدم اگر بخواهم... "

همانطور که نشان داده شد، فعالیت های اجباری به تکالیف مدرسه و کارحقوق بگیری محدود نمی شود. رفتن به کلیسا برای برخی یک الزام است، و برای دیگران فعالیت های تفریحی مشخص معنایی الزام آور دارد. آقایی توضیح داد: "پیدا کردم... دلپذیرترین شب در هفته جمعه است... ]"چرا؟"[ نمی دونم، اما فکر می کنم... بله، شاید این سبک زندگی من است. شنبه من باید یک تیم فوتبال درست کنم... این چیزی است که ذهن من را مشغول می کند. خب جمعه شب برای من دلپذیرترین شب در هفته است... در واقع، شنبه فکرم جای دیگر است." 

نبودن هیچ چیزی برای انجام دادن، وقتی منتظری کاری انجام دهی، پنجمین موضوع در تجربه ی خوشایندی و ناخوشایندی است. این موضوع به جمله های مثبتر مربوط است " مشغول بودن، حذف خستگی " بنابراین فهمیدن این موضوع، سخترین بود. در واقع، این موضوع صراحتا فقط یک بار ذکر می شد، اما به طور تلویحی در بیشتر واکنش های دیگر بود.    

در عبارت بعد، که به سوال " کمترین زمان دلپذیری چه وقت است؟" پاسخ می دهد، این قضیه پیش می آید. یک مادر و زن خانه دار با این گفته عکس العمل نشان داد، "بعضی روزها، من غمگینم...نه، نمی تونم به طور مشخص بگم چه وقتی..." همسرش مداخله می کند، " خب، در وقت هایی از روز... وقتی همه بیرون هستند... احتمالا فقط در صبح." او در ابتدا تایید می کند اما نظرش را تغییر می دهد، " نه، فکر می کنم در بعدازظهر...چرا که صبح من با کارهای خانه مشغولم...اما بعد از ظهر... بله، برای چند ساعت... تقریبا از ساعت یک تا چهار... در ساعت سه دوباره شروع به غذا پختن می کنم... سپس پسرها به خانه می آیند، اما آن ها به طبقه بالا برای انجام تکالیفشان می روند... من به ندرت آن ها را می بینم... بله، برای من... این زمان، دوساعت در بعدازظهر است."

صبح که او تنها و مشغول است به عنوان کمترین زمان دلپذیری تجربه نشده است، بعدازظهر وقتی که احساس بیهودگی می کند، تجربه می شود. این موقعیت مشابه با آن مورد از فرزندان خانواده های مذهبی است که اغلب از یکشنبه متنفر هستند، زیرا، بین رفتن به کلیسا، نوشیدن قهوه، و انجام دادن تکالیف برای دوشنبه "تو هیچ کاری برای انجام دادن نداری". ساعات بیکاری ناخوشایند در نظر گرفته می شود.

در مجموع، پنج موضوع از تحلیل پاسخ ها به سوالِ "دلپذیرترین زمان در خانه چه وقتی است؟" بیرون کشیده شده است:(1) برقراری ارتباط با یکدیگر، (2) در دسترس یکدیگر بودن، (3) آرامش بعد از تمام شدن کار، (4) آزاد بودن برای انجام آنچه شخص می خواهد و (5) مشغول بودن، حذف خستگی. ما در پرسش بعد به این می پردازیم که آیا این موضوعات که به عنوان معیارهای اجتماعی روان شناختی مشخص کرده ایم، رابطه ی میان محیط معماری و تجربه از فضا را روشن می سازد و چطور.

این مطلب، بخشی از مقاله پُل جی جی پنارتز است که فصل هشتم کتاب «در خانه» را تشکیل داده است.

 

 

خانه؛ تجربه آتمسفر (1)

خانه؛ تجربه اتمسفر (2)

خانه، تجربه اتمسفر (3)

 

 

صفحه شخصی الهام نظری در انسان‌شناسی و فرهنگ

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی