بررسی انسانشناختی ارتباطات خانواده های هنرمند در کلان شهر تهران(1)

مرضیه دافعیان

کلان شهرها با ویژگی های کارکردی متعدد خود همواره مورد توجه صاحبان حرفه و صنعتگران بوده اند .در میان این صاحبان حرفه نقش هنرمندان در کارکرد فرهنگی کلان شهرها بسیار حائز اهمیت است. از آنجا که خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه در فرایند آموزش و انتقال فرهنگی افراد جامعه بسیار تأثیر گذار می باشد در این پژوهش سعی شده تا روابط خانواده های هنرمند در ارتباط با کلان شهر تهران مورد بررسی قرار گیرد...

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، خویشاوندی در شهر، بررسی انسانشناختی ارتباطات خانواده های هنرمند در کلان شهر تهران، ( مطالعه ی موردی 5 خانواده ی نقاش در شهر تهران) کار ارائه شده به کلاس انسان شناسی شهری، نیم ترم اول سال تحصیلی 1387-88، مقطع کارشناسی. marziyehd@yahoo.com بخش اول چکیده  بخش نخست : کلیات • مقدمه • طرح مسئله • ضرورت و اهداف تحقیق • سوالات تحقیق • پیشینه ی تحقیق • روش شناسی - مصاحبه - یادداشت برداری - مشاهده - مشاهده مشارکتی - مشکلات تحقیق • معرفی میدان تحقیق - جلیگاه جغرافیایی استان و شهر تهران - نام و پیشینه ی تاریخی - موقعیت اقتصادی - موقعیت سیاسی - ویژگی انسانی - مراکز فرهنگی o کاخ ها و موزه ها o سینما تأتر و نگارخانه o فرهنگسراهای تهران o ورزش  بخش دوم : یافته های تحقیق • توصیف مشخصات و روابط شهری خانواده ها - خانواده شماره 1 - خانواده شماره ی2 - خانواده شماره ی 3 - خانواده شماره ی4 - خانواده شماره ی5 • تحلیل یافته ها  فضا o ارتباطات خانواده ی هنرمند با فضای شهر تهران - مهاجرت به شهر - ارتباطات خویشاوندی و غیر خویشاوندی خانواده ها در شهر o ارتباطات خانواده ی هنرمند با فضاهای کارکردی شهر تهران - فضای کاری و مسکونی - فضای فراغتی - فضای حمل ونقل  زمان - زمان طبیعی و زمان مصنوعی • نتیجه گیری • منابع و مآخذ چکیده: کلان شهرها با ویژگی های کارکردی متعدد خود همواره مورد توجه صاحبان حرفه و صنعتگران بوده اند .در میان این صاحبان حرفه نقش هنرمندان در کارکرد فرهنگی کلان شهرها بسیار حائز اهمیت است. از آنجا که خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه در فرایند آموزش و انتقال فرهنگی افراد جامعه بسیار تأثیر گذار می باشد در این پژوهش سعی شده تا روابط خانواده های هنرمند در ارتباط با کلان شهر تهران مورد بررسی قرار گیرد. شهر تهران به دلیل موقعیت پایتختی اش مهم ترین قطب فرهنگی اجتماعی اقتصادی و سیاسی کشور محسوب می شود به همین دلیل در نیم قرن اخیر شاهد موج بسیار گسترده ی مهاجرت از نقاط مختلف کشور به این کانون هستیم. این تحقیق که بر روی ۵ تن از خانواده های هنرمند نقاش صورت گرفته سعی کرده تا با رویکردی انسانشناختی نحوه ی تعامل این خانواده ها در ارتباط با فضا و زمان در شهر و تأثیرحرفه ی پدر یا مادر خانواده ها بر این روابط مورد بررسی قراردهد.روش اتخاذی برای جمع آوری داده ها مصاحبه و مشاهده و مشاهده مشارکتی بوده است. یافته ها در دو بخش توصیف اطلاعات و تحلیل داده ها تنظیم شده . در بررسی ارتباط خانواده ها با فضا ، پژوهش به دو حوزه ی تقسیم می شود: ۱-ارتباط خانواده ها با شهر تهران به مثابه ی فضایی دارای بارهای پتانسیلی مختلف که شکل دهنده یا منقطع کننده ی بسیاری از ارتباطات می باشد ۲-ارتباط خانواده ها با فضاهای کارکردی داخل شهر تهران همچون فضاهای مسکونی ، کاری، فراغتی و حمل ونقلی . در بخش تحلیل یافته ها در خصوص حوزه ی نخست درمی یابیم که تعامل و عدم تعامل ارتباطات خویشاوندی و غیر خویشاوندی این خانواده ها بسیار تحت تآثیر دو عامل مکان- مهاجرت خانواده ها از شهر محل اقامتشان به کلان شهر تهران - و اقتصاد - اختلافات طبقاتی منشعب از آن- بوده است.در حوزه ی دوم یعنی ارتباط خانواده ها با فضای مسکونی و کاری در می یابیم که عامل خرده فرهنگ جنسیت و سن در ارتباط آنها با این فضاها به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر از عامل خرده فرهنگ شغلی و حرفه ای این هنرمندان بوده است این موضوع با مشخص شدن وظایف پدر یا مادرخانواده در جهت پویایی نهاد خانواده بسیار روشن می شود. همچنین در خصوص رابطه ی خانواده با فضاهای فراغتی و نحوه ی گذران اوقات فراغت اعضای خانواده به خوبی در می یابیم که حرفه ی پدر و مادر هنرمند در بالا رفتن سرمایه فرهنگی خانواده بسیار تأثیر گذار می باشد. در ادامه مبحث زمان در زندگی این خانواده ها و رابطه ی دیالکتیک این هنرمندان در ارتباط با زمان اشتغال به حرفه و زمان شهری و طبیعی مورد بررسی قرارگرفته شده است. کلید واژگان: خانواده ، خویشاوندان ، هنرمندان ، نقاش ، ارتباطات ، شهر ، مهاجرت ، فضا ، زمان بخش نخست : کلیات مقدمه: شهر از گذشته های دور، مرکز تجمع ثروت و قدرت است و همین امر آن را در کانون توجه صاحبان صنعت وحرفه قرار می دهد. به طور کلی باید گفت، که همواره بین شکل گیری شهر و ایجاد حرفه ی صنعتگران رابطه ای مستقیم وجود داشته. از زمان انقلاب نوسنگی و گسترش اختراعات و افزایش فناوری ناشی از آن جوامع انسانی توانستند به مازاد تولید دست یابند و در نتیجه فرصتی را برای عده ای فراهم کردند تا فارغ از فعالیت تولیدی در بخش های دیگر جامعه که مورد نیاز است به کار مشغول شوند از آنجا که شهرهای نخستین محل سکونت پادشاهان بوده است این صاحبان صنعت ، بیشتر درخدمت آنها بودند . کم کم با شکل گیری شهرهای مدرن که در نتیجه ی انقلاب صنعتی و پیشرفت تکنولوژی در حوزه ی صنعت و تولید است تمرکز و تراکم جمعیت در شهرها افزایش می یابد و گروه های انسانی مختلفی در آن ها جای می گیرند . این گروه های انسانی احتیاج به بخش گسترده ی خدمات شهری دارند تا بتوانند در فرایند تولید و صنعت شهر نقش آفرینی کنند به طوری که امروزه این حوزه بسیار گسترش یافته و طیف وسیعی از اقشار را در خود جای می دهد. از میان این گروه های فعال در بخش خدمات شهری هنرمندان جایگاه ویژه ای دارند.نقش هنرمندان در گذشته و حال بسیار متفاوت است چرا که همان طور که گفته شد این طیف شغلی بیشتر در خدمت اشراف و پادشاهان بودند اما امروزه هم ابزار و فناوری هنر با آهنگ رشد تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده و گسترش یافته و هم دیگر شهرها آن کارکرد گذشته ی خود را ندارند . ارتباط هنرمندان با کلان شهرها به سبب کارکردهای متنوع آن بسیار عمیق و حیاتی است . کلان شهرها اجتماعات و گروه های فرهنگی بسیار متکثری را در خود جای می دهد که همه ی آنها باید به نوعی با فرهنگ مادر آن کلان شهر ارتباط برقرار کنند و لذا هنر به عنوان رکن اساسی فرهنگ در این زمینه نقش بسیار ویژه و پراهمیتی دارد. در این پژوهش سعی شده تا با رویکردی انسان شناختی به مطالعه ی نحوه ی تعامل خانواده های هنرمند با شهرتهران به مثابه ی یک فضای گسترده و پیچیده و فضاهای کارکردی آن از قبیل فضای مسکونی و کاری و فراغتی و حمل و نقلی پرداخته شود. خانواده های انتخابی هنرمند پدر یا مادرشان از اساتید نقاش می باشند به طوری که از طریق این حرفه کسب آمد می کنند. در این راستا نوع ارتباطات خویشاوندی و غیر خویشاوندی 5خانواده ی هنرمند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده و در ادامه نیز به مبحث زمان در رابطه با زمان شهری و زمان پرداختن هنرمندان به فعالیت هنریشان نظر افکنده شده روش اتخاذی در پژوهش حاضر مصاحبه ی باز و مشاهده و مشاهده مشارکتی بوده و لذا به دلیل ماهیت کیفی تحقیق محقق در طول تحلیل یافته ها به هیچ وجه قصد تعمیم مطالب را نداشته و صرفاً در محدوده ی اطلاعات به دست آمده به بررسی و تجزیه و تحلیل مباحث پرداخته است . طرح مسئله: خانواده و نظام خویشاوندی همواره از موضوعات اصلی و اساسی در مطالعات انسان شناسی بوده و در این حوزه پژوهش های گسترده ای در جهت دریافت اشکال سازمانیافتگی این نظام و روابط درونی آن صورت گرفته است. از آنجا که خانواده مهم ترین و اساسی ترین واحد اجتماعی محسوب می شود. در خصوص این نهاد اجتماعی در جوامع مدرن ،تغییر نقش ها و وظایف همسران ، رابطه ی خانواده با جامعه و امکان بقاء آن بحث های وسیع و چشمگیری وجود دارد که به تحولات آن و پویای و مقاومتش در بستر جریانات اجتماعی توجه عمیق شده است . تحول خانواده در دوران جدید با انقلاب صنعتی آغاز شد در فرایند این انقلاب اجتماعی ،اقتصادی شکل خانواده ی گسترده کم کم رو به زوال رفت و شکل نویی از خانواده از درون این تحولات اجتماعی بیرون آمد که هم با منطق جوامع رو به پیشرفت صنعتی در انطباق بود و هم الگوی جدیدی از تعاملات انسانی را ارائه می کرد . این محصول اجتماعی خانواده ی هسته ای نام داشت که شامل پدر و مادر و فرزندان می شود و بر اساس ازدواج به وجود می آید . کم کم با گسترش ابعاد تحولات صنعتی در سطح جهانی و ورود مدرنیته به تمام نقاط جهان شاهد عمومیت یافتن این الگوی شکل دهنده ی شالوده ی اجتماعات انسانی هستیم و به تدریج این شکل از خانواده به شکل رایج خانواده در اکثر جوامع انسانی در آمده است. دگرگونی خانواده ی ایرانی در نیم قرن اخیر آرام اما متداوم بوده است . سالیان دراز شکل خانواده ی گسترده در این سرزمین وجود داشته . این خانواده بر اساس سنت های ایرانی و شرایع اسلامی سازمان یافته بود . از جمله خصوصیات این خانواده پدر مکانی و پدر تباری بوده است با گذشت زمان و در پی نفوذ تمدن غربی نوع رابطه ی زن و مرد تغییر می کند " . روابط زوجین ،لااقل در محیط های شهری شکل تازه ای به خود گرفته و زن به عنوان همدم و همکار مرد پذیرفته شده است. مدرسه به کمک خانواده آمده و گاه تعالیم آن با تعالیم خانواده تضاد پیدا کرده است. تغییرات اجتماعی روز به روز سریع تر شده ." (بهنام : 11:1350 ( در نگاهی کلی به خوبی می بینیم که آهنگ تغییر شکل خانواده از گسترده به هسته ای به شدت با رشد سریع شهرنشینی یکسان بوده. شهر با کارکردهای متفاوت خود در بسیاری از ساختارهای داخل خودش تغییرات عمیقی ایجاد کرده .نهاد خانواده به مثابه ی یکی از این نهادها همواره در معرض مستقیم تغییر و تحولات شهری بوده است. این نهاد به سبب نقشی کلیدی اش در فرایند بازتولید اجتماعی و اجتماعی کردن ، اطلاعات بسیار حیاتی در زمینه ی فرهنگ جامعه ی مورد بررسی در خود جای داده است و در این میان خانواده های هنرمند با زمینه ها و رویکردهای فرهنگی ویژه ی خود تأثیر بسزایی در فرهنگ جامعه داشته اند. نقش کلان شهرها در رابطه با خانواده های هنری با توجه به جنبه های فرهنگی گسترده ای که دارند بسیار مهم اساسی است . در ایران کلان شهر تهران به دلیل کارکرد های متفاوتش به عنوان یک قطب فرهنگی همواره مورد توجه خانواده های هنرمند بوده است. در این راستا این پژوهش به مطالعه ی موردی 5 خانواده ی هنرمند ساکن شهر تهران می پردازد و سعی دارد ارتباطات آنها را با فضا و زمان شهری و همچنین روابط شکل گرفته در این محیط شهری را مورد بررسی قرار دهد. ضرورت و اهداف تحقیق: هنر و فعالان عرصه ی هنر به عنوان شاهراهای شکل دهنده ی جریانات فرهنگی جامعه محسوب می شوند در این میان ، شهرها به ویژه کلان شهرها همواره بستر این جریانات بوده اند. به همین جهت خانواده که اصلی ترین نهاد جامعه محسوب می شود کانون اصلی ارتباط افراد با محیط پیرامونی و شکل دهنده ی فرایند شناختی افراد در دریافت الگوهای فرهنگی به حساب می آیند. پس به خوبی در می یابیم که بررسی خانواده های هنرمند که رابطه ای مستقیم با فرهنگ دارند به چه میزان دارای اهمیت است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده تا با مطالعه ی موردی بر روی پنج خانواده ی نقاش مقیم کلان شهر تهران تا حدی به ارتباط متقابل این دو نهاد اجتماعی ، خانواده ی هنرمند و شهر دست پیدا کنیم . تا در این ساختار بتوان ارتباطات گسترده ی درونی خانواده ها را در داخل شبکه ی خویشاوندی و همچنین خرده فرهنگ شغلی پیدا کنیم و در نهایت از ارتباط آنها با فضاهای کارکردی شهری از قبیل فضاهای کاری و مسکونی و فراغتی و حمل ونقلی به فهم رابطه ی تعاملی آنها با شهر دست یابیم. پیشینه ی تحقیق: در خصوص پیشینه ی تحقیق در مورد عنوان این تحقبق "ارتباطات خانواده های هنرمند در کلان شهر تهران" در بخش پایان نامه های دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران باید گفت در موضوعاتی چون هنرمندان و خانواده دو پایان نامه در حوزه ی علوم اجتماعی موجود است. 1. ساختار قدرت در خانواده ، مدرسه و بازتولید مشارکت اجتماعی، محمد امیر پناهی 1384 –کارشناسی ارشد. دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه تهران 2. برسی انسان شناختی موقعیت اجتماعی هنرمندان با مطالعه ی موردی روی چند تن از هنرمندان، پرنیا پژوهش فر 1387 -کارشناسی. دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه تهران سوالات تحقیق: - ارتباطات خویشاوندی و غیر خویشاوندی خانواده های هنرمند با کلان شهر تهران چگونه می باشد ؟ - نحوه ی تعامل خانواده های هنرمند با فضاهای کارکردی شهر به چه صورت می باشد؟ - - آیا شهر تهران در ارتقاء هنری پدر یا مادر خانواده تأثیر گذار بوده است؟ - آیا حرفه ی پدر یا مادر خانواده بر رابطه ی اعضای خانواده با فضاهای شهری تأثیر می گذارد؟ - تأثیر اقتصادی حرفه ی هنر بر زندگی خانواده های هنرمند در کلان شهر تهران چگونه می باشد؟ - رابطه ی افراد خانواده با هنر و شخص هنرمند چگونه می باشد؟ - هنر چه تأثیری بر نحوه ی گذران اوقات فراغت اعضای خانواده داشته است؟ - اشتغال به کار حرفه ای هنرمندان در رابطه با زمان چگونه بوده است؟ روش شناسی: انسان شناسی با رویکردی کیفی سعی دارد تا به درک انگیزه های رفتاری و کنش ها و گفتارها در میدان اجتماعیشان بپردازد تا از این طریق بتواند به فرهنگ حاکم بر اجتماعات انسانی دست پیدا کند.در همین راستا این پژوهش به صورت مطالعه ی کیفی بر روی پنج خانواده ی هنرمند سازمایافته. معیار هنرمند بودن این خانواده ها ، پرداختن حرفه ای پدر یا مادر خانواده به هنر و کسب درآمد از این طریق بوده.شاخه ی فعالیت هنری این هنرمندان هنرهای تجسمی بوده و به طور خاص همگی نقاش می باشند. برای تشخیص حرفه ای بودن هم از معیار های جاری نظیر برگذاری نمایشگاه های متعدد ، سابقه تدریس و آموزش و هم از خود هنرمندان استفاده شد و لذا از اولین هنرمند خواسته شد تا دیگر هنرمندان فعال دراین زمینه را معرفی کنند. با توجه به این که شخص پژوهنده سال ها است که به هنر نقاشی به صورت تفریحی اشتغال دارد در ابتدا از استاد خود خواست تا کار معرفی او را به دیگر اساتید انجام دهند .علاوه بر این دومین معیار در انتخاب این هنرمندان محل اقامتشان بود که در تهران و تقریباً در مناطق شمالی باشد تا به نوعی با تیپ تقریباً یکسانی از هنرمندان به لحاظ اقتصادی روبه رو باشیم. اما روش های به کار برده شده در این تحقیق شامل موارد زیر می باشد: 1- مصاحبه 2 - یاداشت برداری 3- مشاهده 4- مشاهده مشارکتی مصاحبه: مصاحبه ها از نوع مصاحبه های باز بود و بیشترین تلاش در این بود که حتی مصاحبه شونده فراموش کند که در حال انجام یک مصاحبه است و بیشتر حالت یک گفتگو را به خود بگیرد. یاداشت برداری: از روش های مفید در این تحقیق بود با این حال در خیلی مواقع محقق برای اینکه به اطلاعات خیلی خاصی دست یابد مجبور بود تا رو به روی مصاحبه شونده از قلم استفاده نکند و بخشی از مطالب را یادداشت ننماید و لذا بعد از خروج از میدان تحقیق از شیوه های یادآوری و حافظه استفاده می نمود. مشاهده: از این شیوه تا حدودی در رابطه با تمام سوژه ها استفاده شد منتهی به طور عمیق تنها در مطالعه ی دو خانواده که هردو محل کار و محل سکونتشان یکی بود مورد استفاده قرار گرفت و به توصیف واحد مسکونی و چیدمان فضایی و نحوه ی تعامل هنرجوها با صاحب خانه پرداخته شده است. مشاهده مشارکتی: این روش شیوه ای مناصب برای دریافت عینی و واقعی از فرایندهای شناختی صورت گرفته در سوژه های مورد مطالعه می باشد با این شیوه می توان تآثیرات مستقیم مثبت و یا منفی فضا ی مورد مطالعه را دریافت. به همین دلیل محقق سعی کرد تا با انجام فعالیت مشترک با هنرجوها از فضای آموزشی حاکم بر محیط آموزشی مسکونی خانواده ی مورد مطالعه آگاهی یابد. از این شیوه در رابطه با خانواده شماره ی 1 استفاده شده است.. مشکلات تحقیق: مهمترین مشکل تحقیق خود مبحث خانواده و خویشاوندی است از آن جا که این موضوع مربوط به حوزه ی خصوصی افراد می شد محقق باید تمام تلاش خود را می کرد تا در گفتار و رفتارش افراد به نوعی دچار عدم اعتماد نشوند چنانچه به همین جهت پژوهشگر سعی کرد تا از طریق به خاطر سپردن مکالمات و همچنین سازماندهی خاص سوالات اعتماد افراد را به خود جلب کند و آن ها را از محفوظ ماندن نام شان اطمینان دهد با این حال در بعضی موارد شاهد واکنش افراد می بود که با گفتارهایی از قبیل:« دیگه دای وارد حوزه خصوصی می شی؟...» «آخه اینا رو می خوای چی کار؟...» «مگه می خوای خواستگار پیدا کنی؟...» به محقق گوش زد می کردند که از این بیشتر سوال نپرسد و لذا محقق برای غلبه بر این مشکلات سعی کرد تا از طریق جلب اعتماد هنرمندان و سوالات بسیار غیر مستقیم افراد را به سمتی که مد نظر بود راهنمایی کند با این حال در رابطه با سه تن از سوژه ها امکان ورود به منزلشان را برای پژوهشگر محقق نگشت . از دیگر مشکلات تحقیق که محقق با آن رو به رو شد. مسافرت یکی از مورد های تحقیق به شهر مادری اش به دلیل فوت پدرش بود به همین دلیل بخشی زیادی از اطلاعات جمع آوری نشد. ناگفته نماند که این پژوهش به دلیل روش عمیقی که جهت جمع آوری اطلاعات اتخاذ کرده بود تنها به بررسی ۵ مورد از خانواده ی نقاش ساکن در شهر تهران پرداخته است به همین دلیل محقیق در طول تحلیل یافته ها به هیچ عنوان قصد تعمیم چیزی ندارد و صرفا در محدوده ی اطلاعات به دست آمده به بررسی و تجزیه تحلیل مطالب پرداخته است. معرفی میدان تحقیق: معرفی، جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی استان و شهر تهران جایگاه جغرافیایی استان و شهر تهران شهر تهران از نظر موقعیت جغرافیایی در ۵۱ درجه و ۲ دقیقه، تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته‌است، و ارتفاع آن از ۱۸۰۰ متر در شمال به ۱۲۰۰ متر در مرکز و بالاخره ۱۰۵۰ متر در جنوب می‌رسد. تهران در بین دو وادی کوه و کویر و در دامنه‌های جنوبی رشته کوه البرز گسترده شده‌است. از جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی‌شهربانو و دشت‌های هموار شهریار و ورامین و از شمال توسط کوهستان محصور شده‌است. مشخصه اصلی زمین‌شناسی تهران قرار گرفتن آن بین توده عظیم رشته‌کوه البرز (متعلق به دوران سوم زمین‌شناسی) و فلات ایران (متعلق به دوران چهارم زمین‌شناسی) است. مهم‌ترین نمود این مساله وجود گسل‌های فعالی چون گسل مشاء، گسل شمال تهران و گسل ری است که موجب شده همواره زمین‌لرزه‌های خفیف و نامحسوسی در محل این گسل‌ها به وقوع بپیوندد. تهران را می‌توان به سه منطقه طبیعی تقسیم کرد. • کوه‌های شمالی. بزرگترین نقطه این کوه‌ها قله توچال به ارتفاع ۳۹۳۳ است. • دامنه کوه‌ها. این منطقه شامل قسمت‌های شمالی شهر مانند اوین، درکه، نیاوران، حصارک و سوهانک می‌شود. دشت جنوبی. بخش اعظم شهر در این دشت قرار گرفته و شیب ملایمی با جهت شمال به جنوب دارد. آب و هوا آب و هوای تهران متأثر از کوهستان در شمال و دشت در جنوب است. غیر از شمال تهران که تحت تأثیر کوهستان آب و هوای آن تا حدی معتدل و مرطوب است، آب و هوای بقیه شهر کلا گرم و خشک و در زمستان‌ها اندکی سرد است. مهم‌ترین منبع بارش در این شهر بادهای مرطوب مدیترانه‌ای و اطلسی هستند که از سمت غرب می‌وزند. رشته کوه البرز همجون سدی به نحو موثری از نفوذ بسیاری از توده‌های هوا جلوگیری می‌کند در نتیجه باعث شده است که هوای شهر از از یک سو خشک‌تر و از سوی دیگر از آرامش نسبی برخوردار باشد. نام و پیشینة تاریخی تا پیش از کشف تمدن قیطریه و همچنین کشف آثاری در تپه‌های عباس‌آباد، گمان می‌رفت پیشینه تاریخی این شهر به همان آثار یافت شده در حوالی شهرری محدود می‌شود، ولی اکتشافات باستان‌شناسی در تپه‌های عباس‌آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس، نشان داد تمام آبادی‌های ناحیه تاریخی قصران، دوره‌ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیت‌های فرهنگی را پشت سر گذارده‌اند. پس از حمله مغولان به ری و تخریب این شهر، تهران بیش‌ از پیش رشد یافت و عده‌ای از اهالی آواره ری را نیز در خود جای داد و مساحتش در این دوران به ۱۰۶ هکتار رسیده بود نخستین بار، شاه طهماسب اول صفوی در ۹۴۴ ق. هنگام گذر از تهران باغ و بوستان فراوان این شهر را پسندید و دستور داد تا بارو و خندقی به دورش بکشند، این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سوره‌های قرآن و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان توپ‌خانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شد، مساحت تهران در این دوران به ۴۴۰ هکتار رسید. در دوره شاه عباس اول (۱۰۳۸-۹۹۶ ق.) پل، کاخ و کاروانسراهای زیادی بنا شد، دربخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ (کاخ گلستان) و مقر حکومتی درآوردند. در دوره حکومت آقا محمدخان قاجار، تهران به پایتختی برگزیده شد، روز یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۲۰۰ ق. هم‌زمان با عید نوروز آغا محمد خان قاجار در خلوت کریم‌خانی تاج سلطنت ایران را بر سر گذارد و تهران را به عنوان پایتخت این کشور معرفی کرد. ویژگی انسانی تهران تا پیش از بنیان‌گذاری سلسلهٔ قاجار و برگزیده‌شدن به عنوان پایتخت ایران، شهری کوچک بود. اما از آن زمان به بعد، رو به پیشرفت نهاد و در اواسط دورهٔ قاجار به بزرگ‌ترین شهر ایران تبدیل شد. بر اساس نخستین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر با ۱٬۵۶۰٬۹۳۴ نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین شهر ایران بوده‌است. همچنین بر اساس آخرین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۸۵ انجام گرفت، جمعیت تهران، ۷٬۷۰۵٬۰۳۶ نفر بوده‌است. زبان اصلی مردم تهران و استان تهران، فارسی است. اما در بعضی نقاط زبان‌های محلی نیز دیده می‌شود که در مجموع از لهجه‌های فارسی به‌شمار می‌آیند. به طور کلی زبان و گویش‌های دیگری مانند ترکی آذری، گیلکی، لری، مازندرانی و .... نیز به دلیل مهاجرت‌ها به آن افزوده شده‌است. بر اساس سر شماری ۱۳۶۵ در حدود ۹۸٫۱ درصد از جمعیت استان به زبان فارسی تکلم می‌کنند که این نسبت در نقاط شهری ۹۸٫۳ و در نقاط روستایی ۹۶٫۸ درصد است. بررسی‌های نمونه‌برداری جمعیتی از میتوکندری دی‌ان‌ای مردم تهران، درصد مهاجران استان آذربایجان شرقی به تهران را یک‌ششم جمعیت شهر تهران نشان می‌دهد. موقعیت اقتصادی تهران علاوه بر این‌که مرکز سیاسی کشور است، مهم‌ترین قطب اقتصادی آن نیز است. با این‌که تنها ۱۱ درصد جمعیت کشور در تهران زندگی می‌کنند، حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران مربوط به این شهر است. البته توزیع این حجم عظیم تولید در بین مردم یکنواخت نیست، به‌طوری‌که بیش از ۸۰ درصد این فعالیت اقتصادی تنها در اختیار ۱۰ درصد جمعیت این شهر قرار گرفته است که عمدتا در نواحی ثروتمند شمال شهر ساکن هستند. قیمت زمین در برخی نقاط شهر تهران جزء گران‌ترین‌ها در کل جهان می‌باشد. بیش از ۱۵۰۰ سازمان دولتی هم‌اکنون در تهران فعالیت می‌کنند و گران‌ترین ساختمان‌های تهران نیز در اختیار این سازمان‌های دولتی است. تهران با جمعیتی حدود ۸ میلیون و مساحتی حدود ۷۰۰ کیلومترمربع، تولید ناخالص داخلی برابر ۸۸ میلیارد دلار دارد که این شهر را در رده پنجاه و ششمین شهر ثروتمند جهان و بالاتر از شهرهایی چون ریاض، لیسبون، برلین، بیرمنگام، لیون و هامبورگ قرار داده است، هرچند که همچنان با شهرهایی با جمعیت مشابه خود مانند لس آنجلس (با جمعیت حدود ۱۱٫۸ میلیون نفر) که تولید ناخالص داخلی آن ۶۳۹ میلیارد دلار است یا لندن (با جمعیت ۸٫۳ میلیون نفر) با تولید ناخالص داخلی ۴۵۰ میلیارد دلار فاصله دارد. بخش خدمات سهمی ۷۸ درصدی در تولید ناخالص داخلی تهران دارد و پس از آن به ترتیب بخش‌های صنعت (۱۴ درصد) و کشاورزی (۸ درصد) قرار دارند. در بخش خدمات در استان تهران، رشته فعالیت‌های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی با ۲۸ درصد و مستغلات و کسب و کار با ۲۵ درصد بیشترین سهم را در جی‌دی‌پی دارند. فعالیت‌های خدماتی تهران در داخل شهر و فعالیت‌های صنعتی (زمین‌بر) در حومه آن متمرکز هستند. در دههٔ گذشته تراکم بالای جمعیت و گران بودن مسکن در این شهر هجوم تازه‌واردان به درون شهر را محدود کرده و در نتیجه درصد رشد جمعیت آن کاهش یافته است اما این امر سبب استقرار آن‌ها در حومه شهر به عنوان مناطق خوابگاهی شده، به طوری‌که درحالی‌که سایر مناطق روستایی کشور با کاهش نسبی جمعیت و مهاجرت به شهرها مواجهند، روستاهای تهران برعکس مهاجرپذیرند و رشد جمعیت آن‌ها از ۵٫۶ درصد به ۶٫۷ درصد رسیده است. به همین دلیل سهم جمعیتی شهر تهران نسبت به استان تهران در چند ده گذشته به سرعت کاهش یافته و از ۹۱ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۷۲ درصد در سال ۱۳۷۵ و ۵۸ درصد در سال ۱۳۸۵ رسیده است. بنابراین درکل هرچند که مجموعه شهری تهران همچنان مهاجرپذیرترین مجموعه شهری در کشور است اما این مهاجران به جای خود شهر رفته‌رفته حومهٔ آن را به عنوان مقصد خود انتخاب کرده‌اند. موقعیت سیاسی شهر تهران علاوه بر این‌که مرکز سیاسی کشور ایران است، مرکز استان تهران و شهرستان تهران نیز به شمار می‌رود. مهمترین نهادهای دولتی و قضایی شامل وزارتخانه‌ها، مجلس شورای اسلامی و ... در آن واقع شده است و تاثیرگذارترین مقام‌های کشور ایران شامل رهبر، رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس دستگاه قضایی، رئیس و بعضی از اعضای مجلس خبرگان رهبری، رئیس و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای نگهبان، وزرای کابینه و اعضای شورای عالی امنیت ملی در آن زندگی می‌کنند. مردم این شهر در ۲۰۰ سال گذشته همیشه از تاثیرگذارترین‌ها در سیاست کشور ایران بوده‌اند. این تاثیرگذاری شامل حضور آن‌ها در ساختار سیاسی کشور، جریان‌های تغییردهنده سیاست کشور شامل انقلاب‌ها (انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی) و جنگ‌ها (جنگ تحمیلی) می‌شود به‌طوری‌که درصد شهدا در برخی محله‌های تهران از این درصد در همه نقاط دیگر کشور بیشتر است. این شهر ۳۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد. اداره شهر توسط شهرداری تهران انجام می‌شود. شهردار تهران توسط شورای شهر تهران انتخاب شده و این شورا بر عملکرد شهرداری نظارت و برای اداره شهر قانونگذاری می‌کند. شهر تهران به لحاظ اداری به ۲۲ منطقه شهرداری و ۱۱۲ ناحیه تقسیم شده و شهرهای تجریش و ری را نیز دربرگرفته است این شهر در حدود ۷۳۰ کیلومتر مربع مساحت دارد که از دیدگاه تأمین نیازمندی‌ها و اداره بهتر شهر به ۲۲ منطقه شهرداری تقسیم شده‌است که هر کدام از شهرداری‌های مناطق به مسائل و مشکلات ناحیه‌ای خود می‌پردازند. این شهر به واسطهٔ داشتن شبکه مخابراتی گسترده دارای نواحی هفت‌گانه مخابراتی می‌باشد. مراکز فرهنگی کاخ ها و موزه ها 1- کاخ موزه های گلستان ،2- کاخ موزه های سعد آباد،3- کاخ موزه های نیاوارن 4- موزه آبکار5- موزه آبگینه 6- موزه دارآباد7- موزه جواهرات ایران8- موزه هنرهای معاصر9- موزه ملی ایران 10- موزه فرش 11- موزه رضا عباسی12- موزه تاریخ طبیعی 13- موزه دکتر حسابی 14- موزه استاد صبا 15-موزه امام علی16- موزه پست و تلگراف17- موزه بانک18- موزه تنوع زیستی19- موزه سینمای ایران20- موزه شهید رجایی21- موزه صنعتی22- موزه صنعت برق ایران23- موزه و نمایشگاه نقشه 24- موزه حیات وحش سرخه حصار 25-موزه نقاشی پشت شیشه26 - موزه سکه27- موزه دوران اسلامی28- موزه عکسخانه 29- تماشاگه پول 30- تماشاگه تاریخ 31- تماشاگه زمان سینما و تئأتر و نگارخانه بیش از صد سالن سینما در شهر تهران وجود دارد که اکثرا فیلم‌های تولید داخل و تعدادی نیز فیلم‌های خارجی را اکران می‌کنند. و نیز بیش از چهل آمفی‌تئاتر نیز در این شهر فعال هستند که نمایش‌های گوناگونی را به روی پرده می‌برند و همچنین بیش از چهل نگارخانه در این شهر مشغول فعالیت هستند. فرهنگسراهای تهران در تهران مراکزی به نام فرهنگ‌سرا توسط شهرداری تهران ساخته شده‌است که وظیقه‌ی آنان ارایه‌ی خدمات فرهنگی به مردم می‌باشد. این مراکز مجهز به سالن‌های سینما،‌ تئاتر، ‌مجموعه‌های ورزشی،‌ کتابخانه، ‌نگارخانه، کلاس‌های آموزش کامپیوتر و غیره هستند و نقش مهمی در پرکردن اوقات فراغت جوانان و ارتقای سطح فرهنگ و آموزش آنان داشته‌اند. فرهنگ‌سرای بهمن که با وسعت ۴۰٬۰۰۰ متر مربع در جنوب تهران قرار دارد، ‌فرهنگ‌سرای خاوران در جنوب شرقی،‌ فرهنگ‌سرای شفق و فرهنگ‌سرای نیاوران در شمال تهران نمونه‌هایی از این مراکز هستند. ورزش فوتبال ورزش اول شهر است و بیش‌ترین طرفداران را نیز دارد. در کنار آن کشتی نیز به‌طور سنتی بسیار مورد توجه بوده است و به عنوان ورزش ملی مورد توجه قرار گرفته است. چندین پیست اسکی بسیار زیبا و منحصربه‌فرد.از جمله پیست‌های اسکی توچال، دیزین و شمشک در نزدیکی شهر قرار دارند که پیست اسکی دیزین جزء معدود پیست‌های اسکی جهان است که در آن امکان اسکی بر روی چمن علاوه بر اسکی برروی برف مهیاست. پیست اسکی توچال هم با ارتفاع ۳۷۳۰ متر از سطح دریاهای آزاد پنجمین پیست اسکی مرتفع جهان است و تا تهران تنها پانزده دقیقه فاصله دارد. کوهنوردی و تا حدی صخره‌نوردی هم از ورزش‌های دیگر شهر است که مخصوصا در روزهای تعطیل به‌طور همگانی مورد توجه قرار می‌گیرد. بخش دوم : یافته های تحقیق فصل اول : مشخصات و روابط شهری خانواده ها خانواده ی هنرمند شماره 1 شکل خانواده : هسته ای محل زندگی:میدان ونک-شیراز شمالی تهران – منطقه مشخصات فرد هنرمند: جنسیت: زن وضعیت تأهل: متأهل سن: 1336 تحصیلات: کارشناسی جغرافیای اقتصاد محل صدور: تبریز نوع حرفه: نقاش (آبرنگ) مشخصات همسر : سن : 1325 تحصیلات: فوق لیسانس شیمی ، بهداشت شغل: مدیر بخش کارخانه محل صدور : تبریز تعداد افراد خانواده : 4 نفر تعداد فرزندان : 2 پسر مشخصات فرزندان: فرزند اول : دانشجوی رشته پزشکی سن: 26 فرزند دوم: اول دبیرستان سن: 15 مشاهده مشارکتی: ساعت00 : 11 روز پنج شنبه : 1387/8/12 منزل شخص هنرمند در طبقه 4 یک آپارتمان 6 طبقه در شیراز شمالی قرار دارد. من به همراه یکی از شاگرد های استاد سوار آسانسور می شویم و روبه روی درب منزل پیاده می شویم. طبق مقررات زنگ در را نباید بزنیم تا همسایه های دیگر از آمدن مهمان و رفت و آمد به منزلشان مطلع نشوند. درب منزل باز می شود. کفش ها را در می آوریم و دست می گیریم و داخل خانه می شویم و روی روزنامه ی کنار در قرار می دهیم. تا تجمع کفش در بیرون از منزل خود داری شود چرا که از این منظره خوششان نمی آید. ابتدای ورودی خانه اتاق نشمین است که در آن میزناهارخوری را قرار دادند. پشت نشیمن، اتاق پذیرایی است که میز و مبل های پارچه ای سفید به همراه تلویزیون و استریو در آنجا قرار دارد. دو پنجره ی نسبتا بزرگ رو به کوچه در آن قسمت است و دو پرده ی حریر به آن آویزان می باشد. روبه روی اتاق نشیمن یک راهروی کوچک و باریک است که دو اتاق خواب در آن قرار دارد و کنار راهرو آشپزخانه ی (open) بزرگ. کف خانه فرش های دست بافت تبریز پهن است. روی تمام دیوارها تابلوهای نقاشی است که کار خودشان است در کل 4 تابلو. یکی از شاگردها پشت میز ناهار خوری نشسته و تخته ی نقاشی اش را رو به رویش قرار داده. دختر لباس آبی ساده و زیبایی به تن داشت و سر و رویی آراسته صاحب خانه به استقبالمان می آید. در حالی که بلیز و شلواری ساده و زیبا به تن دارد. و بعد از دست و رو بوسی سراغ یکی از شاگردها را می گیرد که دراین هفته در کلاس روز سه شنبه حضور نداشت. دختری که پشت میز بود در حالی که با ما احوال پرسی و رو بوسی می کند با حالت مزاح و شوخی به ازدواج فرد غایب و درگیری های در این مورد اشاره می کند. استاد هم در حالی که در آشپزخانه به دنبال تنگ های آب می گردد به انعطاف پذیریش در این خصوص و دادن فرصت به آن فرد برای غیبت های متواترش سخن می گوید. من و یکی از شاگردها پالتو و دیگر وسایل را روی یکی از مبل های پذیرایی قرار می دهیم و بعد تخته و وسایل را روی میز ناهارخوری که رویش پارچه ی سفیدی پهن است می گذاریم . در این فاصله دختر پشت میز ناهار خوری در خصوص کار نقاشی اش با استاد وارد بحث می شود. حدود 5 دقیقه بعد از ورود ما زنگ آیفون زده می شود و یکی دیگر از شاگردها با یک جعبه شیرینی وارد خانه می شود . استاد به همان گرمی به اسقبال نفر دوم می رود و با او دست و رو بوسی می کند و او نیز با همه ی ما احوال پرسی و روبوسی می کند. وسایلش را روی مبل قرار می دهد. از لباس ساده و سفیدی که دوستم به تن داشت تعریف می کند. لباس پشمی خود او صورتی رنگ بود. چند دقیقه بعد همه پشت میزها مستقر می شویم . کلاس در فضایی دوستانه قرار دارد. من با دختر لباس آبی در مورد کار نقاشی اش که روی تخته رو به رویش بود صحبت می کنم. و دو شاگرد دیگر در مورد وضع درس ها و دانشگاه . استاد به سمت ما می آید و وارد بحث من و آن دختر می شود. نقاط قوت و ضعف کار را می گوید و از او می خواهد کار دیگری را شروع کند بعد از من در مورد طرح انتخابی سوال می پرسد و من به یک طرح در مجله ی نقاشی که دارند اشاره می کنم. استاد در حالی که به آن دو نفر دیگر تذکر می دهد تا مشغول کارشان شوند به راهرو می رود و وارد یکی از اتاق ها می شود . آن دو نفر اندکی مکث می کنند و دوباره به صحبتشان ادامه ، می دهند. دراین زمان کلامشان به خنده رسیده. کمی بعد استاد با 10، 12 مجله به اتاق پذیرایی بر می گردد و از من می خواهد تا طرحی را که مد نظر دارم از میان آن ها پیدا کنم. بعد به سراغ آن دو شاگرد می رود و در مورد کارهایشان سوال می پرسد . بچه ها توضیحی میدهند و بعد برای اینکه از فضای صحبت خودشان خارج نشوند از استاد سوالی شخصی می پرسند و استاد به حافظه اش رجوع می کند و داستانی مشابه با آن داستانی که آن دو دختر مشغول بحث و گفتگو درموردش بودند تعریف می کند و به این صورت استاد را هم وارد بحث خودشان می کنند . ما در حالی که به حرف های آنها گوش می دهم مشغول تماشای مجلات می شوم دختر لباس آبی در این زمان کار طراحی نقاشی اش را آغاز کرده. در حدود 5 دقیقه 10 دقیقه ای بعد استاد دوباره به بچه ها تذکر می دهد و ازشان می خواهد کارشان را بکنند و بعد بحث را پایان می دهد و به سراغ دختر لباس آب می رود .آن دو شاگرد هم آرام می شوند و کارهایشان را رو به رویشان قرار می دهند و مشغول می شوند و در این زمان دوست من استادم را صدا می زند و از او می خواهد تا در خصوص ادامه ی نقاشی نیمه تمام رو به رویش راهنمایی اش کند. من همچنان در حال تماشای مجلات هستم . کلاس تقریبا آرام می شود و بچه ها مشغول انجام فعالیتشان . کمی بعد استاد به سراغ من می آید و از من می پرسد که آیا هنوز طرحی را انتخاب کرده ام . به استاد پاسخ منفی می دهم و فقط دو کار را که به نظرم برای کار کردن خوب می آید را نشان می دهم. استاد به سخت بودن کشیدن این کار به وسیله ی تکنیک آبرنگ اشاره می کند و از من می خواهد که باز هم مجلات را نگاه کنم . دوباره به سراغ بچه ها می رود و بالای سر دختر لباس آبی که دیگر از کار طراحی فارغ شده و در مرحله ی خیس کردن و رنگ زدن بر کاغذ بود قرار می گیرد. استاد نگاهی گذرا می کند و بعد از بالای سر آن دختر دور می شود و به طرف دو شاگرد دیگر می رود بالای سرد دختر لباس صورتی قرار می گیرد آن دختر هم صفحه اش را خیس کرده بود و مشغول گذاشتن رنگ بر صفحه بود. استاد ایرادی از کارش می گیرد و از او می خواهد تا به شیوه ا ی دیگر قلم را در دست گیرد .شاگرد متوجه نمی شود و لذا استاد از او می خواهد که از جایش بلند شود و خود استاد در جای او می نشیند و قلم را در دست می گیرد در همین لحظه از من می خواهد که عینکش را از روی میز و کنار مجلات برایش بیاورم . عینک را به استاد میدهم و کنار آن دختر بالای سر استاد می ایستم تا نحوه ی قلم زدن استاد را نگاه کنم. استاد هم زمان با قلم زدن ، در مورد کار و سوژه صحبت می کند استاد در عین حال از دختر لباس آبی پرسش می کند که کارش را دارد چه طور پیش می برد و دختر اظهار رضایت می کند بعد از چند دقیقه که کار آن دختر تقریبا خیلی خوب شکل واقعی خود را گرفت ، استاد از سر جایش بر می خیزد تخته ی نقاشی را در دست می گیرد و کنار دیوار در امتداد راهرو قرار می دهد و از دور نقاشی را تماشا می کند و باز در خصوص کار توضیح می دهد من از نقاشی بسیار تعریف می کنم و بعد به سرجایم می روم و به ادامه ی تماشای مجلات می پردازم. استاد کار دختر را دوباره روی میز قرار ی دهد و از او می خواهد تا باقی را ادامه دهد و بعد به بالای سر دختر لباس آبی می رود کار او را تأیید می کند و از او می خواهد تا به همین صورت کارش را ادامه دهد سپس به آشپزخانه می رود و کتری را برا ی چایی روی گاز می گذارد. در این زمان من یکی از طرح های مجله را می پسندم و به استاد نشان می دهم . استاد طرح را تأیید می کند و از من می خواهد تا کمی سریع باشم. به سر میز می روم . قلم مو ها و پالت ها و جعبه های رنگ و مقوا را در می آورم.ابتدا با توجه به ابعاد طرح مقوا را می برم سپس به دست شویی می روم و زیر شیر آب مقوا را کاملا خیس می کنم به سر میز بر می گردم . مقوا را روی تخته قرار می دهم و با "آب چسب" روی تخته می چسبان اما متأسفانه چسب خوب چسبیده نمی شود کاغذ باد می کند و مجبور می شوم همه اش را بکنم . و از نو بچسبانم در حال انجام این کار بلند ،بلند از چسب ایراد می گیرم دوستم به من می گوید که چسبش خوب است و لذا چسب خودش را به من می دهد. به مقدار مورد نیازم می کنم و دوباره به دوستم می دهم.مشغول تهیه ی رنگ می شوم و در عین حال کار بقیه ی بچه ها را نگاه می کنم. دختر لباس صورتی که کار نقاشی اش کاملاً تمام شده بو د. تخته اش را دوباره به دیوار تکیه می دهد و با استاد در مورد کار صحبت می کند . دوستم که رو به روی من بود از زمان امتحانات می پرسد و من شروع می کنم به توضیح دادن . متوجه می شویم که زمان امتحانات دانشگاه علامه با تهران متفاوت است . دختر لباس آبی از زمان امتحانات دانشگاه بهشتی می گوید و مشخص می شود که زمان امتحانات بهشتی به تهران نزدیک تر هست. به صحبتمان در مورد دانشگاه ، استادها و نمره ها ادامه میدهیم . صحبت استادم با دختر لباس صورتی به موضوع کار او می رسد و در مورد کار داندانپزشکی که دختر لباس صورتی نزدش کار می کند صحبت می کنند. در این زمان من به تعریف یک اتفاقی که در رابطه با یکی ازدرسهایم پیش آمده مشغولم و در حالی که موضوع بسیار جالب وخنده دار شده صدایم بالا می رود و استادم از آشپزخانه بلند به ما تذکر می دهد ،البته به حالتی که نارارحت نشویم. من ساکت می شوم و هر سه آهسته می خندیم. در این زمان کار تهیه رنگ را تمام کردم و دوباره به دستشویی می روم و اینبار آب داخل تنگ را تعویض می کنم و به سر نقاشی باز می گردم. جزء استادم و اون دختر که با هم مشغول صحبت هستند باقی، ساکت هستند و با دقت مشغول انجام کارشان هستند. من به کادر کار نگاه می کنم و سعی می کنم تمرکز کنم بعد صفحه را خیس می کنم و مشغول زدن رنگ می شوم کار به میانه می رسد که استاد را صدا می زنم . استاد صحبتش را قطع می کند و خیلی سریع به بالای سرم می آید . کار را نگاه می کند و از من می خواهد که دیگر به کار دست نزنم تا صفحه خشک شود. سپس نگاهی به کار دوستم می کند ومتوجه می شود که در جایی اشتباه کرده و نقاشی دارد خراب می شود. استاد از دوستم می خواهد کنار رود . خودش بر سرجای او می نشیند و مشغول اصلاح اثر می شود .و در حالی که صحبت می کند به ساعت روی دیوار نگاهی می کند . دختر لباس صورتی از استاد اجازه می گیرد تا استکان ها را در بی آورد و چایی را بریزد استاد به او اجازه می دهد و بعد از سر جا بر می خیزد و توضیحات دیگری در خصووص رنگ کار می دهد. استاد قلم را زمین می گذارد به آشپزخانه می رود و چایی را خودش می ریزد . دختر لباس صورتی شیرینی که تهیه کرده را به سر میز می آورد استاد از همه می خواهد تا برویم و چایی و شیرینی صرف کنیم همه برمی خیزیم . به اتاق پذیرایی می رویم و روی مبل ها می نشینیم . صحبت های استاد در مورد دندان پزشک دختر لباس صورتی ادامه دارد. استاد از دندان پزشک هایی که قبلا نزدشان مراجعه کرده می گوید و خاطره ی کار غیر حرفه ای یکی از آن ها را تعریف می کند که موجب ایجاد مشکلات زیادی برایشان شده بود . دختر لباس آبی از دندان پزشک خانوادگی شان گفت و از او بسیار تمجید کرد. من و دوستم نیز در عین حال که گاهی به حرف ها ی آن ها گوش می دادیم مشغول صحبت های خودمان بودیم.بالاخره بعد از کلی صحبت قرار شد تا استاد به دختر لباس صورتی خبردهد تا هر زمان خواست از دکترش برای دندانشان وقت بگیرد. دختر لباس صورتی از جایش بلند شد و رفت تا وسایل اش را جمع کند. دراین لحظه ما هم به ساعت نگاه کردیم ودیدیم نزدیک 1:30 است و نیم ساعت از زمان اتمام کلاس گذشته . همگی بلند شدیم و خیلی سریع وسایل مان را جمع کردیم.دختر لباس صورتی از همه زود تر رفت و کمی بعد دختر لباس آبی . من و دوستم نیز درحالی که از استاد خداحافظی می کردیم آخرین نفراتی بودیم که از خانه خارج شدیم. پایان کار مشاهده ی مشارکتی در ساعت: 1:45 ظهر بیوگرافی مختصر و زمینه ی اجتماعی و فرهنگی خانوتده ی پدری شخص هنرمند: در شهر تبریز و در خانواده ای فرهنگی به دنیا آمدند. 3برادر و 2 خواهر داشتند. مادر، خانه دار و پدر مینیاتوریسم بودند و دو مدرک تحصیلی.داشتند. ابتدا رشته ی نقاشی در دانشگاه هنرهای زیبای تهران می خوانند. در آن زمان در تهران زندگی می کردند بعد از اتمام تحصیلات به تبریز مهاجرت می کنند. در این شهر ازدواج می کنند و به تحصیل رشته ی فلسفه ی روانشناسی می پردازند .شغل پدرشان دبیری نقاشی در مدارس بود .علاوه بر این به صورت خصوصی نیز هنر نقاشی را آموزش می دادند اما به فروش آثارشان و کسب در آمد از این طریق علاقه ای نداشتند. از 5 فرزند خانواده سه نفر در حال حاضر کار نقاشی می کند. یک برادر که ابتدا افسر نیروی هوایی بود و بعد به حرفه ی نقاشی(رنگ روغن ) مشغول می شود که سبکشان کلاسیک است.خواهرشان به تازگی این حرفه را آغاز کرده (حدود 5،4 سال ) و در آخر خودشان که از همان دوران کودکی نقاشی می کشیدند. ابتدا نزد پدرشان آموزش می بینند سپس از هنر اساتید دیگر نیز استفاده برند. بعد از دادن کنکور در رشته ی جغرافیای اقتصاد در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل می شوند.به تبریز باز می گردند در آنجا ازدواج می کنند. این بار برای همیشه به تهران مهاجرت می کنند. در تهران به کلاس درس بسیاری از اساتید نقاشی می روند و از سال 1367 فعالیت حرفه ای خودشان را آغاز می کنند. مناسک و آداب و رسوم مربوط به ازدواج: در میان تبریزی ها رسم است که مراسم عقد با خانواده ی عروس و مراسم عروسی با خانواده ی داماد باشد . همچنین رسم است نقره هدیه دهند ( به صورت سرویس یا آیینه و شمدان) که به تدریج به دلیل گرانی این رسم کم رنگ شد از طرفی نیز امروزه به دلیل ثروت زیادی که دست اقشار مختلف آمده رسم های گذشته با تشریفات مفصل تر ... برگزار می شود مثل عروسی های هفت شبانه روزی و... در خانواده ی خودشان دختر عمویشان بسیار با تشریفات عروسی گرفته بود اما شخص هنرمند در مراسم عروسی خودش خیلی چیزها را تغییر داد و این گونه اذعان می داشت: "کارهای انقلابی کردم که هیچ کس جرأت نمی کرد انجام دهد " همچنین با مراسم و مهریه مخالف بود و در این خصوص هم می می گفت: "مگه من کالام" اما به اصرار خانواده مهریه ای در نظر گرفته می شود و جشنی هم صورت می گیرد که همه چیز مختصر بود و برای خرید هم خرج بسیار زیاد هم نمی کند. از جمله اقدامات دیگر این بود که موقع شاباش زمان عروسی به کسی اجازه نمی دهد شاباش بریزد و باز به گفته ی خودش " من نمی خواهم مردم را سرکیسه کنم". در پاسخ به چرایی این اقدامات گفتند " دوران جوانی ما همه چیز خیلی فرق می کرد ، همه جا جو انقلابی بود ،همه جا کتاب ها و آراء و عقاید مختلف بود و یک جوری آدم را از مادیت رها می کرد. و من کلا با مادی گرایی مخالف بودم و روحیه و شخصیت خاصی داشتم." با این حال اکنون چندان اظهار رضایت از اقدامات دوران جوانیشان نمی کنند و معتقد به این بودند که این اقدامات در صورتی مناسب است که همه توانایی درک عمیق آن را داشته باشند و لذا به این باور رسیدند که بسیاری از آداب و رسوم و سنت ها درست و آینده نگر است. تیپ خانوادگی شان نیز خیلی سنتی نبود به طوری که عروسی هایشان به صورت مختلط برگزار می شد پراکندگی فضایی خویشاوندی و خانواده در شهر: تمام اعضا ی خانواده در حال حاضر تبریز هستند و از خویشاوندان نزدیکشان دایی ها آمریکا اقامت دارند و یک خاله انگلیس زندگی می کند. خانواده ی پدری بیشترشان فوت شدند و همه تبریز هستند. ارتباطات خانوادگی و خویشاوندی: ارتباطم با مادر و خواهرشان از همه بیشتر است .تقریبا هر روز با مادرشان تلفنی صحبت می کنند و با خواهرشان یک روز در میان و به دلیل اینکه همه اقوامشان تبریز هستند معمولا سالی یکبار ملاقاتشان می کنند. پسر عموها وعمه ها را در مراسم رسمی مثل جشن ها و عروسی می بینیم. خانواده ی پدری ام بیشتر فوت کردند اما با دایی ها و خاله بیشتر در ارتباط هستند. ارتباطات غیرخویشاوندی : با دوستانشان چه آن ها که هم حرفه ایشان هستند ، چه آنها که نیستند ، روابط خیلی خوبی دارند. معمولا در مهمانی ها دور هم جمع می شوند یا با هم به مسافرت می روند. در آمد و اقتصاد خانواده: درآمد و اقتصاد خانواده برعهده ی پدر خانواده است. درآمد مادر خانواده که از طریق آموزش نقاشی و فروش تابلو ها تأمین می شود صرف وسایل تجملی و... می شود با این حال مادر خانواده از سرمایه ی پنهان خوبی برخوردار است که بخشی از آن از طریق ارث رسیده .بیشتر درآمد کل خانواده خرج تحصیل بچه ها می شود. نقش افراد در خانواده: مادر خانواده نقش سنتی خانه داری را برعهده دارد و وظایف فرزندان نیز صرفاً تحصیل علم است . پدر نقش سنتی تأمین اقتصاد خانواده را دارامی باشد . تمام تصمیمات خانواده در دست مادر است .اما همه ی اعضای خانواده دارای حق اظهار علایق و نظرات خود هستند و لذا اکثر تصمیمات خانواده تقریبا به صورت جمعی گرفته می شود با این حال رضایت مادر خانواده از اولویت زیادی برخوردار است. اشکال اجتماعی شدن کودکان در خانواده و نوع رابطه ی آن با حوزه ی عمومی آموزشی: فرزندان بیشتر زمانشان را به تحصیل اشتغال دارند. ارتباطشان با پدر و مادر بسیار عمیق است و اغلب زمان های روزانیشان را بعد از مدرسه و دانشگاه در خانه بسر می برند. رابطه ی اعضای خانواده با هنرمند و هنرشان: از میان اعضای خانواده ی شخص هنرمند فرزند کوچک به هنرهای نمایشی علاقه مند است و مادرش وی را در بعضی از این فعالیت ها که در محیط مدرسه انجام می شود یاری می کند. شخص هنرمند رابطه ی بسیار خوبی با همسرش دارد و همسرش فعالیت و روحیه ایشان را بسیار درک می کند. اقوامی که در حال حاضر به کار هنر می پردازند: در حال حاضر برادر بزرگ ، خواهر کوچکشان و دختر خواهرشان نقاشی می کشند. فعالیت های هنری دیگر شخص هنرمند: غیر از نقاشی، گلدوزی و خیاطی و آشپزی را بسیار دوست دارند و در سن 13 سالگی تمام دوره ی هنر نقاشی را به طور کامل تمام کردند. اما الآن چیزی به یادشان نمی آید. دیدگاه مصاحبه شونده در خصوص شهر محل اقامت: از همان جوانی شهر تهران را دوست داشتند و بعد از دوران دانشجویی علاقه مند بودند به این شهر بازگردند و دلیل این امر بیشتر تنوع و تکثر زیادی است که در این شهر وجود دارد. در تبریز اساتید نقاشی بسیار محدود اند. اغلب بسیار پیرهستند و سبکشان خیلی کلاسیک و قدیمی است ولذا از هنر امروزی اطلاع زیادی ندارند و در آن زمینه نیز آموزشی نمی دهند همچنین امکاناتی نظیر وجود گالری ها به این گستردگی که در تهران است در آنجا وجود ندارد. ارتباط فرد هنرمند با زمان: زمان طبیعی و غیر طبیعی فرد هنرمند زمان مشخصی را برای پرداختن به کار نقاشی ندارد و زمانی که تمام کارهای خانه را انجام دهد و ذهنش از همه ی کارها آزاد شده باشد به نقاشی می پردازد. حتی ممکن است که گاهی نصف شب ها بلند شود و مشغول کار شود. وی بیشتر کارهایش را بر اساس حال و احوال حسی اش انجام می دهد اما با این حال خود را مجبور به تبعیت از بعضی زمان ها می کرد که هیچ علاقه ای به انجام آن ندارد. مانند زمان تحویل تابلوی نقاشی به خریدار. ارتباط فرد هنرمند با فضا : مسکونی و کاری در حال حاضر محل زندگی و کار شخص هنرمند یکی است علاوه بر این هنرمند تجربه ی کار در مکان مستقل را داشته است اما موضوع رفت و آمد و مسئله ی اقتصادی، موجب عدم ادامه ی فعالیت در آن مکان شد و دوباره به محل سکونتشان بازگشتند. در خانه احساس راحتی زیادی می کنند اما این قضیه کمی برا ی همسر و فرزندانشان سخت است که با این وجود با ایشان همکاری می کنند. ارتباط فرد هنرمند با وسایل حمل و نقل : عمومی و خصوصی از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می کنند . خیلی کم پیش می آید که از وسیله حمل ونقل خصوصی استفاده کنند. خیلی مواقع نیز پیاده روی می کنند. نحوه ی گذران اوقات فراغت فرد هنرمند و اعضای خانواده: بسیار خرید کردن را دوست دارند و حتی زمانی هم که به تبریز می روند با مادر و خواهرشان به خرید می پردازند. معمولا هفته ای یک مرتبه را خرید می کنند. کتاب را خیلی دوست دارند و سعی می کنند در روز حتماً کتاب بخوانند در زمینه های مختلف مخصوصا روانشناسی و هنر مطالعه دارند. در حال حاضر به نسبت گذشته کمتر به تأتر و سینما می روند و معمولا ً لوح فشرده ی فیلم ها را تهیه می کنند و درخانه می بینند. اگر دعوت شوند یا از نمایشگاه اساتید برجسته مطلع شوند به گالری می روند. اعضای خانواده بیشتر زمان خود را در خانه می گذرانند و فرزندان وابستگی زیادی به مادرشان دارند. البته باید گفت که بیشتر زمان فرزندان خانواده به تحصیل می گذرد و زمان کمی را برای فراغت دارند که آن هم به تماشای تلویزیون می گذرد با این حال همگی مایل به گذران اوقات فراغت در طبیعت هستند و گاهی به پارک می روند و در زمان تعطیلات مسافرت می کنند. اعتقادات مذهبی هنرمند: خودشان را شخص مسلمانی معرفی می کنند اما آداب و مناسک دینی را تا حدی که بتوانند انجام می دهند. اعتقاد قلبی بسیار قوی دارند و به زیارت اماکن مذهبی بسیار می روند.

پایان بخش اول – ادامه دارد

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی