مقالات قدیمی: کشاندن بیننده به درون عکس ( 1352 )

در ماه جاری_اسفند_ماه نمایشگاهی از آثار عکاسی «بیژن بنی احمد» که در زمینه عکاسی تحصیلات آکادمیک و تجربیات بسیار دارد، در انیسیتو گوته تهران دایر شده است . به این مناسبت با او به صحبت نشسته ایم وپرسش هایمان بیشتر در مورد هنر عکاسی و شیوه های گونه گون عکس بردای بوده است .

 

  • آیا در عکاسی قوانینی کلی وجود دارد و تحت چه شرایطی می تواند مطرح شود؟
  • عکاسی تابع هیچ قانون و قاعده ای نیست . به هر وسیله ، به هر نحوی ، که عکسی بتواند مفهومی را به تماشاگر خود تفهیم کند وظیفۀ اصلی خود را انجام داده است . نه دوربین مطرح است ، نه نور و نه رنگ . تنها یک «کل» است که باید بیانی گویا و مؤثر داشته باشد . چنان که تعریف عکاسی خبری فقط به این چند کلمه ختم می شود «بیان یک رویداد» به وسیله یک یا چند عکس . ولی برای تعریف کلاسیک و آکادمیک سه شرط کلی برای بیان یک عکس لازم است که از لوازم کار هر عکاسی به حساب می آید ، «بیان عکس» و «فرم عکس» . یعنی یک عکس چه می گوید ، چه چیز را نشان می دهد و به چه نحو نشان می دهد .
  • با شرایطی که ذکر کردید آیا در عکاسی هم سبک های مختلف وجود دارد؟
  • در عکاسی هم درست مثل نقاشی و نویسندگی که دارای قاعده و قانون معینی نیستند ، سبکهای مختلفی ، خودبخود به وجود می آیند ، مثل دستخط های گوناگون . و باید هم سبک ها مثل دستخط ها متفاوت باشد . چون در غیر این صورت مرض بهبود ناپذیر تقلید گریبان گیر عکاس خواهد شد همچنانکه گریبان گیر بیشتر عکاسان ما شده است .

سبکهای مختلفی در عکاسی وجود داشته و دارد که هر کدام مربوط به شیوه کار یکی از عکاسان می شود ، مثلا شیوه کار «کارتر براسون» که مدتها مورد تقلید بوده و سبکی ویژه خود داشته است یا سبک دیگری بنام Subjective Photography- که یکی از سبک های به اصطلاح ثبت شده به شمار می آید و سال هاست نام آن به Gestalteriche Photography تغییر یافته و هنوز طرفدارانی دارد . اصولا سبک های عکاسی مرتب در حال تغییر هستند و الان در تهیه کارهای خبری دیگر شیوه کارتیر براسون و دکتر سالامون جایی ندارد یا مثلا برای عکس پرتره دیگر از سبک «یوسف کارش» عکاس بزرگ ترک زاده کانادایی تقلید نمی شود .

