بحران آب و «خاطر آسوده»

جبار رحمانی

این روزها بصورت مداوم هشدارهایی در مورد بحران آب شنیده می‌شود. البته نهادهای بین المللی بیش از دو دهه است که مساله بحران آب در کشورهایی مانند ایران را هشدار می دهند. اما امروزه مساله آب به حدی رسیده است که ایران جزو کشورهایی است که  ایران از مرحله آمادگی برای خطر گذشته و وارد مرحله خطر شده است. ایران از جمله کشورهایی است که وارد مرحله خشکسالی شده است. اینها نکاتی است در باب اینکه ایران ذخیره آب شیرین کمتری دارد و ضمن اینکه سرانه آب شیرین نیز کاهش یافته است و در نهایت آنکه مصرف بی رویه شهروندان سبب تخلیه سدها و بحران آب شده است. در همین راستا گاه به گاه در اخبار و روزنامه ها و از قول کارشناسان و مقامات سیاسی این هشدارها شنیده می شوند. مساله آب را در سه سطح می توان فهمید: شرایط طبیعی، مدیریت دولتی، عادت مردمی در استفاده از آب در کشاورزی، صنعت و مصرف خانگی. آنچه که در این نوشتار بدان می خواهیم بپردازیم، بخش سوم این ماجرا، یعنی مردمی است که دائما بدانها هشدار داده می شود که آب کم است و مراعات کنید وگرنه دچار جیره بندی آب می شوید.

جدای از کشاورزانی که نبود و بحران آب را در خشکی زمین هایشان و از بین رفتن امکان کشاورزی فهمیده اند، و صنایعی که به دلیل کمبود آب، بخشی از تولیدشان را از دست داده اند، مابقی ملت گویی در یک خواب، در یک وضعیت روانی بی توجهی به سر می برند، نوعی «بی خیالی» فرهنگی و «آسودگی خیال» در سطح ملی، نوعی بی توجهی مدنی نسبت به یک خطر بنیان برافکن کم آبی. این خصلت ایرانی (که هم در مردم به عنوان بدنه جامعه و هم در مردم به عنوان مدیران و مسئولان) پیامدهای بسیاری دارد، نوعی خودفریبی ناخودآگاه است توسط ملتی که اینبار نه برای کس دیگر، بلکه برای وجدان خویشتن دروغ می گوید که خبری نیست و بحران آب جدی نیست و در نهایت سر را چونان کبک در برف روزمرگی فرو برده است.

البته این «بی خیالی» ملی، و این نابخردی عمیق یک ملت نسبت به خطری که در بنیان تمدنی خودش با آن مواجه است، نیازمند تعمق و تحلیل جدی است؛ تحلیلی که به ما بگوید که مردم و تمدنی که در طی تاریخ یکی از شاهکارهای مواجهه با کم آبی و مدیریت بحران آب را با تکنولوژی بسیار پیشرفته قنات خلق کرده، چه شده که در دوره معاصر، با این همه علم و تکنیک و ...، نه تنها نمی تواند بحران را حل کند، بلکه در یک خودفریبی عمومی، هم در سطح رسمی و هم در سطح عامه، این مساله را نادیده انگاشته است.

بحران آب از روستاها شروع شد، جایی که کشاورزان بی نوا، اولین قربانیان سوء مدیریت آب شدند. ولی چون صدایشان به جایی نمی رسید، کسی هم بدانها توجه نکرد. به تدریج این بحران به دریاچه ها رسید، باز هم مرکز نشینان شهری، مرگ را برای همسایه دیدند و خود را در امان پنداشتند. اما امروز این بحران به شهرها رسیده، جایی که تنبلی تمدنی این مردمان بی خیال را به جایی رسانده که نه تنها از بحران غافل اند، بلکه مهمتر از همه  اینکه خود را به غفلت زده اند. گویی خصیصه ای ملی در حال عملکردن است تا کسی خود را نسبت به این بحران مسئول نداند، بلکه هرکس دیگران را مسئول بداند و هم عاملان اصلی برای حل این بحران. ملت ایران امروز به جایی رسیده که نه تنها حقوق مسلم خویش را نادیده گرفته، بلکه وظایف مسلم خویش را نیز فراموش کرده است. حق مسلم حیات منابع طبیعی برای خویش و آیندگان و وظیفه مسلم مراعات منابع، برای بقای آیندگان، دو قاعده ای هستند که در بنیان فرهنگ، بقای آن را در یک محیط تضمین می کنند.

فرهنگ و تمدن ایرانی بطور تاریخی در یک عقلانیتی شکل گرفته بود که نسبت و رابطه آن را با محیط طبیعی تعدیل و تعریف می کرد، در این عقلانیت تمدنی بود که تکنولوژی قنات، و سایر تکنیک های آب و آبیاری شکل گرفتند. نکته اصلی در کنه این عقلانیت تمدنی، مواجهه درست و عمیق با واقعیت کم آبی بود. اما این مواجهه در ایران در طی سه ده اخیز به شدت مورد غفلت واقع شده، و منطقی حاکم شده که بیانگر سود و منافع مقطعی مردم و مسئولان است، بی آنکه فکر فردا باشند و یا فکر آیندگان. به همین دلیل خصلت بی خیالی ملی که ذکر شد، رابطه عمیقی با این فقدان و ضعف عقلانیت تمدنی دارد، و مساله اصلی آنست که در شرایطی که هم روحیه یک ملت مبتنی بر بی خیالی و اهمال کاری و خودفریبی است، و از سوی دیگر عقلانیت تمدنی دجار انحطاطی فزاینده شده، بنیان تمدن ایرانی ، یعنی آب، به خطر افتاده است، و نه مسئولان و نه مردم به این امر ساده دقت نمی کنند که آب یعنی حیات، آب یعنی شهر و زندگی و تمدن، آب یعنی همه چیز. در چنین شرایطی کارشناسان و دلسوزانی هم که هشدار می دهند، صدایشان در هیاهوی بی خیالان گم می شود.

مساله اصلی آنست که چه باید کرد تا مردم و بالاخص مدیران این کشور، بحران آب را جدی بگیرند،  بپذیرند که باید منطق علمی و عقلانی درستی برای مدیریت این بحران به کار برد. سوال ساده ای است، اما اصل ماجرا هم هست، که چه باید کرد که این بی خیالی ملی را کنار بگذاریم و به فکر اقدام عملی در مدیریت این بحران باشیم. یادمان نرود که آب یعنی حیات، و برای تمدن ایرانی، آب یعنی بنیان فرهنگ و تمدن. لذا بحران آب یعنی بحران زندگی و فرهنگ و تمدن.

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده