شهرهای تاریخی جهان اسلام (3): شیراز (بخش دوم)

آ. لمبتون ترجمه ی ملیحه درگاهی

بنا بر متون عربی شیراز، یکی از شهرهای تاریخی ایران است که در جنوب غربی استان فارس واقع شده. این شهر در عرض جغرافیایی 29 درجه و 36 دقیقه ی شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 32 دقیقه ی غربی، ارتفاع 1524 متری و در انتهای غربی آبگیر بزرگی که در حدود 130 کیلومتر مربع طول و 24 کیلومتر مربع عرض دارد، قرار گرفته است، اگرچه پهنای این آبگیر در منطقه ی خود شیراز کمتر می شود.
این شهر اسلامی بر محل همواره اشغال شده ای استقرار یافته که امکان دارد تاریخ آن به دوره ی ساسانی و یا حتی به زمانهای قبل تر بازگردد. شهر احتمالا در پایان قرن هفتم پس از میلاد یا با آغاز قرن هشتم توسط محمد، برادر حاکم شرقی بنی امیه حجاج ابن یوسف، یا بوسیله ی پسر عمویش محمدبن قاسم ساخته و یا مرمت شده است.
طبق گفته ی مستوفی 18 روستا در شهر وجود داشت که توسط قناتهای اطراف شیراز که به شهر تعلق داشت، آبیاری می شدند. شبکه ای از راهها از شیراز انشعاب می یافت (ببینید لی استرنج (Lee Strange)، زمینها). این شبکه در جنوب از طریق رشته کوههای بلند و در شمال از طریق تپه هایی که آن را از مرودشت جدا می کنند، به خلیج فارس منتهی می شود. ذخیره ی آبی شهر قناتها هستند که مهمترین آنها قنات رکناباد است که توسط رکن الدوله پسر بایا (Buya) ایجاد شده است. جولای با میانگین حرارت 85 درجه گرمترین و فوریه با 47 درجه سردترین ماههای سال هستند. بارش سالانه 384.6 میلی متر است. چندین زلزله ی مهم در شیراز رخ داده است که زلزله های سال 1824 و 1853 مرگ و میر و خسارات مالی سنگینی را به جای گذاشتند. همچنین شهر طی قرون متمادی متحمل خشکسالی، قحطی، اپیدمی و محاصرات شده است.
در سرتاسر قرون وسطی شیراز مرکزی برای یادگیری بود و در این شهر الهیات اسلامی، عرفان و شعر به شکوفایی رسیدند. ابن خفیف (982/371)، که یک رباط (ribat) در شیراز بنا کرد در همین شهر به خاک سپرده شد. قاضی ها، علما، صوفیان و تا اندازه ای حاکمان شهر و همچنین مردم به طور کلی در زندگیِ شدیدا مذهبی که غالب بود، شریک بودند. مستوفی خاطر نشان ساخته که مردم شیراز بیشتر به فقر مقدس خو گرفته و ارتدوکس های سخت گیری بودند. ابن بطوطه نیز عنوان می کند که مردم شیراز بویژه زنان با خصوصیاتی همچون پارسایی، سرچشمه های مذهبی و خلوص در رفتار تمایز یافته بودند (رهلا ( Rihla)، ii، 54، ترجمه ی گیب ( Gibb)، ii، 300). مرکز قانون دهابیا که دراوایل قرن 17/11 تأسیس شد و هنوز هم باقیست در شیراز قرار دارد ( ببینید آر.گراملیش ( R. Gramlich)، دراویش شیعه در ایران، ویسبادن (Wiesbaden) 81-1965). حافظ شاعر که در زمان شاه شجاع پسر مبارزالدین محمد در شیراز زندگی می کرد (84-1357/86-759)، بیرون از شهر به خاک سپرده شد، محل تدفین سعدی شاعر نیز که در بارگاه اتابک ابوبکر پسر سعد به شکوفایی رسید، در خارج از شهر قرار دارد (61-1226/59-623).
در اوایل قرن شیراز در کنترل حاکمان خلیفه بود. آل استخری خاطر نشان می سازد که نرخ مالیات در شیراز جنبه ی عمومی داشت. وی عنوان می کند که زمینهای بازار به حکومت (سلطان) تعلق داشت و افراد عادی باید اجاره پرداخت می کردند. در میانه ی قرن 9/3 یعقوب لیث صفاری فارس را تصرف کرد و شیراز را پایتخت خود ساخت. برادرش امربن لیث که جانشین وی شد در جایگاه فعلی مسجد جامع، یک مسجد جامع ساخت. علی ابن بایا عماد الدوله در سال 933/321 فارس را اشغال کرد. پسر خواهرش عدادالدوله (Adud al-Dawla)  ابن رکن الدوله که از سال 949/338 تا 977/366 بر فارس و از سال 977/366 تا 983/372 بر فارس و عراق حکوکت می کرد، جانشین وی شد. در زمان حکومت وی شیراز به یک مرکز فرهنگی و اقتصادی مهم بدل شد. فردی با نام مستعار حدود العالم ( نوشته شده در سال 3-982/372) بیان می کند که شیراز شهری بزرگ و پر رونق با دو آتشکده بود. عداد الدوله یک کتابخانه ی بزرگ، بیمارستان و چندین مسجد، باغ، کاخ، بازار و کاروانسرا و یک اردوگاه با نامِ کرد فنا خسرو (Kard Fana Khusraw) برای سربازان خود در شهر بنا کرد. شیراز به شهر کوچکی بدل شد که در آن تجارت گسترش یافت. درآمد سالانه در زمان او 16000 دینار بود. بر طبق گفته ی ابن بلخی شیراز و کرد فنا خسرو با یکدیگر 316000 دینار بیشتر از سرانه ی کلی فارس که بالغ بر 2،150،000 بود، درآمد داشتند. پس از مرگ عداد الدوله کرد فنا خسرو از بین رفت و هنگامیکه ابن بلخی در اولین دهه از قرن 12/6 به نگارش می پرداخت، چیزی از اردوگاه به جز ویرانی باقی نمانده بود و درآمد تخمین زده شده ی آن 250 دینار بود، اگرچه میزان پول جمع آوری شده بیش از 120 دینار نبود. بیمارستان مربوط به این دوره نیز تخریب شد اما کتابخانه ای که برای خانواده ی قاضی القضات فارس نگهداری شده بود، همچنان وضعیت مناسبی داشت.
با نزدیک شدن به اواخر حکومت آل بویه بی نظمی بیشتری در نواحی اطراف شیراز بوجود آمد. صمصام الدوله ابوکالیجار به خاطر هراس از حملات، دیوار محکمی در اطراف شهر ساخت. بر طبق گفته ی آل مقدیسی شهر هشت دروازه داشت، اگرچه برخی مقامات رسمی از یازده دروازه یاد کرده اند. ارقامی که طی سالهای اولیه حکومت سلجوقی برای فارس ذکر می شوند گیج کننده هستند. در سال 8-1047/439 ابو کالیجار پسر سلطان الدوله با طغرل بیک صلح برقرار کرده و تحت لوای وی بر شیراز حکومت کرد. پسرش فولاد السلطان جانشین وی شد و در سال 1062/454 توسط فدلویا (Fadluya)، رهبر کُرد شبانکارا، سرنگون شد، فدلویا سال بعد به هنگام بازگشت توسط ارتشی از کرمان به فرماندهی قاورد (Qawurd) شکست خورد. طی این سالها شیراز دائما مورد غارت و چپاول قرار گرفت. پس از مرگ ملک شاه (1092/485) کنترل سلجوقیان بر فارس ضعیف شد ولی به نظر می رسید بسیاری از حاکمان با وجود کشمکش میان امیرهای رقیب برای اداره ی استان، درجه ای از امنیت و حکومت مناسب را در شیراز ایجاد کرده باشند. در این بین می توان چولی سغَو (Chawli Saqaw)، قراچا ( Qaracha)، منگو برس ( Mengu-Bars) و بز-ابا ( Boz-Aba) را نام برد. چولی سغو توسط محمد ابن ملک شاه در سال 9-1108/502 یا 10-1109/503 به حکومت فارس منتصب شد و به همراه اتابک خود چَغری ( Chaghri)، پسر کوچک محمد، به این شهر رفت. قراخا که اتابکِ سلجوق شاه پسر محمد بود مدرسه ای را در شیراز بنا نهاده و وقف کرد که در قرن 14/8 یکی از مدارس بزرگ شهر به شمار می آمد.
منگو برس نیز مدرسه ای در شیراز ساخت و طی حکومت وی ابو نصر لالَ ( Abu Nasr Lala) مدرسه ای را در نزدیکی دروازه ی اسکندر تأسیس کرد و هنگامیکه زرکوب در حال نوشتن تاریخ محلی خود، شیراز نامه، بود این مدرسه شرایط بسیار مطلوبی داشت. پس از مرگ منگو برس، بز-ابا در سال 8-1137/ 532 مالکیت فارس را از آن خود کرد. وی توسط قراسنقر از قدرت کنار رفت ولی مجددا در سال 40-1139/534 استان فارس را گرفت. او در سال 1147/542 از دنیا رفت. همسرش زاهده خاتون چنانچه زرکوب بیان داشته برای بیست و یک سال بر شیراز حکومت کرده است (این مدت احتمالا طی دوران زندگی بز-ابا، زمانیکه وی اغلب در شهر حضور نداشته و دوران پس از او بوده است). زاهده خاتون مدرسه ی باشکوهی را در شهر ساخت و شمار زیادی اوقاف برای آن بنا نهاد. شصت فقیه و بسیاری از پرهیزگاران مستمری روزانه دریافت می کردند و به افراد مقیم مدرسه آموزش می دادند. این مدرسه مناره ی بلندی داشت اما چنانچه زرکوب ذکر می کند زمانیکه وی مشغول نوشتن شیراز نامه بوده مناره تخریب شده است.
در نیمه ی قرن 12/16 سلغوریها حکومت فارس را بدست گرفتند و در زمان حاکمیت آنان شیراز به شکوفایی رسید. سلغوریها و وزیرانشان تأسیسات خیریه ی بسیاری را بنیان گذاشتند. پایه گذار خاندان، سنغور ابن مَودود (3-1162/558)، مدرسه ی سنقریه و یک مسجد، یک مناره در نزدیکی مسجد و یک سقایا ( siqaya) نزدیک به مدرسه، بنیان گذاشت. مقبره ی وی در مسجد سنقریه بود و 208 سال پس از مرگ او مردم شیراز هنوز در پی بر آوره ساختن نذر و نیازهای خود در مسجد بودند و قاضی شرع قسم هایی را می پذیرفت که به نام مقبره ی وی باشند. زنگی ابن مودود (570 یا 6-1175/571) چندین روستا و قطعه زمین را جهت وقف برای زیارتگاه ابن خفیف بنیان گذاشت. وی همچنین یک ریبات در شیراز ساخت. امین الدین کازرونی (2-1171/567)، وزیر تکل ( Tekele) ابن زنگی که جانشین زنگی ابن مودود شد، یک مدرسه نزدیک به مسجد عتیق و ریبات ساخت. پس از یک دوره کشتار و درگیری که طی آن کشاورزی از بین رفت و خشکسالی و طاعون آغاز شد، سعدبن زنگی (1226-1195/623-591) برتری خود را تثبیت کرد و در سالهای ابتدایی قرن 13/7 شکوفایی و رونق اعاده شد. طبق گفته ی وساف (Wassaf) تاریخدان، مدیریت مالیاتی سعد سهل گیرانه بود. وی یک دیوار اطراف شهر، یک مسجد جامع جدید باشکوه و بازار اتابکی را ساخت. وزیر او امید الدین ابو نصر اسد نیز مدرسه ای را در منطقه ی دروازه استخر بنا کرد. سعد که حکومت خود را تا کرمان گسترش داده بود در سال 17-1216/613 به عراق حمله کرد ولی توسط محمد شاه خوارزم شکست خورد. در بازگشت به شیراز پسرش ابوبکر ناراضی از شرایطی که با خوارزم شاه داشت مانع از ورود وی به شهر شد. در جنگی که پیامد این قضیه بوجود آمد سعد مجروح شد اما مردم شیراز شب هنگام به وی اجازه دادند وارد شهر شود. او ابوبکر را دستگیر و زندانی کرد. هر چند با مرگ سعد در سال 1-1230/628 ابوبکر جانشین وی شد.
در این زمان مغولها در حال پیشروی در ایران بودند و بنابراین ابوبکر خواهرزاده ی خود تهمتن را با پیشنهاد تسلیم و موافقت با پرداخت خراج به اگدی ( Ogedey) فرستاد. بدین ترتیب شیراز در مقابل تاخت و تاز مغولها مصون ماند و به هر جهت حاکمان نظامی مغول به شیراز آمده و در خارج شهر زندگی کردند. هر چند شرایط مساعد مالیاتی که در زمان سعد ابن زنگی غالب شده بود، ادامه پیدا نکرد. درخواستهای فرمانده های مغول و تأسیس امپراطوریهای مغول همراه با  احتیاجات ارتش و سیستم اداری ابوبکر افزایش می یافت. اقامتگاه جدیدی با نام مرآتی توسط عماد الدین مرآتی، فرمانده ی دیوان الانشای ابوبکر، بنا شد. تحت فرماندهی وی مالیاتهای سنگین تری برای شیراز وضع شد که از جمله مالیات خانه (دارات)، تیارات ( tayyarat) (معنای این اصطلاح مشخص نیست؛ شاید در این متن به معنای مالیات آب باشد)، تعرفه بندی هایی برای واردات پوشاک، مالیات برای اسبها، قاطرها، شترها، گاو و گوسفندها و مالیاتهای تمقا ( tamgha) بر مواد غذایی غیر از گندم و جو را شامل می شدند. با وجود تعیین مالیاتهای سنگین، در منابع از ابوبکر به خوبی یاد شده است. او میراثهای خیریه ی بسیاری بنیان گذاشت. وی یک بیمارستان در شیراز و یک سقایا در مسجد عتیق ساخت و اوقاف بسیاری برای آنها ایجاد کرد. دو تن از وزرای وی، امیر مقرب الدین (7-1266/665) و فخرالدین ابوبکر نیز راه او را در پیش گرفتند، مقرب الدین یک مدرسه در بازار شیراز و یک ریبات متصل به آن در مسجد عتیق، یک دارالحدیث و بیمارستان و یک سقایا در کنار مسجد عتیق بنا کرد و اوقاف بسیاری برای آنها ایجاد نمود، در حالیکه فخرالدین یک مسجد جامع، دارالحدیث، بیمارستان و سقایا ساخت. هنکامیکه زرکوب در حال نوشتن کتاب خود بود مسجد جامع به خوبی مرمت شده بود و نمازهای جمعه در آن برگزار می شد.
پس از مرگ ابوبکر در سال 1261/659 بی نظمی فارس را فرا گرفت. در نهایت هولاکو، ایلخان مغول، جهت انتقام قتل دو بسققس (basqaqs) که هولاکو به شیراز فرستاده بود توسط سلجوق شاه پسر سلغور شاه، ارتشی را عازم این شهر کرد. سلجوق شاه در سال 4-1263/662 شکست خورد و کشته شد. آخرین سلجوقی ابیش دختر سعد بود (7-1286/685). او با طش مونکه ( Tash Monghke)، پسر هولاکو، ازدواج کرد، او به عنوان سهم ازدواج (مهریه و شیربها) املاکی در شیراز و امتیازی از مالیاتهای شهری دریافت کرد. در ابتدای سال 1266/665 دو مأمور اداری مغول به شیراز فرستاده شدند تا در مورد خزانه ی استانی اطلاعاتی کسب کرده و مالیاتهای سالانه را دریافت کنند، مسئولیتی که مغولهای قادر به انجام آن نبودند. اندک سالهای بعدی با بی نظمی و آشفتگی بیشتری همراه بود. در سال 1281/680 اباقا از دنیا رفت. تکودر با فرمانی مبنی بر عزل بلوقان (Bulughan)، بسقق (basqaq) اباقا، طش مونکه را به حاکمیت شیراز منتصب کرد. بلوقان گریخت و فارس تسلیم تاش مونک شد. زمانیکه تاش مونک در سال 4-1283/682 به اردو بازگشت همسرش ابیش از جانب تکودر حاکم شیراز شده بود. انتصاب وی با آغاز سه سال خشکسالی و قحطی در سال 7-1284/5-683 مصادف شد که طی این سه سال آنگونه که وصاف ( wassaf) بیان می کند 100،000 تن جان باختند. پس از مرگ ابیش در سال 7-1286/685 بی نظمی ها در شهر آغاز شد. جوئی (Jo’i) که از جانب ارغون برای بازگرداندن نظم به شهر فرستاده شده بود مالیاتهای گزافی از مردم گرفت.
در زمان حکومت ایلخانی ها مطالبات مکرر برای پرداخت مالیاتهای معوقه ایلچی ها و سایر قبایل بوجود آمد و هیچ گمانی مبنی بر این وجود ندارد که شیراز مستثنی از این مطالبات بوده باشد (لمبتون، مدیریت مالی مغولها در ایران، ii، در SI، Ixv، [1987]، 15-104). پس از این، شرایط با وجود بلایای طبیعی وخیم تر شد. بارانهای بهاری در سال 1299/698 دوباره باریدن گرفت؛ بیماری های فراگیر و اپیدمی سرخک شیوع پیدا کرد، چنانچه در اثر این بارشها آنگونه وصاف عنوان می کند 50،000 تن در شیراز و نواحی اطراف جان باختند. در زمان غازان خان گامهای بسیاری برای اصلاح سیستم اداری استان برداشته شد اما بر اساس گفته ی وصاف این اقدامات موفقیت آمیز نبودند. مستوفی از نبود عدالت در شیراز در زمان خودش یاد می کند. وی بیان می کند که مالیاتهای شیراز به عنوان تمقا وضع می شدند و میزان آنها 450،000 دینار بود. 500 بنگاه خیریه در شیراز وجود داشت که در گذشته توسط افراد ثروتمند ساخته شده بودند که تعداد بیشماری اوقاف داشتند اما، مستوفی ادامه می دهد، " تعداد کمی از این سازمانها به اهداف عالی خود دست یافتند: در اغلب موارد این بنگاهها در دست افرادی هستند که آنها را چپاول می کنند". وی عنوان می کند که شهر 9 دروازه و 17 بخش داشت (114). غازان خان یک دارالسید در شیراز بنا کرد و در سال 3-1302-702 یارلیقی (yarligh) مبنی بر این صادر شد که یک دیوار بلند و خندق عمیق در اطراف شهر ساخته شود. در آن سال پنج تومان طلا، احتمالا از مالیاتهای شیراز، برای این کار اختصاص داده شد، زمانیکه به اثبات رسید این میزان پول ناکافی است دستور صادر شد که درآمد کل سال صرف ساخت دیوار و خندق شود. چیزی در مورد اینکه این کار به اتمام رسید یا خیر بیان نشده است.

منبع:
A.K.S. Lambton, "Shiraz"  in, E. Bosworth, 2007, Historic Cities of the Islamc World, Leiden, Boston: Brill; 476-479

email:malihedargahi@yahoo.com

بخش های پیشین:

ری
http://anthropology.ir/node/18609

تبریز (4)
http://anthropology.ir/node/17934  

تبریز (3)
http://anthropology.ir/node/17696

تبریز (2)
http://anthropology.ir/node/17478

تبریز (1)
http://anthropology.ir/node/17249

یزد (2)
http://anthropology.ir/node/16996

یزد (1)
http://www.anthropology.ir/node/16757

شیراز
http://www.anthropology.ir/node/16254

اصفهان
http://anthropology.ir/node/15822

مشهد (2)
http://anthropology.ir/node/15533

مشهد(1)
http://anthropology.ir/node/15433


 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

درگاهی، ملیحه

مطالب نویسنده