مناسک تکنیکی و تکنیک های مناسکی

جبار رحمانی

یکی از مهمترین لازمه های شناخت و تحلیل درست مناسک، تفکیک انواع مناسک و گونه شناسی آنهاست. یکی از مهمترین کاربردهای مناسک، در زمینه های تکنیکی است، مناسکی که به دنبال دستکاری در طبیعت بواسطه تکنیک هستند و به دنبال رسیدن به هدفی مادی و ملموس هستند. این نوع از مناسک را می توان مناسک تکنیکی نامید.

 

به همین دلیل مهمترین نمونه های این نوع مناسک را می توان در فعالیت های جادویی دید، آنگاه که برای بارورکردن وافزایش محصول و یا نفرین یک فرد دیگر دست به انجام مناسک زده می شود، عملا از تکنولوژی های مناسکی برای دستکاری واقعیت استفاده شده است. این نوع کاربردهای مناسکی لزوما متعلق به دنیای قبایل بدوی نیستند، امروز می توان در ایران مدرن و کلان شهر بزرگی مانند تهران و در عرصه مدیریت شهری نیز توسل به این نوع مناسک را دید. آنگاه که آلودگی های زیاد هوای تهران به واسطه مدیریت نامناسب و تکنولوژی علمی و محاسبات عقلانی و علمی ناکارآمد شده بود، مهمرین دستاویز رسانه های رسمی و برخی مسئولان دست به دامان طبیعت و خدا شدن برای فرستادن باران و باد برای پاک کردن هوای تهران محسوب می شد. این همان منطق کنشی است که در قبایل بدوی در مناسک باران خواهی و باروری و افزایش محصول می توان دید. به همین سبب باید دقت کرد که هنوز زندگی انسانی تحت سیطره کاربردهیا مناسکی و شبه جادویی سنتی است، مناسک تکنیکی مبتنی بر درکی ناقص از فرآیندهای علمی و کاربرد جهان بینی جادویی برای حل مسائل روزمره است، در حالیکه در کشورهای درحال توسعه مانند ایران که علم هنوز در موارد بسیاری یک بازی زبانی بیش نیست، مقولات شبه علمی در قالب قدرت های مناسکی جای خاصی پیدا می کنند و انتظار لطف آسمان برای بارش باران در تهران برای پاک شدن هوا و رفع روزهای خطر و هوای ناپاک، مهمترین مصداق این نوع کنش هاست. متن زیر از کتاب انسانشناسی دین، نوشته جک دیوید الر در این راستا ترجمه شده است.

"مناسک تکنیکی

مناسک تکنیکی آنهایی هستند که به دنبال دستیابی اثرات طبیعی و ماوراء‌طبیعی بواسطه «تکنیک» می‌باشند. تکنیک، دستکاری کمابیش مکانیکی اشیا یا واژگان برای دستیابی به برخی اهداف است که کما بیش بواسطه برخی دستکاریها، حصول آنها تضمین شده است؛ ما می‌توانیم آنرا به مثابه نوعی از «تکنیک معنوی» یا «علت و اثر معنوی» مدنظر قرار دهیم: با انجام X، حتماً به Y خواهیم رسید.

یکی از گونه‌های فرعی مناسک تکنیکی، مناسک افزایش rites of intensification است که کارکرد آن برای افزایش باروری یا تعداد گونه‌های طبیعی است. در تمام فرهنگ‌های دنیا این ادعا وجود دارد که انسانها قدرت خاصی برای تولید و باز تولید زندگی روی زمین دارند اگرچه اینکار وظیفه آنها محسوب نشود. برای مثال بومیان استرالیایی معتقد که آنها می‌توانند و باید جمعیت کانگوروها و سایر حیوانات را از خلال مناسک‌شان حفظ کنند و نیازی به بازگویی رویاهایشان ندارند. برخی مناسک ممکن است شامل رفتارهای تقلیدی باشد، که همان تقلید از یک گونه خاص است ـ که چگونه نگاه می‌کند، راه می‌رود و رفتار می‌کند ـ تا از این طریق قدرت بازتولیدی او را احضار و احیا کنند.

اینویت‌ها همانند بومیان استرالیایی و بیشتر جوامع گردآورنده، معتقدند که آنها در یک رابطه معنوی بنیادین و غیر قابل اجتناب با طبیعت مشترک هستند. به طور خیلی ظریفی آنها بر این اعتقادند که خوک آبی seal، یک روح بوده یا دارای روح می‌باشد، بنابراین معنوی بودن همانند موجودات مادی سبب می‌شود که آنها نیز با انسانها در فرآیند شکار مشارکت داشته باشند، فراتر از توانایی انسانها، اگر آنها بخواهند می‌تواند دام‌ها و تله‌ها را برهم زده و از آنها فرار کنند، ولی آنها به طور داوطلبانه زندگی خودشان را برای منافع انسانها اهدا می‌کنند. این وضعیتی است که انسان نمی‌تواند آنرا نادیده بگیرد و عدم احترام به خوک آبی، به نوعی سوء‌استفاده از آن خواهد بود و سبب می‌شود که خوک آبی مانع وقف خودش به   عنوان شکار برای انسانها شود.

با توجه به اینها جامعه یوپیک به عنوان یک نمونه، مجموعه‌ای از سه مناسک را داشت که طی آنها، مردم شکارگر خوک آبی را تکریم می‌کردند و از او می‌خواستند که تقدیم و قربانی کردن خودش را ادامه بدهد. در ابتدای این مجموعه مناسک، در جشن بلادر Bladder، خوک‌های آبی گرفته شده تکریم می‌شوند و برای این کار کیسه-هوای پر باد آنها را به درون دریاچه‌ محل زندگی شان باز می‌گردانند. کیسه‌های هوا این حیوانات به عنوان بخش برگزیده بدن آنها برای مناسکی شدن است، زیرا مردم یوپیک معتقدند که روح یا یوآ yua  در آن جای دارد. یوآ از همان منشاء‌ یوپیک، واژه‌ای که آنها به خودشان اطلاق می‌کنند و به مفهوم «شخص» است، می‌آید. یوآ آن چیزی است که یک انسان را همانند یک خوک آبی، به یک «شخص » person تبدیل می‌کند. این بخش معنوی همانند یوچیا یا اینوچیا نیست بلکه به عنوان بخش فردیت یافته و نامیرای موجود زنده یا آنچه بدان روح می گوییم می‌باشد. اشیای بی‌جان یوچیا ندارند، اما می‌توانند یوآ داشته باشند، و یوآ امری شخصی نیست، بلکه بیشتر ماهیت یک نوع یا گونه است. یوآی یک حیوان دارای کیفیات انسانی است و بواسطه چهره انسانی بازنمایی داده می‌شود. به همین دلیل چهره‌های انسانی/ حیوانی بر روی ماسک‌های آیینی کنده کاری می‌شدند و توسط متخصصان مذهبی در مناسک استفاده می‌شدند.

فینوپ ریوردان Fienup Riordan معتقد است که دلالت جشن کیسه هوا، «تأکید کردن بر جدایی جسم و جان (شکار) در زمان مرگ (حیوانات) بوده است» (38: 1966) آوازها و رقص‌ها برای مواجه شدن و پذیرائی کردن از ارواح حیوانات، به اجرا درمی‌آمده‌اند. جشن رسولان، بدین خاطر رسولان نامیده می‌شود که اجتماعات آن منطقه رسولانی و فرستادگانی را برای مهمان‌شان می‌فرستادند تا آنها را از رخدادها مطلع کنند و همچنین حیوانات شکار شده را احضار کرده و فرا بخوانند؛ با رقاصان در حالیکه ماسک به صورت دارند به تقلید خوک‌های آبی و همچنین کنشهای شکار کردن و کشتن آنها می‌پردازند. ماسک‌ها با پیچیدگی خاصی در مهمانی و جشن دعوت کردن/ Agayugaraq یا شیوه درخواست کردن به کار می‌روند که رقاصان ماسک‌دار از حیوانات التماس می‌کنند که خودشان را به شکارچیان در فصل بعدی شکار، دوباره تقدیم کنند، به عبارت دیگر حیوانات «دعوت شده بودند» که همراه با شکارچیانی که آماده بودند تا آنها را دریافت کنند، در شکار مشارکت کنند. در یک بخش مهم از مناسک، شمن‌ها ماسک‌ها را زده و (به طور نمادین) می‌خواهند که به ماه سفر کنند، جائی که روح مرد- ماه moon – man هست، همان کسی که تمام حرکات حیوانات زنده را کنترل می‌کند.

یک گونه فرعی از مناسک که توسط والاس در این طبقه‌بندی قرار می‌گیرد، مناسک پیشگویی Divination است. این منصب و موقعیت بسیار مسأله برانگیز است، زیرا پیشگویی، همانطور که خواهیم دید، همیشه امری تکنیکی نیست. اگرچه این مناسک آن خدایان یا ارواح را (که نویسندگان( و گویندگان) پیامهایی هستند که از خلال تجربه و عمل خاصی دریافت شده‌اند) وارد مناسک می‌کند؛ به هر حال نکته مهم پیشگویی، دریافت اطلاعات است، همانگونه که در فصل سوم بحث شد.

هرچند والاس این بحث را مطرح نمی‌کند، اما به نظر می‌رسد این طبقه‌بندی، فضای مناسبی است که جادو را نیز در آن قرار دهیم. عموماً جادو از مذهب متمایز شده است به خاطر اینکه جادو بیشتر تکنیکی است و مذهب بیشتر اجتماعی است؛ که ناشی از تحلیل کلاسیک فریزر است. معنای این تفاوت و تمایز اینست که جادو اغلب به طور مستقیم بر اهداف رفتار متمرکز است، در صورتی که مذهب تمایل دارد که بر روابط غیر مستقیم میان ابزارها و اهداف که توسط ارواح یا خدایان واسطه‌گری می‌شود، تکیه کند. به عنوان مثال جادوی باران یا voodoo بواسطه تأثیرگذاری سریع برروی ابرها عمل می‌کند یا قربانی کردن انسان نیز از طریق دستکاری جادویی در مواد (شاید آب یا پیکر و تمثال قربانی) انجام می‌گیرد. رفتارهای جادویی، سبب ایجاد نتایج خودشان می‌شوند. از طرف دیگر مذهب نیازمند همکاری موجودات معنوی است، انسانها نمی‌توانند سبب ایجاد نتایج و آثاری شوند، اما می‌توانند برای آنها درخواست کنند. همانطور که مالینوفسکی بیان کرده، مذهب یک امر اجتماعی است و هدفش درخودش است در حالیکه جادو یک ابزار برای رسیدن به هدفی است.

مشهور است که فریزر جادو را به دو نوع تقسیم کرده است: جادوی تقلیدی یا همدلانه و جادوی مسری یا وگیرانه. او بر اینست که جادوی تقلیدی بر برخی شباهت‌ها میان تکنیک و هدف نهایی استوار است: آیین دعای باران که در آن آب به زمین پاشیده می‌شود تقلیدی است از بارش باران از آسمان ترکیب و هماهنگی میان ابزار یک مناسک و هدف آن نیز شناخته شده است: عروسکی که بازنمای قربانی انسانی است، می‌تواند جایگزین (نمادین) قربانی در جادوی سیاه یا مناسک سحر و طلسم باشد. تحلیل و بحث ترنر از استفاده نمادین قوم ندمبو از درخت شیر، متکی بر شاهت میان شیره و مایع آن و شیر است. از طرف دیگر جادوی مسری بر تماس یا ارتباط جسمی و فیزیکی متکی است که بین تکنیک و هدف آن وجود دارد یا وجود داشته است. یکی از اشکال و راههایی که این جادو می‌توانست عمل کند، بواسطه دسته‌ای از موی شخص، تکه‌ای از ناخن او، یا بخشی از لباس او برای انجام جادو بر روی آنست، و (این کار به واسطه اعتقاد به) انتقال آثار خاصی از یک جزء به کل آن مجموعه است. لمس کردن برخی افراد بوسیله اشیا‌ء دارای قدرت جادویی نیز شناخته شده است.

از نگاه فریزر و مالینوفسکی جادو امری منفعت‌گرایانه و در عین حال خنثی است آن می‌تواند هم برای اهداف مثبت و هم برای اهداف منفی به کار گرفته شود. نکته مهم اینست که انجام جادو، کنترل ماهرانه تکنیک است که همانند تکنیک‌های پختن کیک، (به گونه‌ای که این تکنیک‌ها) باید در هر زمانی عمل کنند و نتیجه بدهند، اگر به درستی انجام گیرند. انسانها می‌توانند جادو را برای بهینه شدن محصولات‌شان، پیروزی در رقابت عشقی، ایجاد یک حادثه بد، یا محکوم کردن کسی به مرگ به کار برند. همانند تمام تکنیک‌ها و ابزارها، تکنیک‌های جادو نیز برای تمام افراد، بدون توجه به نیات آنها در دسترس هستند. گاهی جادو را به «علم ناقص» تشبیه کرده‌اند. به این مفهوم که مردم مفهوم کنش ابزاری و تکنیکی و علت و اثر را درک می‌کنند، اما آنها کنش‌ها و علل نادرستی را در ذهن خود ساخته‌اند".

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده