فضای اجتماعی (1)

هانری لوفبور ترجمه ی زهره دودانگه

عکس: تولید بمب افکن حمله، زنان در کارخانه لانگ بیچ کالیفرنیا، 1942؛ منبع: ویکی پدیا
پروژه ما مستلزم آزمون بسیار دقیق مفاهیم و ترمینولوژی مرتبط با آن هاست، به ویژه به این دلیل که عبارت «تولید فضا» (the production of space) متشکل از دو اصطلاح است که هیچ یک تا کنون به درستی تصریح و ابهام زدایی نشده اند.

در هگلینیسم، تولید (production) نقش مهمی دارد: ابتدا، اندیشه (مطلق) جهان را تولید می کند؛ سپس، طبیعت انسان را تولید می کند؛ و انسان به نوبه خود با کار و کوشش تاریخ، دانش و خودآگاهی -و در نتیجه ذهن- را تولید می کند، ذهنی که اندیشه ابتدایی و نهایی را بازتولید می کند.

از دیدگاه مارکس و انگلس، مفهوم تولید هرگز نمی تواند برآیند یک ابهام باشد [واین ابهام] از آن انگاره ای پرمعنا بسازد. [تولید] دو مفهوم دارد، یکی از این مفاهیم بسیار گسترده و دیگری محدود و دقیق است؛ با توجه به مفهوم وسیع [تولید]، انسان ها به عنوان هستی اجتماعی باید زندگی، آگاهی و جهان خویشتن را تولید کنند. چیزی در تاریخ یا جامعه وجود ندارد که ناگزیر از بدست آوردن و تولید شدن نباشد. «طبیعت» که خود در زندگی اجتماعی به واسطۀ اندام های حسی دریافت شده، دگرگون شده و در نتیجه، به طریقی، تولید شده است. انسان ها اشکال حقوقی، سیاسی، مذهبی، هنری و فلسفی را تولید کرده اند. در نتیجه تولید در معنای وسیع کلمه، کارهای متکثر و اشکال بسیار متنوعی را دربرمی گیرد. حتی اشکالی که نشانی از تولیدکننده یا فرایند تولید را حمل نمی کنند (چنان که درباره شکل عقلانی (1) صادق است: یک شکل انتزاعی [و مجرد] که می تواند به سادگی امری غیر دنیوی، و در نتیجه غیر تولیدی تلقی شود؛ و در این صورت امری متافیزیکی محسوب می شود).

نه مارکس و نه انگلس مفهوم تولید را در چنین وضعیت نا معلومی رها نمی کنند. آنها، این مفهوم را به روشنی تعریف می کنند، اما با این نتیجه که کارهای یاد شده در مفهوم وسیع [تولید] دیگر جزء این تعریف نیستند. آن چه آن ها در ذهن دارند تنها اشیاء هستند: تولیدات [یا محصولات تولیدی] (products). این تعریف دقیق، تولید را به مفهوم روزمره اش- و در نتیجه معمولی و پیش پا افتاده اش- نزدیک تر می کند. یعنی مفهومی که ]تولید[ برای اقتصاددانان دارد. به عنوان مثال دربارۀ این مساله که چه کسی عمل تولید را انجام می دهد و چگونه انجام می دهد، هرچقدر مفهوم یاد شده بیشتر محدود می شود کمتر بر خلاقیت، ابداع گری و خیال انگیزی دلالت دارد؛ به جایش تنها گرایش دارد که به کار (labour)  منتسب شود. برای آدام اسمیت گام رو به جلوی بزرگی بود که هریک از مشخصه های محدودکنندۀ فعالیت تولید ثروت را کنار گذاشته و تنها کار را در مفهوم عمومی خود مورد توجه قرار داد... "اکنون با عمومیت مطلق فعالیت تولید ثروت، ما عمومیت ابژه ای که به عنوان ثروت تعریف شده را داریم، محصول (product) و نیز کار (labour) بنابر ماهیت شان چنین هستند...." (2). عمل تولید (production)، محصول (product)، کار(labour): این سه مفهوم، که همزمان پدیدار می شوند و اقتصاد سیاسی را پی ریزی می کنند، مفاهیمی مجرد با  موقعیتی خاص هستند، مجرداتی واقعی (concrete) که روابط تولید را میسر می سازند. مفهوم تولید، به آن میزانی که اهمیت پیدا کرده، صورت واقعی کامل یا محتوای درستی پیدا نکرده است، مگر آنکه پاسخی برای سوالاتی که محتمل می سازد داده شود: چه کسی تولید می کند؟ چه چیزی؟ و چگونه؟ چرا و برای چه کسی؟ فارغ از زمینه این سوالات و پاسخ هایشان، مفهوم تولید انتزاعی محض باقی می ماند. بر طبق دیدگاه مارکس، همچون انگلس، مفاهیم نمی توانند به عینیت دست یابند (این درست است که بعدها، انگلس در اقتصادی ترین نظریه خود به دنبال محدود کردن مفهوم [تولید] به خردترین معنای ممکن بود: او در نامه به بلوخ  (Bloch) در 12 سپتامبر 1890 نوشت: "عنصر تعیین کنندۀ نهایی در تاریخ تولید و بازتولید زندگی واقعی است". در بادی امر این جمله متعصبانه و مبهم است: به نظر می رسد تولید، بازتولید زیستی، اقتصادی و اجتماعی را طبقه بندی می کند و انتظار تصریح بیشتری نمیرود).
بر طبق دیدگاه مارکس و انگلس چه چیزی نیروهای تولید را تشکیل می دهد؟ پیش از همه طبیعت بخشی [از این نیروها] را شکل میدهد؛ سپس نیروی کار و در نتیجه سازماندهی (یا تقسیم) کار [نیروی تولید محسوب می شوند] ، و ابزار کار، که شامل فن آوری است و نهایتاً دانش و آگاهی [نیز بخش دیگری از نیروهای تولید هستند].

از زمان مارکس و انگلس مفهوم تولید (production) بسیار آزادانه استفاده شده است و از این رو عملاً تمام تعریف خود را از دست داده است. ما دربارۀ تولید آگاهی، ایدئولوژی، نوشته ها و معانی، تصاویر، گفتمان ها، زبان، نشانه ها و نمادها صحبت می کنیم و به طور مشابه از کار رویا  (dreamwork) (3) یا از کار مفاهیم "عملکردی" (operational) و غیره سخن می گوییم. چنین کاری بسط این مفاهیم است که فهم و درک آن ها به طور جدی دچار زوال شده است. آنچه مساله را حادتر می کند این است که نویسندگان در چنین بسط های معنایی ای، کاملاً آگاهانه از شیوه ای سوء استفاده می کنند که مارکس و انگلس با قوّۀ ابتکار خود استفاده کرده اند و از این طریق به معنای گسترده و فلسفی مفاهیم یاد شده قطعیتی می بخشند که کاملاً به مضمونی محدود و علمی (اقتصادی) تعلق دارد.

بنابراین دلایل کافی وجود دارد تا مفاهیم یاد شده بار دیگر مورد مداقه قرار گیرند تا ارزش آن ها محک زده شده و به آنها بازگردانده شود و به صورت دیالکتیکی ارائه شوند، در عین اینکه تلاش شود تا با دقتی بالا رابطه میان "عمل تولید (production)" و "محصول (product)"، و نیز "کار" و "محصولات"، "طبیعت" و "تولید" تعریف شود. بلافاصله می توان اشاره کرد که، در حالیکه یک اثر (work) غیرقابل جایگزین و منحصر بفرد است، یک محصول (product) می تواند دقیقا جایگزین شود، و در حقیقت نتیجه کارها و رفتارهای تکرار شونده است. طبیعت می آفریند وتولید نمی کند. [طبیعت] با توجه به ویژگی اجتماعی انسانی منابعی را برای فعالیت خلاقانه و مولد فراهم می کند. اما طبیعت تنها ارزش مصرف (use value) را فراهم می کند، و هر ارزش مصرفی –یه این مفهوم که هیچ محصولی قابل مبادله نیست- یا به طبیعت باز می گردد یا به عنوان کالای طبیعی به خدمت گرفته می شود. البته زمین و طبیعت نمی توانند از یکدیگر جدا شوند.

ادامه دارد...

پانوشت:

1-logical form

2- Karl Marx, Grundrisse, tr. Martin Nicolaus (Harmondsworth, Middx.:Penguin, 1973), p. 104.

3- dreamwork به نظریه ای از  فروید اشاره دارد مبنی بر اینکه امیال منع شدۀ فرد در رویاها تحریف می شود و در نتیجه با ظاهری مبدل خود را نشان می دهد. فرایند تحریف و تغییر شکل در رویا، در عمل می تواند شکل های متفاوتی به خود بگیرد، اما عموما با عنوان dreamwork یا dream-work  ذکر می شود. برای آشنایی بیشتر به پیوند ذیل مراجعه کنید.
 http://en.wikipedia.org/wiki/Dreamwork


منبع:
Lefebvre, Henry (1974), Production of Space, translated by Donald Nicholson Smith, Oxford, Blackwell, 1991; pages 68-70

پروندۀ زهره دودانگه در انسان شناسی و فرهنگ:
http://www.anthropology.ir/node/18859
 
ایمیل: zo1986do@gmail.com


مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ:
 

حیات روزمره در مدرنیته شهر: درباره هانری لوفبور
http://www.anthropology.ir/node/5299
 

فراخوان ویژه نامه هانری لوفبور
http://anthropology.ir/node/14970
 

شهری برای شهرنشینی: لوفبور و فرهنگ شهر
http://anthropology.ir/node/12837
 

گزارش جلسه انسان شناسی و فرهنگ»: لوفبور، اندیشه ای جهانی شده»
http://anthropology.ir/node/11929

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294
 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده