شهرهای تاریخی جهان اسلام (3): شیراز (بخش سوم)

آ. لمبپتون ترجمه ی ملیحه درگاهی

در سال 20-1319 یک مقاطعه ی همیشگی در مورد مالیات های فارس از جانب ابوسعید به کردانجین، دختر ابیش خاتون و بزرگترین دختر در میان دختران بسیار طش مونک، اهدا شد. وصاف حمایتِ کردانجین از مردم فارس را تحسین کرد. وی نوشته است که کردانجین توجه ویژه ای نسبت به مرمت بناهایی که توسط نیاکانش ساخته شده بود، از جمله مدرسه ی عضدی در شیراز، داشت. این مدرسه توسط ترکان خاتون همسر سعدبن ابوبکر ساخته شد و احتمالا پس از پسرش محمد، که ملقب به عضد الدین بود، نامگذاری شد. واصف بیان می دارد که در زمان کتابت وی عایدی های حاصل از اوقاف مدرسه در حدود بیش از 200،000 دینار بود و اینکه کردانجین این درآمد را صرف اهداف عالیه مدرسه کرده و بر مقدار آن افزود.
در زمان حکومت ابوسعید،  محمود شاه پسر محمد شاه اینجو که توسط الجایتو برای اداره ی املاک پادشاهی به فارس فرستاده شده بود، موفق شد که تقریبا در شیراز و فارس به خودمختاری دست یابد. پسرش مسعود که بواسطه ی پیر حسین، نوه ی اوبان، در سال 1339/744 شیراز را تصرف کرده بود، جانشین وی شد. او دو سال بعد توسط مالک اشرف، پسر خواهرش، خلع قدرت شد. در استرداد بعدی ابو اسحاق، جوانترین پسر محمود شاه، در سال 3-1342/744 حاکمیت خود را بنا نهاد. طی حکومت وی بود که ابن بطوطه برای دومین بار در ژوئیه 1347 از شیراز دیدن کرد. آنطور که مستوفی و وصاف توصیف کرده اند به نظر می رسد در زمان حکومت ایلخانی ها با وجود اخاذی و هرج و مرج های مالی، نوعی بهبود در زمان اینجوییدها وجود داشته است. ابن بطوطه بیان می کند که اصلاحات انجام شده بسیار زیاد بود (ii، 6-65، ii، ترجمه). وی بسیار از بازارهای شیراز سخن گفته است. او شرح می دهد که چگونه ابو اسحاق آرزوی ساخت کاخ گنبدی همچون ایوان کسری در تیسفون را داشت و به ساکنین دستور داد تا شالوده ی این بنا را حفر کنند. زمانیکه  وی این عمارت را دید ارتفاع آن به حدود 30 ذرع می رسید. در بین حرمهای شیراز ابن بطوطه بویژه از عمارت احمدبن موسی یاد می کند که بسیار از جانب شیرازی ها مورد تکریم قرار می گرفت. تاج خاتون، مادر ابو اسحاق، در آرامگاه خویش یک دانشگاه بزرگ و بیمارستان ساخت که در آنها خوراک همه ی وارد شوندگان تأمین می شد و قاریان به طور متداول قرآن را در سراسر آرامگاه تلاوت می کردند. مسافرین بیان می کنند که خاتون هر شامگاه دوشنبه به حرم می رفت و در این شب قادس ها، حقوقدانان، و شریف ها در این مکان گرد هم می آمدند. افراد قابل اعتماد ذکر می کنند که بالغ بر 1400 شریف (کودکان و بزرگسالان) از این بخش دستمزد دریافت می کنند. مسجد-مقبره ی احمدبن موسی در زبان محلی به عنوان شاه چراغ شناخته می شود. این محل در سال 1506 و بعد از آن نیز بازسازی شد اما تا آن زمان مدارس و بیمارستانهای دیگری وجود نداشت. ابن بطوطه همچنین به مقبره ی روزبهان بگلی (316) و  آرامگاه زرکوب اشاره می کند.
