خانواده ای که چهار دست و پا راه می روند

لادن رهبری

حدود 4 میلیون سال پیش، نیاکان ما کار فوق العاده ای کردند که زندگی شان را برای همیشه تغییر داد. لحظه ای که این موجود از موجودی چهارپا به انسان تبدیل شد. ایستادن روی دو پا رویدادی شگفت در تحول بشر بود. در اوایل سال 2005 دانشمندان یک کشف بسیار عجییب انجام دادند. خانواده ای که به لحاظ علمی نبایست وجود خارجی می داشت. خانواده ای که اعضای آن روی چهارپا راه می رفتند. این یافته به اندازه ای عجیب بود که تصمیم گرفته شد که از عموم مردم پنهان نگه داشته شود. اتفاق بسیار عجیبی که دانشمندان را به مباحثه ترغیب می کرد. برخی دانشمندان معتقد بودند که یک تغییر ژنتیکی در بدن اعضای این خانواده سبب شده بود که آن ها به زمانی حدود 4 میلیون سال پیش برگردانده شوند. در حالی که دانشمندان دیگر معتقد بودند یک جهش ساده نمی تواند مسئول چنین رویداد فوق العاده ای باشد و پدیده تحت تاثیر محیط رخ داده است. چیزی که همه روی آن اجماع داشتند این بود که این کشف پرسش های عمیقی را در مورد این که چه چیزی تعیین کننده ی انسان بودن است ایجاد می کرد و دانشمندان را به مطالعه ی تاریخ گونه ی بشری می خواند.

در سال 2005 پروفسور نیکولاس هامفری از محتوای یک مقاله که توسط دانشمندی ترک چاپ شده بود خبردار شد. این مقاله در مورد خانواده ای در منطقه ی کردنشین ترکیه بود که از دستان شان استفاده نمی کردند. این مقاله در مورد انسان هایی بود که روی چهار دست و پا می رفتند ولی به جای تمرکز بر این مساله به عدم استفاده از دست ها تمرکز کرده بود. دکتر هامفری، استاد روان شناسی تکاملی دانشگاه کمبریج که این خبر را دینامیتی در انسان شناسی می دانست با نتیجه گیری نویسنده ی مقاله مخالف بود که ادعا کرده بود این خانواده به لحاظ ژنتیکی عقب مانده بودند. دانشمند ترک حتا تا جایی جلو رفته بود که به این گونه عقب ماندگی ژنتیکی نام خود را داده بود (سندروم اونر تان).

پروفسور هامفری که حتی یک روز هم نمی توانست صبر کند و این یافته را بزرگ ترین یافته ی انسان شناختی قرن می دانست تصمیم گرفت همراه با همکاراش جان اسکویلز برای مطالعه ی این خانواده به ترکیه برود. هامفری و اسکویلز از همان ابتدای سفر متوجه شدند که به دلیل این که نظریه ی تکامل در نظام آموزشی ترکیه نادرست و ضدمذهبی تصور می شود، و داروین جایی در تحلیل های انسان شناختی ندارد، دچار مشکلاتی برای مطرح کردن ایده ی تکامل خواهند بود. ولی آیا اصلا مساله ی تکامل و جهش ژنتیکی در میان بود؟

خانواده ی مزبور، عبارت بودند از مرد و زنی که 19 فرزند داشتند. 12 فرزند کاملا سالم به دنیا آمده بودند. 7 فرزند دیگر نرمال نبودند ولی 1 فرزند از 7 نفر در نوزادی جان سپرده بود. 1 فرزند از 6 نفر دیگر مشکل حرکتی داشت ولی می توانست روی 2 پا راه برود در حالی که 5 فرزند باقی مانده کاملا روی چهار دست و پا راه می رفتند. که چهار نفر زن و یک نفر مرد بودند و در سنین بین 18 تا 34 سالگی قرار داشتند.

همگی ما در دوران کودکی روی چهارپا راه رفته ایم اما پس از ایستادن روی دوپا، چهاردست و پا راه رفتن برای انسان به شدت دشوار است. این تجربه به قدری دشوار است که به عنوان تمرین بدنی نیروهای نظامی در آمریکا استفاده می شود. سرپا ایستادن عملی است که انسان را از سایر انواع و گونه ها جدا می کند. البته مطالعات دانشگاهی نشان داده است که حیوانات (سگ، موش، خرس و ...) می توانند روی دو پا راه بروند و در شرایط از دست دادن پاهای جلو می توانند روی دوپای عقب به شکل دائمی حرکت کنند. ولی هیچ موجود دیگری مانند انسان نمی تواند روی دو پا چنین تعادل فوق العاده ای داشته باشد که انسان دارد.

فرزندان خانواده ی اولاش به راحتی می توانستند کیلومترها روی دست و پا راه بروند. پوست دستانشان بسیار کلفت شده بود طوری که به راحتی می توانست فشار ناشی از سختی زمین را تحمل کند. آن ها در خانه و تحت مراقبت خواهرها و برادران و مادر و پدر خود زندگی می کردند. روی زمین کار می کردند و در امور منزل کمک می کردند. خانواده ی اولاش به شدت منزوی و از اجتماع محلی طرد شده بود. آن ها مجبور شده بودند برای دوری از آزار و اذیت مردم منطقه و به دلیل ادعاهای مردم مبنی بر این که خانه شان طلسم شده است، خانه ی خود را ترک کرده و در مکانی دورتر، خانه ای دیگر بسازند. با این وجود کودکان و نوجوانان منطقه به آزار و کتک زدن فرزندان اولاش ادامه می دادند. در هنگام بروز مشکلات مانند کم ابی، مردم منطقه هیچ کمکی به آنان نمی کردند.

اولین ایده ها در مورد مشکلات فرزندان خانواده ی اولاش این بود که ارتباط فامیلی نزدیک پدر و مادر موجب بروز یک نوع عارضه ی ژنتیکی عجیب شده است. با این وجود، دکتر هامفری ایده ی عقب ماندگی ژنتیکی را قبول نکرد. تمام این 6 فرزند مشکل ناتوانی ذهنی داشتند، ناتوانی زبانی داشتند و نمی توانستند از دستانشان برای امور ظریف استفاده کنند. در واقع مشکل 5 فرزند خانواده که روی چهار دست و پا راه می رفتند بسیار مشابه ناتوانی های ذهنی دیگر بود با این تفاوت عظیم که این عارضه در افراد دیگر هرگز به چهار دست و پا شدن منجر نشده بود.

مطالعات ژنتیکی، عصب شناختی و حرکتی که با همکاری تیم دکتر هامفری و گروه مطالعاتی ترک انجام شد نشان داد که هیچ یک از فرزندان خانواده ی اولاش از ویژگی منحصر به فردی بهره مند نبودند که بتواند چنان چه دکتر تان ادعا کرده بود آنان را عقب مانده ی ژنتیکی یا بازگشته به چهارمیلیون سال پیش دسته بندی کند. هرچند ناتوانی های آنان به مشکلات حرکتی منجر می شد ولی این که روی چهار دست و پا راه بروند نه به لحاظ ژنتیکی و نه به لحاظ آناتومیک قابل توجیه نبود.

نتیجه ماه ها مطالعه روی فرزندان اولاش توسط دانشگاه های کمبریج، برلین و دانشگاه های ترکیه، دکتر هامفری را قانع کرد که آن چه که مساله ی حرکتی فرزندان اولاش را تعیین می کند نه ژن ها، بلکه یادگیری و روش زندگی خانواده ی اولاش بوده است. اگرچه دانشمندان دانشگاه برلین این توضیح را نپذیرفتند و عامل ژنتیکی را به عنوان عامل تعیین کننده معرفی کردند.

