ادراک جنسیتی از فضاهای شهری و احساس ناامنی

لادن رهبری

شهر مجموعه ای از فضاهاست. فضاهایی که یکی از وجوه تمایز محیط شهری با محیط غیرشهری (روستایی، طبیعی، دست نخورده و واژگان دیگری که می توان در مقابل شهر قرار داد) است. فضا نیز مفهومی ادراک شونده است. ادارک از فضا را نمی­توان به عنوان عنصری یکپارچه در نظر گرفت که در تمامی افراد یکسان است. فضا می­تواند بسته به سن، جنسیت، قومیت، طبقه­ی اجتماعی و متغیرهای دیگر به اشکال متفاوتی ادارک شود...

تصوری که یک کودک از بیلبورد تبلیغاتی یک شرکت تولید شکلات دارد، تصویری اغواگر از یک حسرت است، برای یک زن مستخدم که چهار فرزند کوچک دارد و برای پیرزنی که مبتلا به بیماری دیابت است نیز یک حسرت است اما این «حسرت» تنها نامی یکسان دارد و ماهیت آن در این افراد یکسان نیست؛ علاوه بر این که از خاستگاه­های متفاوتی نیز برمی­خیزد. همین بیلبورد می­تواند برای کسی که شیرینی­گریز است حس نامتبوعی ایجاد کند و برای یک طرفدار حقوق حیوانات احساس انزجار از این که لسیتین مورد استفاده در این شکلات­ها روی حیوانات بی ­گناه آزمایش شده است و فردی که گرایشات ضد سرمایه­داری دارد احتمالا بیش از آن که مجذوب رنگ شکلاتیِ بیلبورد شود به چهره­ ی سرمایه­ داری که پشت این بیلبورد نهفته است توجه می ­کند. تفاوت نگرش این افراد ناشی از تمایزات اجتماعی – فرهنگی است. چنان­چه یک بیلبورد ساده ی شهری بتواند تصوراتی این چنین متمایز را در ذهن بینندگان ایجاد کند، باید انتظار داشت تصور ادارک شده­ ی افراد از رابطه­ای که در شهر با «چیزها» و «فضاها» برقرار می کنند و احساسی که از این رابطه در آنان ایجاد می­شود نیز تاحدی متفاوت باشد.

چنان­ چه پیش ­فرض وجود رابطه میان فضاهای شهری و نگرش­ های افراد را پذیرا شویم به این سمت خواهیم رفت که روابط اجتماعی افراد نیز از فضاهای شهری تاثیر می گیرد. با توجه به اهمیت جنسیت به مثابه­ ی یک عامل تعیین­کننده در شیوه­ های جامعه­پذیری افراد،‌ پیش بینی می­ شود که نگرش های مردان و زنان نیز متمایز باشد. یک کوچه­ی تاریک برای یک مرد کشتی گیر که با ساک ورزشی به سمت باشگاه می رود همان چیزی نیست که برای یک دختر پانزده ساله که از کلاس زبان بر می گردد. انتظار زن جوان برای تاکسی در کنار یک اتوبان نیز همان تجربه­ ای نیست که یک مرد با آن مواجه می شود. اما عنصر متمایزکننده­ ی این نگاه ها چیست؟ شاید بتوان گفت چیزی که ادراک دختر پانزده ساله را از کوچه ی تاریک می ­رماند چیزی جز ترس نیست همان طور که ریشه­ی احساس زنی که کنار اتوبان منتظر تاکسی ایستاده است، ترس یا شاید چیزی است که می­توان تحت عنوان کلی ­تر «احساس ناامنی» از آن نام برد.

فرض بر این است که احساس ناامنی برای زن شهرنشین تجربه­ای زیسته است. اما آیا شهر به خودی خود این ترس را ایجاد می کند؟ به نظر می­ رسد که چنین نباشد. همین زن، زمانی که همراه با فرد دیگری (به خصوص اگر همراه او مرد باشد) در همان نقطه­ ی اتوبان ایستاده باشد، احساس ناامنی ندارد. پس مکان شهری به خودی خود نمی­تواند عامل احساس ناامنی او باشد. او به تنهایی در مرکز شهر قدم می ­زند بدون این که احساس بدی داشته باشد. آیا علت حضور مردم است که در اطراف او قدم می زنند؟ اما ایا مردمی که در اتوبان سوار بر اتومبیل های خود می­گذرند فرقی با این افراد دارند؟ حضور مردم چه در اتوبان ها و چه در مرکز شهر عنصری ثابت است. چیزی که در اتوبان ایجاد تمایز می کند نوع طراحی فضا است که افراد پیاده را به درون اتومبیل هایشان منتقل می کند. فضای اتوبان، با حذف پیاده روها قدرت قدم زدن را از افراد سلب می کند. فرد خود را به عنوان عنصری مزاحم در فضایی که قرار نیست کسی راه برود تصور می کند. اما این احساس برحسب جنسیت اشکال متفاوتی به خود می گیرد. ادراک زنان از این نوع هنجارشکنی جزئی چیزی متفاوت از ادارک مردان است.

برای یک زن، یک کوچه­ی خلوت در میانه­ی روز، یک خیابان تاریک، کنار اتوبان، درون یک تاکسی که سرنشینان دیگرش همه مرد هستند، صندلی جلوی همان تاکسی، پل های عابر، کوچه ­های بن بست، پارک های خلوت،‌ زیر پل ­های بزرگ، محل ه­هایی که برچسب ناامنی خورده ­اند یا محلات بد نام، حومه­ های خلوت شهری،‌ پیاده­ روهای کم­ عرض، خیابان ­هایی که محل کسب­ و­کار مردان هستند (برای نمونه خیابان هایی که محل تجمع اصنافی مانند فروشندگان قطعات یدکی و خدمات تعمیرات خودرو هستند)، سرویس­ های بهداشتی عمومی، اتوبوس­ های حمل و نقل عمومی خلوت (به خصوص در ابتدا و انتهای روز)، حتا خانه­ ی خود فرد (محل زندگی فرد زمانی که در آن تنهاست)، اتومبیل ­های شخصی غیرتاکسی که در حمل و نقل عمومی مشغول به کار هستند، همه تصور ناامنی را تداعی می ­کنند.

این احساس ناامنی می تواند ریشه در تجربیات مستقیم خود فرد، تجربیات غیر مستقیم فرد (نزدیکان او)،‌ حافظه­ ی جمعی شهروندان از این فضاها و تا حد زیادی شکل فضاهای شهری داشته باشد. فردی که یک بار در یک کوچه ­ی تاریک مورد حمله قرار گرفته باشد، احتمال کمی می ­رود که هنگام عبور مجدد از مکان­ های مشابه احساس امنیت داشته باشد؛ اگر دوست یا خواهر او نیز تجربه­ ی مشابهی را برای او تعریف کرده باشد باز تصور او از فضایی که در ذهن او ایجاد شده است می ­تواند به تولید احساس ناامنی در فضاهای مشابه فضاهای تصور ­شده­ ی قبلی بیانجامد. تجربیاتی که شهروندان یک شهر از خشونت در فضاهای مختلف شهری دارند می­ تواند در حافظه­ ی جمعی ثبت شده و آن را نسبت به فضاهای مشابه حساس کند. اگر شهری در زمانی نزدیک تجربه ­ی ناگواری (مانند ربوده شدن افراد) در اتوبان را داشته باشد، نمی­ توان انتظار داشت که شهروندان آن از حضور در اتوبان احساس امنیت کافی داشته باشند. حافظه­ ی جمعی در شهر می ­تواند عنصری تعیین­ کننده در نحوه­ ی نگرش شهروندان به فضاها و روابط شهری باشد. اما می ­توان تصور کرد که همین شهروندان اگر می­ توانستند در اتوبان هایی قدم بزنند که محل­هایی مخصوص عبور عابران پیاده داشت که از طریق موانع یا چنان چه در برخی خیابان ­ها مرسوم است، کانال­ های بزرگ آب از محل عبور اتومبیل­ها جدا می­ شد، شاید احساس بهتری از قدم زدن در اتوبان­ ها می شد داشت.

 

نویسنده: لادن رهبری
 

ladan rahbari

http://anthropology.ir/node/20283

 

لینک های مرتبط از همین نویسنده:

خانواده ای که چهار دست و پا راه می روند

http://anthropology.ir/node/24715

زنان، قربانیان جنگ های مردان

http://anthropology.ir/node/24117

اولویت­های امنیتی و تجربه تلخ مزاحمت خیابانی

http://anthropology.ir/node/23543

بررسی شاخص جهانی شکاف جنسی در ایران

http://anthropology.ir/node/23374

سرمایه اجتماعی و فعالیت های مدنی

http://anthropology.ir/node/22937

خشونت خانگی: حکایت عالمان بی عمل
http://anthropology.ir/node/22830

زشتی یا زیبایی: مساله این است
http://anthropology.ir/node/22567

جنسیت و تعلق فضایی
http://anthropology.ir/node/21972

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (5)
http://anthropology.ir/node/22090

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (4)
http://anthropology.ir/node/21843

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (3)
http://anthropology.ir/node/21640

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (2)
http://anthropology.ir/node/21423

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (1)
http://anthropology.ir/node/21290

ازدواج سرپرست با فرزندخوانده و حقوق فرزندی

http://anthropology.ir/node/19762

زن طبیعی مرد فرهنگی در دیدگاه شری اورتنر

http://anthropology.ir/node/18056

خشونت جنسی شریک زندگی، تهدیدی برای سلامتی زنان
http://www.anthropology.ir/node/20807

جامعه پذیری زنان و استرس ناشی از خشونت جسمی
http://anthropology.ir/node/16879

جنسیت جرم و بزهکاری
http://anthropology.ir/node/21199

جنسی شدن مغز: آیا مغز زنان و مردان متفاوت است؟

http://anthropology.ir/node/1625

 

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ»
http://www.anthropology.ir/node/21139

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رهبری، لادن

مطالب نویسنده