زندگی روزمره از نگاه هانری لوفبور (بخش دوم)

اندی مرفیلد برگردان ملیحه درگاهی

هانری لوفبور در سال 1958 پیش نویس طولانی برای متن اصلی اش در 1947 تهیه کرد، ارزیابی وضعیت بازی که 10 سال به طول انجامیده است. گازانبرهای جنگ سرد و جنگ مصرف گرایی سرمایه داری، تنگ تر و فشرده تر می شوند. از سویی،‌ سوسیالیسم دولتی زندگی روزانه را اداری، طرح ریزی شده و بی خاصیت کرده است، آن را به درون کارخانه ی غول پیکری که تمایل به رشد تولیدی دارد، منتقل ساخته؛ از طرف دیگر، سرمایه داری دولتی زندگی روزمره را از هم دریده و از شرکتهای چندگانه در جهت تولید انبوه کالاها، شیوه های زندگی، رؤیاها و آرزوها، حمایت کرده است. یک نظام قلمرو آزادی را به جان کندنی ضروری مبدل می سازد؛ نظام دیگر ضرورتی تکراری را به یک آزادی فرضی مبدل می سازد . نقد زندگی روزمره هنوز هم دغدغه ی رسیدن به باطن سیستمها،‌ افشا کردن دامهای آنها، و سفری بر فراز آنها را دارد. لوفبور می نویسد: "مضحک است که سوسیالیسم را تنها بر اساس توسعه ی نیروهای تولیدی تعریف کنیم." "آمارهای اقتصادی قادر نیستند پاسخگوی این پرسش باشند: 'سوسیالیسم چیست'، انسان ها به خاطر هزاران تن فولاد یا برای تانکها و بمبهای اتمی مبارزه نمی کنند و نمی میرند. آنها آرزو دارند شاد باشند نه اینکه تولید کنند." آرزو دارند که آزاد باشند نه اینکه کار کنند- یا اینکه کمتر کار کنند. لوفبور بر این عقیده است که تغییر زندگی و خلق ‌جامعه ای جدید،  تنها می تواند به گونه ای منسجم در تراز زندگی روزمره، به مثابه یک سیستم تغییر در آنچه که می توان تجربه ی زیسته شده نامید، تعریف شود."اما اینجا نیز تجربه زیسته شده در کشورهای سرمایه داری پیشرفته در حال تغییر بود؛ تحت فشار نیروهای متمایل به تجارت و گسترش بازار،‌ تولید سریع ماشینها و خانه های حومه ی شهری شیک،‌ مصرف کننده ی غذاهای بادوام و در دسترس، زندگیهای پروسه ای شده و بهشتهای خصوصی شده، قرار داشت.
    بدین ترتیب زندگی روزمره ویژگی مبهم و دیالکتیکال به خود گرفت. از یک جهت‌ قلمرو آن به گونه ای فزاینده بوسیله ی کالا استثمارشده و بنابراین با انواع مختلف رمز گونگی، شی انگاری و بیگانگی پوشیده شده است. لوفبور با طعنه می گوید، " اغلب شگفت انگیزترین چیزها روزمره ترین آنها هستند"، مارکس نیز در جلد اول کتاب سرمایه تصریح می کند، "عجیب چیزها اغلب مبتذل ترین آنها هستند." از طرف دیگر، به گونه ای متناقض،‌ زندگی روزمره عرصه ی آغازینی برای تغییر اجتماعی معنی دار است - تنها عرصه-  " نقطه ی شروعی اجتناب ناپذیر برای دریافتن امر ممکن." یا با زرق و برق بیشتر،‌ "زندگی روزمره دادگاه عالی است که در آن آگاهی،‌ دانش و قدرت به قضاوت گذاشته شده اند." هیچ کس قادر نیست به فراسوی زندگی روزمره‌ که به طور تحت اللفظی به درون سرمایه داری جهانی راه یافته، دست یابد، به همین ترتیب سرمایه داری جهانی چیزی نیست جز زندگیهای روزمره و ‌زندگی واقعی افراد در زمان و فضای واقعی. لوفبور بر این موضوع اصرار می ورزد که بخش زیادی از مارکسیستها اندیشه ی نا معلومی را در مورد تنازع طبقاتی اتخاذ کردند،‌ انتزاعی گسترده و تفسیری خیالی که نه تنها از "اصلاح اخیر سرمایه داری" بلکه همچنین از " اجتماعی کردن تولید"، غفلت کرده است. در تعبیری متفاوت،‌ مارکسیستها اجازه دادند دنیا آنها را کنار بزند؛ آنان به جای مواجه با واقعیات دنیوی زندگی روزمره ی مدرن،‌ با بی خیالی از کنار این واقعیات گذشتند.
    مارکس در " یادداشت های فلسفی و اقتصادی" گفته است که یک کارگر " خود را در کارش تأیید نمی کند بلکه انکار می کند، احساس رضایت و خوشحالی نمی کند، قادر به توسعه ی انرژی فیزیکی و ذهنیت آزاد نیست، بنابراین کارگر تنها زمانی که در حال کار نیست خود را حس می کند. وقتی کار نمی کند در خانه حضور دارد، و وقتی فعالیت می کند در خانه نیست." لوفبور عنوان می کند که کارگران حتی آن هنگام که کاری انجام نمی دهند احساس اشتیاقی در خانه ندارند، مشخص است که کار و خانه،‌ تولید و باز تولید- به طور کلی در زندگی عادی – بواسطه ی تبادل ارزشها، رده بندی و استثمار شده و مورد تاخت و تاز قرار گرفته است. کارگران برای گذران فراغت خود به عنوان مصرف کننده درآمد نقدی که با مشقت بدست آورده اند را به مثابه صرفا حاملان پول، باز پس می دهند‌؛‌ ‌در این بین زندگی خصوصی قلمرویی می شود که کارگران در آنجا طعمه ای برای پول خرج کردن می شوند،‌ قلمرو تبلیغات‌،‌ مد،‌ سینما، ستاره های پاپ و اپراهای پر زرق و برق، قلمرو آرزو برای آنچه که شما از قبل می دانید که با پرداخت هزینه ی مشخص در دسترس است. در سرمایه داری همواره در گسترش پس از جنگ،‌ همه ی مرزهای میان اقتصاد،‌سیاست، و زندگی خصوصی  به اندازه ی کافی محو شده اند. همه ی زمانها و فضاهایِ قابل مصرف ماده ی ناخالصی برای تولیدات و کالاهای جدید ‌هستند. مفهوم "کار بیگانه شده ی" مارکس اکنون درون یک "زندگی بیگانه شده" تعمیم یافته است.
    تقلیدهای زندگی روزمره در قلمرو اجتماعی آن چیزی است که مارکس در قلمرو اقتصادی مشخص کرده بود: تصور انسان اجتماعی بوسیله ی سیستمی که از طریق کار خصوصی شکل گرفته، شرطی شده؛ اینکه جامعه بر پایه های خصوصی شده پایه گذاری شده بود؛ و اینکه سرمایه داری هرگز نمی توانست دایره را تبدیل به مربع کرده و جامعه را بوسیله ی ابزار خصوصی انسانی کند. بار دیگر شالوده ی‌ زندگی روزمره حول قلمروهای خصوصی و اجتماعی ایجاد شد، یک آگاهی خصوصی و یک هشیاری اجتماعی. در خانه، زندگی خانوادگی می توانست بدون محرومیت خصوصی شود؛ آن هنگام که مردم در خیابان و کافه ازدحام می کردند، به یک گردهمایی شهری یا واقعه ی جمعی می رفتند،‌ روز هر روزه ی آنها به گونه ای مشارکتی اجتماعی شده بود. دو قلمرو درون یک واحد با یکدیگر منسوج شدند، جاییکه که روابط پولی به جای اینکه تعیین کننده باشد شرطی کننده بود. با از هم گسستگی کار و فراغت و با بسط ارزش مبادله ای درون " کلیت زندگی روزمره،" این واحد شکننده منفصل شد و بالهایش آسیب دید. اکنون حتی در خانه یا سر کار،‌ در قلمرو خصوصی یا عمومی،‌ کالاها و پول، ابزار مکانیکی و چند رسانه ای،‌ به گونه ای عالی حکمرانی می کنند.
    حالا،‌تجربه ی زندگی هم به گونه ای اقتصادی استثمار و هم به گونه ای ایدئولوژیکی غصب شده است :  با ضربه ی غنی  وجدان تکان خورد، در راز آلودگی غوطه ور شد،‌ در ضمیر فقیر خود شادی کرد. تز قدیمی لفبور در مورد La Conscience Mystifie'e (ضمیر رازآلود) (1936) بازگشتی به افشای سرمایه داری مدرن است نه فاشیسم مدرن- در هر روزه ی آن ، ماسکی بی محتوا. شرط بندیها تشدید شده اند بار دیگر دانش ماشینی و تکنولوژیکی بر صحنه ی نمایش منفجر میشود. اما آن چیزی که ادامه میابد از کاربرد تکنولوژی در مکانهای کاری بیشتر است. بنابر این مارکس خاطر نشان کرده است،‌ تکنولوژی " رابطه ی فعال انسان با طبیعت را آشکار ساخته و پروسه های تولید زندگی اش را هدایت می کند، بنابراین تکنولوژی همچنین عریانی پروسه های تولید روابط اجتماعی زندگی او، و ادراکات ذهنی که از آن روابط جریان میابد را ، میپوشاند."
    تغییرات در ابزار تولید شیوه ی زندگی ما را متحول کرده و در یک پیچش نظراتی را که ما در مورد دنیایمان و خودمان داریم را تغییر می دهد. فکر کنید در این باره که چگونه مغز انسان ماشین بخار ،‌ تولید انبوه (فوردیست) سفر فضایی، بیو تکنولوژی،‌ ایمیل و اینترنت را اختراع کرد. اما به این هم فکر کنید که چگونه اینها به گونه ای مساوی ما را اختراع کرده اند، شیوه هایی که پیاپی برای چگونگی نگاه ما به خودمان‌ شکل گرفتند.برای مارکس و لوفبور به گو نه ای یکسان، این تجهیزات انسان ساخت تنها حاکی از انسان ابزاری بوده و در نتیجه بار مسئولیت را کاهش می دهند. در حقیقت ابزار ساخت انسان " قدرتی بیگانه" می شوند،‌ با شدتی هر چه بیشتر در قدرت کاری حرکت جای می گیرند،‌ افراد را درون ضمیمه های تهی ابزارهای مکانیکی،  تغییر شکل می دهند،‌ ذهنیت حقیقی را فلج می کنند و  آن را در"رده بندیهای واقعی" زندگی روزمره تحت قلمرو سرمایه، هدایت می کنند. کار هفتگی ادمه میابد تا بیشتر و بیشتر به گونه ای تکنولوژیکالی در پیشرفته ترین ملتهای دنیا رشد یابد.
    جایی برای شگفت زده شدن باقی نمی ماند، معلوم است که تلفن های سلولی،‌ لپتاپها, ایمیل و ابزارهای الکترونیک دم دستی متنوع، افراد زیادی را مجاز به  فعالیت کاری می کنند حتی هنگامیکه در حال رفتن به سر کار هستند، در خانه حضور دارند و همچنین در زمان فراغتشان.
منبع:
Merrifield, Andy. (2006) Henri Lefebvre: A critical Introduction, Routledge, pege: 1-19

malihedargahi@yahoo.com
http://www.anthropology.ir/node/5211
                                                         
مطالب مرتبط:
زندگی روزمره از نگاه هانری لوفبور (بخش اول)

http://www.anthropology.ir/node/23245

تولید و حق شهر از نگاه هانری لوفبور
http://anthropology.ir/node/23045


شهرسازی در دیدگاه هانری لوفبور (بخش سوم)
http://www.anthropology.ir/node/22700

شهرسازی در دیدگاه هانری لوفبور (بخش اول)
http://anthropology.ir/node/22478

شهرسازی در دیدگاه هانری لوفبور (بخش دوم)
http://anthropology.ir/node/22548

اندیشمندان فرهنگ معماری معاصر(13): هنری لوفبور
http://anthropology.ir/node/6741

شهری برای شهرنشینی: لوفبور و فرهنگ شهر
http://anthropology.ir/node/12837

هانری لوفبور و "تولید فضا"؛ مارکس ِ زمان ما (2)
http://www.anthropology.ir/node/20178

هانری لوفبور و "تولید فضا"؛ مارکس ِ زمان ما (1)
http://anthropology.ir/node/19956

 
ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ»
http://www.anthropology.ir/node/21139
 
ویژه نامه ی نوروز 1393
http://www.anthropology.ir/node/22280

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

درگاهی، ملیحه

مطالب نویسنده