هامفری نتیجه گرفت که آن چه سبب شده است این 5 فرزند چهار دست و پا راه بروند، این است که تعداد فرزندان خانواده بسیار بالا بوده است و والدین که با فعالیت های سنگین خانگی و بیرون از خانه مشغول بوده اند نتوانسته اند به این 5 فرزند که به دلیل مشکلات ژنتیکی اختلال حرکتی و ذهنی داشتند درست راه رفتن را یاد بدهند. بنابراین یک مشکل ژنتیکی که لزوما ربطی به چهار دست و پا بودن ندارد، در کنار فقدان آموزش درست باعث شده است که فرزندان اولاش نتوانند راه بروند.

توضیح هامفری به مذاق دانشمندانی که به دنبال توضیح زیست­ شناختی بودند خوش نیامد. تنها یک راه مانده بود. اگر نظریه­ ی هامفری درست بود و نحوه ی حرکت این فرزندان به نبود یادگیری ارتباط داشت، شاید آموزش می توانست هنوز هم به آنان یاد بدهد که روی دو پا بایستند. واقعیت این است که هیچ کس در 34 ساله ی اخیر که از تولد اولین نوزاد چهار دست و پای این خانواده می گذشت، هرگز تلاش نکرده بود که 5 فرزند چهار دست و پا را به درستی آموزش دهد.

هامفری و همکاران اش آموزش های لازم را به خواهر و برادران و والدین 5 فرزند چهار دست و پا به آنان دادند و برای اولین بار ابزارهای کمک حرکتی برایشان تهیه کردند. ماه ها بعد از بازگشت هامفری به جایگاه اش در دانشگاه کمبریج و پایان تحقیقات میدانی، تیم مطالعاتی وضعیت 5 فرزند را پیگیری کرد. وضعیت امیدوارکننده ی فرزندان چهار دست و پای اولاش که پیشرفت چشمگیری در ایستادن و روی دو پا راه رفتن داشتند، نشان داد که تبیین هامفری نزدیک ترین تبیین علمی بوده است و یادگیری و محیط نقش اساسی در چهار دست و پا بودن این فرزندان بازی کرده است.  

 

برگرفته از مستند the family that walks o all four

برای مطالعه ی بیشتر لینک­ های زیر را ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Family_That_Walks_On_All_Fours

http://en.wikipedia.org/wiki/Ulas_family

http://en.wikipedia.org/wiki/Uner_Tan_syndrome

 

نویسنده: لادن رهبری
 

contact ladan rahbari at:

rahbari.ladan@gmail.com

http://anthropology.ir/node/20283

 

لینک های مرتبط از همین نویسنده:

زنان، قربانیان جنگ های مردان

http://anthropology.ir/node/24117

اولویت­های امنیتی و تجربه تلخ مزاحمت خیابانی

http://anthropology.ir/node/23543

بررسی شاخص جهانی شکاف جنسی در ایران

http://anthropology.ir/node/23374

سرمایه اجتماعی و فعالیت های مدنی

http://anthropology.ir/node/22937

خشونت خانگی: حکایت عالمان بی عمل
http://anthropology.ir/node/22830

زشتی یا زیبایی: مساله این است
http://anthropology.ir/node/22567

جنسیت و تعلق فضایی
http://anthropology.ir/node/21972

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (5)
http://anthropology.ir/node/22090

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (4)
http://anthropology.ir/node/21843

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (3)
http://anthropology.ir/node/21640

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (2)
http://anthropology.ir/node/21423

نظریه های جامعه شناختی خشونت خانگی (1)
http://anthropology.ir/node/21290

ازدواج سرپرست با فرزندخوانده و حقوق فرزندی

http://anthropology.ir/node/19762

زن طبیعی مرد فرهنگی در دیدگاه شری اورتنر

http://anthropology.ir/node/18056

خشونت جنسی شریک زندگی، تهدیدی برای سلامتی زنان
http://www.anthropology.ir/node/20807

جامعه پذیری زنان و استرس ناشی از خشونت جسمی
http://anthropology.ir/node/16879

جنسیت جرم و بزهکاری
http://anthropology.ir/node/21199

جنسی شدن مغز: آیا مغز زنان و مردان متفاوت است؟

http://anthropology.ir/node/1625

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رهبری، لادن

مطالب نویسنده