رازوری زنانه

فاطمه سیارپور

بتی فریدان (2006-1921 ) در کتاب رازوری زنانه(1963) (The Feminine Mystique) به بررسی تاثیر شرایط اجتماعی فرهنگی دهه ی 60 بر زندگی زنان پرداخته است. در سال های جنگ جهانی دوم زنان آمریکایی برای کسب درآمد بیشتر و یافتن شغل بهتر به منظور پرکردن خلا اقتصادی ناشی از عدم حضور مردان در جامعه، به سراغ تحصیلات عالی می روند. بدین ترتیب درسال های پس از جنگ، آمریکا با وضعیتی مواجه می شود که این زنان تحصیل کرده کار خود را به نفع مردان از جنگ بازگشته از دست می دهند زیرا در این شرایط  تفکر غالب، تفکر« ترکیب مرد فعال و زن خانه دار  مساوی با رفاه جامعه است» ایدئولوژی روز جامعه بوده و بدین سان زنان بسیاری به ویژه از طبقه ی متوسط خانه نشین می شوند. در این میان فریدان در چنین شرایطی به جستجوی پاسخ این پرسش می پردازد که آیا زن آمریکایی احساس خوشبختی می کند؟

فریدان در این کتاب با نگاهی انتقادی به وضعیت زنان در جامعه ی پس از جنگ در فصلی با عنوان « قهرمان خوشبختی به نام زن خانه» می پردازد و ذیل طرح مشخصه های جامعه ی آن روز مانند مصرف گرایی افراطی، سکس زدگی، روزمرگی و در یک کلام بی هدفی، زندگی آنان را به چالش می کشد. به نظر می رسد پیشفرض فریدان به احساس خوشبختی این نیست که نشان دهد زن آمریکایی خوشبخت است یا خیر، بلکه بیشتر مدنظر او این است که نشان دهد شرایط پیشرفته ی جامعه ی پس از جنگ مانند وجود تکنولوژی هایی مثل ماشین ظرفشویی و استفاده از آن ها در امور خانه داری، با صرفه جویی زمانی و در نهایت آزاد کردن و در اختیار گذاشتن وقت بیشتر برای مصرف دلبخواهی، آیا توانسته است به کشف و خلق انسانیت جدای از جنسیت به زنان کمک کند؟ یا آن که وجود چنین پیشرفت هایی تنها با آزاد کردن وقت بیشتر به روزمرگی بیشتر منجر می شوند؟ روزمرگی هایی که حاصلش جز آشفتگی روحی ناشی از گذران بی رویه ی زمان و بازده پایین آن نیست و هدر رفتن عمر بی آن که برای خود زن- جدا از وظایف و مسئولیت های همسری و مادری - آفرینشی در پی داشته باشد و منجر به رشد شخصیتی وی شود. نکته ی متناقض این جاست که چنین زنانی همگی دارای تحصیلات عالی هستند اما در این سال ها به ازدواج و خانه داری روی آورده اند!

فریدان در این کتاب به بحران هویتی زن در فصل « بحران کیستی زن»می پردازد و این پرسش را پیش می کشد که زنان چه آینده ای برای خود تصور می کنند؟ آیا شرایط فعلی همان چیزی است که در کودکی و نوجوانی آرزو می کردند؟ زیرا زنان این نسل به نیکی دریافته بودند که باید با وضعیت مادران شان متفاوت باشند ولی شرایط اکنون چیز دیگری است و به نظر می رسد به اجبار به آن تن داده و خود را به روزمرگی دچار کرده اند. او از این وضعیت به «بحران نقش» تعبیر می کند( ترجمه فارسی- ص 74) و خاطر نشان می سازد بحران نقش یا هویت زنان بحرانی است که از وقوع بلوغ جلوگیری می کند و با ویژگی رازوری زنانه استمرار یافته و جاودانه می شود. زیرا فرهنگ به زن ها اجازه نمی دهد نیازهای اولیه شان را رشد دهند و از تمام نیروهایشان برای رسیدن به مقام انسانیت و نه زن بودگی صرف، استفاده کنند.

«سفر شورانگیز »نام بخش دیگر کتاب است و نویسنده در آن به تحسین و تشویق حرکت یک قرن پیش زنانی می پردازد که با وجود تمام مشکلات در راه رسیدن به حقوق برابر زنان/مردان مبارزه کرده اند، اما معتقد است چنین سفرشورانگیزی مقهور شرایط کنونی جامعه شده و این وضعیت خود را به زنان تحمیل کرده است.زیرا چشم انداز آنان رسیدن به مفهومی به نام مرد با تمام امتیاز ها و حق و حقوق ها بوده و زنان آزادی می خواستند که به مرد برسند، حالا این آزادی وجود دارد ولی انسانیتی شکل نگرفته است!

از آن جا فریدان به نگاه جنسیتی فروید در بخش «خودباوری جنسی زیگموند فروید» نقدهای شدیدی وارد کرده، خود از سوی اندیشمندان جامعه نیز مورد نقد واقع شده است. او به سوءتعبیر از اندیشه های فرویدی می پردازد و معتقد است آموزه های او باعث شد تا امر رازوری زنانه بیش از پیش محکم شود و همین امر مانعی برای درک و خلق انسانیت در زنان باشد. او با این باور که خود فروید نیز به حکم انسان بودن در شرایط اجتماعی فرهنگی دوره ی خودش یعنی عصر ویکتوریایی گرفتار و متاثر از آن بود، معتقد است تعمیم یک نظریه به تمام دوران و مکان ها کاری اشتباه است و در این باره مفهوم «حسرت ذکر» فروید نیز که برای تفسیر دنیای زنانه و مسئله ی زنانگی بسیار مورد ارجاع واقع شده است، خطایی بس بزرگ تلقی می شود. زیرا با این تفسیر زن موجودی حقیر، کودک وار و منفعل است که احساس خوشبختی برای او تعریف نشده و برای رهایی اش باید بیش از بیش به مرد وابسته شود تا ضمن تصدیق فرودستی طبیعی اش، به عنوان زن، تنها به اوج لذت جنسی نائل شود. در حالی که آمریکای دهه های 50 و 60 زنانی را به خود دیده است که متفکرانه همدوش و پابه پای مردان می توانند خلاقانه کارهای بزرگی انجام دهند. بدین ترتیب این جا نیز باید رازوری زنانه به چالش اساسی کشیده شود.

اگرچه فریدان در کتاب همواره به نقد دیدگاه های روانکاوی، جامعه شناسی و انسان شناسی پرداخته است، اما در فصل «تصلب کارکردی، جلوه گری زنانه و مارگارت مید» به طور اختصاصی به نقد دو دیدگاه کارکردگرایی و تئوری های فرهنگ و شخصیت با محوریت مارگارت مید و مفهوم جلوه گری زنانه پرداخته و معتقد است کارکردگرایی با رد آینده و توقف در حال بیشتری تاثیر را در رازوری زنانه داشته است. زیرا کارکرد حکم می کند که هر چیزی در جامعه همان طور است که باید باشد و جز این نیست و مفری برای عدم تحلیل و تنبلی جامعه شناسی آمریکایی بوده است. از سوی دیگر معتقد است تلاشگرانی چون مید در گسترش رازوری زنانه نقش زیادی داشته اند زیرا او نیز به پاسداشت زنان در نقش زنانه با کارکرد زیست شناختی جنسی دامن زد و به دفعات تحت تاثیر فروید که آناتومی همه چیز است، از نسبی گرایی انسان شناختی فاصله گرفت و زنانگی را در جلوه گری تعریف کرد. اگرچه توانست الگوهای متکثری از شخصیت زنانه و مردانه ارائه دهد، اما متاسفانه رازوری زنانه هر چیزی را که خوشایند باشد برای خود اخذ می کند.

در فصل «مربیان جنس گرا» فریدان به ذکر این نکته پرداخته که گرایش به داشتن تحصیلات عالی در دختران، کالج های آمریکا را با وضعیتی مواجه کرد که طی آن تعداد زنان به نسبت مردان بیشتر شد. در این میان از شدت تولیدات علمی و خلاقانه ی مربیان و اساتید دانشگاه با این نگاه که زنان متعلق به خانه هستند، و نیازی به پویایی نیست، کاسته شد و نوعی افول علمی پدید آمد. آن چه مشخص است  نقش خود دختران دانشگاهی در خلق این رکود علمی تردیدناپذیر است و به رازوری سفت و سخت زنانه دامن می زند.

در فصل «انتخاب اشتباه» او به تحلیل وضعیت نامتوازن و نامساوی جامعه ی پس از جنگ می پردازد. مرد آمریکایی از جنگ برگشته است با کوله باری از مشکلاتی که بر دوش او و جامعه نهاده شده است: ازدواج به تاخیر افتاده، نیاز به ازدواج و یافتن پناهگاه عاطفی، مشکل بیکاری و بی پولی و غیره که باعث شد زن تحصیل کرده ی آن روزگار دوباره به خانه بازگردد و در پرتوی این انتخاب فردیت خود را با امنیت به دست آمده توسط مرد معامله کند، شوهر نیز به دنبال او کشیده و در خانه به سوی جهان بسته شد و وجهی دیگر از رازوری زنانه خود را نشان داد.

«فروش جنسی» بخشی است که به تکمیل کردن سناریوی رابطه ی بازار و تجارت و اقتصاد و زن خانه دار می پردازد و به طور کلی و خلاصه معتقد است تجارت یک رابطه ی دوسویه با زن خانه دار دارد و اگر زن خانه دار نباشد، مسئله ی فروش کالا مفهوم خود را از دست می دهد. از سوی دیگر سرمایه داری به زن آموزش می دهد که باید به جدیدترین ابزارهای خانگی مجهز شود و نیازش در ابتیاع و مصرف آن نیز روزبروز گسترش یابد تا چرخه ی تجارت ، تولید کالا و زن خانه دار همواره حفظ شود. رازوری زنانه نیز به خانه دار بودن و ماندن زن کمک می کند.

بخش «برای وقت کشی کارِخانه زیاد می شود» موقعیت زن را به عنوان تنها مدیر مهم و برازنده و بی رقیب خانه تحلیل می کند و استفاده از لوازم نوین را در امور خانه داری و صرفه جویی زمان را تا حدی کارگشا می داند که زنان از آن برای اموری استفاده کرده اند که در خانه داری بهتر و برتر باشند.

نسل بعدی این زنان پرورش یافتگانی هستند که تحمل سختی را ندارند و در بخشی به نام «جویندگان س ک س» بررسی شده اند. ازدواج پیش از موعد و بی بند و باری جنسی ویژگی این نسل برشمرده شده و نسلی ضعیف و منفعل شناخته می شوند.

«انسان زدایی تدریجی: اردوگاه های کشتار جمعی تدریجی» وضعیتی را تبیین می کند که طی آن نه تنها زن آمریکایی که مرد آمریکایی نیز در آن گرفتار شده و زن به خاطر چسبیدن بیش از حد به رازوری اش جامعه را به سوی نابودی می برد. زیرا امکان حفظ هویت فردی و در عین حال سازگاری با یک چارچوب داوری که به خودی خود ویران گر آن هویت فردی است وجود ندارد  و چنین تضادی غیرقابل مدیریت است. بدین ترتیب زن از ارزش های انسانی خود فاصله می گیرد و جامعه نیز به تبع او چنین می شود.

معالجه به شکل سازگاری با فرهنگ جامعه که مدت ها مورد تاکید بسیاری از درمانگران بوده است، مورد نقد فریدان واقع شده و در فصل «خود فدا شده» معتقد است زاروری سازگارشده ی زنانه با جامعه به معنی نسپردن هر گونه تعهد به جامعه و آینده ی آن است و به میزان خودتخرییگری مردانه قدرت مخرب دارد. جهنم روزمرگی مشابه دنیای اسکیزوفرنیک جدا از آینده و حال است و این مسئله نه علت نگرش آن به آینده که نتیجه ی نگرش معوج وی به آینده است.

«طرح زندگی جدیدی برای زنان» سعی می کند به تبیین مسیری بپردازد که از تغییر برخورد نسبت به کارِ خانه شروع می شود. او معتقد است کار خانه را باید سریع و بهینه انجام داد. گام بعدی قراردادن ازدواج در جایگاه واقعی آن و زدودن حجاب قلابی عظمت رازوری زنانه است. داشتن یک شغل نه به مثابه وقت کشی یا کمک خرجی برای خانواده بلکه برای برزو استعدادهای زنان گام بعدی است. بدین ترتیب شکستن غول رازوری زنانه در چنین شرایطی بیشترین کمک را به بهبود اوضاع جامعه می کند.

 

رازوری زنانه – بتی فریدان

مترجم ویراستار: دکتر فاطمه صادقی

مترجمان: فاطمه صادقی، هما مداح، مهدی مجتهدی، یاشار گرمستانی، حسین ورجاوند، علی عبدی،

نشر نگاه معاصر، چاپ اول، 1392 ، 371 ص، 160000 ریال

 

ایمیل نویسنده: fsayyarpour@yahoo.com

 

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294

 

 

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

سیارپور، فاطمه / معاونت انتشارات و مدیر مرکز اسناد

مطالب نویسنده