خارج از محدوده

نسرین ریاحی پور

" خارج از محدوده( ١٣٦٦) " به مسایلى چون : امنیت اجتماعى ، هویت شهرى، بوروکراسى و نهادهاى اجتماعى می پردازد . داستان روایتى از سال ١٣٥١ است . زوج جوانى در پى پس اندازى طولانى مدت موفق به خرید خانه اى زیبا اما قدیمى و آسیب دیده در محله ى ظاهرن آرامى مى شوند. اما این آرامش با صحبت ها ى همسایگان بر هم مى خورد .

 

محله که هرت آباد نام دارد ، محل فعالیت دزدان است و اهالى حتا یک شب را هم با آسایش نمى گذرانند . کار به جایى کشیده است که میان دزد و ساکنان روابط دوستانه و صمیمى به وجود آمده و  ساکنان خسته سعى در سازگارى با دزد دارند .

 هرت آباد محله اى قدیمى با بیشتر مولفه هاى دوران خود است . روابط همسایگى در آن انسجام دارد ، بناها آجرى یا سیمانى است و خانه ها یک طبقه و حیاط دار هستند . اتاق ها بزرگند و معمارى به گونه اى است که ساکنان مى توانند کارکرد فضاها را بنابر سلیقه و روش زندگى خود تغییر دهند .( فرد در بنا آزادى عمل و حق انتخاب دارد یعنی می تواند کارکرد فضاها را مثلن از نشیمن به اتاق خواب تغییر دهد . ) ارتباط با طبیعت در این بناها ممکن است ؛ بى آن که بیم دیده شدن درون از بیرون وجود داشته باشد، فرد مى تواند به حیاط که شامل حوز ( آب) و  گیاه ( درخت و گل) است اشراف و دید داشته باشد . آسمان نیز در دسترس است و دیده مى شود . پرده ها نازک اند و بیشتر جنبه ى تزیینى دارند . فضا وسیع است و فرد مى تواند حوزه ى خصوصى مختص به خود داشته باشد . توالت با فاصله از محیط زندگى در حیاط و یا نقطه ى دور افتاده اى از نشیمن قرار دارد. بنابراین بوها و صداها کسى را نمى آزارد . کوتاه بودن دیوارها هنگام ساخت بنا بر این فرض استوار بوده است که امنیت منطقه حفظ خواهد شد و نیازى به حفاظ نیست . اما اولین تصویر فیلم از پس سیم هاى به هم تنیده نمایش داده مى شود ، این تصویر زمانى که بیننده با قهرمان داستان آقاى حلیمى تا خانه اش همراه است نیز بر بام همسایه تکرار مى شود . محله اى که فرض در ساخت آن آرامش ساکنان بوده و دوستى و صمیمیت در آن جارى است ( بقال دفتر حسابى براى ساکنان دارد و به آن ها تا آخر ماه نسیه مى دهد . ) در طول زمان  به افزایش سیستم  ایمنى نیاز پیدا کرده است. این تصاویر با همه ی بار مثبتی که دارند ، وجود خطر و ناامنی را نیز منتقل می کنند.  در دنباله ی تصاویر آقای حلیمی  و همسرش رعنا با شادی  به مرتب کردن لوازم خود در خانه ی جدید  مشغولند .  زیرا پس از سال ها موفق به خرید خانه شده اند . فیلم با نمایش این تصاویر راوی مشکل سکونت در تهران دهه ی 50 است . و هم زمان مسئله ی نظام اداری را نیز مطرح می کند . محمد جواد حلیمی نماینده ی طبقه ی کارمند در این داستان است . او با کار شرافتمندانه و حضور به هنگام به مدت 14 سال در محل کار خود با مشقت و تغییر سبک زندگی خود خلاف خواست همسرش ( جلوگیری از فرزندآوری و صرفه جویی فراوان ) موفق به خرید خانه ای فرسوده در محله ای ارزان قیمت شده است . این توصیفات نشان می دهد که :

الف)خرید خانه حتا درسال 1351 نیزبسیار مشکل است  . یعنی تقاضای مسکن در تهران بیش از عرضه ی آن است . این تقاضا بر اثر رشد جمعیت یا مهاجرت رخ داده است .

 

ب) درآمد کارمندی در مقابل مخارج زندگی بسیار ناچیز است . اما با حساب گری امکان خرید خانه با مولفه هایی که در بالا توضیح داده شد و جود دارد . یعنی کارمند امکان آن که صاحب خانه شود را دارد . چیزی که در حال حاضر غیر ممکن است .

