جایگاه مدرسه در فرانسه و نظام آموزشی فرانسه در دنیا: سرنوشت دانش آموزان

مارتین فورنیه برگردان آریا نوری

نیمی از دانش آموزان فرانسوی نظام آموزشی کشورشان را یکی از بهترین نظام های دنیا می دادند و نیمی دیگر از آن ها آن را در دسته ی بدترین ها قرار می دهند . . . اطلاعات بسیاری را می توان از بررسی نظام آموزشی کشورهای پیشرفته ی دنیا به دست آورد. مطالعات صورت گرفته روی نظام آموزشی فرانسه مشکلاتی را که روند نیل جامعه به سمت دموکراسی در رسیدن به یک آموزش برابر و موثر به وجود آورده است ، نشان می دهند.

نظام آموزشی فرانسه چه جایگاهی در بین کشورهای دنیا دارد؟

نتایج اولین تحقیقات صورت گرفته در مقیاس بین المللی بسیاری را شوک زده کرد. در این تحقیق از دانش آموزان 15 ساله ی 60 کشور جهان پرسش به عمل آمد. نتیجه ی به دست آمده سبب موجی از حیرت در فرانسه شد : رتبه ی دانش آموزان فرانسوی در زمینه های مختلف در بین 60 کشور شرکت کننده بین 13 تا 16 بود ، در واقع نتایجی که آن ها کسب کردند تنها کمی بالاتر از میانگین بین المللی بود و در هیچ کدام از زمینه های تحصیلی در بین کشورهای ممتاز قرار نداشتند.

برای اینکه بتوان کارایی و یا عدم کارایی نظام آموزشی فرانسه را به درستی بررسی کرد باید تمرکز بیشتری روی نتایج این تحقیق کرد. به گفته ی کریستین فورستیر (1) ، رهبر شورای عالی ارزیابی تحصیلی (2) ، که امروزه شورای عالی آموزش (3) جایگزین آن شده است ، تحقیقات صورت گرفته بین سال های 2000 تا 2005  به ما اجازه می دهد تا دانش آموزان فرانسوی را به دو دسته تفکیک کنیم :

 

نیمی از این دانش آموزان دوران تحصیل خود را بدون دردسر سپری می کنند . نتایج آزمون این دسته با نتایج به دست آمده توسط بهترین دانش آموزان کشورهایی که در رده های اول تحقیق صورت گرفته جای گرفته اند برابر است.

دسته ی دوم ، گروهی هستند که تقریبا یک سومشان مجبور شده اند یک درس را دو بار یگذرانند و ما بقی آنها هم چندین درس را. نتایج به دست آمده توسط این گروه بسیار ضعیف است.

فورستیر نتیجه گیری نهایی خود را این گونه ابراز می کند : « نظام آموزشی فرانسه با نیمی از دانش آموزانش نتیجه ای بسیار عالی و با نیمی دیگر از آن ها نتیجه ای بسیار ضعیف کسب کرده است. در واقع در نظر دسته ی اول نظام آموزشی فرانسه یکی از بهترین نظام های دنیا و در نظر دسته ی دوم یکی از بدترین هاست. این نظام برای دانش آموزانی که بتوانند خود را با آن تطبیق بدهند بسیار موثر است ولی نمی تواند به نیاز سایرین پاسخی درخور بدهد

 

علت موفقیت دانش اموزان فنلاندی در آزمون

در کمال تعجب دانش آموران فنلاندی ، این کشور کوچک و بی ادعا بودند که بهترین نتایجه را در آزمون به دست آورند. این نشان می دهد که نابرابری های اجتماعی کمترین تاثیر را در نظام آموزشی این کشور گذاشته است. به عبارتی دیگر در کشورگوزن های شمالی که در آن همچنان به زبان " لاپونی " صحبت می شود ، شرایطی به وجود آمده است که بسیاری از کشورهای دموکراتیک به دنبال آن هستند : نظام آموزشی که در عین تاثیر گذاری بتواند تاثیر نابرابری های اجتماعی را از بین ببرد . . . چه عللی در پس پرده ی این موفقیت قرار دارند؟ از یک طرف فنلاند کشوری است که در آن به نظام آموزشی اهمیت خاصی داده می شود  ( در صورتی که هزینه ای که در این کشور برای هر دانش آموز صرف می شود اندکی از فرانسه پایینتر است) . مدارس این کشور اغلب کوچک هستند ( به طور متوسط 167 دانش آموز در هر مدرسه در برابر 512 دانش آموز برای فرانسه) . بدون استثنا در مدارس فنلاند برای دانش آموزان به صورت روزانه غذای گرم و رایگان سرو می شود ، رفت و آمد آن ها مجانی است و از بهترین کادر آموزشی ممکن استفاده می شود . از طرفی به نظر می رسد که این موفقیت را باید مدیون فلسفه ی آموزشی ای در نظر گرفت که در سایر کشورهای اسکاندیناوی ( سوئد ، نروژ و دانمارک) به اجرا در می آید.

حوزه ی اسکاندیناوی اولین کشورهایی بودند که یک نظام آموزشی منسجم ، بدون سلسله مراتب و مشکل تراشی برای دانش آموزان برای رسیدن به سال های بالاتر تاسیس کردند. هر دانش آموز در این کشور مسیر منحصر به فرد خود را طی می کند. شعار فعالان حوزه ی آموزش و پرورش فنلاند این است :  « هر دانش آموز به نوبه ی خود مهم است » ، این مساله باعث شده است که در صورت بروز کوچکترین مشکل برای هر کدام از آنها ، بلافاصله چند نفر از معلمان مسئول رسیدگی به وضعیت وی شوند. به روند پیشرفت دانش آموزان اهمیت بسیار بالایی داده می شود و به جز مواردی خاص، گذراندن مجدد یک یا چندین درس توصیه می شود. مجموع نمرات آن ها تنها در پایان سال هفتم تحصیل اعلام می شود ، یعنی زمانی که می توانند با توجه به شغل آینده شان خودشان درس های بعدی را انتخاب کنند. متد های آموزشی این کشور بر دو اصل         " فعالیت های دانش آموزی " و " همکاری " ( بین مدرسه و خانواده ، معلمان و خود دانش آموزان ) استوار است. باید خاطر نشان کرد که در نظام های آموزشی این کشور مدارس از استقال کامل برخوردارند و به خصوص در فنلاند « به هیچ عنوان مدرسه ای ملزم به رعایت مورد به مورد برنامه های دیکته شده توسط وزارت آموزش و پرورش نیست » (4)

مساله ی قابل توجه دیگری که در فنلاند وجود دارد ، توقع بسیار بالا از معلمان برای داشتن سطح علمی و توانایی بالا است.

تنها یک مشکل در این میان وجود دارد : آیا الگوی فنلاند قابل انتقال به کشورهای پرجمعیت تر مثل فرانسه - که جامعه ی دانش آموزی بسیار ناهمگون تری دارند – می باشد یا خیر؟


(1) Christian Forestier, Claude Thélot et Jean-Claude Émin, Que vaut l’enseignement en France ?, Stock, 2007.

(2) le Haut Conseil de l’évaluation de l’école

(3) le Haut Conseil de l’éducation

 (4) Henri Charpentier, « Systèmes scolaires et équité sociale », in Armen Tarpinian (dir.), École : changer de cap. Contributions à une éducation humanisante,Chronique sociale, 2007.

 

 

سرنوشت دانش آموزان فرانسوی

سالانه 750 هزار دانش آموز فرانسوی از سیستم آموزشی این کشور خارج می شوند. همه ی آن ها توانایی یکسانی ندارند و به طبع جایگاه یکسانی هم در بازار کار به دست نخواهند آورد. در واقع ما می توانیم این افراد را از این لحاظ به پنج گروه 150 هزار نفره تقسیم کنیم :

  • دسته ی اول بدون آنکه هیچ مدرکی به دست اورده باشند مدرسه را ترک می کنند. به طبع این گروه با مشکلات فراوانی برای پیدا کردن کار مواجه خواهند شد.

این گروه را اصطلاحا « طرد شدگان نظام آموزشی » می خوانند.

 

  • دسته ی دوم نمی توانند دیپلم دوره ی دبیرستان خود را به دست آورند و معمولا به اخذ مدرک CAP ( 1 ) یا BEP (2 ) رضایت می دهند. این دسته شانس بیشتری برای یافتن شغلی مناسب خواهند داشت.

 

  • دسته ی سوم موفق به اخذ دیپلم دبیرستان می شوند. 01 درصد این افراد موفق به اخذ دیپلم عمومی می شوند ولی از ادامه ی تحصیل انصراف می دهند ولی اکثر آن ها دیپلم حرفه ای یا تکنولوژی به دست می آورند و پس از آن مستقیما یا بعد از ناکامی در دانشگاه وارد بازار کار می شوند. تجربه نشان می دهند کسانی که پس از اخذ دیپلم مستقیما وارد بازار کار می شوند موفقیت بیشتری نسبت به کسانی به دست می آورند که این کار را پس از شکست در تحصیلات عالیه انجام می دهند.
  • دسته ی چهارم افرادی هستند که دو سال پس از اخذ دیپلم اولیه ی خود از سیستم آموزشی خارج می شوند. آن ها اغلب دیپلم حرفه ای BTS (3) یا DUT ( 4) داشته و در حال حاضر شرایط مناسبی در بازار کار دارند.

 

  • گروه آخر کسانی هستند که موفق به کسب مدرک لیسانس ، فوق لیسانس یا دکترا می شوند.این دسته معمولا 3 تا 5 سال پس از اخذ مدرک دیپلم ابتدایی خود تحصیل را ادامه می دهند ، این میزان برای رشته هایی مثل پزشکی البته بیشتر است. منطقا این دسته بیشترین شانس را برای یافتن شغلی مناسب دارند حتی با وجود اینکه می دانیم  گروهی از آن ها برای به دست آوردن قرار داد کاری دائمی ( CDI) راه سختی در پیش دارند به خصوص دانش آموزان رشته ی ادبیات و علوم انسانی.
     

چه نتیجه ای می توان از این آمار به دست آورد؟در واقع دو دسته ی اول هستند که مشکل به وجود می آورند. افرادی که موفق به کسب دیپلم نمی شوند نشان دهنده ی شکست تحصیلی بوده و بیشترین بها را در نوسانات بازار کار می پردازند. امروزه در فرانسه بیش از 20 درصد جوانان با مشکل بیکاری درست و پنجه نرم می کنند(5) و این آمار مناسب کشوری پیشرفته نیست.همه با این مساله موافقند که بازار کار باید یکی از دغدغه های اصلی سیاست های آموزشی باشد.مساله ی بحث برانگیز دیگر دسته ی پنجم هستند. آیا این آمار برای جمهوری فرانسه مناسب است که تنها 20 درصد جوانانش تحصیلات عالیه داشته باشند؟ برخی از جامعه شناسان مثل دورو بلات (6) و بسیاری از دانشگاهیون صحبت از « تورم آموزشی » می کنند که با موج دانش آموزان از سال 1990 به بعد سبب کاهش ارزش مدرک تحصیلی شده است. آن ها کیفیت دیپلم های اعطایی را هم زیر سوال برده و آن را متناسب با بازار کار نمی دانند.
 

در برابر آن ها گروهی از متخصصین و برخی از اقتصاد دانان مثل اریک مورین (7) اعتقاد دارند که میزان بیست درصدی تحصیلات عالیه برای جامعه ای پیشرفته که بیش از پیش نیاز مند نیروی کاری لایق است اصلا کافی نیست.

در نهایت تحلیل های ارائه شده توسط این دو گروه در یک نکته اشتراک دارد: روند برقراری شرایط یکسان تحصیلی برای همه در جمهوری فرانسه ، از ده سال پیش تا کنون با مشکل مواجه شده است.

1) Certificat d'aptitude professionnelle

2) Brevet de technicien supérieur ( گواهی تکنیسین ارشد)

3) گواهی که نشان می دهد فرد مذکور دو یا سه سال در رشته ای خاص در دوره ی تحصیلات عالیه شرکت کرده است.

4)دیپلم تکنیسین عالی رتبه که نشان دهنده ی دو یا سه سال تحصیلات عالیه است.

5) مقاله ی فوق در سال 2011 نوشته شده است و آمار واقعی بیکاری جوانان در فرانسه امروزه بسیار بیشتر از این میزان است.

6) Marie Duru-Bellat, L’Inflation scolaire. Les désillusions de la méritocratie, Seuil, 2006 ; Jean-Robert Pitte, Jeunes, on vous ment ! Reconstruire l’université, Fayard, 2006.
7) Éric Maurin, La Nouvelle Question scolaire. Les bénéfices de la démocratisation, Seuil, 2007.

ارتباط با مترجم : aria.nouri1370@gmail.com

گروه مترجمان پیشرو : www.pishrotranslation.ir

مطالب مرتبط با وضعیت مدارس و آموزش و پرورش فرانسه به زودی در کتابی مستقل چاپ خواهند شد.

ویژه‌نامه‌ی «هشتمین سالگرد انسان‌شناسی و فرهنگ» 
http://www.anthropology.ir/node/21139

ویژه‌نامه‌ی نوروز 1393 
http://www.anthropology.ir/node/22280

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

نوری، آریا

مطالب نویسنده