تاملی برنقش جامعه شناختی ِنشانه های شهری

محمد حسن شربتیان

چکیده: بهره مندی از نشانه های شهری در راستای حفظ الگوهای حاکم بر فرهنگ شهر از طریق آموزش های شهروندی  منجربه  تقویت روح جمعی می شود. وجود این گونه نشانه ها شهری باعث شده که عناصر اصلی شهروندی چون  نظام (فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی)، حس هویت شهروندی و حس تعلق به شهر در تعامل (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی) شهروندان اثرگذار باشد، چنین آموزه هایی با رفتارهای اجتماعی، نوع دوستانه، جوانمردانه، اخلاقی، وظیفه شناسی،  هویت محور و... ارتباط تنگاتنگی دارد.بسترسازی نمادهای شهری به افزایش کیفیت زندگی جمعی محلات و تقویت سرمایه اجتماعی کمک شایانی خواهد کرد. وجود نشانه های شهری به عنوان عنصرفرهنگی، هنری نقش بارزی در ارتقاء سواد بصری شهروندان جامعه  خواهد داشت. وجود این نشانه ها به عنوان یک واقعیت اجتماعی در ساختار فرهنگی جامعه باعث تقویت هویت شهری،مشارکت پایدار، و تعلق به حفظ الگوهای فرهنگی حاکم بر شیوه زندگی اجتماعی شهروندان خواهد شد. نشانه ها و نمادهای شهری از بُعد تربیتی در ساختار جامعه با تاسی از آیین اسلامی- ایرانی منجربه تعمیق ارزش ها و هنجارهای پایدار فرهنگی شهروندان خواهد شد. این نشانه ها از جنبه سیاسی در واقع توسط نظام سیاسی حاکم بر جامعه تعیین می گردد. چنین نشانه هایی از بُعد مدنی به عنوان یک واقعیت به تعلیم راهکارهای ایجاد وحدت، حفظ یگانگی و انسجام پایدار شهروندان خواهد شد؛ که این مسئله موجب رشد هویت اجتماعی و فرهنگی شهروندان می گردد. نشانه های شهری با ارتقاء فرهنگ بصری، سرمایه های اجتماعی و فرهنگی شهروندان ارتباط مستقیم دارد، این عنصر در جهت دادن رفتار شهروندان و کیفیت مشارکت آنان در اداره مدیریت شهری به عنوان یکی از الزامات اساسی زندگی اجتماعی و شاخص های توسعه فرهنگی شهر خواهد بود. براین اساس طراحی و بسترسازی این عنصر زیباسازی در حوزه مدیریت شهری با توجه به یکسری از راهبردها اجتماعی و فرهنگی در سطح مدیریت کلان و خرد جامعه شهری ایران امری لازم و پایدار به نظر می رسد.

 

کلید واژه کلیدی: آموزه های شهروندی، نشانه شهری، سواد بصری، مدیریت شهری، مهارت های زندگی.

 

مقدمه

   در جامعه امروز بسترسازی نشانه های شهری در جهت تعمیم الگوهای آموزش شهروندی بسیار با اهمیت است، بر این اساس این مؤلفه از مباحث اساسی مطالعات شهری است؛ این عنصر در زیباسازی جوامع شهرنشین روبه گسترش از اهمیت فراوانی نسبت به دوره های تاریخی گذشته برخوردار بوده  است، بسترسازی  این عنصر در سطح جامعه شهری در راستای ضرورت نظام مهارت های شهروندی باید مورد توجه مدیران شهری قرار گیرد؛ براین اساس طراحی این نشانه ها در سطح شهرها به نوعی آموزش غیرمستقیم استمرار و تقویت نظام ارزشی مهارت های شهروندی، مدنیت شهری،مشارکت محلی و هویت های شهروند محوری را به همراه خواهد داشت.

   با توجه به اینکه هر جامعه ای با عنایت به زمینه های فرهنگی و ارزشی خود شهروندانش را پرورش می دهد؛ و این امر ضامن بقاء و تداوم حیات اجتماعی و توسعه پایدار شهری می باشد؛ باید آموزه های شهروندی حساب شده ای را برای تمام اقشار جامعه به طور وسیع در نظرگرفت.«آموزش و تربیت شهروندی سرمایه گذاری برای آینده مورد نظر کشور در تمامی ابعاد بسیار اهمیت دارد، برای اینکه شهروندان جامعه را به حقوق شهروندی شان آشنا کنیم، و از شهروندان جامعه این انتظار این را داشته باشیم که متعهد و مسئول باشند،ازهمان دوران کودکی مشارکت کردن در زمینه های مختلف را ترویج دهیم و یا به طور کلی در هر جامعه ای ارزش ها ، طرز تلقی ها، بینش ها و مهارت ها به همراه الگوها و روش های مشارکت در زندگی جمعی یا مدنی به شکل ویژه ای منتقل کنیم؛ پس نیازمند آموزش شهروندی و تربیت شهروندمداری می باشیم.» (خطیب زمانی،1386: 10)