محمد مبارزالدین مظفری در سال 1353/754 شیراز را تصرف کرد. ابواسحاق گریخت ولی در سال 1357/758 دستگیر و اعدام شد. تیمور در سال 1387/789 به مناطق جنوبی ایران یورش آورد و شاه یحیی مظفری را برای کنترل شیراز تعیین کرد اما پس از عقب نشینی تیمور شاه منصور با اجبار شهر را از شاه یحیی بازپس گرفت. در سال 1393/795 شاه منصور در نبرد با نیروهای تیموری در خارج از شیراز کشته شد. به نظر می رسد که در زمان حکومت تیموری ها احیای فرهنگی صورت گرفته باشد. اسکندر پسر عمر شیخ (14-1409/17-812) تعدادی ساختمان جدید (جی. ایوبین، حمایت تیموری ها از شیراز، در SI، [1957] 6-75) ایجاد کرد و طی حکومت وی و ابراهیم پسر شاهرخ که در سال 1414/817 به عنوان حاکم فارس برگزیده شده بود، سبک نوینی از نقاشی در شیراز به شکوفایی رسید.
تیموریهای اخیر بر سر مالکیت فارس با قراقویونلوها و آق قویونلوها درگیر شدند. در زمان حکومت اوزون حسن که در نهایت جهان شاه، آخرین حاکم قراقویونلو، را در سال 1467/872 شکست داد و سال بعد در زمان ابوسعید تیموری شیراز بار دیگر به شهری جاذب بدل شد. ژوزف باربارُ ونیزی که طی سالهای 51-1436 به شیراز سفر کرد بیان می کند که شیراز شهری عالی و مملو از مردم و بازرگانان با جمعیت 200،000 نفری بود و تجارت ترانزیتی پررونقی داشت. مقادیر زیادی جواهرات، پارچه های ابریشمی و ادویه در این شهر یافت می شد. شهر دیوارهای گلی مرتفع، زهکش های عمیق و شماری مسجد عالی و خانه های ممتازی داشت و امنیت بر شهر مستولی بود (سفرهایی به تانا و ایران نوشته ی ژوزف باربارُ و آمبرجیو کنتارینی، لندن 1873). لودویکو دِوارسما (که در سال 1502 عازم شرق شد) نیزعنوان می کند که جواهرات بسیاری در شیراز یافت می شد (سفرها ... 1508-1503 پس از میلاد، ترجمه ی جی. دبلیو. جونز و ویرایش جی. پی. بَگر، لندن 1863،p. iii ).
در سال 1503/909 شیراز به صفویان انتقال یافت. در اوایل دوران صفوی حاکمان ذوالقدر شیراز را اداره می کردند. اگرچه شاه عباس اول در سال 6-1595/1004 قوللر آقاسی الله وردی خان را به حاکمیت شهر برگزید. پسرش امام قلی خان جانشین او شد. در زمان حکومت آنها فارس به درجه ی قابل ملاحظه ای از خودمختاری رسید و شیراز رونق یافت. الله وردی خان مدرسه ی خان را برای حکیم و فیلسوف ملاصدرا که طی سی سال آخر زندگی اش به شیراز آمد و در این شهر مشغول به تدریس شد، بنا کرد. امام قلی خان یک کاخ در میدان و دیوارهایی اطراف شهر ساخت و با الگوبرداری از چهار باغ اصفهان درختان سروی را در دو سوی جاده ی اصفهان کاشت. وی در سال 1628 پذیرای نماینده ی انگلیسی سر دُدمر کاتن در شیراز بود. امام قلی خان از جانب شاه صفی (42-1629/52-1038) مظنون به پناه دادن به شورشیان شد و در سال 1632/ 1042 طی دستورات متعاقب کشته شد. پس از وی دیوان مرکزی با وزارت معین الدین محمد عهده دار اداره ی شهر شد.
بسیاری از سیاحان اروپایی با عبور از شیراز که بر خط مستقیم روابط از خلیج فارس تا اصفهان (پایتخت صفویه) قرار داشت، به ثبت و ضبط آثار و نشانه های این شهر پرداختند. در بین این سیاحان می توان به دلا وال (21-1612)، توماس هربرت (1628)، تاورنیه (68-1632)، تونت (1663)، چاردین (7-1672/9-1666)، فریر (8-1676)، کمپر (1683) و کرنلیوس دِ براین (4-1702)، اشاره کرد. هنگامیکه هربرت از شهر عبور کرد بخشی از دیوارهای قدیمی هنوز پابرجا بودند ولی این دیوارها زمانیکه تاورنیه و چاردین از شهر بازدید کردند ناپدید شده بودند. در سال 1617 کمپانی هند شرقی کارخانه ای در شهر شیراز راه اندازی کرد اما در میانه ی قرن تجارت در نتیجه ی رقابت کمپانی هند شرقی هلند کاهش بیشتری یافته بود. در سال 1623 خانه ای برای راهبان در شیراز تأسیس شد، این خانه در سال 1634 تقریبا بسته شد (تاریخچه ی راهبان در ایران، لندن 1939).
طی سالهای 1630 و 1668 شهر تقریبا توسط سیل ها که در شرایط بعدی با بیماریهای واگیردار نیز همراه شد، ویران شد اما هنگامیکه فریر در سال 1676 از شیراز دیدن کرد شهر تا حد زیادی ترمیم شده بود. شمار زیادی از بازدیدکنندگان اروپایی از صنایع سرامیک شیراز در قرن 17/11 یاد می کنند. مقادیری شراب به پرتغال صادر شده بود که در اصل توسط یهودی ها ساخته می شد. بر طبق گفته ی تاورنیه در حدود 600 خانواده ی یهودی در شیراز زندگی می کردند (سفرهایی به ایران، ژنو 1970).
پس از سقوط صفویان در سال 1722 شیراز در جنگ میان افغانهای غلزایی و نادر قلی (که بعدها نادر شاه لقب گرفت) متحمل خساراتی شد. در سال 1723 نیروهای افغان عزم تصرف شهر را داشتند ولی حاکم شیراز تسلیم نشد. شهر برای 9 ماه و پیش از اینکه خشکسالی مردم شهر را در سال 1723/1136 وادار به تسلیم کند، مقاومت کرد. گفته می شود که نزدیک به 100،000 نفر در طول محاصره جان باختند (نگاه کنید به ال. لکهارت، سقوط خاندان صفوی و اشغال ایران توسط افغانها، کمبریج 1958). در سال 1729 نادر که افغانها را از اصفهان بیرون رانده بود نظامیان افغان را در حوالی شیراز شکست داد و از این پس شیراز را در اختیار گرفت. وی دستوراتی مبنی بر بازسازی شهر صادر کرد، بخشهایی از شهر و تقریبا تمامی باغها در دوره ی جدال نهایی با افغانها تخریب شده بود. نادر شاه 1500 تومان را به مرمت مسجد شاه چراغ اختصاص داد (لکهارت، نادر شاه، لندن 1938). در سال 4-1733 محمد خان بالا به طرفداری از شاه طهماسب، مدعی تاج و تخت صفوی، در فارس شورش کرد. او توسط نادر شکست خورد و به شیراز و پس از آن به جزیره ی قیس  گریخت. نادر مجددا شیراز را تصرف کرد و میرزا تقی خان شیرازی پسر حاجی محمد، مستوفی شیراز، را به عنوان معاون حاکم فارس انتخاب کرد. خانواده ی وی نسل به نسل اداره ی میراب قمیشا و شیراز را بر عهده داشتند. میرزا تقی خان در ژوئن 1744 دست به شورش زد. ارتشی از جانب نادر مهیای محاصره ی شیرازی شد که بعد از چهار ماه سقوط کرد. بعد از این محاصره شهر غارت شد و بسیاری از ساکنین کشته شدند. دو برج از سر انسانها ایجاد شد و باغهای اطراف شهر ویران شدند. پس از محاصره طاعون شیوع پیدا کرد و بنا بر گفته ی برخی 1400 تن جان باختند.
نادر شاه در سال 1747 درگذشت. در فاصله ی میان مرگ وی و به قدرت رسیدن کریم خان زند شیراز مکررا توسط گروههای مخالف غارت شد. در سال 1765/1179 کریم خان به عنوان حاکم بلامنازع ایران به استثنای خراسان، ظهور یافت (نگاه کنید به جی. آر. پری، کریم خان زند، شیکاگو 1979). وی در سال 7-1766/1180 شیراز را پایتخت خود ساخت و بنابراین شیراز نه تنها مرکز یک استان بلکه پایتخت کل پادشاهی شد، موقعیتی که از زمان مرگ عضد الدوله به آن دست نیافته بود. تحت حکومت کریم خان امنیت در تمامی جوانب بر شیراز حکمفرما بود. شهر دوباره پرجمعیت شد و رونق و شکوفایی بازگشت. تجارت خارجی مورد تشویق قرار گرفت. مطالبات مشتریان در همه ی کالاهایی که وارد شهر می شدند در نظر گرفته می شد. مایحتاج ضروری ارزان بود و قیمت آن بوسیله ی داروغه تنظیم می شد. شیشه از تولیدات شیراز بود و میزان قابل توجهی از آن به دیگر بخشهای ایران فرستاده می شد. شراب نیز بویژه توسط یهودیان و ارمنی ها تهیه شده و برای فروش در بازار هند به خلیج فارس ارسال می شد.
شکوفایی موقتا و با وقوع خشکسالی که در سال 1775 جنوب ایران را متأثر خود ساخت، متوقف شد و پس از مرگ کریم خان نقصان آغاز گردید. طبق گفته ی محمد هاشم رستم الحکما قیمت نان گندم در شیراز طی دوران خشکسالی تا 25 دینار افزایش یافت. انبارهای غله به روی عامه مردم باز نمی شدند، زیرا فکر می کردند عاقلانه خواهد بود اگر محصولات را برای ارتش ذخیره کنند، اما حبوبات از انبار بذر دیوانی سراسر کشور به شیراز آورده می شد. اگرچه بنا بر گفته ی رستم الحکما هزینه ی این مواد غذایی در حدود 1400 دینار به ازای هر مَنِ تبریز در نظر گرفته می شد، کریم خان دستور داد هر من گندم 200 دینار و جو 100 دینار فروخته شود. به دلیل نبود علوفه در شیراز احشام و دامها به ری، قزوین و آذربایجان فرستاده شدند.
کریم خان یک برنامه ی ساخت و ساز عظیم را در پایتختش آغاز کرد که در آن صاحبان صنایع و کارگرانی از سراسر ایران شرکت داشتند. وی یک دیوار جدید و یک خندق خشک در اطراف شهر ساخت. ویلیام فرانکلین که در سال 7-1786، مدت کوتاهی بعد از مرگ کریم خان، در شیراز بود بیان می کند که دیوار 25 فوت ارتفاع و 10 فوت ضخامت داشت  و برجهای مدوری با فاصله ی 80 گام از یکدیگر در اطراف آن قرار داشتند و 6 دروازه در این بخش وجود داشت. بر اساس گفته ی رستم الحکما 1200 کارگر در کندن خندق مشارکت داشتند. کریم خان به علاوه قلعه ی شهر را ساخت و یا ترمیم کرد و ارگی بنا کرد که در آن جانشینش جعفر خان اقامت گزید، یک دیوان خانه، توپخانه ی صحرایی و یک بازار سرپوشیده ی خشتی باشکوه معروف به بازار وکیل که مغازه های آن از جانب خان و با کرایه ی ماهیانه به بازرگانان اجاره داده می شد نیز از دیگر ساخته های کریم خان هستند. ایجاد تأسیسات برای مسجد باشکوه و ساختمانهای مرتبط در دست اجرا قرار گرفت ولی تا پیش از مرگ کریم خان تکمیل نشد. کریم همچنین چندین هزار خانه برای لرها و کردهایی که در ارتش حضور داشتند ساخت. شهر دارای یازده بخش بود، پنج بخش به حیدری ها و پنج بخش به نعمتی ها تعلق داشت. بخش یازدهم در سکونت یهودی هایی بود که جمعیتشان به میزان قابل ملاحظه ای رسیده بود. ارمنی ها که اغلب به تجارت شراب اشتغال داشتند نیز به جمعیت قابل توجهی رسیده بودند.
با مرگ کریم خان آقا محمد خان قاجار که در شیراز گروگان گرفته شده بود، فرار کرد. وی در سال 90-1789/1204 به جنوب اردوکشی کرد. لطفعلی خان زند که در سال 1789/1203 جانشین جعفر خان شده بود، به شیراز گریخت و در آنجا دستگیر شد. پس از سه ماه آقا محمد خان محاصره را افزایش داد، حرکت وی مستلزم این بود که با بی نظمی ترکمن های یموت و گوگلان مرتبط شود. در سال 1791/1205 لطفعلی خان با ترک حاج ابراهیم، کلانتر، به قصد شیراز تلاش بی ثمری برای بهبود اصفهان داشت.در زمان غیبت لطفعلی خان حاج ابراهیم شهر را تصرف کرد و برای باز پس دادن شهر با آقا محمد خان وارد مذاکره شد.
منبع:
A.K.S. Lambton, "Shiraz"  in, E. Bosworth, 2007, Historic Cities of the Islamc World, Leiden, Boston: Brill; 476-483

email:malihedargahi@yahoo.com

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

درگاهی، ملیحه

مطالب نویسنده