انحطاط آرمان: دیسنی لند

امبرتو اکو برگردان عاطفه اولیایی

  در پی الگویی هستم که از زاویه ی نظری و گمانی می تواند در حیطه ی کنش های آرمانی  قرار گیرد؛  شامل تاثیری شدید و خنثی کننده  است؛ و در بطن ایدئولوژی، حنثی کنندگی،  متعین  فضای خاصی  است  به منظور ساختن وپروردن  نظریات اجتماعی.  این الگو ها و عملکرد ها در توپوگرافی مکانیِ واقعی در کالیفرنیا و در شکل به کار گیری آن توسط بازدیدکنندگانش ظاهر می شود.  از این دید کلی،  گردش در دیسنی لند را می

  پیشگذارد[1]:  آرمانی منحط،  یک ایدئولوژی است که به  اسطوره تغیر شکل داده است

مرجع ها:

۱ـ ایدئولوژی بازنمای روابط تخیلی است که افراد با شرایط واقعی هستی خود برقرار می کنند.

۲ـ آرمان شهر مکانی ایدئولوژیکی است؛ نوعی گفتمان ایدئولوژیکی است

۳ـ  آرمان شهر مکانی ایدئولوژیمی است که در آن ایدئولوژی به بازی کشیده می شود، صحنه ای است برای بازنمایی ایدئولوژیک.

۴ ـ اسطوره روایتی است که تضاد اجتماعی بنیادی را در حل و فصل می کند.

    در پی الگویی هستم که از زاویه ی نظری و گمانی می تواند در حیطه ی کنش های آرمانی  قرار گیرد؛  شامل تاثیری شدید و خنثی کننده  است؛ و در بطن ایدئولوژی، حنثی کنندگی،  متعین  فضای خاصی  است  به منظور ساختن وپروردن  نظریات اجتماعی.  این الگو ها و عملکرد ها در توپوگرافی مکانیِ واقعی در کالیفرنیا و در شکل به کار گیری آن توسط بازدیدکنندگانش ظاهر می شود.  از این دید کلی،  گردش در دیسنی لند را می توان روایتی دانست  توصیف کننده ی  آرمان شهر. نقشه ی هادی بازدید کنندگان می تواند نقش توصیفی داشته باشد؛ وبخشی از عمل بازنمایی  تصویر را ادا می کند که  متعین آرمان شهر نیز هست. اما این مثال واقعی  از نقطه نظر دیگری  جالب تر است:  در پی نشان دادن آنم که چگونه یک ساختار  و یک عملکرد آرمانی، منحط کننده است،  چگونه  بازنمایی  آرمانی می تواند کاملا در  نظم  فکری و ارزشیِ حاکم محاط گردد و در نتیجه به اسطوره یا  مجموعه ای تخیلی تبدیل شود.

 

دیسنی لند بازنمای رابطه ی تخیلی ای ( متجسم  در مکان)  است که گروههای حاکمِ جامعه ی آمریکا با  واقعیات زندگیشان، با تاریخ آمریکا و با فضاهای برون مرزیش،  برقرار می کنند.  دیسنی لند‌ نماگر تاریخ ملت آمریکاست، به شیوه ای  که در ارتباط با سایرین و طبیعت شکل گرفته است.  دیسنی لند استعاره ای نابجا [2]ست  از نظام نماگری و ارزشیِ ویژه ی  جامعه ی آمریکا و البته عملکردی ایدئولوژیک دارد.  با ارائه ی تصویری معوج  از زندگی روزمره، تصویری مسحور کننده از گذشته و آینده، تصویری از آشنا و غریب،  از رفاه، مصرف، پیشرفت علمی و فن آوری، از ابر قدرتی و اخلاق، بازدید کننده را گمگشته و بیگانه می کند.  این ارزش ها که از طریق خشونت و استثمار کسب شده اند،  در این مکان چنان به نمایش در آورده شده اند که گویی به یمن  قانون و نظم زاده شده بودند.  تمام فشار های ایئولوژیکی در این جا برجسته شده اند. تمام اشکال و جنبه های سرمایه داری بازنمایی شده اند.  دیسنی لند بازنمایِ ساخت ایدئولوژی آمریکایی است و از آن جا که  این مکان  هم صحنه ی بازی  و هم محل به  نمایش درآوردن است،  می توان ایدئولوژی گروه های حاکم بر آمریکا را دید و به آزمون گذاشت، و می شد چنین نتیجه گرفت که این دنیای ساخته ی والت  دیسنی  جوابگوی عملکرد های  حیاتی ایدئولوژی ای است  که برای تولید آرمانی به طور کلی لازم است.  لیکن چنین نیست زیرا که این  نه ـ صحنه [3] که محل به بازی گرفتن ایدئولوژی و جامه ی عمل پوشاندن به  عملکرد های حیاتیش می باشد،  واقعا یک صحنه نیست.  بازدید گنندگان دیسنی لند خود در صحنه اند و بازیگران نمایشی  هستند که به اجرا می گذارند.  با ایفای نقش در این نمایش، مانند موشی به دام  هزار تو افتاده و از بازی خود بی خبرند. بنا براین دیسنی لند  به عنوان فرافکن باز نمای  ایدئولوژیکی[4] عمل نمی کند. آرمان شهر دیسنی  واقعا آرمان شهر نیست...

به زبان دیگر، بازدیدکنندکان دیسنی لند در منصب داستان گویان آیینی قرار داده  شده اند. کار آن ها  روایت اسطوره ای سرچشمه های خصمگینانه ی جوامع است و در حیث بازدید از مجموعه، از تضاد ها نیز گذر می کنندد؛  از غار دزدان دریایی به زیر دریایی اتمی و ازقصر زیبای خفته به سفینه ی فضایی کشیده می شوند.  این مجموعه ها با معکوس نمودن جبر زندگی،  در واقع آن را  تأیید  کرده،  به آن مشروعیت بخشده و آن را توجیه می کنند.  گردش در این پارک روایتی است بی نهایت تکرار شده از فریبندگیِ  همخوانی تضادها و پاسخی است تخیلی به تنش ها.  با ایفای نقش در آمان شهر دیسنی، بازدید کننده،   ایدئولوژیِ  گروه های حاکم را به عنوان  روایت اسطوره ای جامعه ی خود باور می کند.

حد

یکی  از ویژگی های بارز طرح های  آرمانی  حد آن است:  گفتمان آرمانی، بازنمایی آرمانی را در فضای تخیلی یک نقشه ثبت می کند، اما  در عین حال،‌ ثبت خود را در نقشه ی جغرافیایی  ناممکن می سازد. بین دنیای ما و آرمان شهر مغاکی پرناشدنی است...   این را  از ورای  یادداشت های روزانه ی سر ملوانی که آرمان شهر را دیده است میتوان خواند؛  لیکن صفحات اول،  که محل دقیق  این جزیره را  آشکار می کند پاره شده اند.  مثال دیگر شاید حکایت آن  راوی ای باشد که پس از متحمل شدن ضربه ای سخت به سر در جزیره ای شگفت انگیز به هوش آمده  است و به محض آن که می خواهد در باره ی موقعیت جغرافیایی جزیره صحبت کند، ،  صدای سرفه ی شدید خدمتگار صدای او را می پوشاند.  مسافرت به این شهر کامل  تنها به یک شرط ممکن است: که این ورطه ی خالی گردش را شروع کند[5]. .... آرمان شهرتنها  شهری دور افتاد در لبه ی دنیا نیست، بلکه دنیای دیگر نیز هست. آرمان شهر  تصویر وارونه ی این دنیاست،‌ فیلم منفی آن.   بنابراین آرمان شهر محصول روندی است که طی آن نظامی خاص با مشخصات مکانی و زمانی، تبدیل به نظامی دیگر با داده ها، ساختارها و قوانین دستوری  خاص خود شده است.  این حد شاخص بنا بر این  نقطه ی شروع[6]  و نیز پلی به دیگری  است.

حد خارجی

در دیسنی لند، سه منطقه و هر کدام با عملکرد دقیق نشانه شناسی،  فضای خنثایِ  حد را به نمایش می گذارند؛ هر کدام در عملکرد خود بارنمایی چهارچوب را تکرار می کند:  حدود خارجی محوطه ی پارکینگ،  حد میانی باجه های بلیط فروشی، و حدود داخلی جاده های سنتا فه و راه آهن دیسنی لند.  فضای اول باز و نامحدود است ، با ساختاری ضعیف از شبکه ی هندسی  قابل بسط پارکینگ.  بازدیدکنندگان ماشینشان را آنجا پارک می کنند؛ آنچه آن ها را به پیرامون لس آنجلس آورده بود در ین جا رها می شود.  با این حرکت به نوعی تباهی و از دست دادن هشیاری بر می خوریم که معادل شکستگی  روایت های  آرمانی اولیه است. از این به بعد بازدیدکنندگان،  بیش از سازندگان  مسیرهایی  در متن آرمانی نیستند.  آن ها راویانی بازیگر و بازی شدگان گفتمان در آرمان شهر معاصر خواهند بود.  در مسیر راهشان طبق  قوانین دقیق کتابچه ی راهنمای دیسنی لند،   نشانه هایی را دوباره فعال می کنند.  با توجه به اهمیت بسیار ماشین شخصی در آمریکا، بخصوص در کالیفرنیا،  پارکینگ ها معنای بیشتری از صرف عملکردشان به خود می گیرند.  عمل رها کردن ماشین به منظور  کارآیی بیشتر،  تطبیق یافتن بازدید کننده با نوعی  نظام نشانه ای و کرداری، نظام نماد های بازیگوشانه، حوزه ی آزاد مصرف بی فایده،  خود، نشانه ی  دگرگونیِ عرفیِ  بسیار قاطعی است.  

 حد میانی ( واسطه ای)‌   

محوطه ی دوم خطی و ناممتد و شامل باجه های بلیط فروشی است. بازدید گنندگان با اتوبوس، از داخل پارکینگ،  به سمت این  باجه ها منتقل می شوند.  برای ورود به دیسنی لند باید از این باجه ها گذشت زیرا که در این محوطه جایگزینی پولی رخ می دهد  که جایگزینی ساده ی  پول و بلیط نیست.  بازدید گنندگان پول دیسنی لند را که  در زندگی آرمانی نقش ایفا می کند،  می خرند:  کالاهایشان را با پول واقعی نمی خرند؛ به جای آن،  نشانه ها و یا لااقل حاکیان نشانه ای[7] واژه های آرمانی را  کسب می کنند،  که به گردش بازدید کنندگان در پارک معنا می بخشند. بنابراین دومین معاوضه و تباهی رخ داده  است :  حد باری دیگر حنثی می کند.  بازدیدکنندگان پس از رها کردن ماشین ، این بار پول خود را نیز رها می کنند  تا به نوعی دیگر به دنیای دیگر دست یابند، و از راه های گفتمانی به غیر از معاوضات پولی دست یابند.  استفاده از اولین نشانه های جدید،  در واقع آیین گذر بازدید کنندگان به دنیای جدید است؛   و با شروع صحبت به این زبان آرمانی،‌ به گردش در دیسنی لند می پردازند. میزان پولی که برای ابتیای نشانه های آرمانی خرج کرده اند، اهمیت بازدیدشان،‌ حجم معنایی گردش و تعداد و ماهیت سرگرمی هایشان  را رقم می زند.‌...