  • عکاسی چه وقت به عنوان هنر و چه وقت به عنوان فن مطرح است؟
  • عکاسی در هر مورد هم فن است و هم هنر و موقعی به کمال مطلوب می رسد که به صورت یک علم ارائه شود . یعنی اگر ما توانستیم از علم عکاسی در مورد کاری صحبت کنیم آن وقت عکاس حالت خلاقه ای ارائه داده است . در تعاریف مختلف عکاسی ما سعی میکنیم از عکاسی «خلقی» صحبت به میان آوریم و این عکسی است که ساخته شده باشد ، به وجود آمده باشد و خلق شده باشد . یعنی از شیوه عکاسی «ترکیبی» صحبت میکنیم .
  • آیا عکاسی ترکیبی شیوه خاصی است یا وقتی یک عکس حالت خلاقانه دارد به آن ترکیبی می گوئیم؟
  • عکاسی ترکیبی تعریف صیقلی داده شده Subjective Photography است که سعی شده تمام ایرادهائی که بر آن وارد بود در این یک از میان برداشته شود . و مقصود از عکاسی ترکیبی،(که فقط در زبان فارسی می توان کلمه صد در صد معادل آن را پیدا کرد) کاری است که در آن خلاقیت وجود دارد و می تواند به صورت علم عکاسی مورد توجه قرار گیرد .
  • حالا ببینیم تأثیر عکس در تماشاگر چیست؟در میان عکس های نمایشگاه شما پرتره ای بود که قسمتی از بالای سر آن را بریده بودید ، مثلاً این کار تا چه اندازه در مؤثرتر بوده است؟
  • لازم است اول از خود «پرتره» تعریفی بکنیم . تعریف لغوی پرتره «بیان حالت» است و در عکاسی ترکیبی می توانیم تعریف پرتره را «روانشناسی شخصی» بگوئیم حالا اگر شخصی با نداشتن سر یا با  نداشتن چشم یا فقط داشتن دو چشم حالتی را بیان کند از نظر تعریف پرتره باز هم مورد استفاده دارد و قابل قبول هم قرار می گیرد . حالا حالت و وضع مخصوص در این عکس با بریده شدن قسمتی از سر شخص لطمه ای به حالت او ، خود او ، و شخصیت او نزده است بلکه از لحاظ فرم و ساختمان عکس (کمپوزیسیون)بیننده را به داخل عکس می کشاند .
  • پس شما برای اینکه تماشاگر را به داخل عکس بکشانید صرفا از تکنیک استفاده کرده اید؟
  • یکی از مهم ترین تکنیک های عکاسی که در فرم و ساختمان هر عکس از لحاظ تأثیر بعدی کمک بسیاری می کند ، این است که عکس برداری به نحوی باشد که تماشاگر را به داخل خود بکشاند و شخص بیننده خود را در محیط عکس برداری شده حس کند . از این رو گاهگاه برش های غیرعادی از عکس بیننده را بیشتر به سوژه نزدیک می کند و او خود را بهتر در آن محیط ، محسوس می بیند . این یکی از روش هائی است که عکاس همیشه سعی می کند تماشاگرش را در فضای عکس داخل کند و یکی از راههائی است که عکاس افکار خود را بهتر می تواند بر صفحه ذهن بیننده منعکس کند .
  • پس با این ترتیب هر عکاسی می تواند اراده اش را تحمیل کند؟ و با عکس تأثرات خود خواسته ای را ایجاد کند ؟
  • یکی از ایرادهای مهمی که باعث شد نام Subjective photography تغییر کند همین تحمیل اراده عکاس بر بیننده بود در صورتی که پایه گذار این مکتب چنین قصد و فکری نداشت . اصولا در فلسفه یک رابطه دورانی بین شخص و دنیای خارج و دنیای خارج و شخص وجود دارد . این رابطه کم و زیاد و سنگین و سبک می شود . ممکن است شخص در محیط خود تأثیر بگذارد یا محیط بر شخص غالب شود که این کل (کمپلکس) از فلسفه آلمان گرفته شده است ، حال هر گونه تأثیری از شخص به خارج یعنی Subjective  به وجود بیاید تحمیلی است فکری ، یا تخیلی بر محیط خارج . حالا اگر این اراده در علم عکاسی فقط برای بهتر فهماندن و بیان سالم حقیقت و روشن شدن افکار بیننده باشد مجاز به حساب می آید و اگر عکسی به بهترین وجه تمام شرایط لازم را دارا باشد و بیان کننده حالت حقیقی باشد ، تأثیر عکس مثبت خواهد بود و برای هر گونه منظوری به نتیجه می رسد ، در غیر این صورت تأثیری دروغین و غیر حقیقی دارد . هر عکاسی می تواند از هر دو مورد استفاده کند . تماشاگر ممکن است از فکر و نتیجه گیری عکاس بی خبر بماند و بدون اینکه بیننده خود بفهمد تحت تأثیر آن عکس قرار بگیرد .

 

اطلاعات مقاله:

ماهنامه فرهنگی-هنری رودکی- سال دوم- شماره 29 - اسفندماه 1352- صفحات 22 تا 24

مجموعه لاله تقیان و جلال ستاری

 

ورود به صفحه مقالات قدیمی

anthropology.ir/old_articles

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی