انسان‌شناسی ساحلی: دستاوردها و برنامه‌ها (2)

راب ون گینکل، برگردان نسرین سیدنژاد

(...ادامه) حوزه دوم: فرهنگ و خط مشی‌های ماهی‌گیری
پارادایم بوم شناسی فرهنگی، برای یک دوره نسبتا طولانی در انسان شناسی ماهی گیری غالب بود (از اواخر دهه 1960 تا 1980) و تا امروز نیز از اهمیت نسبی برخوردار بوده است. البته، به این معنی نیست که پارادایم ها یا چارچوب های نظری دیگری که بر بررسی های انسان شناختی درباره جوامع ماهی گیر و ماهی گیری تاثیر گذاشته اند، وجود نداشتند. با این حال، آنچه که می توانیم از دهه 1980 مشاهده کنیم، این است که تعداد زیادی از پارادایم ها- اگر هنوز بتوان آنها را "پارادایم" نامید- وارد صحنه شده اند. مثال های روشنی از انسان شناسی تفسیری گیرتز (زولیکا 1981)، ساختارگرایی اجتماعی (کلارک 1982)، ساختارگرایی نمادین (کوهن 1987؛ بیس 1991) نومارکسیست یا شکلی از رویکردهای تولید (جوریون 1983)، تحلیل گفتمان و نظریه کنش (پالسون 1991) وجود دارند که موارد ذکر شده فقط برای اشاره به تعدادی از آنهاست. و به رویکرد اتنوگرافیک می توان اشاره کرد که چارچوب نظری آن زیاد روشن و صریح نیست اما به خوبی با آن تناسب دارد، مثلا، سنت انسان شناسی اجتماعی بریتانیایی (بایرون 1986، 1994b) و انسان شناسی فمینیسم (کل 1991). بنابراین، غیرممکن است که بتوان به نظریه یا مضمونی اشاره کرد که در کانون توجه باشد. پس اجازه دهید که این حوزه را بررسی کنیم و ببینیم به چه نوع موضوعاتی در پیشینه تحقیق ماهی گیری و اجتماعات ماهی گیر پرداخته شد. [8]

فرهنگ ها و هویت های شغلی ماهی گیران

ماهی گیران در اروپا (و جاهای دیگر) اغلب اجتماعات شغلی همبسته و صمیمی را تشکیل می دهند. ماهی گیری فقط یک شغل یا فعالیتی که منجر به درآمد شود نیست. شواهد اتنوگرافیک مهمی وجود دارد که نشان می دهد ماهی گیری درست همانند یک راه امرار معاش، یک شیوه زندگی نیز هست. ماهی گیران خودشان را به عنوان افرادی در نظر می گیرند که به کار مشابهی می پردازند و برداشت مثبتی از آن دارند. در شالوده "دنیای کاری‌شان"، ماهی گیران در مقیاس بومی و محلی با یکدیگر به صورت برادرانه رفتار می کنند و خودشان را همانند می پندارند. الزامات فرهنگی که هویت گروهی را تقویت می کند شامل این موارد می شوند: دانشی که مختص به یک عده خاص است، مهارت و تخصص؛ الزامات شغلی غیرمتعارف یا مفرط؛ آگاهی از نوع؛ حضور در بخش های مختلف (روابط اجتماعی، حوزه های کاری و اوقات فراغت را ادغام می کند)؛ ایدئولوژی ها یا ضوابط؛ ارزش ها یا نقطه نظراتی که مربوط به جریان های عادی یا روزمره هستند اما از آنها فراتر می روند و ارزش های اجتماعی و برداشت های مثبت را به وظایف می دهند؛ استانداردهایی برای رفتار مناسب و نامناسب؛ قوانین شغلی که تا حدودی شامل کارهای روزمره می شود؛ چارچوب های ذهنی که اولویت را به گروه شغلی به عنوان یک گروه مرجع می دهد؛ و اشکال فرهنگی متداوم- که شامل یک زبان خاص یا گویشی که مختص شغل ماهی گیری است، مناسک و تابوهای مشترک، نمادهای شغلی منحصر به فرد، اسطوره ها، داستان ها و شوخی ها و توجیهات الزام آوری که گواه بر منطق و ارزش این اشکال فرهنگی است (مقایسه شود با ون مَنِن و بارلی 1984؛ تریس 1993: 26ff).

ماهی گیری با میزان قابل توجهی از ملاحظات فرهنگی مواجه می شود و در بسیاری از موارد هویت محلی را مشخص می کند. ماهی گیران رضایت شغلی قابل ملاحظه ای از کارشان دارند و از داشتن هویتی با عنوان ماهی گیر، حتی زمانی که به طور پاره وقت صید می کنند، بسیار مغرور و مفتخر هستند. آنها تا حد زیادی خود را وقف ماهی گیری به عنوان یک شیوه زندگی کرده اند (مک گودوین 2001:7). ماهی گیری می تواند از اهمیت اقتصادی نسبی برخوردار باشد، در عین حال ک موضوع ملاحظات فرهنگی قابل توجهی باشد و منبعی برای هویت شخصی و جمعی در نظر گرفته شود[9]. در روستای آکرو که محل ماهی گیری است و در سوئد واقع شده اگاهی جمعی نسبی بر سهیم بودن در یک شیوه زندگی نامتعارف، حس قوی برای عمل جمعی و وحدت، علاقه شدید به قایق ها که همراه با رقابت منزلتی است وجود دارد (بایرون 65:1993). ماهی گیران سواحل غربی دانمارک اولویت زیادی به شغل‌شان به عنوان وسیله امرار معاش می دهند (راسموسن 131:1974). در جزیره شتلند در والسی، ماهی گیران با عنوان "بهترین نمونه هویت بومی" در نظر گرفته می شوند (کوهن 151:1987).

ماهی گیری در اجتماعات ساحلی در آن بخش از زندگی که وابسته به کار نیست، نفوذ می کند. ارتباطات و تقویت هنجارها و ارزش های مربوط به شغل ماهی گیران در بخشی، در موقعیت هایی که وابسته به کار نیستند اتفاق می افتد. وجهه و رتبه بندی کاپیتان ها و خدمه اغلب در ساحل ارزیابی می شود. در جزایر تکسل در هلند، همکاران اغلب در جشن تولد ماهی گیران شرکت می کنند و صحبت هایشان معمولا درباره ماهی گیران است. در اینجا اخبار مربوط به رفتار دیگر ماهی گیران، مکان های مناسب برای ماهی گیری، ابزارهای الکترونیکی جدید و غیره رد و بدل می شود. بنابراین شرکت در رویداهای اجتماعی برای جمع آوری اطلاعات و به روز ماندن اهمیت دارد. رفتن به مجالس عروسی و تدفین، جلسات و اجتماعات اطراف اسکله را هم باید به موارد بالا اضافه کرد. غذا خوردن و نوشیدن دسته جمعی در کنار ساحل نیز برای تقویت روابط اجتماعی، آرام کردن تنش ها و حل و فصل تعارضات، رد و بدل کردن اخبار و اطلاعات از اهمیت به سزایی برخوردار است (مقایسه شود با پیس 1991 در ایرلند؛ جانسون 1979 در پرتغال). علاوه بر این، مناسک برای حفظ و تقویت ساختار اجتماعی جوامع ماهی گیر مهم هستند.

هویت متمایز کننده ای که به ماهی گیری به عنوان یک شغل مربوط می شود، اجتماعات ساحلی را از دیگر ساخت های اجتماعی مثل جوامع کشاورز جدا می کند (کل 1991؛ مک لود 2002). در یک زمینه گسترده تر، منزلت و اعتباری که به شغل ماهی گیری نسبت داده می شود، از یک مکان به مکان دیگر (مقایسه شود با موستگارد 353:1984) و از یک دوره به دوره دیگر متفاوت است. مثلا، ماهی گیری در سواحل شرقی اسکاتلند و پرتغال مدت ها به عنوان یک شغل نامطلوب و با پرستیژ پایین در نظر گرفته می شد (نادل-کلین 193:1988؛ کل 43:1991)، در حالی که در هلند، ماهی گیران به عنوان افراد سخت کوش، مذهبی و "عامی نجیب زاده" (تصویری که به سرعت در طول چند دهه اخیر از بین رفت) تلقی می شدند (ون گینکل 2003). با این حال، به طور کلی ماهی گیران استعداد این را دارند "اگر بخش حقیر جامعه تلقی نشدند، بخش منفور جامعه ای باشند" که در آن زندگی می کنند (اسمیت 8:1977)، و در اروپا برای مدت طولانی به عنوان افرادی در نظر گرفته می شدند که به پایین ترین طبقات اجتماعی تعلق داشتند و بر اساس آن به آنها داغ ننگ زده می شد (کول 60:1972). پیوند ازدواج میان صاحبان زمین و ماهی گیران معمولا نادر بود و بسیاری از روستاهای محل ماهی گیری با الگوهای ازدواج درون همسری شناخته می شدند (مثلا مقایسه کنید با کل 1991: 46ff؛ لی پوما 58:1992؛ ون گینکل 1993). در بررسی "از بین رفتن" هویت اجتماعی ماهی گیران دانمارکی، توربن وسترگارد معتقد است که "آنها به این احساس رسیدند که  مثل یک گونه در حال انقراض هستند" (29:1990).

اما خود ماهی گیران ممکن است از داغ ننگ اجتماعی برای ابراز کردن، بیان کردن و گرامی داشتن هویت خود به عنوان یک اجتماع ماهی گیر استفاده کنند. به عنوان مثال سالی کُل می گوید که پسکادورهای ویلاچا، یک روستای محل ماهی گیری در پرتغال، "ترجیح دادند تا به عنوان مبنای یک هویت گروهی مطلوب درست در همان مناطقی که داغ ننگ اجتماعی به آنها زده شد ارزیابی شوند- به عنوان مثال سازماندهی تولیدات ساحلی، تقسیم کار جنسیتی در خانوار و ساختن تصاویر اجتماعی از زنان ساکن ساحل" (46:1991). ساکنان روستا از این که از (نسل) پسکادورها هستند، با افتخار حرف می زنند، حتی افرادی که هم اکنون در ماهی گیری مشارکت نمی کنند. همچنین، جین نادل معتقد است که در «فریدن»، یک اجتماع "ساحلی" اسکاتلندی که تعداد کمی از ساکنان آن به صید می پرداختند، "هویت مردمان ماهی گیر به یک امر مطلوب تبدیل شده است به گونه ای که به آن جنبه آرمانی داده شده و درباره آن اسطوره پردازی شده است" (113:1984). اهالی فریدن به تصویر خودشان به عنوان "افراد ماهی گیر" دلبستگی دارند. هم در فریدن و هم در ویلاچا، نوعی تشخص و محافظت از حد و مرز نمادین دیده می شود که توسط آن ماهی گیران یا بازماندگان آنها خودشان را از دنیای اجتماعی "افرادی که دانش و تجربه کمی از کشتی ها و دریانوردی دارند" متمایز می کنند و به خود پایگاه خاصی می دهند. آنچه که انجام چنین کاری را آسان می کند، این است که اجتماعات ماهی گیر اغلب مبتنی بر میزان قابل توجهی از پیوندهای خانوادگی گسترده هستند.

استخدام فامیلی و کسب و کارهای خانوادگی

در گروه نسبتا کوچک خدمه در ماهی گیری ساحلی، اعضای خدمه معمولا در یک شبکه محلی از خویشاوندان، همسایگان، دوستان و اعضای اجتماع استخدام می شوند. روند استخدام غیررسمی است و می تواند از کاپیتان یا شخصی که می خواهد به اعضای خدمه یک ناوگان خاص بپیوندد، شروع شود. از طریق فرهنگ پذیری یا اجتماعی کردن، یک فرد بیگانه با طناب ماهی گیری آشنا می شود [فنون این شغل را می آموزد] و به فردی وارد و خودی در گروه تبدیل می شود. این روند فقط به انجام صرف وظایف محدود نمی شود؛ بلکه شامل درونی کردن هنجارها، ارزش ها، نگرش ها، علایق، دانش و مهارت های لازم که برای تبدیل شدن به یک عضو پذیرفته شده در گروه شغلی، انجام درست وظایف و معقول و منطقی جلوه دادن شغل ضروری است، می شود. سازگار بودن با ایدئولوژی اعضای خدمه یک فاکتور مهم است. در بسیاری از اجتماعات ماهی گیر، به ارث بردن شغل رایج است؛ پسر یک ماهی گیر نیز در این شغل شروع به کار می کند. این مساله به ویژه درباره فرزندان صاحبان قایق یا افرادی که در بخشی از آن سهم دارند، صادق است. گاهی دختران نیز به عنوان یک عضو خدمه برای پدر یا برادرشان به ماهی گیری می پردازند (مقایسه کنید با کل 68:1991). تداوم کسب و کارهای خانوادگی نیز از ارزش بالایی برخوردار است. زمانی که پسر نوجوان یک ماهی گیر علاقه خود را به ماهی گیر شدن نشان می دهد، گهگاهی در یک سفر دریایی پدر خود را همراهی می کند، صرفا در عرشه حضور دارد و اگر امکانش وجود داشته باشد یا هر زمانی که بتواند، کمک می کند. به این طریق، پدر متوجه می شود که آیا پسرش" قلق این کار را گرفته است" یا نه؟ بسیاری از ماهی گیران ترجیح می دهند تا با خویشاوند پدری خود، به ویژه در بخش ساحلی، کار کنند. [10] برای این خواست و ترجیح ماهی گیران، دلایل اجتماعی، اقتصادی، روان شناختی و منطقی وجود دارد.

اولا، الگوهایی که از طریق آنها، افراد این شغل را به ارث می برند متفاوت است. اغلب لازم است که منابع همگانی در تجارت و داد و ستد باشند (لافگرن 1972؛ نُر و نُر 1978). با این حال، به ارث بردن این حرفه، دارای نیروهای مرکزگریز و مرکزگراست؛ تنش ها و تعارض ها زمانی که برادرها مجبور هستند با هم همکاری کنند، شایع است و ممکن است به راحتی به شکاف در کسب و کار خانوادگی منجر شود (فاریس 93:1973). علاوه بر آن، این ترجیح و انتخاب ماهی گیران به قدر کافی در قوانین ارث و میراث، معمولا ارث پدری، توضیح داده نشده است:

در میان خویشاوندان، عضویت خدمه رابطه پیچیده ای است از حلقه های به هم تنیده منافع اقتصادی و تعهدات اجتماعی در درون نسل ها و از یک نسل به نسل دیگر (بایرون 1994: 287a).

دوم اینکه، اعضای خدمه ای که متشکل از خویشاوندان پدری هستند، نگه داشتن درآمد (در درون) خانواده را امکان پذیر می کنند. آنها بودجه ای مشترک از منابع مالی فراهم می کنند که به آنها اجازه انباشت سرمایه ای را می دهد که در داد و ستد خانوادگی دوباره سرمایه گذاری می شود. بنابراین، داد و ستدهای خانوادگی سرمایه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ذهنی را با هم ادغام می کنند. داد و ستدهای خانوادگی نظام ثابتی از کار خود انگیخته و شکلی از استثمار خود است (تامسون و دیگران 156:1983؛ جوریت 10:1983). داد و ستدهای خانوادگی به طور قابل ملاحظه ای "قابلیت تحمل کردن ضربه ها و شوک ها را دارد" (لافگرن 103:1972) و بخش نسبتا انعطاف پذیری است که در شرایط بی ثبات بسیار تطابق پذیر و سازگار است (دارن برگر و پالسون 1985: 114ff).

کار کردن به کل وجود خانوارهای ماهی گیر نفوذ می کند. کسب سود، تنها انگیزه ماهی گیرانی که در داد و ستدهای خانوادگی کار می کنند نیست. در شرایط سخت و نامساعد، ماهی گیران (همانند دیگر تولیدکننده های فرآورده ها و کالاها در مقیاس کوچک) اغلب برای ساعت های طولانی کار می کنند، برای این کار خانوادگی پول به دست می آورند، درآمدشان را بخش بخش می کنند، بودجه خانوار را تنظیم می کنند، سرمایه گذاری ها را به تعویق می اندازند و مبلغ زیادی از سرمایه را استفاده می کنند. آنها می توانند چنین کاری را انجام دهند، زیرا داد و ستد خانوادگی در عین حال یک واحد (باز) تولید، مصرف و توزیع (مجدد) است: "مشارکت خانوادگی به سرمایه های کوچک نوعی انعطاف پذیری می دهد که [...] فرضیات اولیه درباره عقلانیت در رفتار اقتصادی را تغییر می دهد" (آپوستل و دیگران، 321:1992؛ مقایسه شود با پالسون 107:1991). در اجتماعات ماهی گیر اروپایی، منطق تولید سرمایه داری با آنچه کل جامعه را در بر می گیرد متفاوت است و فقط توسط بازار تعیین نمی شود.

سوم اینکه اعضای خانواده یکدیگر را می شناسند و به هم اعتماد دارند و در شغلی که مستعد حوادث است، این مساله یک امتیاز مهم محسوب می شود (بارث 1966؛ وادل 1972؛ بایرون 1975). کار کردن با خویشاوندان همکاری و همدلی را افزایش می دهد (بایرون 147: 1975). با این حال، بر اساس خطراتی که در ذات شغل ماهی گیری است، برخی اجتماعات از داشتن خویشاوندان نزدیک به عنوان اعضای خدمه در عرشه یک ناوگان واحد خودداری می کنند. و اعضای خویشاوند خدمه لزوما ثابت نیستند بلکه ممکن است از گروه های متغیر تشکیل شوند (بوکنهورست 1988)، در حالی که در بعضی موارد، خویشاوندان سببی ترجیح می دهند اعضای یک خدمه باشند (جورین 1982). این مساله به وضوح به چرخه تکاملی خانواده مربوط است و این نکته که همه اعضای خدمه ای که با هم برادر هستند کم بازده ترین اعضا در میان خدمه را تشکیل می دهند و این به علت نسبت بالای تعداد مصرف کننده به کارگر است. [11]

داد و ستد خانوادگی اغلب مبتنی بر همکاری نزدیک میان زن و شوهر است. کمک و مشارکت همسر ماهی گیر در زمینه سازماندهی، اقتصادی و احساسی در خانوار به علت انعطاف پذیری، قابلیت تغییر و برگشت پذیری آن به حالت نرمال بسیار حائز اهمیت است. در بسیاری از اجتماعات ماهی گیر، نوعی تقسیم کار نسبتا مشخص میان دو جنس دیده می شود. در موارد استثنایی زنان در آن بخش از ماهی گیری که در دریا صورت می گیرد مشارکت می کنند، اما اغلب مردان به ماهی گیری می پردازند در حالی که زنان -اعضای خدمه ساحل- کارهای مربوط به خشکی را انجام می دهند، نظیر جدا کردن گونه های ماهی، پرداخت کردن و بازاریابی برای صید، دام گذاری طناب ها و تله ها، تعمیر تورها، تمیز کردن قایق ها و لباس های ماهی گیری، نگه داری از باغچه هایی که اسباب امرار معاش خانوار است، بزرگ کردن فرزندان و اداره کردن خانواده. آنچه در پس این تقسیم جنسیتی کار نهفته است، ساختارها و محدودیت های فرهنگی و نمادین هستند. این مساله به این معنی نیست که کار زنان کم اهمیت تر از کار مردان است: "مشارکت اقتصادی آنها کمتر نیست که ریسک بودجه لازم برای تداوم فعالیت های ماهی گیری را تضمین یا فراهم می کند" (دیویس و نادل- کلین 1988 :19). و نه مردان همیشه از انجام وظایف خانگی خودداری نمی کنند، در حالی که زنان اغلب نقش فعالی در حرفه ماهی گیری اتخاذ می کنند و کارهای مربوط به حسابداری را انجام می دهند، میزان صید را ثبت می کنند، صورت حساب ها را واریز می کنند، با دلالان ماهی به چانه زنی می پردازند و تجهیزات و قطعاتی را زمانی که همسرانشان در دریا هستند سفارش می دهند. به‌علاوه، زنان ماهی گیر کنترل درآمد خانواده را در دست دارند، در حالی که می توانند صاحب (بخشی از) قایق ها و ابزار ماهی گیری باشند. [12]

رقابت و همکاری

به نظر می رسد نوعی پارادوکس در بسیاری از توصیفاتی که از اجتماعات ماهی گیر می شود، وجود داشته باشد:

از یک سو ماهی گیران به عنوان فردگرایان مرموز و قمارباز نشان داده می شوند، از طرف دیگر ویژگی اجتماعی جوامع ماهی گیر، مساوات طلبی و همیاری است (لافگرن 1977 :234؛ همچنین نگاه کنید به پولناک 1991 :265).

در واقع شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد رقابت در میان ماهی گیران رایج است. با رقیب بودن همدیگر، ماهی گیران ترفندهای مدیریت ارتباطات و اطلاعات علمی را اتخاذ کرده اند. ماهی گیران اغلب تلاش می کنند تا نقاط بسیار خوب ماهی گیری را از طریق تاکتیک های پنهان کاری و حقه بازی در انحصار خود داشته باشند: "چنین ادعاهایی که ماهی گیران مدام تلاش می کنند مطرح کنند، توسط روابط رقابتی تعریف می شود: استقرار، حفظ و تکافوی استراتژی های استثمارگرایانه با هدف کسب امتیازات اقتصادی در مقابل همکاران رقیب" (بایرون 1975 : 153-152). آنها این اطلاعات را فقط با خویشاوندان، دوستان نزدیک و در صورت امکان هم روستاییان رد و بدل می کنند، در حالی که در ارتباط با "غریبه ها" کم حرف یا حتی حقه باز هستند. [13]. توییگ جانسون در ارتباط با یک روستای محل ماهی گیری در پرتغال می گوید:

با در نظر گرفتن رقابت شدید بین قایق ها و تلاش ها برای حفظ اطلاعات شخصی در مقابل فاش کردن اطلاعات دیگران، نوعی جو اجتماعی رایج همراه با رازداری، دروغ گویی، اجتناب و بدگمانی کلی ایجاد شده است (1979 :246).

به طور کلی ماهی گیران از این دست بازی های رقابتی که در آن کاپیتان ارشد یا خدمه ارشد باشند یا به این پست ها ارتقاء یابند لذت می برند. آنها مراقب کسانی هستند که بیشترین ماهی را به خشکی می رسانند. بین اعضای خدمه و  فرد محتاطی که موفقیت، اعتبار و منزلت نسبی را در دست دارد، رقابت و مقابله وجود دارد. ماهی گیران به جدیدترین نوآوری ها در تجهیزات و قایق ها که به انها در برابر رقیبشان برتری می دهد، توجه زیادی نشان می دهند (بایرون 1993 :67).

با در نظر گرفتن مسئله رقابت در میان قایق هایی که در یک بندر در گالیسیا کار می کنند، لی پوما، استدلال می کند که "پیامد اجتماعی آن، چرخه ای از شناخت و پایگاه است که ملاکش کیفیت، کمیت و گونه های ماهی است که به عرشه آورده می شوند. بنابراین ماهی گیران تا حدی توسط این بعد از رقابت دو طرفه و قابل سنجش تعریف می شوند" (1992 : 58). در بسیاری از اجتماعات ماهی گیر، می توان "رهبران" و "پیروان" را مشاهده کرد. رهبران به خاطر مهارت های ماهی گیری معروف هستند و از پرستیژ بالایی برخوردارند. مشوق یک ناخدا، پرستیژ اوست که مبتنی بر "قابلیت تولید خودنمایانه" [14] است (وادل 1972 :111؛ بایرون 1980 :228).

 

 پی‌نوشت:

[8]  تعداد نسبتا زیادی از موضوعات و بحث های جالب در این حوزه هست که من نمیتوانم در اینجا به آنها بپردازم، مثلا، مسئله اقلیم و حق تصرف، اعتبار ناخدا و تاثیر ناخدا، موفقیت های متفاوت و مفهوم شانس، اعمال مناسکی و برگزاری آنها، در حالی که فقط به طور خلاصه به تقسیم جنسیتی کار، و نقش مهم زنان در تولید اقتصادی و بازتولید اجتماعی فرهنگی اشاره می کنم. برای بررسی جامع تر رجوع کنید به ون گینکل (2001).

[9] رجوع کنید به تیلور (1977:172ff، 1981) در رابطه با اجتماعی ماهی گیر در بخش دونگال (ایرلند)، مک لود (2004:64) در رابطه با لا کومرا، جزایر قناری و لیپوما (1992: 50) که مربوط به ماهیگیران گالیسیایی (در اسپانیا) می شود.

[10] مشارکت خویشاوندان به عنوان اعضای خدمه ماهی گیری نباید به عنوان عامل بقای برخی از موسسات قدیمی و شیوه تولید در نظر گرفته شود. همانطور که بایرون  (488ff، 129ff:1986) نشان می دهد، اعضای خدمه خویشاوند در بورا (جزایر شتلند) به عنوان نوعی واکنش در مقابله با هزینه های روبه افزایش سرمایه بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد. برای بحث های مشابه در رابطه با بوا، اجتماع ماهیگیر سوئدی، رجوع کنید به لافگرن (1972).

[11] متاسفانه، اظهارات جورین بحث چندانی را در این زمینه به دنبال نداشته است.

[12] در مورد این بحث های جنسیتی نگاه کنید به آچسون (1981)؛ تامسون (1985)؛ نادل-کلین و دیویس (1988)؛ کل (1991)؛ هفناگل (1991)؛تیسن و دیگران (1992)؛ جنتافت (1993): 72ff؛ ملتزاف (1995)؛ مانک- مادسن(2000)؛ هفناگل و اسمیتز (1999).

[13]  به عنوان مثال نگاه کنید به لافگرن (1972 :87ff)؛ جورین (1978)؛ موستگارد (1984 : 347-345)؛ بایرون (1986 : 101ff)؛ کل (1991 :54)؛ پالسون (1991 : 122ff)؛ پیس (1996 :88)؛ مونداردینی مارلی (1998)

[14] مصرف خودنمایانه: هزینه کردن پول برای کالاها و خدمات لوکس و خریدن آنها در جهت نمایش قدرت اقتصادی. زمانی که مصرف خودنمایانه از حیطه اشیاء مادی به حیطه اطلاعات تغییر می کند، شکل تولید خودنمایانه را به خود می گیرد. مترجم

منبع:

Van Ginkel, R (2005), Maritime Anthropology: Achievements and Agendas, MESS - Mediterranean Ethnological Summer School, 6:45-78

رایانامه مترجم: nasrin.seyednejad@gmail.com

مطالب مرتبط:

انسان‌شناسی ساحلی: دستاوردها و برنامه‌ها (1)

مقدمه‌ای بر انسان‌شناسی ساحلی

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی