هجرت‏ فقـرا از تهـران

مسعود شفیق

تهران که در سالیان اخیر، دستخوش تغییراتی فراگیر و بی‌امانی شده بود، با گسست از گذشته، به دوران نوینی پا نهاد که بی‌سامانی وجه بارز آن بود و بر این اساس نیز به شدت نیازمند ساختاری بود که بتواند به‌هم‌ریختگی شهر را که در پوست خود نمی‌گنجید، ساماندهی نماید. اگر مشخصه بارز دیروزین شهر گونه‌ای از انسجام سنتی بود، مشخصه امروزین آن، قطبی شدن شدید فضاها در درون و پیرامون شهر، به ویژه در وجوه و جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی شهر بود.

قطبی شدن شهر تهران که با تکوینی تدریجی در چند دهه اخیر پدید آمده، ناشی از تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها و استقرار اکثر اغنیا در شمال شهر و مأواگزینی اغلب تهیدستان شهری (مشتمل بر نیروی کار و قشرهای اجتماعی دهک‌های پایین درآمدی) در جنوب شهر است. علاوه بر این، مهاجرین تهیدست نیز عمدتا در جنوب تهران سکنا یافته‌اند. گرچه سالیانی است که دیگر مهاجرین تهیدست نیز در جنوب شهر تهران، مأوا نمی‌یابند و فراتر از آن حالیا، نه فقط شهر تهران میزبانی برای خیل انبوه مهاجران نیست، بلکه تدریجا گروه‌های پایین درآمد را نیز دهک به دهک از شهر می‌راند و ناگزیر به اسکان در سکونت‌گاه‌های  پیراشهری (رسمی و غیر رسمی) تهران می‌سازد.

البته تهران، کماکان مقصد اصلی مهاجرت مازاد عظیم نیروی کار در قلمرو سرزمین ملی است. با اسکان چادرنشینان و بنه‌کن شدن عشایرتهیدست و همچنین از زمین رانده شدن روستاییان تهیدست (زارعین کم‌زمین و خوش‌نشینان بی‌زمین) و سرانجام بریدن از زادگاه‌ها، خیل گسترده‌ای از تهیدستان شهری، که به دلیل عدم وجود فرصت‌های شغلی در صدها شهر کوچک و بزرگ ایران‌زمین، به جست‌وجوی کار، راهی پایتخت شده و پشت دروازه‌های شهر، وا می‌مانند، به ناگزیر در کانون‌های کوچک و بزرگ پیراشهری تهران استقرار یافته و بدین ترتیب در چند دهه اخیر در پیرامون شهر تهران، تدریجا شهر-منطقه‌ای گسترده سر برآورده است.

این «شهر-منطقه» نیز از  سرشت دوگانه‌ قطبی شده‌ای برخوردار است. هم عرصه‌ای وسیع  برای سکنای مهاجرین فقیری است که از سرتاسر کشور راهی تهران شده‌اند و هم محل سکونت برای تهیدستان تهران است که در محدوده شهر، مأوایی ندارند. و پیش‌بینی می‌شود با توجه به شرایط کنونی، این روند جابه‌جایی و مهاجرت  فقرا از تهران به فضاهای پیراشهری آن، با فزونی چشمگیری، در سال‌های آتی تداوم یابد.

هجرت فقرا از شهر تهران به کانون‌های جمعیت و فعالیت پیراشهری، از کجا نشأت می‌گیرد؟

آیا این جاذبه‌ فضاها و محیط‌های پیراشهری تهران است که فقرا را به خود می‌خواند و یا دافعه‌های محدوده شهر، به ویژه قیمت زمین و هزینه‌های سنگین سکونت در شهر است که فقرا را از شهر می‌راند؟ و یا آمیزه‌ای از عوامل جذب و دفع، شرایطی پدید آورده که نمود بارز آن جابه‌جایی و هجرت فقرا از شهر،  توأم با ترسیب فقرای مهاجر ایران‌زمین، در پشت دروازه‌های پایتخت است. اینک قطبی شدن فضاهای شهری و شکاف عمیق شمال و جنوب، محدود به محدوده شهری نیست، بلکه فضاهای پیراشهری نیز تدریجا  با شکاف‌های درآمدی و کیفیت زندگی، قطبی شده و کمربندی از فقر به جای کمربند سبز، گرداگرد شهرتهران را در بر گرفته است.

شهر تهران و منطقه شهری آن چگونه چنین سرنوشتی یافته است؟

شهر تهران، از ابتدای قرن شمسی اخیر با رشد تدریجی، تحول یافت و در دهه بیست سر بر کشید و پس از کودتای 28 مرداد با تمرکز سنگین قدرت به متروپلی میلیونی، مبدل شد.

تهران در آستانه انقلاب اسلامی، شهر- منطقه‌ای شده بود که مجموعه شهری (Conurbation) قلمداد گردید، با هاله‌‌هایی از فضاهای پیراشهری مرتبط با شهر که متشکل از حوزه‌های نفوذ و حوزه‌های بلافصل گسترده‌ای برای تهران بود. این مجموعه شهری که پیدایش و تکوین آن در اسناد آمایشی دهه پنجاه، پیش‌بینی و مدیریت سرزمینی آن با نقشه راهی سنجیده و یکپارچه، توصیه شده بود، علیرغم  هشدارهای مکرر در باب بی‌توجهی به ساماندهی اسکان جمعیت، نحوه‌ استقرار فعالیت و توسعه و عمران شهرهای روبه‌رشد و کانون‌های جمعیتی نوپا و خودجوش، پیامدهای نامناسبی ببار آورد که بروز ناامنی‌ها و تنش‌های اجتماعی، نمودهای بارز آن بود. به همین جهت نیز گرچه سندی برای هدایت و کنترل فضاهای پیراشهری تهران و مدیریت آن تهیه شد، ولی به دلیل عدم اجرا و کماکان تداوم بلاتکلیفی و لاینحل ماندن مسایل، اسکان غیررسمی فزونی یافت و کانون‌هایی از جمعیت و فعالیت در گرداگرد آبادی‌های پیراشهری و یا در کریدورها و محورهای ارتباطی منتهی به شهر تهران شکل گرفت، و بدین ترتیب روستاشهرهای کم جمعیت بلوکات پیرامون تهران به شهرهای چندصد هزار نفری (اسلامشهر، پاکدشت، خاتون‌آباد، باقرشهر، قلعه حسن‌خان و ...) مبدل شده و کانون‌های جمعیت غیررسمی جدیدی این‌سو و آن‌سوی شهر، چون مرتضی‌گرد پدید آمد، که نه فقط خیل انبوهی از مهاجرین سراسر کشور را در خود جای می‌داد، بلکه تدریجا پذیرای از شهر راندگان تهران شد که عمدتا به دلیل فقر تن به هجرت داده و به هرصورت مأوایی برای خود در این کانون‌های شهری فراهم کردند.

جابه‌جایی جمعیت در تهران، از محلات فقیرانه جنوب شهر به محلات بالنسبه آباد مناطق شرقی و غربی شهر، و نهایتا به شمال شهر، در چند دهه اخیر با ضرباهنگ آرام تداوم یافته و همواره آنانی که از وضعیت اقتصادی بهتر برخوردار می‌شدند، خانه و کاشانه خود را تبدیل به احسن کرده و در محلات بهتری سکنی می‌گزیدند، اما در سالیان اخیر گرچه این شیوه از جابه‌جایی نیز کماکان تداوم یافته، ولی شیوه‌ای که پیدایش و رشد آن چشمگیر است، جابه‌جایی فقرا از تهران، برای رهایی از هزینه‌های کمرشکن زندگی در شهر است. وضعیتی که با تشدید شکاف در فضاهای درون شهری (شمال و جنوب)، شکاف میان مرکز- پیرامون را در مراکز و فضاهای سکونت منطقه شهری یا مجموعه شهری تهران عمیق‌تر ساخته و چشم‌انداز نامطلوبی برای پایتخت کشور و کلان شهر تهران، پدید ‌آورده است.

اکنون که هنوز بالغ بر نیمی از اقتصاد  زیرزمینی و غیر متشکل کشور، در تهران متمرکز است و عمدتا نیز بر فضاهای فعالیت در گستره جنوبی شهر و فضاهای پیراشهری آن سایه گسترده است، جذابیت‌های چشمگیری برای هجرت فقرا از همه فضاهای عمدتا بی‌رونق اقتصادی، در قلمرو سرزمین و شهر تهران فراهم آمده. و در سایة  سیاست‌های انفعالی مدیریت سرزمین در حریم تهران، تشدید شده است.

به استناد اسناد فرادست طرح جامع تهران، در چنددهه اخیر مهاجران و گروه‌های کم‌درآمد ساکن تهران برای گریز از هزینه گران مسکن به پیرامون شهرها روی آورده‌اند. سکونتگاه‌های غیررسمی که در آبادی‌ها و اراضی کشاورزی و بایر پیراشهری ساخت و ساز شده و در بازار غیررسمی داد و ستد می‌شود و سرپناه مورد نیاز گروه‌های کم‌درآمد منطقه‌ را تامین می‌کند. اسکان غیررسمی که در آستانه انقلاب اسلامی حدود 5 تا 10درصد بود، در ابتدای دهه 80 به حدود 20 تا 30درصد جمعیت ساکن رسیده است. در سال‌ 1375 حدود 2میلیون نفر از جمعیت منطقه شهری تهران در شهرها و شهرک‌هایی اسکان یافته بودند که به صورت غیررسمی و خارج از محدوده‌ی طرح‌های شهری، توسعه یافته بود که اغلب نیز در قریب 30 کانون شهری نوپای مجموعه شهری تهران استقرار یافته بودند. سکونتگاه‌های غیررسمی منطقه شهری تهران، در حالی‌که تامین‌کننده سرپناه مورد نیاز جمعیت کم‌درآمد منطقه بود، و ضمن تمرکز جغرافیایی فقر در منطقه، محیط‌های محروم از خدمات و زیرساخت‌های شهری و بلادفاع از نظر آسیب‌های اجتماعی پدید آورده بود. جمعیت ساکن در این سکونتگاه‌ها که بعضا از سابقه اجاره‌نشینی و سکونت در تهران برخوردار بودند و درمحیط‌های پیراشهری تهران نیز به دلیل خوابگاهی بودن مراکز سکونت و فقدان امکانات متنوع اقتصادی از فرصت‌های اشتغال کافی برخوردار نبودند، به‌ناچار برای انواع مشاغل ساده به تهران روی ‌آورده و متقبل هزینه و زمان زیادی برای رفت و آمد می‌شوند. بر اساس نتایج مطالعات مجموعه شهری تهران، 15درصد از فقیرترین ساکنان منطقه شهر تهران، حدود5/4 ساعت صرف رفت و برگشت از محل کار می‌کنند. فضاهای بلادفاع حاشیه‌ای در منطقه شهری تهران، به دلیل بلاتکلیفی و رشد بدون برنامه، خارج از کنترل موثر اجتماعی و فاقد نهادهای حمایتی فعال در منطقه بوده و همواره عرصه شکل‌گیری جرایم و آسیب‌های اجتماعی متنوعی است. براین اساس مهاجران کم‌درآمد، علاوه بر فقر و محرومیت، دستخوش ناامنی، در محیط‌های اجتماعی نابسامان پیراشهری تهران شده‌اند.

در طرح‌های جدید توسعه شهری تهران، به ویژه در طرح جامع که سند مادر طرح‌های مذکور است، با رویکردی نوین و پرهیز از نگرش صرفا فیزیکی- کالبدی به توسعه شهری و توجه همه‌جانبه به کلیه وجوه توسعه شهری، به ویژه ابعاد زیست‌محیطی و اجتماعی- اقتصادی آن، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید در فضاهای شهری، به ویژه قلمرو جنوبی شهر با پالایش پهنه‌های کنونی فعالیت و ساماندهی مجدد آن مورد توجه قرارگرفته است و همچنین بر توسعه متعادل فضایی و تعدیل دوگانگی و نابرابری‌های فضایی، تاکید شده است. بدین منظور نیز مقرر بوده که با تهیه اسناد ملاک عمل و سپس اسناد اجرایی توسعه، عمران جنوب پایتخت کشور مورد توجه ویژه‌ای قرار گیرد و با تخصیص منابع مالی لازمه در برنامه‌های کوتاه مدت (سالانه) و میان مدت (پنجساله)، موجبات جنوب‌زدایی و تعدیل نابرابری‌های فضایی شهر تهران، با برنامه‌ریزی‌های سنجیده و اجرای طرح‌های کارآمد پی‌گیری شود. البته علیرغم تلاش‌های دهه اخیر مدیریت شهری تهران در این زمینه و حمایت‌های شورای اسلامی شهر تهران، مجموعه اقدامات انجام شده در قبال تاثیرات جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های کلان کشور، ناچیز بوده و سونامی سوداگری و کسب و کار غیر مولد در مسکن و زمین شهری و گسترش مشاغل زیرزمینی، مجموعه شهری تهران را درنوردیده و شرایطی پدید آورده، که دستاورد بارز آن، هجرت فقرا از شهر تهران است.

این مطلب در چارچوب همکاری رسمی «انسان شناسی وفرهنگ» و مجله «نمایه تهران» منتشر  می شود و در شماره اول این نشریه در شهریور 1392 به انتشار رسیده است. گزیده های از مقالات نمایه تهران را روزهای یکشنبه و چهارشنبه در انسان شناسی و فرهنگ بخوانید.

 

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ»
http://www.anthropology.ir/node/21139

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی