شهرهای تاریخی جهان اسلام (10): مرو (بخش دوم)

یاکوبوسکی، بوثورث ترجمه ی ملیحه درگاهی

با نگاهی به تاریخ مرو متوجه می شویم که شهر طی حکومت ساسانی ها مقر مرزبانی نظامی های شمال شرقی بود، مرو دورترین پایگاه مرزی امپراطوری محسوب می شد که فراسوی آن ایالت های شهری سغدیه، پادشاهی خوارزم و قدرتهای صحرانشین همچون ترکهای غربی قرار داشتند. محتمل است که مرو برای سیاح بودایی چینی، هیون تسانگ، همان Mo-ho باشد و بر روی نقشه ی چینی مربوط به اوایل قرن 14 مرو با نام مالیوو (Ma-li-wu) دیده می شود. مسیحیت نسطوری تا زمان مغول در این شهر رشد یافت و اغلب اشاره شده که رهبران این مذهب در شورای کلیسایی حضور داشتند؛ پیش از سال 553 شهر مقامی اسقفی داشت و سپس موقعیتی کلان پیدا کرد. پیکر مقتول یزدگرد سوم در شهر مطرانی ایلیا واقع در پای بابان (Pa-yi Baban) دفن شده بود، و در این منطقه صومعه ی Masarjasan واقع در شمال سلطان قلعه قرار داشت.
آخرین یزدگرد ساسانی پیش از حمله ی اعراب به مرو گریخت و در سال 651/ 31 توسط مرزبان ماهوی سوری به قتل رسید، از این پس در فرهنگ عامه ی ایرانی شهر نام ننگ آور دشمن خدا، "دشمنی با پادشاهان"، را به خود گرفت. در این سال عربها با همدستی حاکم خراسان عبدالله ابن امیر ابن کُرَیز بر شهر غلبه یافتند، عبدالله ابن امیر معاهده ای با اعراب تنظیم کرد که بر اساس آن مالیات گزافی بین یک و دو میلیون درهم به علاوه ی 200،000 جریب گندم و جو به آنان پرداخت می شد؛ ارباب های محلیِ واحه مسئول جمع آوری خراج ها بودند و سربازان پادگان اعراب مقیم خانه های مردم مرو می شدند. بنابراین از ابتدا تفاوت پایه ای در الگوی سکونت وجود داشت که بر آن اساس در امصار بزرگ عراق و ایران، اعراب اردوگاه های مجزایی را به عنوان مراکز قدرتی شان می ساختند. عبدالله ابن امیر پادگانی شامل 4000 سرباز را در مرو مستقر ساخت و سپس در سال 671/51 زیاد ابن ابیه 50،000 خانواده که بعدها در روستاهای آبادی به حاکمیت ربیع ابن زیاد حارثی ساکن شدند را از بصره و کوفه بیرون فرستاد. از این پس فرآیند همگون سازی جمعیت محلی ایران بویژه هنگامیکه برخی اعراب شروع به دریافت زمین مشمول بر مالیات در نواحی حومه ای کردند و بنابراین از نظر مالی می توانستند ارباب شوند، آغاز شد. ممکن است چنین شرایط اجتماعی نابهنجاری در واحه ی مرو در نقش این شهر طی اواخر دوران بنی امیه به عنوان نقطه ی کانونی شرق برای دعوی عباسی سهم داشته باشد، در مورد پروپاگاندای دعات هاشمیه به نظر می رسد شهر مرو در بتدا نقش پیشرویی بین عربهای ساکن و همگون سازی شده بازی کرده است. برخی از عمال عباسی در این منطقه شناسایی و در سال 736/118 اعدام شدند، مدت زمان کوتاهی پس از این ماجرا هیئتی مشتمل بر 12 نقبع ((nuqaba'، به سرپرستی سلیمان ابن کثیر الخزاعی شکل گرفت. در سال 746/126 ابوسلامه الخلال در مرو بود و دو سال بعد به عنوان نماینده ی امیر عباسی، ابراهیم ابن محمد ابن علی ابن عبدالله ابن عباسی، به شهر مرو ورود یافت. وی امتیاز نزاع قبیله ای قَیس و یمن را گرفت و جمعیت عربهایی که شکایت مالیاتی شان به طور کامل از طریق اصلاحات تجربی نصر ابن سیار، حاکم بنی امیه، در سال 739/121 حل و فصل نشده بود را تلفیق کرد، در ابتدای سال 748/130 ابومسلم که از جانب یمنی های مخالف نصر و حامیان عرب شمالی خود مورد پشتیبانی بود، کنترل مرو را بدست گرفت (بنا بر تفسیر ام. ای. شبان (M. A. Shaban)، انقلاب عباسی، کمبریج 1970؛ همان، تاریخ اسلام 750-600 بعد از میلاد (132 A.H.)، یک تفسیر جدید، کمبریج  1971).
مرو در اوایل حکومت عباسی با وجود آب و هوای مرطوب و ناخوشایند همچنان پایتخت شرق بود و به عنوان نمونه اقامتگاه مأمون چه زمانی که وی به حاکمیت استانهای شرقی منصوب شد و چه هنگامیکه تا سال 817/202 خلیفه بود و سپس عازم بغداد شد، در مرو قرار داشت. اگرچه، حاکمان طاهری خراسان که بوسیله ی صفاری ها به مرو منتقل شدند، ترجیح دادند نیشاپور را پایتخت خود سازند، با این وجود مرو مرکز تجرای اصلی خراسان باقی ماند و در زمان سامانی ها به شکوفایی رسید. با این وجود به نظر می رسد طی دهه های آخر حکومت سامانی، هنگامیکه قدرت مورد منازعه ی فرماندهان نظامی جاه طلب بود، بی نظمی های خراسان تأثیر منفی بر شکوفایی مرو می گذاشت. المقدیسی در سال 980 بیان داشته که یک سوم رباط یا شهر بیرونی ویران شده بود و قلعه نیز تخریب شده بود؛ به علاوه شهر از درگیری های قومی و فرقه بازی که به نظر می رسد طی این زمان در شهرهای خراسان شایع شده باشد، رنج می برد (12-311؛ درباره ی مذهب شافعی در مرو – شهری که در حقیقت حنفی ها دارای برتری بودند – ببینید اچ. هالم (H. Halm)، گسترش مکتب شافعیسم از آغاز تا قرن 14 / 8، ویسبادن 1974، 9083).
اما در زمان حکومت سلجوقیان دارایی های مرو احیا شد. در سال 1037/428 تابعیت مرو از غزنویان به ترکمن ها انتقال یافت و این شهر پایتخت چغری بیگ داوود حاکم نیمه ی شرقی امپراطوری تازه تأسیس سلجوقی شد، مرو از سال 1110 پایتخت سنجر، نایب السلطنه شرق، بود. ملک شاه، پدر سلطان سنجر،  دیواری به ارتفاع 12،300 گام حول شهر ساخته بود که در زمان سنجر مورد حمله ی دشمنان متعدد سلجوقی از جمله خوارزم شاه آتسز قرار گرفت که در سال 2-1141/536 به مرو یورش برد و خزانه دولتی را غارت کرد. در شهر مرو بود که سنجر مقبره ی مشهور خود به مساحت 27 متر مربع را ساخت و آن را دارالآخره یا "منزل آخرت" نامید. در زمان حکومت سنجر ترکمن های کوچ نشین اطراف مرو تحت کنترل شحنه یا اداره پلیس سلجوقی بودند، اما هنگامیکه ترکهای غز در سال 1153/548 بر ضد این وضعیت شورش کرده و سنجر را شکست دادند، مرو در کنترل قبایل کوچرو قرار گرفت و طی سالهای بعد تا زمانی که خوارزم شاهیان حاکمیت خود را بر خراسان شمالی تحمیل کردند، به همراه بلخ و سرخس همچنان تحت نظارت این قبایل بود. در زمان اولین حمله ی مغول، هنگامیکه حکومت خوارزمیان سرنگون شد، سختی های بسیاری را متحمل شد. طرفداران تولی خان به طرز بیرحمانه ای شهر را به یغما بردند ( ابتدای سال 1221/618). بر طبق گفته ی ابن اثیر 700،000 نفر و بر اساس آنچه جوینی عنوان می کند 300،000 تن از اهالی شهر قتل عام شدند؛ حتی اگر این آمار یک اغراق گویی متعارف در نظر گرفته شود، به هر حال این حقیقت باقی است که رفاه و رونق مرو درگیر چنان صدمه ای شد که دو قرن به طول انجامید تا شهر دوباره احیا شود. مستوفی در نیمه ی قرن 14/8 هنوز هم مرو را تا حد زیادی ویران یافت و اینکه شنهای صحرایی قراقم زمینهای زراعی آبادی را فرا گرفته بودند.
بنابراین در قرون 13-8 / 7-2 چه بخش هایی از شهر – علاوه بر دیوار که قبلا به آن اشاره شد - باقی مانده است؟ تمامی قسمتهای سلطان قلعه، پوشیده شده با خاک ریز و تپه ماهور، محدوده ی ساختمانهای باستانی را شکل داده بودند. همه می توانند توده های عظیم آجر، کامل یا شکسته، و تکه های سفال، ساده یا لعابی، را مشاهده کنند. یاقوت یادآور می شود که در مرکز شهر، همچون یادبودی از گذشته ی سترگ، یکی از عالی ترین بناهای قرن 12/6 یعنی آرامگاه گنبدی سلطان سنجر برپا شده است.  سؤالی که مطرح می شود این است که آیا این بنا هیچگونه ارتباطی با " سرای مدیریتی" دارای یک گنبد و چندین ایوان که از سوی استخری ذکر شده، داشته است. مرو در این دوره شامل چندین ساختمان درون منطقه ی سلطان قلعه و همچنین خارج از دیوارها، بویژه حومه های غربی، بوده است، موضوع تحقیقات باستان شناختیِ ام. ای. میسون (M. E. Masson) از سال 1964. در سال 1406/808 شاهرخ حاکم تیموری تلاش کرد تا شکوفایی این منطقه، که زمانی آبادی رو به ترقی بود را احیا کند. حافظ ابرو (Hafiz-I Abru) جزئیاتی در مورد طرح خود در اختیار می گذارد. سد آب در محل قدیمی اش بازسازی شد و آب کانالهای قدیمی به وضعیت اول بازگشت؛ اما فقط بخشی از آبادی را می توانستند آبیاری کنند. شهر نوسازی شد اما نه در محل قدیمی، زیرا قادر نبودند آب را به اندازه ی کافی به سلطان قلعه برسانند. مرو در این دوره مشابه با شهر قدیمی عبدالله خان قلعه بود (افسانه ای عمومی به اشتباه ساختمانهای این شهر را به شیبانی عبدالله ابن اسکندر نسبت می دهد (98-1583/ 1006-991))، عبدالله خان قلعه به لحاظ مساحت بسیار کوچکتر از مروِ دوران مغول بود که در حدود سیصد قطب مربع را در بر می گرفت. مرو این دوره را نمی توان با مرو دوره ی مغول مقایسه کرد. در این زمان مرو و واحه ی آن بیش از پیش نقصان می یافتند. طی دوران پادشاهی صفویه مرو از سوی ازبک ها که در نهایت نتوانستند بر این شهر غلبه یابند، بارها مورد حمله قرار گرفت.
در اواخر قرن 18 مرو تقریبا با شرایط مهلکی مواجه شد. معصوم خان (بعدها شاه مراد لقب گرفت)، پسر اتالیق دانیال بیگ از خاندان تازه تأسیس منگیت که متشکل از امیران بخارا بود، به ارباب محلی مرو قدیم از خاندان قاجار ترکمن، بایرام علی خان، حمله کرد و در سال 1758 وی را به قتل رساند. شاه مراد همچنین سدی را که بر روی رودخانه ی مرغاب ،واقع در 30 مایلی/ 48 کیلومتری بالای مرو، ساخته شده بود را تخریب کرد و بدین ترتیب سبب تنزل رونق اقتصادی منطقه شد (اف.اچ. اسکرین (F.H. Skrine) و ای.دی. رُز (E.D. Ross)، مرکز آسیا، تاریخ ترکستان روسیه و خانات آسیای مرکزی از ابتدایی ترین دوران، لندن 1899 ). در نتیجه الکساندر بورنسِ (Alexander Burnes) سیاح مرو را مخروبه ای یافت که از مناطق اطراف آن به طور کامل غفلت شده بود (مسافرت به بخارا، لندن 1834).
آبادی مرو در سال 1884 به اشغال ارتش امپراطوری روسیه در آمد و سال بعد با پیروزی ژنرال کمارف روسی از تهدید افغانها در امان ماند. از سال 1887 بدین سو تلاشهای صورت گرفته برای احیای رونق کشاورزیِ ناحیه ی ویران شده با ساخت دو سد هندوکش و سلطان بند بر رودخانه ی مرغاب، با موفقیت قابل ملاحظه ای همراه شد. راه آهن ترانس کاسپیان (Transcaspian) که از کراسنوسک (Krasnovodsk) به بخارا، سمرقند و تاشکند کشیده شده بود از عشق آباد و مرو عبور می کرد و یک انشعاب از مرو به سمت جنوب، کوشکه واقع بر مرز افغانستان، ساخته شده بود.
طی دوران امپراطوری روسیه مرو بخشی از خاک منطقه ی ترانس کاسپیان شد و سپس در حاکمیت اتحادیه جماهیر شوروی قرار گرفت، پس از سال 1924 و تا انحلال شوروی در سال 1991 و تشکیل جمهوری ترکمن حال حاضر، تحت سلطه ی اتحادیه جماهیر ترکمن بود.
شهر مدرن مرو / مری در محل دژ ترکمن در حدود 30 کیلومتری / 18 مایلی غرب-شمال-غرب مرو قرون وسطی واقع شده است. بر طبق برآوردهای سال 1999 جمعیت مرو برابر با 123،000 نفر بود. اقتصاد منطقه مبتنی بر کشاورزی آبیاری و بویژه کشت پنبه است و منابع گاز طبیعی وسیعی در نزدیکی مرو مورد بهره برداری قرار گرفته است.
منبع:
A.Yu. Yakubovskii & C.E. Bosworth, "Merv", in, E. Bosworth, 2007, Historic Cities of the Islamc World, Leiden, Boston: Brill: 401-406

Email:malihedargahi@yahoo.com


بخشهای پیشین:

مرو (1)
http://anthropology.ir/node/20483

باکو
http://www.anthropology.ir/node/20424

تهران (5)
http://anthropology.ir/node/20183

تهران (4)
http://www.anthropology.ir/node/19969

تهران (3)
http://anthropology.ir/node/19886

تهران (2)
http://anthropology.ir/node/19448

تهران (1)
http://anthropology.ir/node/19258

نیشابور
http://anthropology.ir/node/19086

ری
http://anthropology.ir/node/18609

تبریز (4)
http://anthropology.ir/node/17934  

تبریز (3)
http://anthropology.ir/node/17696

تبریز (2)
http://anthropology.ir/node/17478

تبریز (1)
http://anthropology.ir/node/17249

یزد (2)
http://anthropology.ir/node/16996

یزد (1)
http://www.anthropology.ir/node/16757

شیراز (2)
http://anthropology.ir/node/18837

شیراز (1)
http://www.anthropology.ir/node/16254

اصفهان
http://anthropology.ir/node/15822

مشهد (3)
http://anthropology.ir/node/18967

مشهد (2)
http://anthropology.ir/node/15533

مشهد(1)
http://anthropology.ir/node/15433
 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

درگاهی، ملیحه

مطالب نویسنده