   طراحی نشانه های شهری در واقع در برگیرنده یادگیری مهارت ها، رفتارها و ارزش هایی است که با ماهیت، اهداف و شیوه های اداری یک مدیریت شهری و مشارکتی باید همخوانی داشته باشد؛ و عملاً منجربه تقویت احساس تعلق به شهر و داشتن هدفی در زندگی جامعه ای شهری شود. در واقع هدف از چنین طراحی نهادینه سازی " مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاقی"، " مشارکت فرهنگی" " سوادبصری "  و... خواهد بود. چنین هدف نهادینه شده در هر سطح ساختاری اهداف شهروندان را در جامعه مشخص می کند؛ از سوی دیگر آگاهی سیاسی و اجتماعی را به صورت بصری تقویت می نماید.مردم سالاری و مشارکت در عرصه های مختلف شهری را بسط می دهد. به نوعی این نشانه ها  می تواند با تربیت شهروندی در راستای گسترش جامعه مدنی هویت های فرهنگی نقش بارزی می تواند داشته باشد، آموزش های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به دنبال خواهد داشت.     

 

طرح مساله

   بسترسازی نشانه هایا نشانه های شهری به نوعی اطلاعات و آگاهی های عمومی جامعه  را افزایش می دهد؛.و فرد را برای دستیابی به فرهنگ شهروندی آماده می کند.چنین آموزه هایی واجد فضایل جمعی و اخلاق مدنی است و از مهارت های لازم برای مشارکت در عرصه های مختلف خواهد بود. از نظر بِلّا جامعه شناس آمریکایی« تربیت و آموزش شهروند مدارانه نباید دربرگیرنده نفع فردی باشد، بلکه باید این آموزش ها جستجویی برای  رشد اخلاقی و آگاهی شهروندی باشد؛ این آموزش ها باید به روابط اجتماعی بین افراد و روابط افراد، تقویت نهادهای ساختار نظام اجتماعی، استمرار حاکمیت وقت جامعه مربوط شود. به طور کلی در هر جامعه ای از طریق این آموزه ها به دنبال" جامعه پذیری عمومی، ادغام و سازگاری اجتماعی" شهروندان باید باشیم.» ( سیدمن،1388: 149)

  آموزش مستمر از طریق تقویت و بسترسازی نشانه ها و نمادهای شهری از همان سال های اولیه زندگی باعث مشارکت پایدار فرد در جامعه شهری خواهد شد؛ همچنین استمرار پایدار هویت های قومی،زبانی،نژادی،فرهنگی و جنسیتی را بوجود می آورد. این فرایند در ساختار مدیریت کلان شهری منجربه پرورش شهروندی فعال می گردد. که این مهارت در این عرصه شامل « 1- تقویت شیوه های همکاری و کارگروهی.2- تصمیم گیری به شیوه شورایی.3- توانایی بخشیدن به افراد برای استدلال و نقد کردن.4- تقویت مهارت های موثر ارتباطی.5- مدیریت مشترک فعالیت ها و کارهای محلی. 6- تقویت گفتگو و مهارت های مشارکتی و... می گردد» (فکوهی،1383: 303) بر اساس چنین تبیینی در مقاله حاضر نقش جامعه شناختی نشانه های شهری و کارکردهای آن در حوزه مدیریت شهری چیست؟ و از طریق چه راهبردها و راهکارهایی می توان فرهنگ را ارتقاء داد؟

 

 اهمیت مساله

   آموزه های شهروندی از طریق تقویت نشانه ها و نشانه های شهری از ارکان مهم رشد هویت شهری و ارزش های فرهنگ بومی و منطقه ای محسوب می گردد.. آموزش نمادها و نشانه های شهری از سوی مدیریت شهرها در قالب مهارت های زندگی به صورت غیرمستقیم به یادگیری حفظ الگوهای حاکم بر فرهنگ و سرمایه های شهری منجربه خواهد شد.. نشانه های شهری امروزه نقش مهمی در تقویت وجدان اجتماعی جامعه شهری می تواند داشته باشد، ویژگی های شهروند محوری را به صورت نهادینه شده تحکیم می بخشد. مهارت های شهروندی و الگوهای بصری آن« اول: موجب شناخت زندگی اجتماعی- فرهنگی- مدنی در کشور می شود که جزء اولین اصول مهارت هایی است که باید مورد اهتمام مدیریت شهری قرار گیرد. دوم: بخش دیگری از این مهارت ها شامل سلامت فکری، ذهنی،فرهنگی، شهری است،که باید مدیریت شهری اینگونه مهارت ها را به  شهروندان یک جامعه در قالب برنامه ریزی های شهری  ارائه دهد.، تا از این طریق سطح رضایت شهروندان را در پی داشته باشد.سوم: این نشانه ها و نشانه های شهری باید در راستای استحکام قانون مداری و اخلاق محوری شهروندان را به نهادینه شدن فرهنگ رفتاری و اجتماعی تقویت نمایند. چهارم: وجود نشانه های شهری باید در جهت تقویت مناسبات اجتماعی، همدلی، همدردی، سرمایه های اجتماعی، ارتباطات انسانی بصورت برابر محور بین شهروندان یک جامعه بسط یابد.. پنجم:مدیریت شهری باید شهروندان جامعه را با هویت اجتماعی و فرهنگی شهر از طریق ابزارهای مخلتف از جمله نمادها و نشانه های فرهنگ حاکم شهری پرورش دهد.، ششم: حاکمیت شهری در قالب سازمان ها، انجمن های اجتماعی و فرهنگی باید شرایطی را فراهم کنند که شهروندان بتوانند به درستی هویت شهری خود را بشناسند و در راستای تحقق آرزوها، و سعادت اجتماعی شهری خود گام بردارند.» (صدیق سروستانی،1391: 172)  بر اساس چنین آموزه ها و اصولی که بیان شد می توان گفت که در واقع استمرار و طراحی نشانه های شهری نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار شهری دارد، در واقع طراحی این عناصر زیباسازی دریک جامعه باعث این شده که تمام اعضای جامعه از حس شهروندی مثبتی بصورت ملی- محلی برخوردار باشند.

   ضرورت نشانه های شهری در یک جامعه باعث این شده که " نظام مشارکتی"، " هویت شهری" و " حس تعلق اجتماعی به شهر" در وضعیت ارتباطات اجتماعی و انسانی شهروندان اثرگذار است، بر این اساس تقویت سواد بصری معطوف به تفاهم و تعامل روانی شهروندان بسیار با اهمیت خواهد بود.« به تعبیر تورنی در حوزه جامعه شناسی وجود نمادها و نشانه های شهری فرایند انتقال دانش ها، ارزش ها و نگرش های لازم برای مشارکت پایدار شهری را  از یک نسل به نسل دیگر فراهم می کند. این انتقال شامل موارد مختلفی نظیر: سواد مدیریتی، احساس وفاداری به هویت شهری، نگرش مثبت به اقتدار مدیریتی، باور به ارزش های بنیادی مدیریت شهری،علاقه به مشارکت پایدار و کسب مهارت های لازم برای فهم سیاست های عمومی شهر و نظارت بر آن ها را فراهم می نماید.» ( شارع پور،1388: 317) جامعه شناسان از آموزش این مولفه در هرجامعه ای به دنبال انتقال مجموعه ای از دانش ها، ارزش ها و جهت گیری های رفتاری ضروری برای دوام و جامعه، به نسل جوان خواهند بود، لذا آموزش های شهروندی از طریق نمادها و نشانه های شهری به دنبال نهادینه شدن فرهنگ مدنی است.

  مهارت های شهروندی از طریق بسترسازی نشانه ها در سطح شهر باعث شده که شهروندان در برخورد با مسائل جمعی و اجتماعی رفتارهای نوع دوستانه، اخلاقی نسبت به یکدیگر پیدا نمایند. یادگیری  شاخص های رفتار شهروندی به افزایش کیفیت زندگی جمعی و تقویت سرمایه اجتماعی شهر کمک شایانی می کند؛ درواقع تربیت شهروندان از طریق آموزش رفتارهای شهروندی در قالب شاخص های اخلاقی، اجتماعی باعث بهبود عملکرد افراد جامعه در شهرخواهد شد.

 

نشانه های شهری و فرهنگ

   آموزه های نشانهی با ارتقاء فرهنگ شهروندی ارتباط مسقیم دارد، این مولفه در جهت دادن رفتار شهروندان و کیفیت مشارکت آنان در امور جامعه به عنوان یکی از الزامات اساسی سرمایه اجتماعی و شاخص های توسعه فرهنگی یافتگی نقش موثر دارد. در واقع آموزش شهروندی به عنوان یک واقعیت فرهنگی همراه با عناصر کلیدی آن همواره در طول تاریخ زندگی اجتماعی انسان که به استقرار فرهنگ می انجامد. امروزه این آموزه ها در تعیین موقعیت فرد در جریان توسعه یافتگی شهری امری ضرورری است.

   آموزه های نشانه شهری یک آمیختگی و رابطه تنگاتنگ با اخلاق دارد. این عنصر علاوه بر زمینه های سیاسی بر روابط اخلاقی بین اعضای جامعه و شرایط یگانگی و همبستگی اجتماعی و اخلاق مدنی ناظر است. این مولفه آموزشی با  مشوق هایی چون احساس برادری،همنوعی،تعهد،و مسئولیت پذیری همراه است.

   آموزه های نشانهی در بعد فرهنگی اشاره به اخلاق شهروندی می کند در واقع باید به آموزه هایی حقوقی آن توجه کرد. که شهروندان در یک شهر نسبت به نهادهای اجتماعی، چگونه تعامل و رفتاری باید داشته باشند. آموزه های نشانهی از بعد فرهنگی شامل« آموزش مجموعه ای از هنجارها و ارزش هایی می شود که انعطاف پذیری بسیاری دارند و این امر ناشی از وجود تفاوت ها و تنوعات فرهنگی است که در جامعه شهری شکل می گیرد، از نظر ترنر آموزش فرهنگ شهروندی ارتباط به مشارکت فرهنگی افراد جامعه دارد؛ و باید شهروندان در امور مربوط به فرهنگ عمومی جامعه آموزش بینند و خود را مسئول بدانند و در گسترش آن مشارکت نمایند.» ( شربتیان،1387: 123)

    مفاهیم کلیدی که در حوزه فرهنگ آموزه های نشانهی باید به آن توجه بسیاری کرد، که شامل" مسئولیت پذیری شهری- قانونمند بودن شهروندان- هنجارپذیری الگوهای شهرنشینی " است در واقع این مفاهیم فرهنگی را می توان از همان آغاز زندگی درونی کرد. اگر به این مولفه های آموزشی توجه نشود هر جامعه ای با هزینه های بسیاری روبرو خواهد شد و ناچار هستیم دائم کنترل اجتماعی را بر شهروندان افزایش دهیم که این مسئله پیامدهای فرهنگی و اجتماعی بسیاری را با خود بوجود می آورد.

 گی اِرمه در بحثی پیرامون فرهنگ شهروندی به این مساله اشاره می کند «که از ویژگی های آموزش فرهنگ شهروی این است که شهروندان را با تاریخ و ساختار محیطی که در آن زندگی می کنند آشنا کنیم، همچنین قواعد و سلوک دموکراتیک را به شهروندان آموزش دهیم. در واقع ویژگی سوم این است که فرهنگ به نوعی برای شهروندان ویژگی تکلیف مدارانه بوجود می آورد که باید اخلاق مدنی و روحیه مداری بیشتری از شهروندان در جهت سازگاری با جامعه صادر گردد.» ( اِرمه،1376: 59)

   آموزه های نشانهی شهروندی در بُعد فرهنگ اشاره به حمایت قانونی از فرهنگ ها و خرده فرهنگ های موجود در یک جامعه می کند؛که باید شهروندان به پذیرش این خرده فرهنگ ها بپردازند و احترام متقابلی برای آن ها در یک جامعه قائل شوند که این مسئله در سازگاری اجتماعی و رشد اخلاق مدنی کمک بسیاری می کند. بر این اساس آموز ه هایی که به شهروندان در زمینه حقوق اشتراکی و رعایت فرهنگ اقلیت ها داده می شود، نقش بارزی در توسعه فرهنگی پایدار شهر دارد.

 

نشانه شهری و آموزش شهروندی

   آموزه رفتارهای شهروندی در افزایش کیفیت زندگی شهر بسیار اثرگذار است، این آموزه ها به تقویت اخلاق و همبستگی اجتماعی یک جامعه در سطح "محلی- ملی و جهانی" منجربه خواهدشد، چنین اشاعه ای از طریق زیباسازی از جمله طراحی و نصب نشانه های شهری درنقاط مختلف محلات شهری باعث شکل گیری هویت شهری و محلی می گردد. در واقع نقش طراحی آموزه های اجتماعی و فرهنگی از طریق نشانه های شهری در قالب شناختی که شهروندان نسبت به فرهنگ شهرنشینی بدست می آورند؛ باعث می شود که هویت های شهری متناسب با فرهنگ حاکم بر جامعه شهری شکل گیرد.

   طراحی نشانه های شهری بر اساس آموزه های غیرمستقیم شهروندی بخشی از وظایف حوزه مدیریت هنری، فرهنگی و زیباسازی شهری است، که باعث گسترش آگاهی در حوزه حقوق شهروندی، مهارت های زندگی جمعی خواهد داشت؛ در این راستا بخشی از این آموزه ها در مورد انتظاراتی باید باشد که از مدیریت شهری درخواست می شود طراحی این آموزه ها باید متناسب با اصول زندگی شهرنشینی، حقوق شهروندان رعایت مقررات شهری، فرهنگ شهری، تاریخچه شهری و بازتولید هویت شهری باشد. این نشانه ها به سمت مدنی کردن زندگی شهری و ارزش های فرامادی سوق یابد، و  از طریق این آموزه ها سعی شود که هویت های محلی و فرهنگی را در زندگی اجتماعی مردم بازتولید کرد.

   هدف این است که از طریق آموزه های نشانهی مشارکت شهروندان را در پویایی شهری بازتولید نمود.« در واقع نقش آموزه های شهری یکی از مهمترین نقاط اتصال مدیریت شهری با شهروندان قلمداد می شود. بنابراین وجود نمادها و نشانه های شهری از طریق شناخت و آگاهی به شهروندان در در قالب فعالیت های زیباسازی باعث این می شود که شهروندان نقش پویاتری در مشارکت شهری و مفهوم شهروندی داشته باشند.» ( شیخی،1389: 278)

   نقش رفتاری آموزه های شهری در یک جامعه در پنج بُعد خلاصه می شود.« الف) نوع دوستی که شامل  رفتارهای یاری دهنده و کاملاً داوطلبانه به منظور کمک به شهروندان می باشد. ب) جوانمردی که در این بعد شهروندان همراه با رفتارهای جوانمردانه خود سعی بر این می کنند که خرده جویی ها و خرده گیری ها را نسبت به یکدیگر کاهش دهند. ج) خوش خویی نمونه دیگری از آموزش رفتارهای شهروندی نسبت به یکدیگر است، که بایدبه صورت مشارکت فعالانه و مسئولانه بین شهروندان توسعه داد.د) ادب و مهربانی بعد دیگری از رفتارهای شهروندمدارانه نسبت به یکدیگر است، این رفتارها مانع ایجاد مشکل و مساله در محیط های مختلف زندگی شهروندان خواهد شد، در واقع نقش و احترام و تکریم یکدیگر شهروندان و رعایت حقوق شهروندان نسبت به یکدیگر در گسترش این نقش رفتاری بسیارموثر است. ه) وظیفه شناسی بخش دیگری از رفتارهای شهروندمداری است که باید در قالب برنامه های آموزشی به شهروندان جامعه آموزش داد که این بعد تلاشی فراسوی الزامات رسمی است که هر فردی باید در جهت همیاری همکاری و توسعه همه جانبه خود در خود بوجود آورد.» ( ربانی و همکار،1385: 58)

    با توجه به این مباحث، این پدیده اجتماعی و فرهنگی  رابطه تنگاتنگی با رفتارهای اخلاقی دارد، براین اساس نهادینه کردن آموزه های شهری از طریق نصب نشانه های شهری منجربه بروز شرایط یگانگی و هبستگی اجتماعی شده است.نقش این آموزه های مدنی در جوامع امروز باعث تقویت مشوق هایی چون "احساس برادری، همنوعی، تعهد و مسئولیت پذیری و..." خواهد شد.نقش این آموزه ها در جامعه ارتقاء دلبستگی فرهنگی بالای شهروندان به هویت شهری خواهد شد.

 

نشانه های شهری و  واقعیت اجتماعی

  طراحی و نصب نمادها و نشانه های شهری به عنوان یک واقعیت اجتماعی از مولفه های مدرن کلان شهرها است، که 1-در تقویت تعهد اجتماعی شهروندان به ساختار مدیریت شهری اثرگذار است.2- وجود این نشانه ها باعث نهادینه شدن ارزش ها و هنجارهای حاکم بر ساختار فرهنگ شهری شده3- احساس تعلق و عضویت اجتماعی شهروندان را برای مشارکت جدی و فعالانه در توسعه پایدار شهری افزایش می دهد.

    وجود چنین نمادهایی در سطح شهر از بُعد جامعه شناسی شهری به نوعی« هویت ،عضویت و تعهد عقلانی- عرفی و مدنی جدید را برای شهروندان جامعه در قالب مشارکت فعال و پایدار ، احساس تعلق اجتماعی فراهم می نماید و نهایتاً به تقویت انسجام اجتماعی و نظم اجتماعی منجربه خواهد شد..» ( توسلی و همکار،1383: 36)

   باتوجه به رویکردهای اجتماعی در حوزه نمادها و نشانه های شهری به عنوان یک واقعیت اجتماعی باید اشاره به این کرد که نشانه های شهری به عنوان یک واقعیت اجتماعی در ساختار فرهنگی جامعه ایران در قالب امکان شهروندی"که متناسب با ظرفیت و پتناسیل شکل گیری تقویت زمینه ها و بسترسازی شهروندی است. این نوع نشانه ها در قالب ایجاب شهروندی که ضرورت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را در بازتولید هویت شهری میسر می سازد در حال حاضر مورد توجه ساختار مدیریت شهری قرار گرفته است. بنابراین ضرورت نشانه های شهری در سه بعد شهروند (مدنی، سیاسی، اجتماعی) باعث  ترویج اخلاق، احترام و نهادینه کردن قانون شهری خواهد شد.  

 

نشانه های شهری و ضرورت تربیتی

   مفهوم آموزه های شهری به طور غیر مستقیم از مفاهیم اساسی برنامه ریزی های فرهنگی شهر می باشد. در واقع این پدیده شهری را می توان آموزش شیوه های زندگی کردن بایکدیگر به طور خاص در یک جامعه تلقی کرد. ضرورت نشانه های شهری به عنوان یک واقعیت تربیتی نوعی شناخت و آگاهی شهری را نسبت به بازتولید فرهنگ شهری متناسب با هنجارها و ارزش های حاکمیت ارتقاء می دهد. ضرورت تربیتی این آموزه ها به عنوان یک واقعیت باعث ارتقاء سواد بصری و رسانه ای شهروندان شده است. این نوع زیباسازی هدفمند منجربه این شده که مهارت های زندگی اجتماعی و فرهنگی شهروندان را تقویت نماید.

   ضرورت این نشانه ها در شهر بر پایه اهداف و مقاصدی در نظر گرفته شده است؛ در هر جامعه ای این اهداف شامل این "آموزش درباره شهروندی- آموزش از طریق شهروندی- آموزش به منظور شهروندی" خواهد شد.«آموزش درباره شهروندی به عنوان یک واقعیت تربیتی برپایه آماده کردن افراد از نظردانش کافی و درک تاریخ ملی و ساختارهای زندگی سیاسی و مدنی متمرکز است. آموزش از طریق شهروندی در حوزه فرایند تربیتی مستلزم یادگیری افراد از طریق انجام فعالیت های کاملاً فعال تجربه های مشارکتی در شهر است، این یادگیری عصر دانش را تقویت می کند. آموزش به منظور تربیت شهروندی چه از این دو رویه مذکور را اشاره شده شامل افراد به یکسری ابزارها را شامل دانش و درک مهارت ها و نگرش ها، ارزش ها و گرایش ها، مجهز می کند و آن ها را قادر می سازد تا مشارکتی فعالانه و معقول در ر نقش ها و مسئولیت هایی در زندگی بزرگسالی با آن روبرو است داشته باشند. این رویه آموزش شهروندی را با کل تجربه آموزش دانش آموزان پیوند می دهد. ( آقازاده،1385: 50)

   حال با توجه به این فرایندها هدف از ضرورت تربیتی نشانه های شهری در ساختار مدیرت شهری جامعه ایران اینگونه است که:

  1. بسط این نمادها و نشانه به شناخت فرهنگی شهروندان کمک بسیاری کرده است.
  2. در حوزه دانش نظری و عملی: باعث می شود که مدیران و کارشناسان شهری با توجه به تغییرات شهری اهتمام ویژه ای به بسط فرهنگی و آموزشی چنین عناصر زیباسازی داشته باشند.
  3. در حوزه ارزش های فرهنگی و ملی: ضرورت این نشانه ها در سطح شهر باید به تقویت حفظ الگوهای فرهنگی میراث  معنوی جامعه منجربه خواهد شد. 

 

نشانه های شهری و توانمندی سیاسی

    اهتمام به این نمادها و نشانه های شهری از بعد سیاسی در باعث تقویت بینش ها یسیاسی و توانمندی های سیاسی شهروندان خواهد شد، که منجربه بسط ارزش های فرهنگی و سیاسی حاکمیت وقت جامعه می گردد.

 ضرورت این نشانه ها « از بعد سیاسی و مدنی به عنوان یک واقعیت به تعلیم راهکارهای ایجاد وحدت، حفظ یگانگی و انسجام همه جانبه شهروندان می پردازد که این مسئله موجب رشد هویت ملی در بین شهروندان شده است.» ( انصاری،1391: 28)

   ضرورت این نشانه ها در شهرها در ارتباط با جامعه پذیری سیاسی است، بر این اساس  می توان  گرایشات، نگرش ها، دانش و معیارهای سیاسی را به نسل های بعدی انتقال داد و یا در تعامل قرارداد. در واقع این آموزه ها جهت گیری های را از بُعد سیاسی برای شهروندان ایجاد می کند.« 1- جهتگیری شناختی، یعنی آگاهی شهروند از نظام سیاسی و باور به این نظام و نقش های آن،2- جهتگیری عاطفی یا احساسات شهروندان نسبت به نظام سیاسی،3- جهتگیری ارزیابی که مربوط به برداشت ها و قضاوت های شهروندان نسبت به موضوعات سیاسی را مورد بررسی قرار می دهد.» ( شارع پور،1386: 286)

    ضرورت این نمادها و نشانه های شهری از بُعد سیاسی  شامل بخشی از نظرات و رفتارهایی است که در جهت تداوم نظم سیاسی جامعه به اعضاء تعلیم داده می شود و موجب انتقال به نسل های بعدی می گردد؛ تا از این طریق فرایند جامعه پذیری سیاسی صورت گیرد. آموزه های نشانهی از منظر سیاسی با ثبات فرهنگ سیاسی و ساختارهای اجتماعی در طول زمان رابطه دارد و هر نظام اجتماعی می کوشد تا ارزش ها ،نگرش ها و دیدگاه های ضروری را برای تداوم نظام سیاسی خود به شهروندان منتقل کند.

   آموزه های سیاسی ِنشانه ها در هر جامعه ای هدفش پرورش سیاسی، شکل دادن رفتارهای شهروندان به اقتضای قالب های اجتماعی و سیاسی است،به عبارت دیگر پرورش سیاسی از طریق آموزش شهروندی فراگردی است که شخص از طریق آن جهت گیری سیاسی اساسی خود را در محیط جامعه کسب می کند.در واقع آموزش شهروندی سیاسی و پرورش آن یعنی جذب و درونی کردن هنجارها و ارزش های نظام سیاسی جامعه است.شهروند سیاسی یک جامعه از طریق آموزش های لازم با مسئولیت های خود- آگاهی ملی و وفاق سیاسی آشنا می گردد. آموزش شهروندی از نگاه سیاسی دارای چنین کارکردهایی در هر جامعه است « 1- جامعه پذیری سیاسی شهروندان و آشنا سازی با فرهنگ سیاسی2- گزینش جذب و آموزش رهبران و کارگزاران سیاسی3- ایجاد یگانگی سیاسی در جامعه4- ایجاد زمینه برای تشکیل سازمان هایی که در جامعه نقش های سیاسی ایفاء میکنند و...» ( علاقه بند،1375: 108)

 

نتیجه گیری

   آموزه های نشانه شهری منجربه به تحکیم و تقویت نظام ارزشی مهارت های شهروندی در جهت بقاء و تداوم حیات اجتماعی و توسعه پایدار شهری می گردد.چنین ضرورتی همراه با نهادینه کردن ارزش های فرهنگی و جامعه پذیری هنجارهای اجتماعی حاکم بر شهر خواهد بود. این عنصر زیباشناختی باعث ارتقاء اطلاعات و آگاهی فرهنگی شهروندان خواهد شد،همچنین اخلاق مدنی و جمعی  تقویت می گردد در واقع ضرورت نشانه های شهری در حوزه آموزش شهروند مداری دریک جامعه باعث این شده که تمام اعضای جامعه از حس شهروندی مثبتی بصورت محلی برخوردار باشند و ضمن برخوداری از احترام باعث افزایش کیفیت زندگی جمعی و تقویت سرمایه اجتماعی خواهد شد. این آموزه ها به تقویت اخلاق اجتماعی و بسط همبستگی اجتماعی شهروندان در راستای تحکم بخشیدن ساختار مدیریت شهری می شود.   ضرورت اجتماعی نشانه های شهری در قالب امکان و ایجاب شهروندی منجربه بسط مؤلفه های دموکراتیک جامعه مدنی می شود، وجود این ضرورت از بُعد تربیتی باعث تقویت میراث معنوی و فرهنگی شهر خواهد شد.و از بُعد سیاسی چنین ضرورتی باعث افزایش مشارکت فعال شهروندان و بینش سیاسی شهروندان نسبت به ساختار سیاسی حاکم بر شهر شده و از بُعد فرهنگی باعث ارتقاء سواد بصری،توسعه فرهنگی و تعاملات اخلاقی شهروندان خواهد شد. با توجه به چنین ضرورتی در سطح فعالیت های مدیریت شهری می توان به یکسری از راهبردها اشاره کرد.

 

راهبردها

  • بکارگیری آموزه های اخلاقی و فرهنگی در طراحی نشانه های شهری.
  • ارتقاء سواد بصری، هنری و آگاهی شهروندان از طریق طراحی نشانه های فرهنگی، تاریخی،دینی، سیاسی و اجتماعی
  • ترغیب و تشویق شهروندان به مشارکت فعال و پویا در ساخت و طراحی نشانه های شهری.
  • بسط و گسترش زیباسازی این نشانه های در ساختار مدیریت شهری شهرهای کوچک.
  • حمایت فرهنگی و اجتماعی سازمان های کلانشهرها  از ساخت و طراحی نشانه های شهری.
  • اهتمام به نظام ارزشی مهارت های شهروندی در ساخت و طراحی نشانه های شهری.
  • تقویت احساس تعلق شهری و هویت شهری در طراحی نشانه های شهر.
  • ارتقاء کیفیت زندگی و سرمایه های اجتماعی و معنوی شهروندان.
  • ترغیب مدیران و برنامه ریزان شهری به توجه ویژه به زیباسازی و معماری شهر.
  • بازتولید پویا و فعال توسعه پایدار فرهنگی شهر.

منابع

  • آقازاده،احمد،(1385)، « اصول و قواعد حاکم بر فرایند تربیت شهروندی و بررسی سیر تحولات و ویژگی های  این گونه آموزش ها در کشور ژاپن» فصلنامه نوآوری های آموزشی، شماره 17، سال پنجم، دوره پائیز،صص44-11. قابل دسترس در www.sid.ir
  • انصاری، ابراهیم،(1390)؛«جامعه شناسی شهر»،  چاپ اول، تهران:انتشارات جامعه شناسان.
  • توسلی، غلامعباس، نجاتی حسینی،  محمود،(1383)؛« واقعیت اجتماعی شهروندی در ایران»، مجله انجمن جامعه شناسی ایران، دوره پنجم شماره2، صص60-32. قابل دسترس در www.sid.ir
  • خطیب زنجانی،نازیلا،(1386)،« آموزش شهروندی نیاز جامعه امروز»، روزنامه کیهان  قابل دسترس درwww.magiran.com.
  • ربانی، رسول، وحیدا،فریدون،(1385)؛ «جامعه شناسی شهری»، چاپ دوم، تهران:انتشارات سمت و دانشگاه اصفهان.
  • شارع پور، محمود،1386، «جامعه شناسی شهری»، چاپ اول، تهران:، نشر سمت.
  • سیدمن، استیون،1388، « کشاکش آرائ در جامعه شناسی»، چاپ دوم، تهران: نشر نی.
  • شربتیان، محمد حسن،(1387)؛«تاملی بر مبانی فرهنگ شهروندی و ارائه راهکارهایی برای گسترش آن»، فصلنامه فرهنگی- پژوهشی فرهنگ خراسان جنوبی، شماره 9و8، سال دوم و سوم، دوره تابستان و پائیز،صص154-119.
  • شیخی، محمد تقی،(1389)؛«جامعه شناسی شهری»، چاپ پنجم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
  • صدیق سروستانی، رحمت الله،(1391)؛«جامعه شناسی شهری»، چاپ اول، تهران: نشر علمی.
  • علاقه بند، علی،(1375)؛«جامعه شناسی آموزش و پرورش»، چاپ اول، تهران:نشر روان.
  • فکوهی، ناصر،(1387)؛ «انسان شناسی شهری»، چاپ اول، تهران:نشر نی.
  • گی، اِرمه،(1376)؛ « فرهنگ دموکراسی»، ترجمه مرتضی ثاقب فر، چاپ اول، تهران: انتشارت ققنوس.

محمد حسن شربتیان عضو هیت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور است.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

شربتیان، محمدحسن

مطالب نویسنده