چارچوبی برای مطالعه زندگی روزمره در شهر: مرکزیت محله

زهره دودانگه

تصویر نمودار: رویکرد "چهار در یک" گیلروی و بوث مرکزیت محله (واحد همسایگی) در رویکرد زندگی روزمره
یکی از نقدهایی که دربارۀ زندگی روزمره مدرن مطرح می شود، بحث از هم گسیختگی زندگی روزمره یا جدایی فعالیت هاست. «در جوامع ماقبل مدرن زندگی روزمره کلیت ارگانیکی بود که هیچ بخش آن ناآشنا و مجزا از بخش دیگر نبود. فعالیت های تخصصی و حرفه ای و کاری و فعالیت های فرهنگی شامل سبک زندگی و گذران اوقات فراغت، جملگی تابع روندهایی همگن بودند. با ظهور سرمایه داری و فرهنگ مصرفی این حالت و این کلیت منجسم از هم گسیخته شد و زندگی روزمره به دو سیطرۀ عمومی و خصوصی تقسیم شد» (لاجوردی، 1388: 47).

بر اساس نظریات انتقادی در زندگی روزمره مدرن فعالیت های خلاقانه انسان از زندگی روزمره جدا شده اند و بدین ترتیب زندگی روزمره جایگاه امور پیش پا افتاده تلقی می شود. « فعالیت های برتر بشری از حیطۀ زندگی روزمره جدا شدند و قواعدی را وضع کردند که مردمان زندگی روزمره باید مطابق با آن زندگی می کردند» (همان: 48-47). جدایی مکان کار از زندگی هر روزه  یکی از این قواعد است که زندگی روزمره را تهی از فعالیت های مولد کرده است. نمود این روند در برنامه ریزی شهری مدرن جدایی قلمروهای کار، مسکن، فراغت و آمد و شد بوده است. ادامه این روند سبب شده که امروزه عمدۀ مطالعاتی که مبنای برنامه ریزی را شکل می دهد عمدتا به صورت بخشی (sectoral) باشد و در قالب تقسیم بندی هایی چون اقتصاد، محیط زیست، زیرساخت، سیاست، مسکن و غیره صورت پذیرد. 

دیدگاه زندگی روزمره (perspective of everyday life) زاویه ای است که چنین نگاه بخشی نگری را مورد نقد قرار می دهد. در این دیدگاه تلاش بر آن است که کلیت یکپارچه ای از زندگی روزمره به دست داده شود و فعالیت هایی که در بستر آن صورت می پذیرد واجد ارزش انگاشته شوند. این دیدگاه «دریچه ای را به سوی جهانی می گشاید که برای مثال با سروکار داشتن با بخشی از جامعه مانند اقتصاد، به عنوان نقطه عزیمت، یا شروع از مجموعه خاصی از مشکلات مانند مسایل زیست محیطی متفاوت است» (Aquist; 2001: 2).

گیلروی (Gilroy) و بوث (Booth) در مقاله خود به نام «ساختن زیر ساختی برای زندگی های روزمره» بر آن بوده اند که گذاری از دیدگاه بخشی به سوی واقعیت و تجارب حقیقی زندگی روزمره داشته باشند. بنابر نظریه ای که این دو تن ارائه داده اند نگرش بخشی و فضاهای تک منظوره باید کنار گذاشته شوند و زیر ساخت جدیدی برای زندگی روزمره ارائه شود. ایده آن ها درباره فضاهای زندگی روزمره، فضاهایی است که به نقش ها و فعالیت های چندگانه پاسخ دهد. آن ها در ارائه مدل خود به ویژه بر جنسیت و فضاهای زندگی زنان تاکید می کنند. «آنچه امروز در عرصه عمل مورد نیاز است فضاهایی هستند که نقش های چندگانه را محدود نکنند. زندگی روزمره، در صورتی که کاملا توسط قلمروهای تولیدی و بازتولیدی احاطه شده باشد، از سوی زنان و مردان قابل درک نیست. "ما به عنوان افراد، باید کار و تفریح خود، زندگی کاری و زندگی خانوادگی و امر عمومی و خصوصی را به عنوان کلیت یک زندگی در خود در آمیزیم"(1). یک دستگاه ذهنی جدید که فضا را بر مبنای اصول مختلف سازمان می دهد، مستلزم آن است که انعطاف خدمات ایجاد کند» (Gilroy & Booth; 1999: 308). آن ها در مقالۀ خود مدلی مفهومی از زیرساخت زندگی روزمره ارائه داده اند که با مدل بخشی نگر سنتی متفاوت است.

در این مدل قلمروهای جدیدی از زندگی روزمره بازشناسی و معرفی شده اند. این قلمروها شامل لذت و شادمانی (Enjoyment)، مسکن و محله (Home & Neighbourhood)، گذران معاش (Making ends meet)، منابع حمایتی (Sources of Support) و قدرت بیان و تصمیم گیری (Having a say) است. قلمروهایی که گیلروی و بوث به عنوان یک مدل جنسیتی ارائه داده اند، در پی ارائه زیرساخت و فضاهایی با نقش های چندکارکردی برای زندگی روزمره است. ویژگی های این مدل شناسایی ارتباط زیرساخت ها، رویکرد همکارانه و از پایین به بالا، تاکید بر محیط زیست، مشارکت با استفاده کنندگان در خدمات رسانی و غیره ذکر شده است که از رویکرد سنتی که تخصص محور است، بر ابعاد فیزیکی و اقتصادی فضا تاکید می کند و از تجربه های زیستۀ مردم فاصله می گیرد دور می شود.

سوزان اسپیک (Suzanne Speak) محقق دیگری است که در مقاله خود با موضوع برنامه ریزی برای نیاز فقرای شهری مدلِ گیلروی و بوث را مبنای تحلیل خویش قرار داده است. به زعم اسپیک، علیرغم اینکه گیلروی و بوث مدل خود را در نسبت با جنسیت تدوین کرد اند، قلمروهای روزمره ای که در این مدل ارائه شده است، «به همه گروه های اجتماعی فارغ از جنسیت، در آمد، سن، موقعیت یا زمینه فرهنگی مرتبط است» (Speak; 2012: 348). سوزان اسپیک، در بسط مدل یاد شده،  برای هریک از قلمروهای یاد شده مصادیقی را ذکرکرده است:

- لذت و شادمانی- منابع و امکانات برای کنش متقابل اجتماعی، اجتماعی کردن،فعالیت های مذهبی و فرهنگی؛
- خانه و واحد همسایگی- مسکن و واحد همسایگی پیرامون، محیط، امکانات و خدمات آن (مانند خرده فروشی و خدمات درمانی) فرصت های امرار معاش
- گذران معاش- خدمات و کالاهای روزانه قابل استطاعت (مانند غذا، حمل و نقل و غیره) فعالیت ها و مشاغل در آمدزا
- منابع حمایتی- دوستان و خانواده، شبکه اجتماعی، خدمات قانونی، گروه های اجتماعی و داوطلبانه
- قدرت بیان و تصمیم گیری- فرصت ابراز خواسته ها، ترجیحات، انتخاب، مشارکت در تصمیماتی که افراد، خانه و اجتماع را تحت تاثیر قرار می دهد (همان: 349).

«درون این [مدل] فرد (یا خانواده) با ویژگی های ذاتی اش (سن، جنسیت، سلامتی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی) مرکزیت دارد. چارچوب یاد شده مکانیسمی را فراهم می کند برای درک رابطه میان این ویژگی های ذاتی و پنج قلمرو کلیدی که به عنوان عناصر برابر، مجزا و به هم پیوسته ای تلقی می شوند و همراه با یکدیگر کیفیت زندگی را مورد حمایت قرار می دهند» (همان: 350).

در سال 2008 گیلروی این چارچوب را بسط می دهد و محله یا واحد همسایگی را در مرکزیت این مدل قرار می دهد، با این دلیل که برای بسیاری از مردم قلمروهای گذران معاش، لذت و شادمانی، قدرت بیان و تصمیم گیری و منابع حمایتی درون قلمروی مسکن و واحد همسایگی جای گرفته اند. «برای بعضی از افراد، محیط زندگی، بسیاری از منابع لازم را برای سایر قلمروها فراهم می کند. این امر در هماهنگی با رویکردهای بوم شناسی انسانی است، که مردم را هم شکل دهنده محیط و هم شکل یافته از محیط می انگارند»(همان: 349).

همانطور که گیلروی و بوث بر جنسیتی بودن مدل خویش تاکید دارند، زنان جز آن گروه اجتماعی ای هستند که بسیار از محیط پیرامون تاثیر پذیرفته و بر آن تاثیر می گذارند، چرا که در متن زندگی روزمره خود و به دلیل مسئولیت های چندگانه ای که درباره خانواده و فرزاندان و خانه داری بر دوش دارند، با محیط زندگی و فضاهای پیرامون خویش ارتباط زیادی دارند. بنابر نظر اسپیک «این چارچوب [مرکزیت محله] ریشۀ خود را در فمنیسم آشکار می کند، چرا که به مکان فیزیکی ای مرکزیت می بخشد که زنان در آن ها زندگی روزانه خویش را سپری می کنند و از دنیای ادراک شده ای که به لحاظ اقتصادی مولد است رانده شده اند» (همان).  به ویژه این موضوع درباره سکونتگاه های حومه ای دور از مراکز اشتغال که بسیاری از زنان آن خانه دار بوده و در زندگی در سپهر خصوصی دچار انزوا شده اند، اهمیت دارند. لذا در مطالعه و برنامه ریزی فضای سکونتگاه های شهری ، مدل یاد شده می تواند مبنایی باشد برای نزدیک شدن به خلق پیوستگی میان شادمانی و لذت از حضور در فضاهای همگانی، خدمات روزانۀ قابل دسترس و انعطاف پذیر، فضاهای چند کارکردی، گروه ها و شبکه های اجتماعی داوطلبانه در بستر محله و سکونتگاه، با هدف تسهیل خروج زنان از انزوای حوزه زندگی خصوصی و ایفای نقش های چندگانه در قلمروی عمومی از سوی آن ها.

پانوشت:

1- به نقل از :

Monk, J. and Garcia-Roman, M.D. (1997), "Placing Women of European Union"in M.D. Garcia Roman and j.Monk (Eds) Women of European Union: The Politics of Work and Daily Life. London: Routledge

منابع:
Speak, Suzanne (2012), Planning for the needs of urban poor in the Global South: The value of a feminist approach, Planning Theory 11(4), 343-360
Gilroy, rose and Chris Booth (1999), European Planning Studies, 7(3)
تانگ، رزمری (1391)؛ نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه های فمنیستی؛ ترجمه منیژه نجم عراقی؛ نشر نی

ایمیل:
Zo1986do@gmail.com

پروندۀ زهره دودانگه در انسان شناسی و فرهنگ:
http://www.anthropology.ir/node/18859

مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ:
 

پرونده جنسیت و فضای شهری (با تاکید بر زنان)
http://anthropology.ir/node/17343
 

برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات محلی بهتر برای همگان (1)
http://www.anthropology.ir/node/17582
 

برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات محلی بهتر برای همگان (2)
http://anthropology.ir/node/17704
 

مساله زنان در شهر تنها امنیت نیست!
http://anthropology.ir/node/17823
 

پرونده زندگی روزمره و شهر
http://www.anthropology.ir/node/18054
 

فضای شهری و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/16998
 

مولفه زمان و مکان در مطالعه زندگی روزمره شهری
http://anthropology.ir/node/18576
 

رابطه فضای شهری و زندگی روزمره
http://anthropology.ir/node/16333
 

حذف زنان از فرهنگ مردان
http://anthropology.ir/node/18242
http://anthropology.ir/node/18363
 

احساس راحتی در شهر (با تاکید بر زندگی روزمره زنان)
http://anthropology.ir/node/1869

 

 

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

دودانگه، زهره / معاونت روابط عمومی

مطالب نویسنده