آیا می توان آماری عینی از خشونت در مدارس فرانسه ارائه داد؟

وینسنت تروگر آریا نوری

آیا چهره ی بسیار خشنی که برخی مواقع از مدارس فرانسه به تصویر می کشند ، با واقعیت تطابق دارد؟ خشونت در مدارس بحث هایی سرشار از احساسات و تنش را در رادیو ، تلوزیون و مطبوعات بر می انگیزد. داده های آماری و تحلیل های محققین می تواند به درک بهتر شرایط کمک کند. زنجیره ی اتفاقاتی که در مطبوعات به تصویر کشده می شود به ما نشان می دهد که دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان در فرانسه ، در دنیایی بسیار خشن زندگی می کنند. هر روزه اخباری مثل اخاذی ، حمله با چاقو ، قاچاق مواد مخدر ، نبرد بین گروه ها ، حملاتی که پس از فیلم برداری در شبکه های مجازی به اشتراک گذاشته می شوند و . . . در رسانه ها پخش می شود. اما در این میان آمار نتیجه ای عکس را به ما نشان می دهد. مطابق آخرین اطلاعات منتشر شده ، در سال تحصیلی 2007-2008 تنها 12 نفر از هر 1000 دانش آموز مقطع راهنمایی و دبیرستان قربانی خشونت شده اند. بنابراین 98.8 درصد آن ها در امان مانده اند. با این حال این مساله را باید مورد تاکید قرار داد که 37 درصد حوادث گزارش شده تنها محدود به توهین و تهدید ، 15 درصد آن ها دزدی و خرابکاری و 36.5 درصد آن مربوط به خشونت فیزیکی بدون سلاح می شده است. به عبارت دیگر ، حوادث خشونت باری که مطبوعات به صورت دائمی بازتاب می دهند تنها 8.2 درصد حوادث را تشکیل می دهد. اگر از دید آماری به قضیه نگاه کنیم به این مساله پی خواهیم برد که کمتر از 1 نفر از هر 1000 دانش آموز قربانی خشونت در مدرسه – از آن نوعی که مطبوعات از آن سخن می گویند – شده است. در این زمینه لازم است به مساله ای اشاره کنیم که تمامی تحقیقات صورت گرفته از 25 سال پیش تا کنون نشان می دهند : اعمال خشونت آمیز تنها در پاره ای محدود از مدارس انجام می شود ، به خصوص مدارس راهنمایی و دبیرستانی که میزبان دانش آموزان " مشکل دار " هستند.

در اینجا این سوال مطرح می شود که از چه روی ، پدیده ای که از لحاظ آماری اینقدر میزان آن کم است ، بحث هایی این چنین گسترده در جامعه به راه می اندازد؟

آیا می توان به آماری که ارائه می شود اعتماد کرد؟

در وهله ی اول باید بدانیم که از مجموع 5.2 میلیون دانش آموز فرانسوی ، امروزه تنها 5000 نفر از آن ها – معادل 0.1 درصد – در مدارس راهنمایی و دبیرستان مشغول به تحصیل هستند. این عدد در حوزه ی آمار بسیار کم محسوب می شود. در واقع می توان اینگونه نتیجه گرفت که پدیده ی خشونت مدرسه ای تنها 5000 خانواده ی فرانسوی در سال را درگیر می کند. مساله ی دیگر آنکه جامعه ی معاصر هر روز تحمل و شکیبایی کمتری نسبت به خشونت نشان می دهد ، به خصوص خشونت نسبت به افراد کم سن وسال. حفاظت از همه و تامین امنیت نوجوانان و کودکان به یکی از ارزش های پایه ای فرانسه ی امروزی بدل شده است. خشونتی که شاید نا دهه ی 60 طبیعی بود دیگر کاملا غیر قابل تحمل است. ایو رابرت ، کارگردان فرانسوی ، در سال 1962 با ساخت فیلم جنگ دکمه ها (1) توانست جایزه ی هنری ژان ویگو (2) را ازان خود کند. در فیلم مورد بحث ، تصویری فولکلوریک و جذاب از جامعه ای روستایی به تصویر کشیده می شد که در آن کودکان با چوب و سنگ با هم مبارزه می کردند ، لباس های هم را پاره می کردند و والدینشان زمانی که به این مساله پی می بردند آن ها را تنبیه می کردند. این همان دوره ای بود که دعواهای زنگ تفریح در مدارس طرفداران زیادی داشت و برای مثال دانش آموزانی که به تماشای نبرد دو نفر دیگر می پرداختند اغلب فریاد می زدند : « ما خون می خواهیم!».

خشونت در مدرسه در دوران امروز برای مردم فرانسه پدیده ای کاملا غیر قابل تحمل است چرا که بعضا حتی دامن معلمان را هم می گیرند ( هرچند این اتفاق بسیار کم می افتد).این پدیده که از هر 10 موردی که در مدارس اتفاق می افتد 4 نمونه ی  آن توهین لفظی به کادر مدرسه است شاید خیلی از لحاظ آماری نگران کننده به نظر نرسد اما آنقدری اهمیت دارد که به ما نشان دهد امروزه جامعه ی فرانسوی با بحران " فقدان اقتدار" دست و پنجه نرم می کند. بحرانی که بدون شک دامان همه را خواهد گرفت.

ارائه ی معیاری عینی از خشونت در مدارس کار بسیار مشکلی است چرا که هیچگاه نمی توان به طور کامل به آماری که ارائه می شود اعتماد کرد. در سال 2000 ، جک دوپاکیه (3) ، در گرازشی که توسط آکادمی علوم اخلاقی و سیاسی ارائه شده بود دقت و صحت آماری که از وضعیت مدارس ارائه می شود را زیر سوال برد. به گفته ی وی با توجه با نابرابری شرایط در نقاط مختلف و عدم وجود تعریف دقیقی از خشونت ، نمی توان آماری درست از آن ارائه داد. این گزارش در سال 2001 موجبات طراحی نرم افزاری تحت عنوان سیگنا (4) را پدید آورد. در این نرم افراز آمار دقیقی از هر مدرسه جمع آوری شده و ذخیره می شد تا شاید بتوان به این وسیله آماری دقیقتر ارائه داد. با این وجود در ماه ژانویه ی سال 2007 ، نرم افزار سیگما به علت عدم کارایی مناسب کنار گذاشته شده و سیویس (5) جای آن را گرفت.


 در نرم افزار کنونی تنها اتفاقات خطرناک که در چارچوبی دقیقتر قرار می گیرند ذخیره می شود : تبعیض جنسیتی یا نژادی ، استفاده از سلاح ، الزام یا تهدید ، وارد آوردن جراحت یا نهایتا خسارت یا مساله ی مالی که شکایت را به همراه داشته و دخالت کمیته ی انضباطی را توجیه کند. به عبارت دیگر لازم است تا تهاجم فیزیکی واقعا شدید باشد یا توهین های نژادی یا جنسیتی واقعا نا مناسب باشد و یا نهایت دزدی یا اخاذی شامل اشیایی واقعا گران قیمت شود که بتوان آن ها را در سیویس ذخیره کرد.

از اتفاقات کم اهمیت تا خشونت های شدید

برای نشان دادن اینکه به چه منظور برنامه ی سیویس حوادث و خشونت های جزئی را ثبت نمی کند باید به دنبال دلایلی عینی باشیم : از یک طرف این مساله مطرح می شود که این حوادث از دیرباز وجود داشته و مربوط به دوران معاصر نمی شوند و از طرفی سنجش میزان آن ها جنبه ای صد در صد ضمنی دارد و همین مساله هم باعث می شد تا نتایج سیگنا دقیق نباشد : ممکن بود حادثه ای توسط یک مدرسه گزارش شود ولی مدرسه ی دیگری همین واقعه را در حدی نبیند که نیازی به گزارش کردن آن باشد. با این حال ، تمامی محققین اهمیت بسیار زیادی برای همین حوادث کوچک که آن ها را " خشونت های جزئی" می نامند قائل هستند. از نظر محققین ، تکرار این حوادث سبب افزایش تنش شده و در نهایت منجر به بروز حوادثی به مراتب خشن تر می شود ، از طرفی همین میزان خشونت کم هم می تواند دامان دانش آموزان " ضعیف تر " را بگیرد. مساله ی دیگر آن که همین میزان خشونت اگر نسبت به کادر مدرسه باشد بلافاصله در سیستم ثبت می شود ، با این بهانه که « هرگونه تعرضی به کادر مدرسه تعارضی آشکار به کل نظام آموزشی جمهوری فرانسه به حساب می آید». اگر به خشونتی یکسان که نسبت به یکی از مسئولین مدرسه ابراز می شود بهای بیشتری نسبت به همان خشونت زمانی که نسبت به یک دانش آموز ابراز می شود نشان دهیم ، یعنی آن دانش آموز را در سطح اجتماعی پایینتری قرار داده ایم و این مساله اصلا شایسته نیست. این اندیشه ریشه ای کاملا سیاسی داشته و اینطور برداشت می کند     که : « تعارض به یک بزرگسال بدتر از تعارض به یک نوجوان است». وزیر آموزش و پرورش کنونی در ماه می سال گذشته در پی تعرضی که توسط یک دانش آموز به کارکنان یکی از مدارس صورت گرفت ، تصمیم گرفت تا با تصویب قانونی ، اختیاراتی در حد اختیارات پلیس در جامعه ، به معلمان در مدرسه اعطا کند.

امروزه توجه به نگاه صرفا عقلانی متخصصین علوم انسانی به پدیده ی خشونت در مدارس کار آسانی به نظر نمی رسد. محققین و فعالان عرصه ی علوم انسانی تلاش می کنند تا مثل کلود استراوس با دیدی خالی از احساس به قضیه نگاه کرده و به دنبال درمان ریشه های آن باشند.

برای حل بحران خشونت در مدرسه و جلوگیری از نهادینه شدن آن ، باید نه از دیدگاه احساس ، که از زاویه ی عقل این مساله را بررسی کرد.

 

  1. La Guerre des boutons
  2. le prix Jean Vigo
  3. Jacques Dupâquier
  4. Signa
  5. Sivis

خشونت در مدارس: نزاع و مجادله ( http://www.anthropology.ir/node/24365 )

مطالب مرتبط با وضعیت مدارس و آموزش و پرورش فرانسه به زودی در کتابی مستقل چاپ خواهند شد.

ارتباط با مترجم : aria.nouri1370@gmail.com

http://pishrotranslation.ir

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

نوری، آریا

مطالب نویسنده