حد درونی

 حد درونی که محل سوارشدن به خط آهن دیسنی لند و سنتافه وایستگاه هایش است، دایره ای، خطی، ممتد و سازوار است[8]. بازدیدکنندگان  پس از گذشتن از دوتونل که به دنیای دیگر ختم می شود، ازاین حد نهایی می گذرند. در این آخرین حد مرزی بین بازدید کننده و بازیگر وجود ندارد، زیرا که استفاده از ترن برای ورود به  دیسنی لند لازم نیست،  اما حدی برای فضای آرمانی است که محاط و محصور آن است. کسی از آن برای ورود و خروج از دیسنی لند استفاده نمی کند.  این حد بیشتر متعلق به تصویر و بازنمایی ونقشه است تا مسافرین و گردششان. حد خارجی توسط  برنگاشت[9] این هیچ کجا[10]، کاملا خنثی شده است.این حد محض، بدون پل و فقط دو تونل، توسط ترنی به آینده شکسته می شود: تک ریل که خود محاط بر چیزی نیست زیرا که توسط دکل هایی عظیم بر پا ست و هتل دیسنی را با منطقه ای دیگر: قلمرو فردا[11]، مرتبط می کند. هم حد وهم  تخطی وفراروی از آن،  ارائه شده است.  گذشته در جزیره ی آرمانی، لوکوموتیو و فتح غرب محو می شود.  اما فناوری پیشرفته ی آینده،   حد را می شکند تا به جزیره ی شادِ  واقعیتِ Y[12] متصل شود.  با تأکید بر دو دکل گذشته(فتح غرب)  و آینده ( تسخیر فضا در آینده)، حال را محو و نابود می سازد.

دستیابی به مرکز

دیسنی لند فضایی  مرکز گرا ست. خیابان اصلی[13] بازدید کنندگان را به مرکز می رساند. اما این مسیرِ مجتمع مرکزی، راهی نیز به سرزمین تخیل[14] یعنی یکی از چهار بخش دیسنی لند است.  بنابراین عیان ترین محور آرمان شهر دیسنی، بازدید کنددگان را نه تنها از حد دایروی یا پیرامون به مرکز فضایی بسته می رساند،  بلکه آن ها را از واقعیت به تخیل نیز منتقل می کند.  این خواب و خیال، مارک بازرگانی، نشانه و تصویر نمادین آرمان دیسنی است.

سرزمین تخیل شامل  تصاویر، شخصیت های نمایشی، حیوانات داستان های مصور  و پویانمایی های دیسنی، مجله ها، کتاب ها و سایر تولیدات است.  این بخش ساخته از تصاویراست ومهم آن که  مواد واقعی همچون گچ-ـ‌ سنگ، چوب و غیره و نیز مردان و زنان داستان گوی مخفی در درون آن ها،  به آن ها جان دمیده اند. تصویر به دست واقعیت از دو راه تکثر شده است: از یک طرف واقعی می شود اما از طرف دیگر تبدیل به تصویر می شود...

 بازدید کننده که واقعیت را بیرون رها کرده بود دوباره آن را باز می یابد اما این بار به مثابه یک واقعیت تخیل شده: کلیشه ای ، ثابت و یک فانتزیِ قدرتمند.    خیابان اصلی به مکانی آرمانی منتهی می شود که بازگشتی تخیل آمیز به واقعیت و حضور هذیان گونه اش است.   این بازگشت به واقعیت به مثابه فانتزی و هذیانی نیاز برآورنده [15] در واقع توسط نظام کاملی از بازنمایی هایی صورت می گیری که توسط دیسنی طرح ریزی شده است....

 اما تاثیر این روند برخوردی شدید بر تخیل فانتزی  وارد می کند.  جنبه ی دیگر این واقعیت بازنمایی شده است ( و فانتزی لند[16] ـ سرزمین تخیل ـ مکانی خاص این است)، اما به شکلی مبتذل و با تصاویر روزمره ی فیلم های دیسنی سر برون می آورد.  این ها تصاویر ورشکسته ی نشانه های تخیل است که توسط رسانه ها یکدست شده اند...

عملکرد مفید  مرکز

خیابان اصلی[17] ( مین ستریت)‌ راه دست یابی به مرکز،  شروع گردش و روایت داستان های بازدید کنندگان است.  آنان می توانند  در مرکز، با نشانه هایی که  درزمان ورود،  در قبال پول  دریافت کرده بودند، پاره های متوالی روایت خود را بیان کنند. اگر دیسنی لند را  یک متن تصور کنیم،  خیابان اصلی آمریکا  ابزار تغییر داستان بازدیدکنندگان در زمان گردششان است.  به آن ها امکان ارتباط می دهد. عملکرد آن فقط صوتی است: ابتدایی ترین عملکرد ارتباطات است زیرا فقط  ارتباط بدون محتوی را مجاز می کند. بنا بر این دیسنی لند را می توان به عنوان  هزارها و هزار ها روایت ابراز شده توسط بازدید کنندگان دانست...

با نگاهی به نقشه ی دیسنی لند، متوجه موردی می شویم که در زمان روایت داستان  از زمان ورود تا مرکز نبودیم:  مین ستریت یو.اس.ای،  فقط یک خیابان نیست بلکه یک بخش شهر، محوطه ای است که از یک طرف سرزمین ماجرا و سرزمین سرحد  [18]  و از جانب دیگر سرزمین فردا [19]  را از هم مجزا و به هم  پیوند می دهد.  خیابان مین آمریکا، برای بازدیدکنندگان محور شروع روایت داستان است. برای تماشاگران، محلی است  روی نقشه که دو دنیا را همبند می سازد؛ و نگاه به تفاوت و تشابهات دو دنیا را بدون آن که اتصال آن ها حس شود،  ممکن می سازد.   این بخش وجود سایر مکان ها را روی نقشه ممکن می سازد... به تمام داستان ها امکان روایت شدن می دهد....  از ورای آن واقعیت به فانتزی، به یک تصویر، و به یک واقعیت تبدیل می شود...  محلی است که دیسنی لند را به دو بخش تقسیم می کند، راست و چپ، و این دو قسمت را به هم می پیوندد.   شرایطی حاصل می شود که در عین حال، محل از دید تماشاگر معنا یافته و می تواند به وسیله ی بازدید کننده مورد روایت قرار گیرد ( بازیگر) ...

خیابان مین آمریکا،  محلی است که بازدید کنندگان می توانند در صحنه ای قرن نوزدهمی کالا های واقعی را با پول واقعی خود بخرند.  مکان معاوضه ی  معانی و نمادها در سرزمین تخیلی دیسنی است.   خیابان مین آمریکا در عین حال محل معاوضه ی پول و کالاست. مکان مصرف حقیقت اجتماعی است که همان حقیقت تمام دیسنی لند است.  خیابان مین آمریکا بخشی از حقیقت است به خوبی  و معادل تمام آن.  احضار و انگیزش گذشته در این مکان کوششی است  برای آشتی دادن و یا معاوضه ی گذشته و حال، گذشته ای ایده آل و حالی واقعی در خیابان اصلی آمریکا...

در خیابان اصلی، شهروندان در مواجهه با محیط اطراف یعنی با دنیای عادتی شان، به حال خود رها شده اند. با به داخل آوردن دنیای بیرونی،  به آن قدرت انگیزشی داده شده ،  به دام صحنه ی آرمانی انداخته  شده  و به دقت بسیار در چهارچوبی از خانه های  قرن نوزدهمی نقاشی شده،  جاداده شده است.   خیابان اصلی آمریکا به دلیل صحنه پردازیش  متعلق به یکی از مناطق خاص غرب دیسنی لند یعنی سرزمین سرحد[20] است.   در نتیجه احساس تسخیر قهرمانانه ی غرب را نیز  برمی انگیزد.  با این حال کالاهای در معرض دید به نظر متعلق به شرق این منطقه،  یعنی سرزمین فردا[21] می آیند یعنی مکان نمایش پیشرفته ترین محصولات فناوری علوم آمریکا.

یکی دیگر از شواهد کارکرد آرمانی  دیسنی لند در نام خیابان مین آمریکا  نهفته است.  یو اس اِی:   از ورای ظرفیت خودکفایی  آمریکا، آشتی دادن متضاد ها جامه ی عمل پوشیده  اما  البته در چهارچوب بازنمایی. گذشته و آینده، زمان و مکان، بازیگوشی و تعینی جدی[22] در بازار،  واقعی و تخیلی، همه را با هم گرد آورده اند.  نه آرمان شهر بلکه بازنمایی آن  به طور کامل حضور دارد. فقط توازن و سازمندی آن روی صحنه است.  در نتیجه داستانی تخیلی درفرمی ایدئولوژیک جاداده شده و ایستا می گردد و در نتیجه نیروی حیاتی خود را از دست  می دهد. چنان ایدئولوژی ای مسلط بر محدویت ها و حرکت خود،  که دیگر درگیری های حقیقی مورد تصور مردان و زنان را ننماید.

دنیا های دیسنی لند: از روایت به یک نظام خوانش

بیایید حالا راویان ـ  بازدید گنندگان وـ . گفتارشان را به دست گردش های احتمالی شان بسپریم؛  ساختار گفتمان- گردش آنان  توسط  گذر از حد ها و سفر به مرکز تعریف می شود. بازدیدگنندگان رموز زبانی دیسنی لند را آموخته  و بنا بر این  امکان روایت داستان ها  و بیان گفتمان خود را یافته اند؛  اما آزادی  و آزادی روایت هر کدام  از بازدیدکنندگان نه تنها محدود به رموز زبانی دیسنی لند بلکه در بند بازنماییِ  تاریخی است تخیلی،  که خود محبوس کلیشه های  نظام  بازنمایی می باشد. بازدیدکننده ، به منظور بیان  داستانش، مجبور به وام گردن از این بازنمایی هاست.  با وجودی که به ظاهر آزادانه انتخاب می کند، توسط این نظام دست ورزی می شود [23] ...

نقشه ی دیسنی لند[24] ( نیز در پیوست) 

در طرف چپ نقشه دو بخش وجود دارد: سرزمین سرحد و سرزمین ماجرا.  بین آن ها میدان نیواورلیئن است.  سرزمین سرحد بازنمایی صحنه های تسخیر غرب است.  در این جا،  روایت های چگونگی تسخیرغرب، تصاحب روزافزون زمین  و منابع را به نمایش می گذارد.   این مرز حدی ندارد بلکه خود تخطی و تجاوز است. .. بسیار شگفت انگیز است که اغلب داستان ها در  قلمرو سرحد،  در باره ی استثمار و تسخیر است: از کشتی های مایک فینک[25]  وتخته بند ( کلک) جزیره ی  تام سایر تا کاروان قاطرهای معادن فلزات قیمتی و کشتی بخاری  می سی سی پی. این ها تماما به کاردخول و پیروزی بر سرزمین های ساکنان اولیه  یعنی بومیان آمریکایی است.

سرزمین ماجرا بازنمایی صحنه هایی است از حیات وحش در سرزمین های عجیب،  که در سفری با کشتی از رودخانه های استوایی به چشم می خورد.   اگر قلمرو سرحد،  فاصله ی زمانی با تاریخ گذشته ی  ملت آمریکا باشد، سرزمین ماجرا فاصله ی مکانی با دنیای جغرافیایی خارج، یعنی دنیای سبعیتِ طبیعی است و نمودی از عملیات ممکن بعدی است زیرا که ماجرا نیز خود سرحدی است؛ آدمخوران ابتدایی که در کناره ی رودحانه ها ایفای نقش می کنند اشاره ای به بومیان سرخپوست  قلمرو سر حد است؛که البته قبلا سرکوب شده اند.  این دو بخش نمایانگر فواصل تاریخی و جغرافیایی است: در بخش ابتدایی، فواصلی در داخل ، سپس بخش، فواصلی در خارج آمریکا.   با بازنمایی هر دو فاصله بر روی صحنه ای واحد ، هر دو جذب شده  بدین ترتیب خنثی شده اند.

به راحتی می توان درک کرد چرا تمام  قسمت راست نقشه فقط یک بخش دارد.  سرزمین فردا اساسا  عبارت از بازنمایی های آینده به عنوان فضا و زمان-ـ مکان انشتنی است،   سنتزی هماهنگ از دنیای دو بعدی بازنما شده در طرف چپ به مثابه زمان و مکان:زمان به معنای زمان تاریخی، گذشته ی ملی و فضا به معنای  ابتدایی گری[26] اکزوتیک و غیربومی.

سرزمین فردا ، فضایی نمایانگر زمان است، جهانی که توسط علم و فناوری امروزه ی آمریکا به تسخیر در آمده است.  سرزمین فردا  نیز مرکزی  نامتعارف دارد: چرخ گردپیشرفت[27]،‌هدیه ی  جنرال الکتریک.

مراکز خارج از مرکز ( نامتعارف)[28]

بخش های طرف راست و چپ نقشه مراکز ثانوی دارند که به طرز معنا داری به یکدیگر متصل شده اند.  میدان نیواورلئین  در چپ و چرخ گردپیشرفت در راست، هر دو عوامل استعاره ـ بدیعیِ[29] زیر مجموعه ای هستند که به آن تعلق دارند.‌

میدان نیواورلئین دو محوطه ی بازی را بهم متصل می کند: دزدان کارائیب  و قصر جن زده که بر اساس یکی از داستان های پوساخته شده است. به یاد بیاورید که طرف چپ نقشه از دو بخش دور تشکیل شده که از نظر ساختی وتوپوگرافی در تاریخ و جغرافیا جدا از یکدیگرند...

 فانتزی انباشت ابتدایی

  تمام محتوای ساختاری برنامه ی تفریحی دزدان کارائیب، در روایت این برنامه آشکار است.   نظم زنحیره ای گردش بازدید کننده، سطحی ابتدایی و اساسی از معنا را به نمایش می گذارد، بنابراین،  به منظور بازخوانی این گردش زیر زمینی، وی باید دوباره شروع به روایت کند.  اولین حلقه ی زنجیر این گفتمان،  روایت محلی است که  در آن جمجمه و اسکلت هایی بر توده ی طلا و نقره، الماس و مروارید  قرار گرفته اند.  سپس، بازدیدکننده در قایق کوچکش به جنگی دریایی می رود؛ و از دریا شاهد حمله ی دزدان به شهری  می شود.  در آخرین حلقه ی این زنجیر، غنایم جنگی در کشتی دزدان دریایی تلنبار شده و بازدیدکننده از شادی دزدان دریایی به وجد می آید و گردش تمام می شود.  تسلسل لحظات این روایت بر خلاف نظم زمانی است: اولین صحنه ی گردش، روایت آخرین لحظه ی داستان واقعی است.  این وارونگی معنایی کرداری[30] دارد یعنی که  ارتکاب جرم منفعتی ندارد. درس اخلاقی  داستان  قبل از روایت آن خوانده شده تا خوانش داستان در گرو آن باشد.  قوانین اخلاقی که سازمان دهنده ی  تمام بازنمایی  داستان را برعهده دارد، قدرت بالفعلِ روایت و جنبه ی غافلگیرانه ی آنرا  خنثی می کند.  این تحلیل در مورد قصر جن زده نیز صادق است.

اخلاق اقتصادی و اقصاد اخلاق ها

 اما اگر داستان را از راویه ی ساختار نقشه  و بخصوص  در رابطه با  ساختار مرکز در نظر بگیریم، معنای پنهان دیگری   در این مفهوم اخلاقی نمایان می شود.  به یاد دارید که مرکز، محل مبادله ی محصولات و کالاهای امروزی است: بازار و محل مصرف است. در ارتباط با مرکز نامتعارف بخش چپ، خیابان مینِ آمریکا،   این امر را به بازدید کننده  القا می کند که زندگی مبادله ای،  بی انتها و مصرف، دائمی است و متقابلا انباشت فئودالی ثروت، آگهی های دیواری اسپانیایی جواهرات، ادراک دنیای قدیم از پول و طلا، نه تنها از نظر اخلاقی جرم است، بلکه از نظر اقنصادی علائم و آثار مرگ است.  ثروت مدفون در زمین چیزی مرده ، همانند جسد است؛  و آنچه زنده است، همان  قابلیت مصرف کالای تولید و فروخته شده است.

اسطوره ی پیشرفت فناوری

نمی خواهم براین نکته  بیش از اندازه تأکید کنم ؛ ولی در سرزمین فردا، در طرف راست نقشه،  همین معنا توسط مرکز  نامتعارف  دیگری به نام چرخ گردان پیشرفت،  شکل گرفته است. اینجا، در مقابل صحنه ای گردان  که زندگی یک خانواده ی آمریکایی را در دوران های مختلف تاریخی، از قرن ۱۹ تا به ابتدای قرن بیستم، امروز و فردا به نمایش می گذارد،  بازدید کننده،  تماشاگری ساکن و منفعل می شود.  داستان این خانواده ی دائمی برای بازدیدکنندگانی که دیگر خود راوی نیستند  تعریف می شود.  تاریخ خنثی شده است؛ تفاوت صحنه ها فقط بر اساس تغییر روبه افزایش لوازم الکتریکی مورد استفاده ی خانواده و  احاطه ی این لوازم بر محیط انسان است.  انسان به تدریح و هرچه بیشتر به طاعت لوازم در می آید. نماد نمایشی ثروت در این صحنه ها تعدد و تنوع وسایل و ابزار مصرفی است، یعنی تعداد و تنوع راه های مصرف علم و فناوری است.  حرکت دورانی صحنه نمایانگر پیشرفت بی انتهای فناوری، لزوم  و نیز سرنوشت آن است. سازماندهی خاص این فضای نمایشی، نماد خشنودیِ منفعلانه از روزافزونیِ بی حدِ احتیاجات است.  مطلقا هیچ اشاره ای به پول و انباشت مرگ آسایش نشده است.  ثروتی که این جا به بازدیدکننده نشان داده می شود نه از نوع  نماد های مالی و یا فلزات قیمتی، بلکه از نوع  پیچیدگی روزافزون وسایلی است که محیط انسان را پر می کند. در واقع تسلط ابزار بر نوع بشر را می نماید.  مردان و زنان کاملا با این محیط تطابق یافته و به شکل خودکار با آن برخورد می کنند.  نشانه ی ثروت را نه  مصرف ( که در خیابانِ مین شاهدش بودیم) بلکه تنوع و کارپذیری ابزار می نمایانند.  این ابزار، راه ها ی مصرف و ترتیب زمانی و علمی آن را می رسانند...

سازواره ها و موجودات زنده

در طرف چپ نقشه  فرهنگی که آمریکاییان به آمریکای قرن نوزدهم و نیز فرهنگی که در همان دوره توسط مردان   سفیدپوست و متمدن در کشور های دورافتاده عرضه  شده به نقش کشده شده است. موجودت زنده ی سرزمین ماجرا و قلمرو سرحدات ( و حتی دزدان دریایی و ارواح میدان نیواولئین) تنها باز تولیدهایی از واقعیت اند.  غار دزدان دریایی همانند غار افلاطونی ، مکان تردد  تصاویر خیالی[31] است...

اما هیچ چیز حقیقت ندارد. تمام زندگان دست ساخته اند . «طبیعت» تصویری خیالی است.  طبیعت، وحشی و دنیایی ابتدایی است، اما این دنیا تنها ظاهری است که سازواره در دنیای آرمانیِ نمایش به خود گرفته است.  این غول،  یک معجزه و شگفنتی  دایدالوسی[32] است.  با این حال حقیقتی وجود دارد که باید  از دست ساخته ها و حرکات  خودکار متمایز  شود: طرف چپ نقشه به واقعیت زندگی  یعنی  پندارِ یکسانیِ حقیقت و ماشین اشاره می کند.

مدلی کاهش یافته  

 حقیقت نهفته در طرف چپ، درطرف راست نقشه آشکار می شود. در سرزمین فردا سازواره ها همه جا هستند:  از زیردریایی اتمی تا موشک ماه پیما.‌ معنای نهفته ی طرف چپ حالا به یمن واستگی مرکز(خیابان مینِ آمریکا)،روشن می شود. اما این ماشین ها ( که نه درست و نه نادرستند) مانند بازتولید های دروغین طرف چپ نیستند، بلکه مدل های کوچکتر از سازواره های واقعی اند.  در طرف چپ، نسخه های دروغینی از موجودات زنده  و فنر های مکانیکی مخفی، و در راست،  سازواره ها و مدل های حقیقی قرار دارند. طبیعت واقعی، فرانمودی[33] بیش نیست  و  مدل های کوچک سازواره ها واقعیت اند. آرمان شهر دیسنی دست به تبادلی بین طبیعت بیولوژیکی و مکانیسم فن آوری می زند.  فرانمود  و حقیقت در هم آمیخته و بدین شکل هر دو خنثی می شوند.  در چنین محیطی، نیرو های طبیعی آرمانی رنگ می بازند. ایدئولوژیِ  بازنمایی و سازواره فراگیر شده و انسان به مراتب از طبیعت و علم دور شده است.  طبیعتی که او می بیند بازنمود است، و روی دیگر این سکه، سازواره است.  سازواره هایی که مورد استفاده قرار می دهد و با آن ها بازی می کند، نمونه های کوچک شده ی سازواره هایی اند که بر او تسلط یافته و او را به بازی می گیرند.. هنرمند مجسمه ساز و مخترع نام آورآتنی که هزار تویی برای رهایی مینوس ـ .

بیش واقعیت[34] و تخیل

دیسنی لند مدل کامل بهم تنیدگی تمام انواع و درجات جعل است:  اوهام و اشباح دزدان دریایی، سرحد، دنیای آینده و غیره.  موفقیت این برنامه در گرو این دنیای تخیلی است. اما آنچه مردم را جذب می کند بدون شک این خُرد جهان[35] اجتماع، نمونه ای کوچک از جشن و سرور آمریکای واقعی، شادی ها و کاستی های آن است.  ماشینتان را در خارج از دیسنی لند  پارک می کنید، در داخل در صف های متعدد می ایستید و در موقع خروج کاملا رهایتان می کنند. جذبه ی جادویی این دنیای تخیلی، تنها احساس نزدیکی با توده است و برای حفظ این احساسِ باهمبودگی،  ابزار و بازیچه های فراوانی به کار رفته است. تضاد این حال با تنهایی مطلقی که در محوطه ی پارکینگ (که همچون اردوگاه های کار اجباری و بازداشتگاه هاست) کاملا حس می شود. به زیان دیگر، در داخل دیسنی لند،  همه ی بازدیدکنندگان مجذوب و سرگرم بازیچه های بسیاری اند ، حال آنکه  در خارج از آن ، تنهایی به یک ابزار ختم می شود و آن ماشینتان است.  تصادفا، این دنیای یخ زده ی بچگانه توسط مردی ساخته و پرداخته  شد که خود حالا در کریوژن حفظ می شود[36] ؛ والت دیسنی  در ۱۸۰ درجه ی سانتیگراد، در انتظار بازگشت به زندگی است[37].  این داستان خود به تصور سحر آمیز بودن دیسنی لند افزوده است.

از ورای والت دیسنی، شرح حال عینی آمریکا و حتی ساخت شناسی توده و  فرد را می توان رسم کرد. تمام ارزش های آن درمینیاتور و داستان های مصور ستایش، مومیایی و منفعل شده اند.  و این امر، در نتیجه امکان تحلیل ایدئولوژیک دیسنی لند  را به دست می دهد:  خلاصه ای از شیوه ی زندگی آمریکایی،  مدحی اغراق آمیز ازارزش های آمریکایی و برهم گذاری آرمانیِ  واقعیات متضاد.  اما این خود موضوعی دیگر را پنهان می کند و این پوشش «ایدئولوژیکی»  دقیقا به کار نهفتن  لایه ی سومی ازجعل می آید:  دیسنی لند این واقعیت را  پنهان می کند که خود، همان کشور «واقعی» است؛ آمریکا درکلیتش، همان دیسنی لند است؛  درست مانند آن که زندان ها برای مخفی کردن عادی ترین شکل کلیت واقعیت اجتماع هستند: جامعه خود،  زندان است.

دیسنی لند  تخیلی است تا به ما بباوراند که بقیه ( اجتماع آمریکا)  واقعی است، در حالی که تمام لس آنجلس و آمریکای اطرافش دیگر هیچ جنبه ی واقعی ندارند بلکه بیش واقعیت و جعل[38] اند. موضوع دیگر  بازنمایی غلط از واقعیت ( ایدئولوژی) نیست بلکه پنهان کردن آن است که واقعی، دیگر واقعی نیست  تا  نتیجتا قانون و اصل واقعیت حفظ شود.[39]

دیسنی لند تخیلی نه راست است و نه غلط: سازه ای است بازدارنده که به منظور قوت بخشیدن  پندارگونگی واقعیت به طریق معکوس  ساخته شده است. ضعف و انحطاط کودکانه ی این تخیل نیزناشی از همین است.  قرار است والت دیسنی  دنیایی کودکانه باشد تا باور کنیم بالغین جایی دیگرند: در دنیای« واقعی».   نقش آن در واقع،  اختفای همه گیر بودن کودکانگی واقعی است؛  بخصوص در میان بالغینی که برای کودکانه بودن  به دیسنی لند می روند و از این طریق، پندار واقعی کودکانگیشان را در خود می پرورانند.

به علاوه، دیسنی لند تنها نیست.   «ایستگاه های تخیلی» متعددی از جمله دهکده ی  افسانه ای،  کوه جادویی، دنیای  دریاها لس آنجلس را احاطه کرده اند؛ و نقششان تغذیه ی واقعیت به شهری است که راز بقایش دقیقا در این است که چیزی غیر از شبکه ی بی انتهایی از غیر واقعیات نیست:  شهری افسانه ای  بری از فضا و بعد.  این شهر که خود غیر از فیلمی دائمی نیست، همان اندازه که به نیروگاه های مولد برق وانرژی اتمی و یا استودیوهای فیلمبرداری محتاج است،  به سیستم عصبی  سمپاتیکی[40]  دیسنی لند، یعنی به مجموعه ای از نشان های قدیمی کودکی و انگار های جعلی ، نیر  نیار دارد.

**************

یادداشت ها  

 

[1]  Proposition

[2] displaced metaphor

[3] Astage

[4] projection of ideological representation

[5] A voyage to the Perfect City begins only given this sole condition: this empty abyss must commence the tour. . . .

[6] zero-point

[7] signifiers

[8] articulated

[9] inscription

[10] nowhere

[11] Tomorrowland

[12] why ? مترجم:  آیا با تلفظ اسم جزیره:« واقعیتY« سوالی نیز پرسیده می شود؟

[13]  مین ستریت در تمام شهر های آمریکا خیابانی به نام مین ـ اصلی‌ـ‌وجود دارد که معمولا مرکز شهر فعلی یا مرکز  شهر در ابتدای شکل گیریش بوده است.  Main Street.

[14] Fantasyland

[15] wish-fulfillment

[16] Fantasyland

[17] Main Street USA

[18] Frontierland and Adventureland

[19] Tomorrowland

[20] Frontierland

[21] Tomorrowland

[22] serious determination

[23] manipulated

[24]   http://www.finddisney.com/70s.htm#1970's             مترجم

ویدیوی دیسنی لند در ۱۹۷۷ 

http://www.bing.com/videos/search?q=disnyland1977%20&qs=n&form=QBVR&pq=disnyland1977%20&sc=0-0&sp=-1&sk=#view=detail&mid=03D6ABD25A64D71A400103D6ABD25A64D71A4001

http://www.bing.com/videos/search?q=disneyland+1977&qpvt=disnyland1977&FORM=VDRE#view=detail&mid=09C0CCBD298F20D442FA09C0CCBD298F20D442FA

دیسنی لند در ۲۰۱۴  http://www.bing.com/images/search?q=disnyland+2014&FORM=HDRSC2#view=detail&id=1B813E0384D22A3F2FBB0F6B5C4A4C50A781F82B&selectedIndex=23

[25] http://www.yesterland.com/keelboats.html

[26] primitivism

[27] Carousel of Progress

[28] The Excentric Centers

[29] metaphorico-metonymic elements

[30] ethical meaning

[31] simulacra

[32] Daedalian: of Deadalus: دایدالوس (به یونانی: Δαίδαλος)، در اسطوره‌های یونان، صنعت‌گر افسانه‌ای یونان است.

 وی برای پاسیفائه همسر مینوس گاوی از چوب ساخت. پاسیفائه درون آن خوابید ومینوتور را به دنیا آورد. مینوس به دایدالوس فرمان داد که هزارتویی بسازد تا مینوتور را در آن بیندازد. اما دایدالوس راه فرار از هزارتو را به آردیانه و تسئوس آموخت. به این جرم مینوس او و پسرش ایکاروس را در هزارتو زندانی کرد. اما آن‌دو به کمک بال‌هایی که از موم ساخته بودند، فرار کردند. برگرفته از ویکی پدیا ـ مترجم ـ‌

Dae•da•li•an, Dae•da•le•an (dɪˈdeɪ li ən) Dae•dal′ic (-ˈdæl ɪk) adj.

[33] Appearance

[34]  Hyperreal

[35] microcosm

[36] cryogen  -  ـ مترجم ـ استفاده از کریوژن ـ ماده ی سرما زاـ برای حفظ کردن چیزی

[37] خبرحفظ دیسنی در کریوژن شایعه ای بیش نبود.  وی در ۶۵ سالگی در ۱۹۶۶ به دلیل سرطان ریه در گذشت، و دو روز بعد در ۱۹ دسامبر جسدش را سوزاندند. ـ مترجم ـ

http://mentalfloss.com/article/54196/disney-ice-truth-about-walt-disney-and-cryogenics   

[38] simulation

[39]  که واقعیت، خود ساخته و پرداخته ی پندار است  (مترجم)

[40] سیستم عصبی سمپاتیک SNS(سامانه سُهشگر گیرا)* بخشی از سیستم عصبی اتونوم (سامانه عصبی خودگردان) است (در کنار سیستم پاراسمپاتیک و سیستم انتریک (احشایی)). این سیستم عصبی در حالت استرس فعالتر شده و انسان را برای نبرد یا فرار آماده تر می‌کند البته به صورت همیشگی نیز فعال بوده و در تنظیم متابولیسم پایه نقش دارد (‌برگرفته ازویکی پدیا ـ مترجم ـ)‌.

 

صفحه عاطفه اولیایی در انسان‌شناسی و فرهنگ:

http://anthropology.ir/node/25421

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد.
کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

شماره حساب بانک ملی:
0108366716007

 شماره شبا:
 IR37 0170 0000 0010 8366 7160 07

 شماره کارت:
6037991442341222

به نام خانم زهرا غزنویان

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده