تولید فرهنگی نادانی حوزه مطالعاتی پرباری را ایجاد کرده است!

مایکل هیلتزیک برگردان مهسا شیخان

تولید فرهنگی نادانی حوزه مطالعاتی پرباری را ایجاد کرده و شکل می دهد:
رابرت پراکتور در حوزه اگنوتولوژی یکی از متخصصان پیشرو در دنیا است (مطالعه تولیدفرهنگی نادانی)، واژه ای جدید که بر مطالعه تولید فرهنگی نادانی دلالت دارد.

رابرت پراکتور فکر نمی کند که نادانی سعادت و خوشبختی است. وی فکر می کند که آنچه شما نمی دانید می تواند به شما آسیب برساند. و اینکه امروزه در مقایسه با گذشته نادانی و جهالت بیشتری در محیط اطرافمان وجود دارد، و نیز تولید کنندگان و ارائه دهندگان در انباشتن ذهنمان با مسائل  بی اهمیت و بی معنا ماهرتر شده اند.

پراکتور، استاد تاریخ علم در دانشگاه استانفورد، یکی از متخصصان پیشروی جهانی در حوزه مطالعات اگنوتولوژی agnotology است، واژه جدیدی که مطالعه تولید فرهنگی نادانی را نشان می دهد. این حوزه مطالعاتی غنی، خصوصا امروزه که کل صنایع خود را وقف ارائه اطلاعات عمومی نادرست و ایجاد تردید در مورد فعالیت ها و محصولاتشان کرده اند بسیار با اهمیت است. صنعت تنباکو در این زمینه پیشرو بوده است. هدف این صنعت فرسودن و تباه کردن ارتباط علمی تایید شده میان استعمال دخانیات و بیماری بوده است: بنا به یادداشتی که توسط رقیبان حقوقی در سال 1969 از فایل های براون و ویلیام سون استخراج شده بود، "تردید محصول ماست". نویسنده این یادداشت ها نوشته است، "روش بزرگ تنباکو نباید کم رنگ کردن شواهد بلکه ایجاد مناقشه باشد".

وقتی این نوع دستکاری اطلاعات برای سوددهی انجام شود، و یا برای پریشان کردن توسعه سیاست های عمومی سودمند باشد، تهدیدی برای جامعه دموکراتیک محسوب می شود. صنعت شکر با دقت برنامه بزرگ تنباکو را مورد مطالعه قرار داد، که هدفی بزرگ و نهادیی برای حامیان بهداشت عمومی تبدیل شد.

همچنین مخالفان واکسیناسیون نیز این مسئله را بیان می کنند، آن هایی که هنوز هم از یک مقاله انگلیسی بی اعتبار برای دامن زدن به شبهه ها و تردیدهای مرتبط با امنیت واکسیناسیون و ایمن سازی کودکان و یا نفی کنندگان تغییرات آب و هوایی استفاده می کنند.

و تمامیی این داستان های وحشت آور ساختگی در مورد برنامه بهداشت اوباما (obamacare) توسط جمهوری خواهان و مخالفان محافظه کار قانون بهداشت مقرون به صرفه و حامیان آن ها در روزنامه های دست راستی منتشر شده است؟ هدف آن ها ایجاد تردید در مورد طرح کلی اصلاح بهداشت و درمان است؛ اگر هدف آن ها شناسایی برخی نواقص و کمبودهای خاص این قانون بود، آن ها باید هر داستان را با پیشنهادی برای اصلاح آن قانون ارائه می کردند.

پراکتور در طی مطالعه خود بر روی تاسیس علمی نازی ها به مطالعه جهالت فرهنگی و در نتیجه به مطالعه کمپین دفاعی صنعت تنباکو روی آورد. در اوایل دوره کاری و حرفه ای خود، وی به من گفت، که از یک مشاور پرسیده که آیا علم نازی موضوع مناسبی برای تحقیق است یا نه. و این پاسخ را دریافت کرد که : "البته. مزخرف مزخرف است، اما تاریخ مرخزف و حرف بی معنی یک تحقیق است". پراکتور می گوید که همواره اخبار شبکه فاکس نیوز را به عنوان بخشی از تحقیق اش، نگاه می کند.

البته پراکتور تصدیق می کند که هر نوعی از جهالت هم بد نیست.

"دلایلی وجود دارند که ما نمی خواهیم مردم بدانند که چگونه یک ویروس ایدز بوسیله هوا و یا سلاح های بیولوژیکی انتقال یافته است، و حق محرمانه بودن این اطلاعات بر مبنای نوعی از جهالت فرهنگی تحمیلی است- ما اکثر مواقع نمی خواهیم همه مردم همه چیز را در موردمان بدانند".

اما جهالتی وجود دارد که برای دستکاری و تحت تاثیر قرار دادن عموم مردم ایجاد و طراحی شده است. افسانه جامعه اطلاعاتی این است که ما در دانش غرق می شویم. اما اشاعه جهالت آسانتر است.

خصوصا در زمان هایی که موضوعات آنقدر پیچیده هستند که آسانترین روش ارائه آن مباحثه است که در آن هر دو طرف بحث زمان کافی داشته باشند.

کمپین ارتباطات عمومی تنباکو بر ضد نهضت ضد استعمال دخانیات، برای مثال، با هدف "تولید  بحث" و متقاعد کردن رسانه های جمعی بود که روزنامه نگاران مسئول وظیفه ارائه هر دو جنبه این موضوع را داشتند، گزارشی از نائومی اورسکس و اریک کانوی در کتاب خود با عنوان "تجار تردید" در همین راستا در  سال 2010 منتشر شد.

صنعت به درستی درک کرده بود که هیچگاه روزنامه نگاران برای پرداختن یکسان به دو طرف بحث اخراج نمی شوند، حتی وقتی که واقعیات این توازن را حمایت نکنند. آن چه که عصر مدرن را برای ایجاد جهالت فرهنگی آنقدر آماده ساخته کاهش اعتبار علمی است. نورتون وایز، مورخ علم در دانشگاه یو سی ال ای، معتقد است که محققان به خاطر این کاهش اعتبار علمی به سرزنش زیادی نیاز دارند.

سئوال این است که تا چه میزان تجاری کردن علم دانشگاهی تردیدهای عمومی را افزایش می دهد و کالای عمومی را در دانشگاه ها و اماکنی مثل سی دی سی (مرکز کنترل بیماری ها) تخریب می کند. به گونه ای که آن ها دیگر از صنایعی مثل تنباکو و یا صنعت بزرگ دارو (فارما) متمایز و متفاوت محسوب نمی شوند. با در نظر گرفتن تجارت های فراگیر در دانشگاه های اصلی تحقیقاتی مثل یو سی ال ای این خود مشکلی بزرگ است. وایزگزارش پارلمان انگلستان را در سال 2004 نقل می کند که نشان می دهد سه چهارم تمامی آزمون و خطاهای تصادفی در ژورنال تخصصی پزشکی نیو اینگلند، ژورنال تخصصی جامعه پزشکی آمریکا، و ژورنال انگلیسی لانست رخ می دهد که همگی بودجه هایی را از صنعت دارو دریافت می کنند. این ها نمونه هایی از مسائلی است که اعتماد عمومی را نادیده می گیرند.

در واقع، تلاش برای ریشه کردن این شایعات که واکسن های سرخک منجر به اوتیسم می شوند اغلب با فعالان ضد واکسیناسیون مواجه است که معتقدند اطمینان دولت از سالم بودن واکسن بخشی از دسیسه آن برای ایمن نگه داشتن برنامه بزرگ دارویی است. خطر این نادانی های فرهنگی در گفتمان عمومی دو جنبه دارد. اول، زمانی که اجازه ریشه یافتن را داشته باشد، اطلاعات نادرست- چه فرهنگی و یا ساختگی- را بسیار سخت می توان از میان برد.

در مطالعه اخیر، یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی برندان نیهان در کالج دارتموت چهار روش را برای تغییر ذهن والدینی که تصمیم گرفته بودند که تمایل ندارند کودکان خود را با واکسن سرخک، سرخجه و گوشک  واکسینه کنند ارائه داد- تکذیب واقعی ارتباط واکسن و اوتیسم؛ دو راه مختلف ارائه هشدار در مورد مخاطرات کودکانی که واکسن سرخک نمی زدند، که این خود شامل یک روایت دراماتیک در مورد نوزادی بود که تقریبا به دلیل سرخک مرده بود، و عکس های وحشتناک از کودکانی که از این بیماری ها رنج می بردند.

برخی از این مداخلات والدین را متقاعد کرد که ارتباط آن ها با اوتیسم ظاهرا ممکن است صحیح نباشد، اما آن باعث نشد که حتی یک نفر از آن والدین کودک خود را واکسینه کند. و برخی از مخالفت های شدید با واکسن، تاثیری معکوس داشت.

یک مخاطره دوم این است که نادانی با ایجاد یک سیاست فکری  هوشمندانه مداخله می کند. با نقل قول نتایج نظرسنجی گالوپ در سال 2012، پراکتر این سئوال را مطرح می کند که اگر نیمی از کشور گمان کنند که زمین 6000 سال سن دارد، شما چگونه می توانید سیاست محیطی موثر و کارآمدی را ارائه دهید؟ این نوع نادانی سنتی و یا  منفعلانه ما را از قادر بودن به کنش معقول بر روی مسائل اجتماعی بزرگتر باز می دارد.

هنوز هم، این نادانی به صورتی تجاری تولید می شود که بسیار دسیسه آمیز و خائنانه است. و تنباکو اولین پیشرو در این زمینه، همچنان سردمدار این موضوع است.

صنعت تنباکو موفق شده که مردم و سیاست مداران را قانع کند که جنگ استعمال دخانیات را باخته است، اما این تنها یک افسانه است. پراکتور معتقد است که 40 میلیون نفر از مردم آمریکا هنوز هم دخانیات مصرف می کنند و کاربرد تنباکو همچنان در اکثر نقاط دنیا رو به افزایش است. علاوه بر این، برنامه صنعت تنها در مورد سیگار نیست، بلکه بخشی از پروژه نادانی فرهنگی بزرگتری است برای ارتقاء بنیادگرایی بازار آزاد.

بنا به گفته استانتون ای. گلانتز از دانشگاه کالیفرنیا سانفرانسیسکو که پارسال چاپ شد، صنعت تنباکو به صورتی عمیق با تحول جنبش میهمانی چای (Tea Party) پیوند خورده است، که برخی از اهداف گرامی داشته شده این صنعت را ارتقاء می داد، مثل مبارزه با مالیات تنباکو و قوانین ضد استعمال دخانیات. چای در اواخر دهه 2000 به نهضتی تبدیل شد که ده سال قبل مدیر اجرایی رینولد پیش بینی کرده بود، گلانتر نتیجه می گیرد که،  آزادی و انتخاب برای تغییر اینکه چگونه افراد نقش دولت و تجارت های بزرگ زندگی های شان را می بینند، ریشه در ارزش های پدرسالاری دارد. با در نظر گرفتن جریان شدید اطلاعات نادرست در مورد فضای عمومی و چندگانگی راه های توزیع آن، آیا هیچ امیدی به گسستگی این ارتباط باقی می ماند؟

تولیدات فرهنگی نادانی چندگانه هستند. من هیچ راه ساده ای برای از بین بردن آن نمی بینم. تمامی نیروهای دولتی اعتماد مردم به علم را نادیده می گیرند. کل دوران کاری کم به مبارزه با این فرآیند گذشته است. فرصتی وجود دارد تا این مسائل را از طریق روزنامه نگاری خوب، روش خوب، و تخصص خوب مطالعه کنیم. شما به توده مردم تحصیل کرده ای نیاز دارید.

وی معتقد است که چنین تلاش هایی  باید از سنین جوانی آغاز شوند. شما واقعا باید به شاگردان کلاس سوم، چهارم، پنجم و ششم دبستان بیاموزید که برخی افراد دروغ می گویند و اینکه چرا دروغ می گویند؟ به این دلیل که برخی افراد بسیار حریص و طماع هستند.

ستون مایکل هیلتزیک در روزهای یکشنبه و چهارشنبه منتشر می شد. بلاگ وی را مطالعه کنید، با عنوان Economy Hub، در آدرس الکترونیکی latimes.com/business/hiltzik، می توانید با ایمیل mhiltzik@latimes.com با وی تماس داشته باشید، و در فیسبوک facebook.com/hiltzik  و توییتر @hiltzikm وی را دنبال کنید.

 

 

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ»

http://www.anthropology.ir/node/21139

 

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

شیخان، مهسا / معاونت روابط بین المللی

مطالب نویسنده