اما شادی این زوج به زودی به دلهره از نا امنی بدل می شود . خانه ی آن ها مورد سرقت قرار می گیرد ؛ آن ها دزد را دستگیر می کنند اما موانع بسیاری برای احقاق حقوق خود دارند .  در دسترس نبودن نهاد های خدماتی و سیستم حمل ونقل عمومی عمده ترین این موانع  است . سیستم حمل و نقل عمومی فراگیر نیست و ساکنان برای رساندن دزد به کلانتری نیاز به خودرو شخصی دارند  .  . در بین ساکنان محله که درگیر جریان سرقت هستند تنها یک نفر که راننده ی تاکسی است ، خودرو دارد و ما بقی بدون این وسیله زندگی می کنند . مسئله ی دیگر در حضور قهرمان در کلانتری ها ،  ادارات  و وزارت خانه ها به چشم می آید . مسئولان کلانتری خشن ، غیر منطقی و با برخوردی ماشین وار بازنمایی شده اند . آن ها خارج از دستور العملی که به آن ها داده شده است  ؛ حاضر به انجام هیچ کاری نیستند . گویا آنان می بایست پتانسیلی از خشونت را که برآمده از محیط آموزشی شان بوده است به مراجع کننده منتقل کنند . این مراجع کننده  می تواند مجرم و یا شاکی باشد . در ادارات و وزارتخانه ها نوع برخورد متفاوت است . کارمندان گاه حضور ندارند (مثلن  در اتاقی جع شده لباس معامله می کنند ) و این عدم حضور می تواند روزها به طول انجامد و یا به سادگی و با بی تفاوتی اعلام می کنند که مسئله به آنان ارتباطی ندارد ، قهرمان داستان در این مرحله در جریان بوروکراسی احمقانه ای قرار می گیرد که سودی ندارد و این تصور را به وجود می آورد که وجود این مراحل تنها برای کارآفرینی برای عده ای بیکار صورت گرفته است .  در گیر و دار سفری که آقای حلیمی و دزد برای دست یابی به عدالت آغاز کرده اند ، در درگیری قهرمان و غریبه ای در خیابان، دزد از قهرمان دفاع می کند و او را نجات می دهد . تغییر ماهیت دزد به حامی و پلیس به عنوان تهدید کننده نشانی از ناکارآمدی سیستم حاکم  است . در انتهای روز محمد جواد حلیمی و دزد در می یابند که  " هرت آباد "  به دلیل بی دقتی مهندسان ، در نقشه ثبت نشده است بنابراین در حوزه ی استحفاظی هیچ نهادی جای نمی گیرد .هرت آباد " در لغت به معناى مکانى بى قانون و پر هرج و مرج است . نام محله هم بدیل همین معناست .

درطول  این سفر  و مواجهه با گروه های مختلف کارمندی برخورد خشن و یا سرد کارمندان در نهاد هایی که قهرمان پشت سر گذاشته است معنا می یابد : کارمند ناراضی از درآمد ، به وظایف خود عمل نمی کند . در برخورد با آبدارچی زمانی که در زیر زمین پر پیچ و خم وزارتخانه ای آقای حلیمی و دزد گم می شوند . این گفت گو پیش می آید که تاکید بر بی ضابطه و غیر حرفه ای بودن موقعیت ها دارد . آبدارچی می تواند وظایف سمت های دیگر را انجام دهد .

حلیمی : آقا می شه یه کمکی به ما بکنی ؟

آبدارچی : پرونده ات گم شده یا می خوای به جریانش بندازی ؟ پول چایی ما که فراموش نمی شه ؟

 در این مرحله قهرمان در پشت در آهنی بایگانی وزارت خانه ، پس از آسیب جسمی و روحی فراوان  باقی می ماند و دزد به راه خود می رود . در ادامه ی فیلم که گویا پایان این چنین غم انگیزی را بر نمی تابیده است اهالی محل با اتحاد خود تلاش می کنند امنیت محله را حفظ کنند . روایت غم انگیز داستان شکل طنز کودکانه می گیرد وبیننده احساس می کند با فیلم دیگری روبه روست که به دلیل اجباری بیرونی،  داستان نسبتن واقعی را با چسباندن ماجراهای بعدی به شادی بدل کرده است : امیدی که می خواهد به  زور به زندگی حقیقی تزریق شود. اهالی محل زندانی می سازند و دزدان را به کار اجباری وادار می کنند و صلح و صفا بر محیط حاکم می شود .

بخشى از هویت هر انسانى را مکانى که در آن سکونت دارد تعیین مى کند . یک فرد در سطح کلان با ملیت خود و در سطوح خرد تر با شهر و محله اى که به آن تعلق دارد ؛ شناخته مى شود . «هویت مکانى بخشى از زیر ساخت هویت فردى انسان و حاصل شناخت هاى عمومى او درباره ى جهان فیزیکى است که در آن زندگى مى کند .» (بهزادفر ١٣٨٧: ٦٥ ) ملاک این شناخت ثبت ، شناسنامه دار و وارد بوروکراسى شدن است . در برخورد قهرمان با کارمند پیر بایگانی در اواخر داستان بر این قضیه تاکید شده است :

کارمند : این پرونده این جا  وجود نداره . یعنی شاید هرت آبادی وجود نداره که پروندش این جا باشه

آقای حلیمی : پس اگر هرت آباد وجود نداره پس لابد منم که تو اون محله زندگی می کنم وجود ندارم

هر چقدر جوامع در طول زمان پیش مى روند ، این مسئله اهمیت بیشترى مى یابد . کسى یا چیزى که بر روى کاغذ حضور نداشته باشد ، در واقعیت وجود ندارد . زندگى در کلان شهرهاى جهان سومى که به گسترش سرسام آور حاشیه ها و پیوستن آن ها به شهر ها منجر مى شود افراد را با بحران دائمى به ثبت رسیدن و حضور داشتن مواجه مى کند . در فرهنگ دهخدا معادل لغت شهروند آمده است :  « در تداول ، کسى که جزو یک شهر ( یا ناحیه یا کشور ) به حساب بیاید و تابع مقررات آن باشد و از حقوق آن برخوردار گردد » . طبیعى است کسى شهروند محسوب و قادر است از حقوق شهروندى خود استفاده کند که در  جریان  ثبت  مکان  ، حضور داشته باشد . فعالیت کند سیستم مدیریتی گاه این ثبت را سال ها به عقب می اندازد و پس از گذر سالیان دراز فرد هم چنان در گیر به ثبت رساندن و برخورداری از حقوق شهروند ی می ماند . اما زمانی که نمی توان مسائل را به شکل قانونی حل کرد و از فرایند قانون مند بودن کاری پیش نمی رود . یعنی فرد متمدن در محیطی غیرمنطقی قرار می گیرد ناچار دست به نو آوری می زند وبه شیوه ی ساختاری که در آن قرار گرفته عمل می کند . آقای حلیمی در داستان  خشونتی را که محیط به او تحمیل می کند  به کار می بندد و موفق به فهم جریانی می شود که که طی آن، محل اسکانش به رسمیت شناخته نشده است .      .

« خارج از محدوده » در سال 66 ساخته شده است . دورانی که تهران زیر موشک باران شدید است و زندگی مردم به شدت از سوی کشور همسایه تهدید می شود . شهروندان از بیم جان شهر را ترک کرده اند و  دزدی غوغا می کند . تلاش برای امیدوار کردن و اتحاد مردم برای ساختن دوباره ی شهر و از سرگرفتن زندگی شاد پیام های آشکار فیلم هستند . از سوی دیگر داستان به سبب انتقاداتی که به سیستم مدیریت  روا می دارد و سخت گیری هایی که در سال ساخت وجود داشته در دوره ی قبل از انقلاب روایت می شود  .  راه ها خلوت و بی ترافیک است .  ساختمان ها در نگاهی کلی فرسوده هستند . روند تخریب و از نو سازی در دوران ساخت فیلم رایج نیست . ساختمان های قدیمی حفظ و از آن ها استفاده می شود .  اماکن خاطره انگیز حتا در سطح فردی وجود دارند . یعنی هر شخصی می تواند چیزهای بسیاری در شهر بیابد که در گذشته ی او نیز وجود داشته اند .  نمای سینما حافظ از پنجره ی رستوران از پس شاخه های درخت به چشم می خورد و آلودگی ناشی از ازدیاد خودروها برگ های درخت ها را چرکین نکرده است .  این ها نکات مثبت فیلم است . نکاتی که در پس زمینه حضور دارند و علارغم مشکلات برجسته ای که برای قهرمان پیش می آید ؛ بافت داستان را یاس آلود نمی کند . وهمچنین  تاکیدی ناخودآگاه بر تاثیر محیط در کیفیت زندگی انسان هاست چیزی که در زمان ساخت فیلم به سبب بدیهی و در دسترس بودن به آن توجهی نشده و هیچ عمدی در ارائه ی آن در کار نبوده است .

منبع :

بهزادفر، مصطفی/ هویت شهر: نگاهی به هویت شهر تهران تهران: سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران ،موسسه نشر شهر‏‫، ۱۳۸۶

 

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ» 
http://www.anthropology.ir/node/21139

ویژه نامه ی نوروز 1393 
http://www.anthropology.ir/node/22280

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

ریاحی پور، نسرین

مطالب نویسنده