سوداگری و نژاد پرستی در کشور گاندی

کله آ شاکراورتی برگردان شهباز نخعي

آقای نارندرا مودی که در سودای رهبری هند است، عملکرد خود در راس ایالت گجرات را به عنوان یک مدل ارایه می کند.  درحالی که، این عملکرد موجب افزایش دارایی ثروتمندان می شود و هندوییسم افراطی اش نگرانی ١٤٠ میلیون مسلمانان کشور را برمی انگیزد.

آفای مانسینگ پوپاتبهای رینیا چشم ها را تنگ می کند.  تقریبا تا آنجا که چشم کار می کند، دریایی سپید دربرابرش گسترده است.  تنها نواری آبی رنگ و درخشان در دوردست به چشم می خورد.  آقای رینیا امروز صبح از این که کسی همراهی اش می کند خوشحال است و میل به حرف زدن دارد.  او تقریبا از سی سال پیش به حوزه استخراج نمک «ران دو کوچ» کوچک رفت و آمد دارد.  مدخل ورود آب دریا را حفر می کند، بلورهای نمک را جدا و در زیر آفتاب درخشان هزاران تن گرد سفید نمک را برداشت می کند.  در ٤٧ سالگی، با چهره چین خورده اش ٦٠ ساله به نظر می آید.  امروز آقای کالوبهای، شوهر خواهرش، با تراکتور به او کمک می کند.  دستی به دستارش می کشد و «بیدی» (سیگار هندی مخروطی شکل) خود را دور می اندازد و بی درنگ یکی دیگر روشن می کند.  ریش سیاه انبوه، سیاهی زیر چشم ها و کلام کوتاهی که به زبان محلی رد و بدل می کنند نشان می دهد که دو مرد به «میانا»، فرقه ای که مذهب آن آمیخته ای از اسلام و هندوئیسم است، تعلق دارند.  آنان وابسته به یکی از فقیرترین اقلیت های گجرات «آگاریا» ها هستند که کارشان برداشت نمک در «ران دو کوچ» کوچک و شمارشان ٦٠ هزار نفر است.

مرد، زن و گاه کودکان در تولید ٧٨ درصد نمک صنعتی و غذایی هند مشارکت دارند.  خانم جهانوی آندهاریا، یکی از دو بنیانگذار سازمان غیردولتی «شبکه منطقه ای عملیات توسعه» که  از «آگاریا» ها حمایت و آنها را سازماندهی می کند می گوید: «سیستم همچنان فئودالی است، بیشتر آگاریاها شکلی تلویحی از بردگی را تحمل می کنند.  آنها ناآگاه از حقوق خود و قوانین بازار، به وسیله تولید کنندگان و واسطه ها، که قیمت نمک را تعیین می کنند، زیربار بدهی می روند.  به رغم وعده های مکرر دولت برای [بهبود] شرایط کارشان، آنها در فصل برداشت نمک در این محل با خانواده هایشان در نهایت بینوایی و محرومیت زندگی می کنند».

این محل و منطقه مجاور آن «ران دو کوچ» بزرگ، یک باتلاق نمکی توریستی موجب مباهات دولت گجرات است که نخست وزیر آن آقای نارندرا مودی، چهره درخشان حزب مردم هند (بهاراتیا جاناتا پارتی) است.  هرسال، ایالت گجرات جشنواره ای ٣ روزه برپا می کند.  خانم پانکتی جوگ از مجتمع جانپات، که بسیاری از انجمن های گجراتی که در زمینه توسعه اجتماعی کار می کنند را گرد هم می آورد، توضیح می دهد: «کوچ تا حدودی ویترین آقای مودی است.  پس از زمین لرزه سال ٢٠٠١، منطقه پول زیادی برای پذیرا شدن صنایع، که ادعا می شود موجب رونق اقتصادی می شوند، دریافت کرده است».

حقوق انسانی، اقتصاد، زیرساخت ها: «در اینجا همه چیز تحت تاثیر تبلیغات است».

در نمکزارهای «ران دو کوچ» کوچک، بی بهره از مدرسه و مرکز پزشکی، کلبه هایی ساخته شده از کهنه پارچه و حلبی دیده می شود که با شمع یا آتش، و گاه لامپی که از یک سیم لخت آویزان است و معلوم نیست از کجا می آید، روشن می شود.  خانم آندهاریا توضیح می دهد: «موسسات جدیدی که دولت تبلیغ آنها را   می کند کارکنان ثابت ندارند و بسیار دور هستند.  تنها خدمت کارآمد در اینجا آمبولانس است که آگاریا ها هنگامی که باید در نزدیک ترین دهکده "بهایپان" درمان شوند آن را فرامی خوانند».  جاده های پرچاله و دست اندازی که این فاصله ١٥ کیلومتری را می پیمایند، نشان دهنده بی مبالاتی است که در بیرون از محور جاده های بزرگ به خوبی اسفالت شده حاکم است.  آقای رینیا می گوید که برای پرداخت هزینه ها ناگزیر از وام گرفتن است: «زنان ما درصورت بروز مشکل برای زایمان باید به بهایپان بروند.  درغیر این صورت درخانه زایمان می کنند.  ما برای خدمات پزشکی باید پول بپردازیم.  اینجا، حتی آب آشامیدنی هم پولی است.  تنها وقتی که ما کارکنان دولت را می بینیم، هنگام رای دادن است.  آنها با کامیون دنبال ما می آیند و می گویند به چه کسی باید رای بدهیم!».

به طور رسمی، بنابر اظهار دولت گجرات، آب وبرق در دسترس همه است.  حتی تفاوت بین کاست ها   یک افسانه است.  با این حال، نه چندان دور از منطقه روستایی «کوچ» ، در ناحیه شبه شهری «مهسانا» در صد کیلومتری «گراند هیناکار»، مرکز ایالت، نه فقط نظام کاستی برقرار است، بلکه نهادینه هم هست.

آقای هاریشبهای و همسرش، صندل در پا و با سر برهنه، در حالی که هرکدام یک جاروی کوتاه ویک کاردک در دست دارند، هر روز صبح به مرکز قریه می روند.  درحالی که یکی از آنها با دقت مدفوع انسانی ریخته شده در پیاده روها را تمیز می کند، دیگری برای نظافت آبریزگاه های عمومی مملو از ادرار و مدفوع می رود.  این زوج «والمیکیس» از کاست «دالیت» (ناپاک ها) بوده و مامور تمیز کردن مدفوع انسان و لاشه حیوانات هستند.  این حرفه به طور رسمی بنابر قانونی درسال ١٩٩٣ و مکمل اصلاحی آن درسال ٢٠١٣ به منظور باز شناخت حقوق ناپاک ها ممنوع   شده است.  شمار اینها در سراسر کشور بیش از ٣.١ میلیون نفر است که بنابر اعلام سازمان بین المللی کار، به نقل از «شبکه همبستگی بین المللی با ناپاک ها» ٩٥ درصد از آنها زن هستند (٢).

اس جی پاتل، افسر مسئول ناحیه مهسانا معصومانه اطمینان می دهد که: «ما همه زیرساخت های لازم را در اینجا داریم.  دیگر در ایالت ما کسی به این کار اشتغال ندارد».  با این حال، این تمیز کنندگان مدفوع انسان از طریق یک موسسه واسطه خصوصی توسط شهرداری استخدام شده اند.  کارگر دیگری به نام خانم واقلا توضیح می دهد: «می دانیم که این کار ممنوع است، اما اگر از انجام آن خودداری کنیم، مامور شهرداری اذیتمان می کند».  خانم مانجولا پرادیپ، مدیر «ناوسارجان تراست»، یکی از مهم ترین سازمان های ناپاک ها، تاکید می کند: «با کمک مرکز رابرت کندی برای حقوق بشر، ما تحقیقی درمورد ١٥٠٠ روستا انجام دادیم (٣).  نتیجه این تحقیق که درسال ٢٠١٠ منتشرشد، نشان داد که شمار بسیاری از انواع تبعیض، به عنوان نمونه درمورد فرزندان ناپاک ها که در مدرسه وادار می شوند مستراح ها را بشویند، و انواع دیگر وحشیگری مرتبا انجام می شود و آزار و اذیت و ضرب و شتم و حتی تجاوز در حق آنها اعمال می شود.  ولی دولت نتایج این تحقیق را رد کرد و هزینه مالی پژوهشی دیگر را تامین نمود».

روزنامه نگار یک روزنامه محلی، که از بیم انتقام جویی می خواهد ناشناس بماند، می گوید: «در اینجا همه چیز تحت تاثیر تبلیغات است.  برای کشف [واقعیت] کافی است انسان به منطقه های دورافتاده برود.  مطبوعات محلی و نهادهای پژوهشی درمعرض فشارهای عمدتا مالی هستند.هوادارانشان در لفافه تهدید می شوند.  ما همچنین می دانیم که رئیس دولت ایالتی، برای تمرکز قدرت، آگاهانه برخی از پست ها را حذف کرده است».

دولت مودی، مشتاق به جذب سرمایه گذاران، با لاف زنی از «گجرات پرتحرک» سخن می گوید و توفیق های اقتصادی خود را به رخ می کشد، تا جایی که برخی از آن به عنوان «مدل» یاد می کنند.  تردیدی نیست که ایالت رشد اقتصادی ١٠ درصدی درسال های ١٩٩٥ – ١٩٩٤ و ٢٠١١ – ٢٠١٠ (٤)، یعنی بیش از متوسط رشد ملی را تجربه کرده است.  اما آر. ناگاراج، اقتصاددان انستیتو توسعه و پژوهش ایندیرا گاندی در بمبئی می گوید: «سهم گجرات در تولید ناخالص داخلی هند پیشرفتی نداشته و بین ٧ و ٨ درصد ثابت مانده است (٥)».

هنگامی که مجله تایمز لاف «نیروی انسانی غیر سندیکایی» در گجرات را می زند

نکته دیگر این که این رشد به ضرب دریافت کمک به دست آمده است.  با آن که صنعت بیش از ٣٧ درصد از ثروت تولید شده را تشکیل نمی دهد، صنایع بزرگ و متوسط این  بخش نزدیک به سه چهارم (دقیقا ٧٢ درصد) از کمک های مالیاتی و کمک های توزیع شده را به بهای ایجاد یک بدهی عمومی قابل ملاحظه(٦)، دریافت می کنند: ٣.١٧٨ میلیارد روپیه (٢ میلیارد یورو) برای سال های ٢٠١٢ – ٢٠١١، درحالی که این رقم در ایالت دهلی ٢٦ میلیارد روپیه است.  فزون براین، این نتایج عمدتا برپایه نفت قراردارد که بنابرنظر ناگاراج اکنون ٨.٢٢ درصد از مجموع تولید صنعتی ایالت که رو به سوی صادرات دارد را تشکیل می دهد.  کشاورزی مواد غذایی به نفع کاشت محصولاتی که در صنعت کاربرد دارد، مانند پنبه تغییر ژن داده شده، رها شده است.  این گزینه ها نه فقط به محیط زیست آسیب می رساند و زمین را دچار فرسایش می کند، بلکه نابرابری ها را نیز ماندگار می نماید.  گجرات ازنظر میزان سواد آموزی درمیان ٣٥ ایالت و منطقه هند در ردیف هجدهم (٧٩ درصد جمعیت) و نرخ مرگ ومیر کودکان یا سطح فقر درآن در ردیف دهم است.

درماه مارس ٢٠١٢، مجله تایم (٧) صفحه اول خود را به آقای مودی اختصاص داد و نوشت: « از مزیت های طبیعی گجرات استفاده کنید: کیلومترها ساحل، نیروی کار غیر سندیکایی و زمین هایش » و می افزود: «دیوان سالاری کارآمد» و تامین «شبکه برق دارای کیفیت برای صنایع بزرگ» [از دیگر مزایای آن است].  آقای آمریش پاتل، وکیل و دبیرکل اتحادیه فدراسیون بازرگانی گجرات توضیح می دهد: «ازنظرتاریخی، سندیکاها در گجرات که یک منطقه صنعت نساجی بوده، نقشی خیلی مهم ایفا کرده اند.  امروز، موسسات بزرگ کارهای خود را به پیمانکاران جزء و شرکت های کوچکی واگذار می کنند که شفاف نیستند و تنها افراد درمانده را به کار می گیرند.  سندیکاها ناامیدند.  رویکرد دیگر این است که به مقامات دهکده هایی که کارگران در آنها زندگی می کنند، هدیه می دهند تا هرگونه جنبش اعتراضی را در نطفه بکشند و یا اعتصاب شکنان را به کار می گیرند.  قوانین در زمینه حداقل دستمزد، ساعات کار و پاداش و مزایا رعایت نمی شود.  این چنین است که به خصوص در منطقه های ویژه اقتصادی می توان به نیروی کار ارزان دست یافت».

این منطقه های ویژه اقتصادی معروف، موجب مباهات دولت گجرات است.  اینها می بایست شغل ایجاد کنند.  آقای پاتل می گوید: «از آنجا که مقررات این منطقه ها به صنایع امکان می دهد که شرایط کار و دستمزد را تعیین کنند، آنها ترجیح می دهند مهاجرانی که از مناطق فقیر مانند اوریسا می آیند را استخدام نمایند.  برای ایجاد منطقه های ویژه اقتصادی، دولت بدون توجه به اعتراض ها فضاهای فعالیت های سنتی را تغییرداده و با این کار ساحل گجرات را با صنایع نفت و سیمان تخریب کرده است.  آقای عثمان گانی، هوادار محیط زیست می گوید: «تولید خرما ٥٠ درصد کاهش یافته و تولید چیکو (میوه محلی) به کلی از بین رفته است».  او از گزارش ناگواری که در آوریل سال ٢٠١٣ درباره مهاجرت گونه هایی از ماهی ها ازاین سواحل و نابودی جنگل های منطقه منتشر شده یاد می کند (٨).

در احمدآباد، شهر تاریخی که با مراکز خرید نو و پرزرق و برق، جاده های عالی و پروژه های ساختمانی تجملی به صورت تجسم مدرنیته هند درآمده، می توان تصور کرد که سرانجام بازده رونق اقتصادی عاید مردم شود.  تا جایی که آقای مودی لاف این را می زند که پس از کشتار مذهبی مسلمانان درسال ٢٠٠٢ (مقاله « در سایه کشتار سال ٢٠٠٢» در همین شماره را بخوانید)، بین جوامع هندو و مسلمان صلح برقرار شده است.  رنو دسای، متخصص شهرسازی و پژوهشگر مرکز عدالت شهری احمدآباد تایید می کند که «طرح شهرسازی به صورت قابل ملاحظه ای تغییر یافته است.  اکنون مسلمانان تنها در حاشیه شهر زندگی می کنند.  تصور می کنم که می توان این را نوعی صلح به حساب آورد».

کافی است کمی از آرامش شهر جدید مسکونی و درخت کاری شده با مدرسه های بین المللی و بیمارستان های خصوصی دور شویم، تا محله های تبدیل شده به گتو مانند جوهاپورا را کشف کنیم.  «تروریست»، «بزهکار»، «به درد نخور» و «متعصب» توهین هایی است که به فراوانی به ساکنان این محله بزرگ که در چند کیلومتری مرکز احمدآباد قراردارد، نسبت داده می شود.

این خانه های یک یا دو طبقه که ردیف در کنار هم – مانند بسیاری از حلبی آباد های هند – قرارگرفته، نزدیک به چهارصد هزارنفر را در خود جا داده است.  از این محله در آغاز به عنوان پناهگاه سیل های مرگبار سال ١٩٧٦ استفاده شد.  پس از آن، بعد از شورش های مذهبی در سال های دهه های ١٩٨٠ و ١٩٩٠ محله گسترش یافت.  پس از شورش سال ٢٠٠٢، جمعیت آن دوبرابر شد ولی به زیرساخت ها افزوده نگردید (٩).  فضاهای مورد سکونت خانواده های هندو به طور مشخص توسط سیم خاردار یا پاسگاه های پلیس جدا شده است (١٠).  برخی از زمین های حلبی آباد، که توسط شهرداری خریداری و به وسیله بنگاه های املاک ساختمان سازی شده دربخش هندو قراردارد، درحالی که بخش مسلمان نشین همچنان «غیرقانونی» است.  خانم فرح شیخ که درمرکز گتو تعاونی «ماهیلا پچ ورک» برای زنان را اداره می کند، موضوع را چنین تشریح می کند: «دولت در افزایش بهای ملک نقش دارد.  درنتیجه، مسلمانان احمدآباد جایی برای مسکن گزیدن نمی یابند.  ثروتمندان در اینجا در جوهاپورا ویلاهای خود را می خرند و فقرا در بخش غیرقانونی به سر می برند».  او سی سال است که با خانواده اش در اینجا سکونت دارد.  دراینجا ورودی های آب آشامیدنی و فاضلاب مخلوط می شود، تقریبا برای هر ٤ خانه یک مستراح عمومی وجود دارد.  زمین بازی مدرسه شهرداری انباشته از زباله است و کلاس های درس بیش از ظرفیت شاگرد دارد.

در خروجی محله، درفاصله ای نه چندان دور، بزرگراه تازه ساخته شده ای که به بمبئی می رود به چشم می خورد.  درکنار این بزرگراه تابلوهای تبلیغاتی یک شرکت املاک که مرکزش در امارات متحده عربی است دیده می شود که یک خانواده مسلمان «نمونه» و جذاب را نشان می دهد.  مردی با ریش اصلاح شده، زنی با حجاب و کودکی که با لبخند دعا می کند، همه سفید و زیبا.  شعار تبلیغاتی لاف توسعه گجرات و خانه «برای همه» را می زند.  برای همه، اما هرکس درجای خود.

پاورقی ها:

١-

Charul Bharwada et Vinay Mahajan, «Yet to be freed », National Consultation on Salt Workers, Ahmedabad, 2008.

٢-

Cf. Bhasha Singh, Unseen : The Truth About India’s Manual Scavengers, Penguin Books India, New Delhi, 2014.

٣-

« Understanding untouchability », Navsarjan, 2010, http://navsarjan.org

٤-

En Inde, les années fiscales (et statistiques) courent du 1er avril au 31 mars.

٥-

R. Nagaraj et Shruti Pandey, « Have Gujarat and Bihar outperformed the rest of India ? A statistical note », Economic & Political Weekly, Bombay, 28 septembre 2013.

٦-

Indira Hirway, « Partial view of outcome of reforms and Gujarat “model” », Economic & Political Weekly, 26 octobre 2013.

٧-

Jyoti Thottam, « Modi means business », Time Magazine, New York, 26 mars 2012.

٨-

Report of the committee for inspection of M/s Adani port & SEZ Ltd Mundra, Gujarat », Ministry of Environment and Forests, New Delhi, avril 2013.

٩-

Zahir Janmohamed, « Butter chicken in Ahmedabad », The New York Times, 20 août 2013.

١٠-

Darshan Desai, «Worlds apart in a divided city », The Hindu, New Delhi, 28 octobre 2013.

 

 

پرونده «لوموند دیپلماتیک» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/15007

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ» 
http://www.anthropology.ir/node/21139

ویژه نامه ی نوروز 1393
http://www.anthropology.ir/node/22280
 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

نخعی، شهباز

مطالب نویسنده