مقالات قدیمی: چگونه تئآتر رو به زوال رفت؟(گفتگویی با غلامعلی نقشینه) (1353)

یکی دیگر از سردمداران تآتر ایران "غلامعلی نقشینه" است.نقشینه از 14 عدد سالگی کار تآتر را شروع کرده و پنجاه سال سابقه فعالیت تآتری دارد.ولی او نیز مانند سایر پیش کسوتان تآتر گوشه انزوا اختیار کرده است و گله ها و شکایت ها از وضع نابسامان تآتر امروز دارد.

 

  • درباره شروع فعالیت تآتریتان بگوئید و اینکه با چه مشکلاتی در آن زمان مواجه بودید؟
  • من از سال 1306 در معیت " افراسیاب آزاد" رفتم روی صحنه تآتر.آنوقتها مثل امروز نبود دو یا سه تروپ بیشتر نبودند که کار تآتری می کردند چند ماه رنج می کشیدیم تا بتوانیم یک پیس را روی صحنه ببریم ، مشکلاتی که داشتیم غیرقابل گفتگو هستند.

        "سیرک تهران" مقابل فروشگاه فردوسی را ما با چه رنج و زحمتی به صورت سالن تآتر در می آوردیم که بتوانیم تآتر بازی کنیم.معمولا من  و آقای "گرمسیری" باهم در سیرک تهران پیس می گذاشتیم، همکاری من و آقای گرمسیری از سال 1308 شروع شد. از سال 1308 محمود نوروزی ، شمس الدین بهبهانی ناظم مدرسه موسیقی و آقای سهیلی عضو وزارت خارجه با ما همکاری داشتند.

        یکی دیگر از مشکلات ما این بود که زنهای فارسی زبان در تآتر کار نمی کردند و ما مجبور بودیم از زنهای ارامنه در تآتر استفاده کنیم و به دلیل "لهجه" بد آنها رنج زیادی متحمل می شدیم ، هر نمایشی حداکثر دو شب روی صحنه بود.

  • آیا برای جلب تماشاگر تبلیغاتی هم می کردید؟
  •  بله ، پلاکارت های بزرگ درست می کردیم و در چهارراه ها می گذاشتیم و یا پوسترهای کوچک درست می کردیم و به دست بچه ها می دادیم که در خیابان ها می گرداندند.
  • از چه سالی شما با هنرستان هنرپیشگی همکاری کردید؟
  • در سال 1317 مرحوم نصر مامور تاسیس مدرسه هنرستان هنرپیشگی شد. من و آقایان گرمسیری، دست ورز ، منزوی و صادق بهرامی سالها کار تآتر کرده بودیم و احتیاجی به رفتن به هنرستان هنرپیشگی و دیدن یک دوره هنرپیشگی در این هنرستان نداشتیم ، ولی چون عضو وزارت "پیشه و هنر" بودیم به ما امر کردند که ما در این هنرستان ثبت نام بکنیم تا سایرین به هوای ما نیایند به این هنرستان ، از سال 1317 شبهای شنبه هر دو هفته یک بار در باغ فردوس شمیران سخنرانیهائی بود همراه با قطعات کوچک نمایشی که معمولا من ، فضل الله بایگان و هایده بایگان در این برنامه ها همکاری داشتیم. از سال 1318 تآتر کوچکی در همان محل هنرستان درست کردند که شاید در حدود صد نفر جمعیت می گرفت و قیمت بلیط ها یک تومن و 5 ریال بود. در همان سال اول من در هنرستان در معیت " مرحوم دکتر نامدار" "فن بیان" و "حرکت صحنه" درس می دادم. در سال 1318 حکمی از طرف آقای نصر برای من و گرمسیری و مرحوم سارنگ صادر شد که ما با صدور این حکم شدیم دستیار کارگردان با ماهی 15 تومان حقوق.
  • آیا در خلال این سالها که در هنرستان هنرپیشگی درس می خواندید و تدریس می کردید با گروه های دیگری هم همکاری داشتید؟
  • بله ، در تآتر دائمی تهران ، فکری ، نصر ، حالتی ، گاهی دکتر نامدار ، گرمسیری و بعدا من شروع کردیم به فعالیت . از برنامه هایی که در این تآتر من روی صحنه آوردم یکی " شیوه زدن عشاق " بود و یکی هم " عاشق عاریه ای " که این دومی پیسی بود کمدی که خیلی مورد توجه واقع شد ، در این پیس مجید محسنی ، ایران قادری و خودم بازی می کردیم. در خلال سال 1318 بنده و گرمسیری بی پول شده بودیم و می خواستیم درآمدی داشته باشیم باین دلیل در محل سیرک تهران یک برنامه واریته مانندی گذاشتیم یعنی سه پیس کوچک را باهم روی صحنه آوردیم و در نتیجه توانستیم مقداری پول برای خود دست و پا کنیم.
  • آقای نقشینه تآتر آن زمان می توانست جوابگوی فارغ التحصیلان هنرپیشگی باشد ؟ منظورم این است که هنرجویان هنرستان بعد از فارغ التحصیل شدن چه می کردند ؟ در تآترهای حرفه ای مشغول کار می شدند و یا خود گروههائی به وجود می آوردند؟
  • هنرجویان هنرستان وقتی فارغ التحصیل می شدند با کمبود کار تآتر و کمبود گروههای فعال روبرو می شدند و همیشه پیش مرحوم نصر از این کمبود کار و گروه شکایت می کردند و مرحوم نصر آنها را تشویق می کرد که خودشان گروههائی به وجود بیاورند و شروع به فعالیت بکنند . در نتیجه عده ای از این فارغ التحصیلان تماشاخانه "هنر" را درست کردند ، بعد تماشاخانه دیگری بوجود آمد به اسم " تماشاخانه کشور" اول کوچه برلن و بعد تآتر پارس.

         این تآترها هرکدام شروع کردند به جلب مشتری ، تآتر تهران که ما کار می کردیم پیس های سنگین می گذاشتیم و دهقان بلیط های آبونمان  گذاشته بود که خانواده ها می توانستند آبونه بشوند. و یک عده مشتری پر و پا قرص دست چین شده داشتیم ، تآترهای دیگر نمی توانستند با تآتر تهران رقابت بکنند ، چون پیس های سبک می گذاشتند و کم کم متضرر شده ، بسته می شدند.

            تآتر پارس را آقای "حبیبی" اداره می کرد و بهترین وسیله هم استفاده از مرحوم "تفکری" بود. تفکری هنرپیشه خوبی بود ولی هیچ کنترلی  روی صحنه نداشت.

  • منظورتان از کنترل روی صحنه چیست؟
  • منظورم این است که پیس را ادامه نمی داد یعنی به خواست تماشاگر حرف های کمدی و خارج از پیس می زد.
  • دلیل اینکه تآتر تهران رو به زوال رفت چه بود؟
  • تآتر تهران ادامه داشت تا اینکه مرحوم دهقان هر شب اکثر بلیط های صندلی های لژ را اختصاص داد به دعوتی ها و در نتیجه باعث ضرر دهقان شد. دهقان برای اینکه جلوی ضرر را بگیرد نشست زیر پای تفکری که او را بیاورد به تآتر تهران و چون هیچکدام از ما زیر این بار نمی رفتیم که بنائی که با خون دل ساخته ایم آلوده بشود نمی توانستیم خودمان را راضی کنیم ، در نتیجه مرحوم دهقان برای اینکه ما را با مشکل اخلاقی مواجه کند یک روز دعوتی کرد از مرحوم سناتور مسعودی ، مرحوم سناتور حجازی ، مرحوم محمود بهرامی (منشی باشی) مرحوم میر سید علی خان نصر ، عنایت الله شیبانی  ، گرمسیری ، فکری ، بهرامی و من و عده دیگری که نامشان را فراموش کرده ام ، رشته کلام را سناتور حجازی بدست گرفت که تآتر صرف نمی کند و میدانیم که دهقان از فروش "تهران مصور" می زند و می گذارد روی تآتر و شما موافقت بکنید که تفکری بیاید به تآتر تهران منتهی با این شرایط که تروپ جداگانه ای درست بکنند که چند نفر هنرپیشه در معیت تفکری به سرپرستی حالتی برنامه های کمدی تنظیم بکند که در ماه یک برنامه کمدی بگذارند ، و خرج برنامه های هنری از این محل تامین بشود. و به این ترتیب ما در برابر یک مشکل اخلاقی قرار گرفتیم.
  • آیا این شرط به قوت خودش باقی ماند؟
  • نخیر ، این گروه یکی دو برنامه گذاشتند ، بعد مطیع الدوله حجازی پیسی نوشت به نام " محمودآقا را وکیل کنید." این پیس را آقای حالتی تمرین می کرد. دهقان از من خواست که در این پیس با تفکری و سایرین همکاری بکنم ، من هم گفتم ما قرارمان این بود که آنها سی خودشان باشند ، ما سی خودمان ، بنابراین من از بازی کردن با تفکری معذورم. در نتیجه من قرارم را با تآتر تهران فسخ کردم. و به این ترتیب تآتر تهران رو به زوال رفت.
  • بعد از اینکه از تآتر تهران بیرون آمدید به چه گروهی همکاری کردید؟
  • از تماشاخانه هنر آمدند سراغ من و چند برنامه آماده کردم مثل : "همه برای پول" ، "مهر کیاء" ، "هردمبیل" و ""دلدادگان" که بزرگترین رقم فروش را در تآتر هنر داشت. بعد شخصی که در لندن تآتر تحصیل می کرد و همه امیدها به او بود چند رقاص از ترکیه با خودش به ایران آورد و در نتیجه تآتر به صورت کاباره در آمد و به این ترتیب تآتری که 90 هزار نفر جمعیت به تماشایش می آمد به صورت کاباره در آمد. و به این ترتیب تآتر رو به زوال رفت و به این روزی درآمد که امروز می بینید.
  • منظورتان از "به این روز درآمد " ، چیست؟
  • در تآتر تهران هر پیس شش ماه روی صحنه بود ، ولی امروز کدام پیس بیشتر از یک هفته روی صحنه است ، به عقیده من تآتر در این مملکت مرده.
  • دلیل این مسئله را در چه می بینید؟
  • دلیلش را در این میبینم که مردم از تآتر زده شده اندو مثلا نمایش ها و سریال های تلویزیون را در نظر بگیرید که چقدر مبتذل است و یا فیلمهای ما که مردم را به کتک کاری و رقص شکم عادت داده اند. این ها برای ما درد است. اگر فیلم و یا یک نمایش سنگین روی صحنه بیاورند مردم حاضر به رفتن و دیدن نیستند. من در یک فیلم بازی کردم به اسم "سه دیوانه" به کارگردانی جلال مقدم ولی چون فیلم سنگین بود و اثری از کتک کاری و رقص شکم در آن نبود بیش از یک هفته بر پرده سینما نماند.
  • به عقیده شما به چه وسیله باید جلوی ابتذال را گرفت؟
  • باید دولت بودجه زیادی را صرف تآتر و سینما بکند ، پیس های سنگین بگذارد تا مردم کم کم عادت بکنند به دیدن فیلم ها و نمایش های سنگین و به این ترتیب بدیدن چیزهای سبک تن ندهند . البته این برنامه تا مدتی با شکست روبرو می شود ولی کم کم موفقیت بدست خواهد آورد.
  • شما دیگر تصمیم ندارید کار تآتری بکنید؟
  • من دیگر نمی خواستم کار بکنم ولی اخیرا یکی از جوانهای کشور روزی تلفنی با من تماس گرفت و خواهش کرد در پیسی که در دست تمرین داردبا او همکاری بکنم. چون از این نمایش خوشم آمد یکی از رلهای این پیس را قبول کردم. این پیس "پالتوی آرزوهایت" نام دارد. در حال حاضر مشغول تمرین دو پیس برای تلویزیون هستم و طرح یک سریال تلویزیونی بیست و شش ساعته در دست تهیه دارم.

 

اطلاعات مقاله:

مجموعه فرهنگی-هنری رودکی- شماره 34-35- مرداد و شهریور 1353- صفحات6-5-15

مجموعه لاله تقیان و جلال ستاری

 

ورود به صفحه مقالات قدیمی

anthropology.ir/old_articles

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی